مـ طلوعگر
اشاره:
هر روز که میگذرد یکی از طرحهای «اسرائیل» برای اشغال کامل قدس شریف که تاکنون ویرانیهای زیادی را بر جای گذاشته است، رخ مینماید. هدف از این اقدامات برنامهریزی شده دگرگونسازی بافت جغرافیایی و جمعیتی و نابودی هویت دینی و تاریخی بیتالمقدس است. اکنون بیش از 30 شهرک یهودینشین در قدس عربی وجود دارد. «اسرائیل» با این اقدام خود تمامی قطعنامهها پیمانهای بینالمللی و اخلاقی، به ویژه قطعنامههای 471، 465، 446 شورای امنیت که بر لزوم برچیدن شهرکهای صهیونیستی تاکید دارد نقض کرده است این همان چیزی است که گزارش کمیته میتشیل «اسرائیل» به آن پرداخته و در آن تاکید کرده است که باید رژیم صهیونیستی ساخت این شهرک را متوقف سازد. گذشته از سیاست اخراج ساکنان اصلی شهر قدس از جمله مسیحیان، اکنون یک مسئله خطرناک دیگر این شهر را تهدید میکند و آن مسئله تداوم جنایات و تعدی جنایات و تعدی صهیونیستها به مقدسات اسلامی که دامنه این تجاوزات حتی به مسجدالاقصی نیز کشیده شده است. میزان تعدی صهیونیستها به محوطه مسجدالاقصی از سال 2004 (1383) تاکنون بیش از میزان تعدی آنان طی سه دهه اخیر بوده است و این امر نشانگر این واقعیت است که محافل صهیونیستی مقدسات اسلامی شهر قدس را هدف اصلی خود قرار دادهاند و سعی دارند با حمایت مقامات تلآویو آنها را از بین ببرند و طرح یهودیسازی قدس شرقی و عربی را به سرانجام برسانند.
">مـ طلوعگر
اشاره:
هر روز که میگذرد یکی از طرحهای «اسرائیل» برای اشغال کامل قدس شریف که تاکنون ویرانیهای زیادی را بر جای گذاشته است، رخ مینماید. هدف از این اقدامات برنامهریزی شده دگرگونسازی بافت جغرافیایی و جمعیتی و نابودی هویت دینی و تاریخی بیتالمقدس است. اکنون بیش از 30 شهرک یهودینشین در قدس عربی وجود دارد. «اسرائیل» با این اقدام خود تمامی قطعنامهها پیمانهای بینالمللی و اخلاقی، به ویژه قطعنامههای 471، 465، 446 شورای امنیت که بر لزوم برچیدن شهرکهای صهیونیستی تاکید دارد نقض کرده است این همان چیزی است که گزارش کمیته میتشیل «اسرائیل» به آن پرداخته و در آن تاکید کرده است که باید رژیم صهیونیستی ساخت این شهرک را متوقف سازد. گذشته از سیاست اخراج ساکنان اصلی شهر قدس از جمله مسیحیان، اکنون یک مسئله خطرناک دیگر این شهر را تهدید میکند و آن مسئله تداوم جنایات و تعدی جنایات و تعدی صهیونیستها به مقدسات اسلامی که دامنه این تجاوزات حتی به مسجدالاقصی نیز کشیده شده است. میزان تعدی صهیونیستها به محوطه مسجدالاقصی از سال 2004 (1383) تاکنون بیش از میزان تعدی آنان طی سه دهه اخیر بوده است و این امر نشانگر این واقعیت است که محافل صهیونیستی مقدسات اسلامی شهر قدس را هدف اصلی خود قرار دادهاند و سعی دارند با حمایت مقامات تلآویو آنها را از بین ببرند و طرح یهودیسازی قدس شرقی و عربی را به سرانجام برسانند.
رسانههای «اسرائیل» بتازگی طرحهای تلآویو برای تکمیل پروژه قدس بزرگ را در کانون توجهات خود قرار دادهاند. هدف از این پروژه پیوند شهرک یهوینشین کرانه باختری؛ به ویژه شهرک صهیونیستی معالیه ادومیم بزرگترین شهرک یهودینشین به قدس شرقی است. آریل شارون نخستوزیر سابق «اسرائیل» که دچار مرگ مغزی شده نخستین کسی است که طرح قدس بزرگ را مطرح کرد. وی این اقدام را در سال 1997 (1386) و در دوره نخستوزیری بنیامین نتانیاهو انجام داد. شارون در آن مقطع وزیر امور زیربنایی بود. هدف از این طرح انتقال یک میلیون یهودی مهاجر به فلسطین اشغالی و اسکان آنان در شرق قدس و اطرافش جهت تثبیت اکثریت جمعیت یهودیان در شهر بیتالمقدس و به منظور ممانعت از تحقق آرمان فلسطینیان در قرار دادن قدس شرقی به عنوان پایتخت دولت مورد نظرشان است. در پانزدهم 1948 (1327) همزمان با شکلگیری دولت عبری مساحت قدس 1/21 کیلومتر مربع بود که 20 کیلومتر مربع آن مساحت قدس جدید بود. قدس پس از این تاریخ و امضای قرارداد آتشبس در سال 1949 (1328) به مناطق زیر تقسیم شد که عبارتند از:
- منطقه عربی با 4/2 کیلومتر مربع مساحت که این رقم 48/11 درصد مساحت قدس را در بر میگرفت.
- منطقهای که به اشغال «اسرائیل» درآمد و مساحت آن به 7/17 کیلومتر مربع میرسید که این رقم 3/84 درصد مساحت قدس را شامل میشد.
- منطقه تحت حاکمیت سازمان ملل متحد که به یک کیلومتر مربع میرسید و این رقم 39/4 درصد مساحت قدس را شامل میشد.
مقامات تلآویو پس از سال 1948 (1327) نه تنها به تلاش خود در جهت قرار دادن قدس جدید به عنوان پایتخت خود بسنده نکردند؛ بلکه اعلام داشتند که قدس شرقی به قدس جدید الحاق شده است و این اقدام اندکی پس از اشغال کرانه باختری و نوار غزه در سال 1967(1346) صورت گرفت. رژیم صهیونیستی در 1980 (1359) از الحاق قدس به «اسرائیل» خبر داد. از آن سال به بعد رژیم صهیونیستی طرح احداث شهرکهای یهودینشین برای یهودیسازی قدس شرقی را آغاز کرد و از رهگذر اقدامات سرکوبگرانه و مصادره املاک فلسطینیان ساکن این منطقه شمار زیادی از عربها را از این منطقه اخراج و 20 محلهیهودینشین در بخش شرقی قدس ایجاد کرد که کل شهر را در برمیگرفت «اسرائیل» با این اقدام جائرانه خود ارتباط جمعیتی فلسطینیان ساکن قدس را با همتایان ساکن دیگر شهرهای کرانه باختری قطع کرد. مسئولان رژیم صهیونیستی 190 هزار یهودی را به این محلهها منتقل و اسکان دادند. در عوض و به رغم سیاست «اسرائیل» در زمینه افزایش جمعیت یهودیان در این مناطق اما همچنان 320 هزار عرب تا آغاز سال 2006 (1385) در این مناطق حضور داشتند که خط مقدم رویارویی با پروژه شهرکنشین به شمار میروند؛ گذشته از آن 50 نهاد فلسطینی در این مناطق فعالیت میکنند.
در «قدس یکپارچه» که رژیم غاصب صهیونیستی در تلاش است آن را پایتخت همیشگی دولت عبری قلمداد کند بیش از 700 هزار نفر زندگی میکنند که بیش از 73 درصد آنان را یهودیان تشکیل میدهند و تلآویو قصد دارد تا سال 2010 میلادی (1389) هزار واحد مسکونی در این شهر احداث کند؛ به گونهای که مجموع ساکنان این شهر در سال مذکور به 817 هزار نفر میرسد که یهودیان اکثریت قاطعی خواهند داشت. ساخت شهرک یهودی در کوه «ابوغنیم» قدس شرقی سرآغاز تغییر نقشه عربی اسلامی این شهر به شمار میرود، زیرا هدف از این اقدام توسعه بخش شرقی، شمالی، جنوبی شهر قدس است که بیشتر زمینهای کرانه باختری را در بر میگیرد و آنها را به قدس بزرگ ضمیمه میکند و مساحت آن به بیش یک چهارم مساحت کرانه باختری که 5800 کیلومر مربع است میرسد این اقدام قبل از آغاز مذاکرات احتمالی برای حل فصل نهایی مسائل مربوط به قدس، آوارگان، شهرکهای یهودینشین، مرزها، حاکمیت و آبها صورت میگیرد.
در همین راستا، تلآویو قصد دارد به منظور اسکان 55 هزار یهودی شهرک بزرگی را در روستای فلسطین «الولجه» واقع در جنوب قدس احداث کند. مسئولان «اسرائیل» برای تحقق بخشیدن به این خواسته شوم خود 100 هکتار اراضی این روستا را مصادره و اعلام کردند که قدس جاده ارتباطی این شهرک با شهرک دیگری در نزدیکی بیت لحم خواهد بود. این اقدام در حالی صورت میگیرد که ساخت دیوار حایل بر وضعیت جغرافیایی قدس تاثیر گذاشته و این شهر را به یک زندان بزرگی برای فلسطینیان مبدل کرده است؛ به نحوی که این شهر 11 دروازه دارد و نظامیان صهیونیستی ورود و خروج فلسطینیان را در این دروازهها به شدت کنترل میکنند. میتوان از طریق مجموع یهودیان ساکن شهر بیتالمقدس که روند رو به رشدی دارد به اهمیت این شهر در پروژهها و طرحهای شهرکسازی «اسرائیل» از سال 1948 تا سال 2006 (1327تا 1385) پی برد. از سوی دیگر، مجموع شهرکنشینیان یهودی شهر قدس اشغالی بیشتر شهرکنشینان اراضی اشغالی را تشکیل میدهند. از سوی دیگر، یهودیان ساکن قدس بزرگ 1/11 درصد مجموع یهودیان دولت عبری و اراضی عربی اشغالی را تشکیل میدهند.
تغییر بافت جمعیتی قدس که از زمان برپایی کنفرانس «بال» در سال 1897(1376) در شهر سویس شکل رسمی به خود گرفت بخشی از چالش جمعیتی میان عربها و یهودیان در فلسطین به شمار میرود. نکته حائز اهمیت اینکه قدس جایگاه مهمی در طرح یهودیسازی و شهرکنشینی صهیونیستی برای تحمیل برتری جمعیتی یهودیان بر عربها دارد. میتوان تاکید کرد که انتقال یهودیان به قدس و دیگر شهرهای فلسطین، مصادره اراضی فلسطینیان، ایجاد شهرکهای یهودینشین و غصب املاک فلسطینیان به شیوههای مختلف پایههای سیاست «اسرائیل» برای یهودیسازی هر چه بیشتر اراضی فلسطین به شمار میرود.
مقابله با افزایش شهرکهای یهودینشین در شهر بیتالمقدس که به منظور از بین بردن آثار عربی، اسلامی و مسیحی این شهر مستقیما توسط دولت عبری و یهودیان سرمایهدار حمایت مالی میشود، تلاش بیوقفه کشورهای عربی و اسلامی و بینالمللی را میطلبد تا واقعیتهای جدیدی بر این اراضی تحمیل و تثبیت نگردد چرا که از بین بردن آنها کار دشواری است. باید یک صندوق عربی اسلامی در جهت تقویت مقاومت و پایداری فلسطینیان ساکن شهر بیتالمقدس تشکیل شود. به رغم پیشرفت پروژه صهیونیستی در شهر قدس اشغالی و با گذشت 109 سال از کشمکش طرفین فلسطین و صهیونیستی بر سر قدس اشغالی (از سال 1897 تا سال 2006) اما طرف فلسطینی در این کشمکش از فاکتورهای اقتدار برخوردار است که در قطعنامههای محافل بینالمللی نمود پیدا میکند. در این قطعنامهها؛ به ویژه قطعنامه 478 صادره سال 1980 (1359) تاکید شده است که شهر قدس بخشی از اراضی اشغالی به شمار میرود. گذشته از آن 320 هزار عرب در این شهر سکونت دارند. همچنین فلسطینیان به وجود 50 نهاد و ارگان فلسطینی استناد میورزند.
سخن آخر اینکه «اسرائیل» از آغاز سال جاری تاکنون دست به حفاریهای عدیدهای در زیر مسجدالاقصی زده است که این اقدام پایههای این مسجد را در معرض خطر جدی قرار داده است. این طرحها تازگی ندارد، زیرا به نظر میرسد که «اسرائیل» این حفاریها را از سال 1996 (1375) شروع کرده است و در همان زمان نیز مردم فلسطین واکنشهای شدیدی به این اقدامات ویرانگرانه نشان دادند.
جدای از این مسئله در مذاکرات «کمپ دیوید-2» که در آمریکا انجام گرفت «ایهود بارک» نخستوزیر وقت اسرائیل از رهگذر پافشاری بر مذاکره بر سر مسئله قدس، ایده گفتوگو بر سر محوطه مسجدالاقصی را به بهانه اینکه حق دینی یهودیان به شمار میرود، پیش کشید. اینان معتقدند که باید قسمت زیرین این مسجد تحت حاکمیت «اسرائیل» باشد، حال آنکه یهودیان دست به اقداماتی در فضای بیرونی این مسجد میزنند و این امر مبین این واقعیت است که «اسرائیل» مطامع و طرحهای توسعهطلبانه خود نسبت به مسجدالاقصی را مخفی نگه داشته است و این امر اهمیت سیاسی، تاریخی و دینی این مسئله را نشان میدهد.
در حال حاضر اسرائیل میکوشد جاده «باب المغاربه» و دو اتاق مجاور مسجدالاقصی را ویران کند و زمینه تخریب پل واقع در جنوب دیوار مسجدالاقصی را ویران کنند که این اقدام مستقیما به مسجدالاقصی لطمه میزند. انجمن یهودی دیگر به نام «عطیرات کوهنیم» اخیرا اقدام به شروع حفاری جهت ساخت معبدی در اراضی موقوفه در بخش قدیمی قدس در 50 کیلومتری دیوار حایل و در چند متری دیوار غربی این مسجد کرده است. در بخش شرقی قدس نیز بیش از 30 شهرک یهودینشین و چندین پست بازرسی و دیوار حایل وجود دارد که قدس را از دیگر بخش کرانه باختری جدا میسازد و آن را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میکند. وضعیت جمعیتی قدس واقعا تاسفبار است، زیرا بیش از 230 هزار فلسطینی فقط در 4 درصد اراضی باقی مانده از مساحت قدس شرقی زندگی کنند و اخذ مجوز ساخت نیازمند 5 سال زمان و هزینهای بالغ بر 25 تا 30 هزار دلار آمریکایی است و تحقق آن امری محال است.
رژیم صهیونیستی با تعدیهای خود نسبت به بیتالمقدس و مسجدالاقصی، قطعنامههای سازمان عملی و فرهنگی ملل متحد «یونسکو» را نقض میکند. این سازمان، قدس را یک شهر عربی به شمار میآورد و آن را در شمار میراث جهانی که از سال 1983 (1362) در معرض خطر قرار گرفته به ثبت رسانده است. از سوی دیگر، با استناد به قطعنامههای 242 و 383 شورای امنیت اشغال و مهمتر از آن بر اساس قطعنامه 181 مجمع عمومی سازمان ملل که بر لزوم ایجاد رژیمی جداگانه در قدس و تحت نظارت و سرپرستی سازمان ملل تاکید دارد، اشغال اراضی عربی یک اقدام غیرقانونی به شمار میرود. همچنین رژیم غاصب صهیونیستی توافقنامههای به امضا رسیده میان مقامات امان و تلآویو در زمینه حمایت از اماکن مقدس اسلامی شهر قدس و لزوم تسهیل آزادی عبادت در این شهر را نقض میکند و در واقع با این اقدام «آزادی عبادت» به دلیل محرومیت نمازگزاران از ورود به اماکن مقدس اسلامی و مسیحی شهر قدس، تحقق نیافته است.