شیرین سعیدی: جذب سرمایهگذاری خارجی و ایجاد فرصتهای سرمایهگذاری یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی ایران بوده است. چندی پیش آنکتاد اعلام کرد، کل جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی ایران در سال 2006 حدود 901 میلیون دلار بوده اما سازمان جذب سرمایهگذاریهای خارجی اعلام ایران، کرد در دو سال گذشته بیش از 10 میلیارد دلار جذب سرمایهگذاری خارجی داشته است. حتی رتبۀ ایران در جذب سرمایهگذاری خارجی در سطح منطقه نیز نشان میدهد ایران با توجه به منابع، نیروی کار و ثروتهای در اختیار و ... از جایگاه چندان مناسبی برخوردار نیست. در کل جهان در سال 2006 حدود 1306 میلیارد دلار سرمایه جذب شده که سهم ایران بنا به گفتۀ آنکتاد تنها 901 میلیون دلار بوده است. صرفنظر از تناقض میان آمارهای سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران و آنکتاد بسیاری از کارشناسان معتقدند ایران بنا به دلایلی فرصتهای سرمایهگذاری بسیاری را از دست داده است فرصتهایی که برخی از آنها در نبود استراتژی مناسب از دست رفتند. برخی صاحبنظران معتقدند که از دست رفتن این فرصتها مربوط به شیوۀ بازاریابی در بازارهای جهانی است اما برخی دیگر از کارشناسان از دست رفتن این فرصتها را مربوط به شیوه و سیاستهای خارجی ایران میدانند اگر چه اغلب کارشناسان این امر را تایید میکنند که سیاستهای خارجی و منافع اقتصادی رابطۀ تنگاتنگ و مستحکمی با یکدیگر دارند. محمدحسین عادلی رییس کل پیشین بانک مرکزی در مورد روابط خارجی و مناسبات سیاسی بینالمللی کشورها در گفتوگو با «سرمایه» معتقد است: «در روابط اقتصادی خارجی مناسبات سیاسی و بینالمللی دو کشور بسیار به هم مرتبط و در حقیقت لازم و ملزوم یکدیگر هستند.» وی افزود: «این روابط همیشه وجود داشته، یعنی از زمانی که ملتها در پی یافتن ثروت برای قدرت گرفتن در دنیا بودند.» عادلی در مورد پیشینۀ روابط اقتصادی و سیاسی در ایران خاطرنشان کرد: «در اواخر دهۀ 70 و هم در دولت قبل از آن (دولت هاشمی) پیوند بین روابط اقتصادی و بینالمللی آغاز شد اما کمتر کسی برای آن اهمیت ویژهای قایل بود.»
وی افزود: «البته در اواخر دهۀ 70 موضوع به شکل جدی در وزارت خارجه مطرح شده، بحثی که به آن «دیپلماسی اقتصادی» میگفتند، حتی چندین سمینار در این باره برگزار شد.» رییس کل پیشین بانک مرکزی در مورد شیوۀ برقراری این ارتباط گفت: «در همان زمان قرار بر این شد که از رییسجمهوری گرفته تا اعضای وزارت خارجه و سفرا، فرصتهای سیاسی به وجود بیاورند که در این فرصتها بنگاههای اقتصادی قدرت فعالیت داشته باشند.»
وی افزود: «البته در چند سال اخیر دولت نیز بسیار علاقهمندی نشان داده تا از بنگاهها برای حضور در عرصۀ فعالیتهای بینالمللی حمایت کند.»
عادلی در تشریح وضعیت موجود و رابطۀ بین فعالیتهای اقتصادی و سیاست خارجی گفت: «اقتصاد به مثابۀ یک خودرو و سیاست خارجی به مانند یک جاده است. اگر این جاده سنگلاخ و ناهموار باشد، خودرو شما هر چقدر هم خوب باشد، باز هم به سلامت به مقصد نمیرسد اما اگر جاده هموار باشد، خودرو ولو با امکانات اندک و بسیار ابتدایی باز هم به سرمنزل مقصود میرسد.»
وی افزود: «اما باید در نظر داشت که در جایی روابط اقتصادی به ثمر میرسد که پس از ایجاد روابط سیاسی در گام نخست برای ایجاد و استحکام روابط سیاسی در گام نخست برای ایجاد و استحکام روابط اقتصادی بنگاههای بزرگ و دولت پیشقدم شوند تا بتواند از بنگاههای خرد و کوچک حمایت کند.»
بازارهای از دست رفته
با این اوصاف در چند سال اخیر آن طور که باید و شاید ایران نتوانسته از فرصتهای اقتصادی به عنوان یک حمایتکننده عمل کند. به همین جهت فرصتهای بازرگانی مناسبی در کشورهای آسیایه میانه از دست رفت و به دست ترکیه افتاد. همین مساله در مورد عراق نیز در حال تکرار است و در مورد افغانستان نیز این داستان کمابیش تکرار شده و افغانستان جزو بازارهای از دست رفته به حساب میآید. این فرصتها میتوانست از ایجاد کارخانهها و مراکز تولیدی خودروهای سبک و سنگین گرفته تا مراکز تولید محصولات غذایی و حتی نان باشد. البته برخی کارشناسان و صاحبنظران معتقدند که برای بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی نیازمند الحاق به اقتصاد جهانی و استفاده از فرصتهای جهانی هستیم. علی ماجدی، کارشناس اقتصادی در مورد استفاده از فرصتهای اقتصادی در دنیا گفت: «در یک منطقۀ جغرافیایی، بخشی از یک کشور یا منطقه با استفاده از مزیتهای سختافزاری و نرمافزاری به عنوان «موتور اقتصادی» کشور یا منطقه فعالیت میکند. مناطقی مانند دالیان و شانگهای در چین یا حیدرآباد در هند و ... از این نوع مناطق هستند.»
وی افزود: «امکانات سختافزاری در این مناطق دانشگاههای معتبر، فرودگاههای معتبر، امکانات و راههای مناسب و ... است که زمینۀ مناسب برای رشد را دارد. امکانات نرمافزاری هم قوانین و مقررات منطقه است که در جهت پذیرش اقتصادی منطقه در نظام اقتصادی جهانی تسهیل میشوند. اگرچه ممکن است این تسهیل قانون و مقررات مشکلاتی را نیز در پی داشته باشد اما منفعت آن بیش از مشکلات و ضررهای آن است.» ماجدی در مورد پیوستن به اقتصاد جهانی و نقش دیپلماسی سیاسی در این بین گفت: «وجود مزیتهای سختافزاری و نرمافزاری یک بخش از فرصتهای اقتصادی است، بخش دیگر مربوط به پذیرش این منطقه توسط اقتصادی جهانی است و در این نقطه است که نقش دیپلماسی سیاسی اهمیت پیدا میکند در حقیقت دیپلماسی سیاسی میتواند با استفاده از راههای مختلف و متفاوت راه پذیرش این منطقه راه هموار کند.»
وی افزود: «با توجه به همۀ نکات ذکر شده، کشور ما پتانسیل ایجاد چنین منطقهای را دارد اما برای ایجاد این مناطق، تسهیلات مربوط به آن و جذب بازار و جهانی شدن اقتصاد عزم و ارادۀ چندانی وجود ندارد. این کار نیز نیازمند عزم ملی است. کشوری مانند چین و هند توانستند با استفاده از این روش فقر خود را درمان کنند اما متاسفانه ایران هنوز نتوانسته از فرصت جهانی شدن استفاده کند و این مساله به عنوان چالش با اقتصاد جهانی مطرح شده است.»
ماجدی خاطرنشان کرد: «برخورد با اقتصاد جهانی نیاز به یک تفکر نوین دارد که در کشور موجود نیست. در بیشتر مواقع برای چنین موقعیتهایی ایران ابتدا انتخاب سیاسی دارد سپس انتخاب اقتصادی، در حالی که به عقیدۀ من باید عکس این موضوع عمل شود.»
دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی جایگاهی ندارد
وی افزود:« دیپلماسی اقتصادی به شیوۀ امروزی در دولت ششم و هفتم مطرح شد اما به واقع بحث دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی کشورمان جایگاهی ندارد. متاسفانه کشور ما در مقایسه با کشورهای همجوار و کشورهایی که از لحاظ اقتصادی همتراز ایران بودهاند با استفاده از موقعیتهای موجود از ایران بسیار پیشی گرفتهاند.»