دکتر نسرین مصفا
مدیر مرکز مطالعات عالی بینالملل دانشگاه تهران
کارگزاران آمریکا در عراق در راستای استراتژی جدید خود برای افزایش امنیت در این کشور اقدام به ساخت دیواری بین دو منطقه شیعهنشین و سنینشین بغداد در Azamiyah کردهاند. در حقیقت ساختن این دیوار مهر تاییدی بر عدم توانایی اساسی آمریکا برای فراهم آوردن شرایط امن برای مردم عراق است که از زمان حمله آمریکا در مارس 2003، به طور روزافزونی قربانی درگیریهای داخلی بودهاند.
حصاربندی و دیوارکشی از قدیمالایام برای محافظت از شهرها در برابر یورش دشمنان مرسوم بوده و در برخی شهرهای قدیمی جهان هنوز این گونه دیوارها پابرجا هستند. در حالی که عملا در جنگها، دیوار قادر به جلوگیری از حمله مهاجمان نبوده است و در بغداد نیز در قرن هشتم حصار کشیدند تا آن را از شر مهاجمان خارجی حفظ کنند. اما حتی دیوار چین که ساخت آن در نهایت با قربانی شدن 3000 نفر در قرن شانزدهم تمام شد، این کشور را از گزند مهاجمان بیگانه مصون نگاه نداشت.
در دوران جدید نیز ساخت دیوار برلین بین آلمان شرقی و غربی، دیوار بلفاست در ایرلند شمالی (برای جدایی کاتولیکها و پروتستانها)، دیواری در ویتنام و همچنین دیوار حائل بین اسرائیل و فلسطین قابل توجه است. فروپاشی دیوار برلین که سالها گذشتن از آن آرزویی دور مینمود، آغاز دوران جدیدی را در روابط بینالملل رقم زد.
به نظر اکثر مردم بغداد، ساختن دیوار آخرین مرحله کوشش برای جداسازی در عراق است. به زعم آنها ترویج و حمایت از جنگ داخلی از سوی آمریکاییان برای تفرقهافکنی میان مردم عراق کافی نبوده و ساخت دیوار آخرین دیوار فرقهگرایی و اغتشاش در عراق است.
درباره ساختن دیوار در بغداد و آثار آن دو دیدگاه وجود دارد؛ از دیدگاه نظامی صرف، ساختن یک دیوار که بتواند مناطق شیعهنشین و سنینشین را از هم جدا کند تا عاملان ناامنی نتوانند بمب و سایر وسایل مخرب را جابهجا کنند، توجیه دارد. از این دیدگاه ایجاد صلح در یک درگیری داخلی با ساختن یک دیوار بتنی یکی از راههای حمایت از مردم است اما با توجه به آنکه درگیریها در عراق جنبه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد کشیدن دیوار جز ایجاد اختلاف بیشتر و نقض حقوق انسانی شهروندان عراقی توجیه دیگری ندارد. به نظر عراقیها (شیعه و سنی) این دیوار اختلافات فرقهای را زیاد میکند. البته ممکن است این طرح کوتاهمدت، از نظر امنیتی آثار خود را داشته باشد اما تاثیرات بلند مدت آن بر نظام اجتماعی عراق غیرقابل انکار است.
کوشش آمریکاییان برای توسل به ابزاری که خشونت را از بین ببرد و مردم را گرد هم بیاورد قابل تأمل است اما به نظر نمیرسد که این کوششی واقعی برای حل و رفع همه جانبه مشکلات مردم بغداد باشد.
کشیدن دیوار در بغداد، خاطره کشیدن دیوار حائل در فلسطین توسط اسرائیلیان را به یاد میآورد که نه تنها با عکسالعمل داخلی بلکه با عکسالعملهایی در سطح جهانی روبهرو شد و در نهایت دیوان بینالمللی دادگستری نیز بر اساس درخواست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به پرونده آن رسیدگی کرد و ساخت آن را غیرقانونی خواند.
لازم به ذکر است که آمریکاییها هیچ گاه استراتژی مشخصی در عراق نداشتهاند و همواره سعی کردهاند که با راهحلهای موقتی ـ حتی به بهای جان عراقیها و از دست رفتن تمامیت ارضی عراق ـ آن را اداره کنند.
مقامات آمریکایی میگویند که ساختن دیوار طرح دائمی نیست و هیچ استراتژی دائمی برای اینکه شهر به دو بخش تقسیم شود وجود ندارد، اما عملیات ساخت دیواری به بلندی حدود 4 متر و طول 5 کیلومتر ادامه دارد و همین موضوع دلیلی بر تقسیم شهر است. طرح ساختن دیوار نه تنها از سوی شیعیان بلکه از سوی بسیاری از سنیها نیز مورد اعتراض قرار گرفته است و جملگی به دیوار «فرقهگرایی، نژادپرستی و بیعدالتی» نه میگویند.
البته آمریکاییها میگویند که فقط تنها با رضایت حکومت عراق این دیوار را میسازند. در روز 23 آوریل نوری المالکی ـ نخستوزیر عراق ـ گفت که اجازه ساخت دیوار را نخواهد داد. اما بعدا اظهار داشت که موضوع میتواند مورد بحث قرار گیرد.
پس از اظهارات نوری المالکی، سفیر جدید آمریکا در عراق ـ رایان کراکر ـ از طرح ساختن حصارهها دفاع کرد و آن را عاملی برای حمایت از جامعه سنی در محیط احاطه شده از سوی شیعیان دانست. سنیها به طور سنتی در غرب و شیعیان در شرق دجله زندگی میکنند. ساختن دیوار دوباره از روز بیست و هفتم آوریل آغاز شده است. اکنون نیز در منطقه سبز، سفارت آمریکا و مجلس عراق و اغلب اماکن و نهادهای سیاسی در حصار موانع امنیتی قرار دارند. البته این گونه موانع در کوتاهمدت با کنترل افراد در مناطق حساس، ضریبی از امنیت را ایجاد میکنند، اما ساخت دیوار، نشانگر گرفتاری درماندگی ارتش اشغالگری است که در شرایط درگیری داخلی، باید کشور تصرف شده را ترک کند. اتفاقات امروز عراق که به کشته، مثله و مجروح شدن هزاران نفر خصوصا زنان و کودکان عراقی انجامیده است و جو ناامنی و ترس و وحشت ایجاد کرده یک مسئله سیاسی است که جنبههای اجتماعی و فرهنگی مبارزه، عامل بیشتر شدن آن هستند.
به زعم آمریکاییان این موانع و حصارها قابل حرکت و موقت هستند اما آنها یک جدایی عملی را درون پایتخت آغاز کردهاند که بر کل کشور تأثیر خواهد گذاشت.
بلاشک ویژگی قابل تامل جهان معاصر، رعایت حقوق انسانهاست.
در حالی که نگارنده، تحقیقی خاص در ارتباط با آثار ساختن دیوار بر مسائل اقتصادی مناطق پیرامونی را رویت نکرده اما آثار فرهنگی و اجتماعی نقض حقوق انسانی مردم بغداد، قابل پیشبینی است. با کشیدن این دیوار یک تجزیه جمعیتی شکل میگیرد. در حالی که رعایت حقوق بشر مشخصه دوران کنونی است؛ بنابراین به طور طبیعی باید در هر مسئلهای به ابعاد آن توجه کرد. حق رفت و آمد، حق آزادی اقامت و... از جمله حقوق مورد نقض هستند.
بچههای نسلهای مختلف در عراق دیر زمانی است که آتش خشونت و جنگ و آثار آن را به شکلهای مختلف تجربه میکنند و اگر از این خشونتها جان سالم به در ببرند خاطرات آنها سرشار از کودتاهای خونین، بمبارانها، تحریمهای اقتصادی، کمبودها، از دست دادن پدر و مادر و نزدیکان، تخریب خانهها و مکانهای مورد علاقه، دستورات و اقدامات امنیتی اشغالگران و آسمان پر آتش خواهد بود.
در سال 1987 در برلین و در یک مقطع تاریخی حساس رئیسجمهور وقت آمریکا ـ ریگان ـ با عتاب به گورباچف گفت که دیوار برلین باید از بین برود. دیوارها مانع آزادی مردم هستند. اما اکنون سعی آمریکاییها برای ترغیب اسرائیل به کشیدن دیوار حائل و درگیری برای ساختن دیوار بغداد را شاهد هستیم. دیوارها مانع ارتباط میان مردم بغداد ـ چه شعیه و چه سنی ـ نیستند و فرو خواهند ریخت.