صبح دیروز دور جدید مذاکرات و گفتوگوها بین مقامات کشورمان و نمایندگان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حالی آغاز شد که مقامات آژانس قبلا از حل دو مسالهای پلوتونیوم و بازفرآوری خبر داده بودند.
با نگاهی به آخرین گزارش محمد البرادعی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مییابیم که نگاه آژانس و کلا نگاه غرب به برنامه اتمی ایران از جنبه اطمینان از صلحآمیز بودن این برنامه، به طرز محسوسی متحول شده و در پی اثبات نشدن نظامی بودن برنامه اتمی ایران، برخی کشورهای غربی به ویژه آلمان (یکی از سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران)، ایتالیا و اتریش خواستار راهکارهای دیپلماتیک و همکاری طرفین برای حل کامل موضوع شدند. اظهارات مقامات آلمانی و به ویژه مخالفت صریح این کشور با طرح جنجالی و جنگطلبانه فرانسه، همراه با موضع ایتالیا و اتریش که به شدت مخالف برخورد خصمانه فرانسه در برابر ایران هستند از تغییر لحن آشکار و محسوس اروپا و شکاف در جبهه مخالف ایران خبر میدهد. در این میان عامل اصلی را میتوان تایید منشا خارجی آلودگی تاسیسات ایرانی به اورانیوم بسیار غنی شده و همچنین حل بیشتر مسایل مطرح در پرونده دانست که صداقت و همکاری همهجانبه مقامات ایرانی در این زمینه موجب برطرف شدن بسیاری از ابهامات شد.
گستره همکاریهای داوطلبانه و وسعت بازرسیهای انجام شده از تاسیسات ایران به حدی است که در نوع خود در تاریخ آژانس بیسابقه است و این مساله اعتراضاتی را در داخل ایران نیز در پی داشته است.
اقدام ایران در جهت صدور روادید برای 40 نفر از بازرسان آژانس را میتوان از جمله مهمترین این اقدامات دانست که میتواند به شکل قابل توجهی بر پایان مسالمتآمیز این مساله صحه بگذارد و اراده تهران را برای پایان تنش فیمابین نشان دهد.
تلاش ایران برای برون رفت از این بحران موجب شده تا در اتحادیه اروپا برای مقابله با برنامه اتمی تهران و برخورد با کشورمان شکاف جدی به وجود آید که در یک طرف فرانسه قرار دارد که به شکل جدی خواهان راههای غیردیپلماتیک و توسل به تحریمهای شدیدتر و جدیتر علیه ایران است و هفته گذشته نیز طرحی را علیه کشورمان ارائه کرد که اقدامات تنبیهی و مجازاتهای گستردهتری را تدارک دیده و در طرف دیگر میتوان آلمان، اتریش، ایتالیا و اسپانیا را دید که برخلاف گذشته شدیدا مخالف گسترش فشارها و افزایش تحریمها بر ضدایران هستند و بعد از گزارش جدید البرادعی بارها بر موضع جدید خود اصرار داشتهاند و این مساله با توجه به اثبات نظامی نبودن برنامه اتمی کشورمان کاملا منطقی و توجیهپذیر به نظر میرسد. البته بیشتر نگرانی این کشورها را میتوان ناشی از نگرانی آنها در باب گسترش بحران و تنش در قلب انرژی جهان دانست و به ویژه با توجه به افزایش احتمال حل کلیه ابهامات و مسائل باقیمانده پرونده هستهای ایران، این کشورها مایل نیستند قربانی احتمالی اقدامات تلافیجویانه تهران در آینده باشند و در لیست سیاه دریافتکنندگان انرژی از ایران قرار بگیرند. اقدامات تلافیجویانه و تنبیهی برضد کشورهای مخالف حق قانونی ایران برای بهرهمندی از انرژی صلحآمیز هستهای، امری است که تهران بارها و مکررا بر آن تاکید و در گذشته نیز به طور محدود نمونههایی از آن را نیز عملی کرده است. اختلافات داخلی و مخالفتهای احزاب سیاسی و مردم این کشورها و فعالیتهای گروهها و سازمانهای ضدجنگ در اروپا و آمریکا را نیز میتوان از دیگر عوامل مهم در این زمینه دانست که به نوبه خود میتواند بر موضع احزاب سیاسی حاکم تاثیر بگذارد. کاهش شدید محبوبیت حزب کارگر انگلیس که منجر به لغو انتخابات زودهنگام این کشور نیز شد از نمونههای بسیار مهم این مساله است که میتواند برای احزاب سیاسی حاکم در کشورهای اروپایی یک هشدار جدید و در عین حال یک فاجعه مصیبتبار باشد.
مخالفت مقامات اتریشی با طرح فرانسه علیه ایران و همچنین مخالفت صریح مقامات آلمان با موضع فرانسه در حالی این شکاف عمیق را در جبهه غرب به وجود آورده که مقامات لندن نیز در راستای افزایش محبوبیت عمومی خود و در کنار بیرون کشیدن سربازان خود در عراق، از تندی لحن خود در برابر تهران کاستهاند. گوردون براون نخستوزیر فعلی انگلیس و رهبر جدید حزب کارگر در حالی از برنامه اتمی ایران با لحن معتدلتری صحبت میکند که روز گذشته مجبور شد به دلایلی که خود آنها را «نیاز به فرصت بیشتر برای معرفی برنامههای دولتش به مردم» نامید انتخابات زودهنگام این کشور را به تعویق بیندازد و قطعا در این شرایط نمیخواهد به هیچوجه تنشهای موجود در سیاست خارجی این کشور را افزایش داده یا جبهه جدیدی در قلب انرژی جهان بازکند که دولتش را بیش از پیش با مخاطرات سیاسی روبهرو کرده، آرای انتخاباتیاش را کاهش داده و جایگاه متزلزل حزب کارگر در افکار عمومی انگلیس را بیش از پیش تنزل دهد. گوردون براون همچنین اعلام کرد که بازهم تعداد سربازان انگلیسی در عراق را کاهش میدهد و مایل نیست کشورش بیش از این پیرو سیاستهای ایالات متحده باشد.
موضع اسپانیا نیز به عنوان رئیس دورهای اتحادیه اروپا از اهمیت خاصی برخوردار است. ایتالیا هم که معمولا از لحاظ سیاست خارجی همراهی و نزدیکی خاصی با اسپانیا دارد هفته گذشته مخالفت خود را در مورد طرح فرانسه و اتخاذ مواضع سختگیرانه در مورد پرونده اتمی ایران اعلام کرد و همچنین خواستار به کارگیری راهحلهای دیپلماتیک در برابر تهران شد.
حال که زمینه مناسب بینالمللی برای حل مسائل و مشکلات پرونده هستهای ایران برطرف کردن تهدیدهای فراروی منافع ملی کشورمان مناسب و فراهم است، چنانچه مقامات کشورمان بتوانند در یک رویکرد منطقی، سوالات باقیمانده آژانس را نیز جواب داده و نگرانیهای موجود را نیز برطرف کنند و عملا موردی برای ابراز نگرانی یا ابهام در برنامه هستهای ایران باقی نگذارند، میتوان به حل کامل منازعات و تنشهای موجود امیدوار بود و دیگر موردی برای ارجاع به شورای امنیت، که سه هفته دیگر نشستی درباره ایران دارد، باقی نمیماند. البته نکته قابل توجه در این زمینه این مساله است که مقامات آژانس اشاره کردهاند بسیاری از فعالیتهای ایران در زمینه طرحها و تجهیزات اتمی منشا خارجی و قاچاق دارد و همین مساله بررسی دقیق و همهجانبه تاسیسات و روند برنامه هستهای ایران را با دشواری و کندی مواجه ساخته است. به هر حال در حال حاضر تلاش ایران برای حل مسائل باقیماندهای همچون منشا طرح و تامین قطعات سانتریفیوژهای پی1 و پی 2، تاسیسات آب سنگین و پیشرفت برنامه ساخت و نصب آبشارهای سانتریفیوژهای گازی برای غنیسازی اورانیوم میتواند ایران را از روند نسبتا کند ولی رو به پیشرفت تحریمها و مجازاتهای غرب نجات دهد و پرونده ایران را به آژانس بازگرداند و این امر است که سردمداران سیاست خارجی و امنیت ملی کشورمان به شدت به آن امید دارند و برای این مهم تلاش میکنند.