تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۹  ، 
کد خبر : ۳۸۳۴۳

ریشه‌های سیاست خاورمیانه‌ای روسیه


داود کیانی

با آغاز نیمه دوم ریاست جمهوری پوتین در روسیه، سیاست خاورمیانه‌ای این کشور پذیرای تحرک و پویایی بسیار بالایی بوده است. سفر پوتین به کشورهای عربستان، قطر، اردن و امارات متحده و نیز عزیمت روسای کشورهای مصر، سوریه، عربستان و اردن به روسیه در کنار اقدام ابتکاری مسکو و دعوت از رهبر حماس و رئیس دولت خودگردان فلسطین، نمونه‌هایی آشکار از بروز تحول و یا تحرک در سیاست‌های خاورمیانه‌ای روسیه به شمار می‌آیند. با این همه، در ارتباط با علت یا عوامل پویایی سیاست خارجی روسیه نسبت به منطقه خاورمیانه، نگرش‌ها و تحلیل‌‌های متفاوتی وجود دارد که می‌توان آنها را در قالب دو رهیافت امنیتی و سیاسی تقسیم‌بندی نمود.

رویکرد امنیتی

براساس این نگرش، امنیت روسیه در گرو امنیت خاورمیانه است، بدین معنا که بروز هرگونه اختلال در صلح و ثبات منطقه ممکن است امنیت روسیه را به مخاطره انداخته و قطع نظر از زیان‌های اقتصادی، این کشور را وراد منازعاتی ویرانگر و خطرناک سازد. علت اصلی این نگرانی نیز آن است که بیش از 20 میلیون مسلمان در نوار جنوبی این کشور خصوصا در بخش قفقاز شمالی ساکن هستند. افزایش نرخ زاد و ولد مسلمانان در روسیه به موازات کاهش جمعیت اسلاوی ارتدوکسی روسیه، این نگرانی را تشدید نموده است. دو نسل جنگ و درگیری روسیه با جدایی‌طلبان چچنی در سال‌های 1994 و 1999، موجب رادیکالیزه شدن بخشی از این جمعیت مسلمان و گسترش اسلام سلفی در این کشور گردید. از نظر آریل کوهن، بسیاری از جوانان مسلمان خود را عضوی از امت جهانی اسلام می‌دانند تا شهروند سرزمین مادری خود، روسیه. بحران چچن باعث شد تا بسیاری از گروه‌های افراط‌گرای مذهبی در سرزمین روسیه رخنه نموده و با قرار گرفتن در کنار مبارزین چچنی به انجام فعالیت‌هایی نظیر قاچاق تسیلحات و پول، به کارگیری جوانان جهت ترویج جدایی‌طلبی و تحریک نواحی مسلمان‌نشین به جدایی از روسیه، مبادرت ورزند.

در حقیقت، روسیه در خصوص بنیادگرایی دینی با یک وضعیت به ظاهر متناقض روبه‌رو است. این کشور از یک سو با سرکوب هر نوع افراط‌گرایی دینی در منطقه به ویژه قفقاز شمالی و چچن مانع از تقویت این جریان در منطقه یاد شده می‌گردد و از سوی دیگر با برقراری روابط متوازن با کشورهای خاورمیانه‌ای نظیر، ایران، سوریه، عربستان، مصر، اردن، قطر و امارات متحد عربی می‌کوشد تا احساسات مذهبی و نیز سیاست‌های احتمالی حمایتی از ناحیه این کشور ها نسبت به اتباع مسلمان و جمهوری‌های مسلمان‌نشین آن کشور تقویت نگردد.

طبق این دیدگاه، همان‌گونه که گسترش روابط با کشورهایی چون ایران و سوریه- که از اکثریتی شیعی برخوردار هستند- برای روسیه دارای اهمیت است. برقراری مناسبات با دول محافظه‌کار و سنی مذهب خاورمیانه نظیر، عربستان، قطر، امارات و اردن نیز از اولویت‌های ویژه در سیاست خارجی آن کشور هستند. از این رو، یکی از دلایل اصلی مخالفت روسیه با اقدام نظامی آمریکا علیه عراق در سال 2003، احتمال تقویت جریان‌های افراطی و حرکت‌های تروریستی و جدایی‌طلب در منطقه خارج نزدیک و برخی نواحی داخل آن کشور که بخش مهمی از جمعیت آنان را مسلمانان تشکیل می‌دهند، می‌باشد. در حقیقت، روسیه قویا خواهان آن است که آمریکا از ایفای هرگونه نقش تخریب‌گرایانه در همسایگی آن کشور خودداری ورزد. حتی اگر ایالات متحده آمریکا قائل به ارائه امتیازاتی به روسیه در رابطه با کسب همراهی این کشور با سیاست‌های دولت براندازانه آمریکا در مناطق همسایه مسکو باشد، سیاست روسیه در این زمینه چندان انعطاف‌پذیر نخواهد بود. به باور دیمیتری ترنین، مقامات کرملین یک جنگ پیشگیرانه با ایران را خطرناک‌تر از یک ایران هسته‌ای می‌دانند. آنها معتقدند که چنین جنگی به بهای رشد بحران‌های حاد منطقه‌ای، رادیکالیسم مذهبی و رویارویی مسلمانان با غربی‌ها، تنها ممکن است برنامه هسته‌ای ایران را به تعویق بیندازد. به بیان دیگر، روس‌ها با نگاهی به تجربه آمریکا در عراق و افغانستان، نسبت به سیاست‌های خشن این کشور در مورد ایران دارای تردید هستند.

در حقیقت، روسیه با مخالفت با سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه به ویژه پس از 11 سپتامبر 2001، می‌کوشد تا مسیر- و نه هدف- خود را در مبارزه علیه تروریسم از این کشور جدا نماید. به بیان دیگر، رویکرد روسیه به برقراری ثبات در خاورمیانه با نگرش آمریکا در این زمینه که مبتنی بر اصلاحات دموکراتیک است، متفاوت می‌باشد، از نظر تاتیانا، دولت روسیه معتقد به توسعه تدریجی نهادهای دموکراتیک در کشورهای اوراسیایی است. براین اساس، تلاش آمریکا و اروپا در اعمال زور برای ترویج دموکراسی خطرناک است، زیرا این مساله می‌تواند اتحادهای جدیدی را میان کشورهایی که خواهان اقدامات تدریجی در این زمینه هستند، به وجود آورد. به تازگی، پوتین در بیان سیاست خاورمیانه‌ای خود چنین اعلام کرده است: «من نمی‌دانم چرا برخی شرکای ما (آمریکا و اروپا) ... خود را با هوش‌تر و متمدن‌تر می‌دانند و تصور می‌کنند این حق را دارند که موازین خود را بر دیگران تحمیل کنند. نکته‌ای که نباید فراموش کرد، آن است که این استانداردهای تحمیلی بر مناطقی همچون خاورمیانه، چون محصول توسعه تدریجی در درون جوامع این مناطق نیستند، نتایج فاجعه‌باری به دنبال خواهند داشت. و عراق بهترین نمونه در این زمینه می‌باشد.

به طور اساسی، از آنجا که نگرش رئالیستی و سیاست قدرت از غلظت بالایی در سیاست خارجی روسیه برخوردار است، این کشور بسیار مورد توجه دول محافظه‌کار خاورمیانه‌‌ای می‌باشد تا آنجا که ملک عبدالله، پادشاه عربستان، ضمن اعطای نشان ویژه ملک فیصل به پوتین، وی را «یک دولتمرد، مرد صلح و مرد عدالت» خواند. همچنین شامی‌یف، رئیس‌جمهور تاتارستان که همراه پوتین در دیدار از عربستان و از سیاستمداران و طرفداران مسکو می‌باشد، نکته جالب اینکه در دیدار بین پوتین و ملک عبدالله در ریاض، هیچ اشاره‌ای به موضوع چچن نگردید.

رویکرد سیاسی

براساس این نگرش، سیاست‌ها و پویش‌های دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه را باید در چارچوب روابط روسیه و آمریکا مشاهده نمود. طبق این رویکرد، نوع روابط میان مسکو- واشنگتن تاثیری مهم و مستقیم برفهم سیاست خاورمیانه‌ای روسیه دارد. علت اصلی شکل‌گیری این استدلال را باید در سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز پس از رویدادهای تروریستی 11 سپتامبر جست‌وجو کرد. بدین معنا که از نظر روس‌ها، آمریکا نه تنها پاداش و امتیاز هم‌سنگی به روسیه نسبت به همکاری این کشور در مبارزه علیه تروریسم در مناطق یادشده نداده است، بلکه واشنگتن با بهره‌گیری از فرصت پیش آمده تلاش کرده است تا حتی‌الامکان نسبت به کمرنگ‌سازی مبانی نفوذ روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز اقدام نماید.

جورج فریدمن معتقد است که نخبگان روسی با این محیط روانشناختی کوشیده‌اند تا با اعمال نفوذ در منطقه خاورمیانه در جهتی مغایر با حضور آمریکا در این منطقه دو هدف مهم را دنبال نمایند. نخست، همان‌گونه که واشنگتن بدون رعایت منافع روسیه وارد منطقه پیرامونی حیاط خلوت آن کشور شده و به تقویت و حمایت از رژیم‌های ضدروسی همچون گرجستان می‌پردازد، روسیه نیز می‌کوشد تا با تقویت روابط خود با دولت‌هایی همچون ایران، سوریه و یا جنبش اسلامی حماس، در برابر این نفوذ آمریکا نوعی موازنه ایجاد نماید. همچنین روسیه با بهره‌گیری از فرصتی که به واسطه افزایش احساسات ضدآمریکایی در منطقه به دلیل اقدام نظامی آن کشور علیه عراق ایجاد شده در تلاش است تا با نزدیکی با دول عرب میانه‌رو نظیر، عربستان، قطر، مصر، اردن امارات متحد عربی، تصویر بین‌المللی خود را نزد جوامع اسلامی بهبود بخشد.

دوم، روسیه درصدد است تا با حمایت از تعمیق بحران‌های خاورمیانه‌ای آمریکا نظیر آنچه در عراق، افغانستان و نیز فلسطین پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین می‌گذرد، واشنگتن را مجبور نماید تا انرژی سیاست خارجی خود را از منطقه اوراسیا خارج ساخته و در منطقه خاورمیانه متمرکز سازد.

نتیجه

با توجه به آنچه ذکر شد اگرچه هر دو دیدگاه سیاسی و امنیتی می‌توانند مبین رویکرد روسیه به خاورمیانه باشند لیکن از آنجا که این کشور به واسطه ژئوپلیتیک خاص خودبازیگری امنیتی است به نظر می‌رسد که نگرش امنیتی از توان بیشتری برای تحلیل سیاست خاورمیانه‌ای روسیه برخوردار باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات