تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۳۸۳۵۴

نامه به وزیران خارجه کشورها


ابوالقاسم قاسم‌زاده

بعد از انتشار گزارش آقای البرادعی دو جریان سیاسی در صحنه بین‌المللی به رقابت هم آمده‌اند. حریانی که دولت جرج‌بوش هدایت آن را به عهده دارد و گزارش البرادعی را نتیجه فشارهای جدید در تهدید و تحریم ایران از سوی کشورهای گروه 1+5 ارزیابی می‌کنند. آمریکا و برخی از دولت‌های اروپایی نیز معتقدند اگر البرادعی در تنظیم گزارش اخیر موفق شده است تا اطلاعات وسیع‌تر و بهتری از پرونده انرژی هسته‌ای ایران بدست آورد، ناشی از روال تهدید و تحریم و صدور قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل بوده است. واقعیت این است که آمریکایی‌ها با چنین برداشتی که تهدید علیه ایران جواب می‌دهد، می‌خواهند از انزوا سیاسی و شکست سیاست جرج‌بوش در تئوری فشار برای کسب امتیاز یا وادار به تمکین نمودن ایران، عبور کنند. با همین اخبار و تحلیل‌ها نیز در هفته‌ گذشته مسئولین سیاست خارجی دولت جرج‌ بوش، خود را در صحنه خبری و رسانه‌ای زنده نگهداشته‌اند.

اما جریان یا موج دوم که بخصوص در آژانس‌ انرژی اتمی شکل فراگیر بخود گرفته است و بسیاری از کشورهای عضو آژانس، اکنون خواهان آن هستند، جریان ادامه مذاکره با ایران تا حصول نتیجه نهایی است.

این جریان، ادامه صدور قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل و یا اجرای طرحهای تحریم آمریکا از طریق کشورهای عضو گروه 5+1 را غیرمفید و بی‌نتیجه ارزیابی می‌کنند. آنها معتقدند، پرونده هسته‌ای ایران از شورای امنیت به آژانس برگردد و از طریق آژانس با ادامه روش موفق کنونی، حدود قانونی برای ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایران فراهم آید. این کشورها می‌گویند، اکنون فضای مناسب برای کسب بهتر اعتماد و از دو طرف فراهم آمده است و از این موقعیت می‌توان با آرامش و بدون تنش‌های تبلیغی و یا کوبیدن بر روش جنگ روانی، اختلاف‌ها را حل کرده و به مرحله مختومه شدن پرونده هسته‌ای ایران در آژانس دست یافت.

صحنه سیاسی و تبلیغی در محافل سیاسی و رسانه‌ای، نشان از تقابل این دو جریان است. فعلاً آمریکا موفق به تشکیل جلسه 1+5 نشده است. برخی گمانه‌زنی می‌کنند که اروپا و آمریکا در انتظار گزارش «سولانا» به سر می‌برند که به نمایندگان از اتحادیه اروپا و گروه 1+5 با ایران در حال مذاکره است و تا 29 نوامبر، یعنی 18 آذرماه گزارش نهایی خود را منتشر خواهد کرد. در آن زمان نگاه کشورهای غربی در نیمه دوم آذرماه به طور کامل آشکار خواهد شد و ادامه فعالیت‌های آژانس بعد از آن تاریخ در مسیر جدیدی قرار خواهد گرفت.

در این شرایط حساس، نامه آقای متکی وزیر خارجه کشور ما به وزیران خارجه کشورهای دیگر که دیروز انتشار یافت، بسیار حائز اهمیت است. اولاً، این نامه نشان داد که دیپلماسی ایران پس از گزارش البرادعی به گوشه‌ای نرفته و ضمن رصد کردن شرایط سیاسی بین‌المللی و فعالیت رقبای جمهوری اسلامی ایران، برنامه‌های اقدام را در دست خود دارد. ثانیاً نامه به درستی دو بخش از دو دیدگاه درباره حل مساله انرژی هسته‌ای ایران را تشریح کرده است. دیدگاهی که بطور عمده از سوی آمریکایی‌ها دنبال می‌گردد که آن فراگیرتر کردن بحران در همه خاورمیانه تا مرز جنگ را در پی دارد. بسیاری از کشورها از جمله چین، روسیه و ژاپن به خطرناک بودن این دیدگاه اذعان کرده‌اند و با گزارش البرادعی چرخش بسوی ادامه مذاکره بطور کامل را خواهان هستند. کشورهای اروپایی، بخصوص آلمان و انگلیس نیز از ریسک بالا و خطرناک سیاست‌های تهدید و تحریم جرج‌بوش و ادامه جنگ روانی، یاد می‌کنند و خواهان تعدیل چنین روشی هستند.

نامه آقای متکی وزیر خارجه به وزراء خارجه دیگر کشورها، دارای ادبیات، معقول، متین و صلح خواهانه است. این نامه حس اعتمادسازی دیگر کشورها درباره ایران را افزون خواهد کرد. آقای متکی در نامه خود آورده است «...ما اعتماد‌سازی را اقدامی دو سویه دانسته و معتقدیم در ازای برداشتن گام‌های بلند جمهوری‌ اسلامی ایران را در این زمینه، گام‌های متقابل را در پذیرش عملی حق خویش مشاهده نکرده‌ایم...» سپس وزیر خارجه کشور ما درباره سیاست تهدید آمریکا، نوشته است «...متأسفانه برخی از کشورها تلاش می‌کنند اقداماتی را اتخاذ کنند که هیچ کمکی به حل موضوع نمی‌کند و فقط اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند...»

این نامه، بلحاظ روش، حرکتی دیپلماتیک و بسیار مفید است که پس از چند روز از انتشار گزارش البرادعی انجام گرفت. و همه دولت‌ها، بطور رسمی هم با مواضع جمهوری اسلامی ایران آشنا می‌شوند و هم خواهند دریافت که جمهوری اسلامی ایران نه تنها تهدیدپذیر نیست، بلکه ادامه سیاست تهدید، تنها سیاست آمریکا و اسرائیل در آفرینش بحران‌های جدید برای همه خاورمیانه است. ایران با نامه آقای متکی به همه دولت‌ها اعلام کرده است که حق‌پذیر است، اهل مذاکره و گفتگو است، از طریق گفتگو به برنامه اعتماد دو طرف متقابل و حل اختلاف‌نظرها و حتی برنامه‌ها دست پیدا می‌کند، اما اگر، ادامه تهدید و یا تشدید تحریم‌ها چه از طریق صدور قطعنامه جدید بنام قطعنامه سوم و یا از سوی کشورهای 1+5 صورت پذیرد، چرخش سیاسی ایران نیز متفاوت خواهد شد و زیان آن را در مراحل اول کشورهای اروپایی باید تحمل کنند. آمریکایی‌ها در تلاشند تا با تنظیم گزارش سولانا، موجی ایجاد کنند که گزارش البرادعی را نفی کند و یا آن را کنار بزند. گزارش سولانا که قرار است در نیمه دوم آذرماه جاری انتشار پیدا کند و از هم اکنون از سوی آمریکا و اروپایی‌ها بعنوان گزارش نقطه عطف خوانده می‌شود. دیدار جلیلی دبیر شورای امنیت ملی ما و سولانا در هفته آینده، روزنه‌های گزارش سولانا را نشان خواهد داد.

آنچه مسلم است، نامه آقای متکی در زمان مناسب و با اعلام نقد، تحلیل و مواضع مناسب صورت گرفته، که واکنش آن در محافل سیاسی بین‌المللی و در اغلب رسانه‌های غربی خوب بوده است. اکنون بدون تردید با انتشار این نامه نیازمند حرکت دیپلمات‌های وزارت خارجه هستیم تا با دیدار با شخصیت‌های مهم کشورهای دیگران که برای تائید مسیر و ادامه مذاکره و بازگشت پرونده هسته‌ای ایران از شورای امنیت به آژانس انرژی هسته‌ای قانع و اقدام کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات