آرش شیران
دکتر علیاکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل با تقدیر از زحمات علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی از عملکرد حسن روحانی نیز در این پست تقدیر کرد. وی همچنین اعلام کرد اگر استعفای لاریجانی اتفاق نمیافتاد بهتر بود.
بیشک علیاکبر ولایتی یکی از سیاستمدارانی است که با توجه به تجربه 16 سالهاش در پست وزارت امور خارجه جایگاه مهمی چون مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل را کسب کرده است. حمایت ولایتی از تیمهای سابق مذاکره کننده هستهای پیامهای روشنی برای دولتمردان کنونی دارد.
در دو سال گذشته موارد متعددی اتهام و انتقاد از قبیل جاسوسی و در نظر نگرفتن منافع ملی در پرونده هستهای از سوی بعضی تندروها و رسانههای منتسب به آنان به برخی اعضای تیم مذاکره کننده هستهای قبلی وارد شده است.
با توجه به نامگذاری سال 86 به اتحاد ملی و انسجام اسلامی و شرایط ویژه پرونده هستهای ایران این برخوردها هیچ وجاهت منطقی و ارزشی نداشته و ندارد.
با مروری به سخنان مقام معظم رهبری در دو سال گذشته از فرمایشات ایشان مبنی بر پیش بردن مسائل سیاست خارجی در قالب «حکمت، مصلحت و عزت» و تاکید ایشان بر حفظ حقوق هستهای ایران هیچگاه موردی از قبیل اظهارات دولتمردان نهم درباره افراد مذاکرهکننده هستهای به چشم نمیخورد. از نقطه نظر کارشناسان نیز حرکت به سوی تامین منافع ملی با در نظر گرفتن شرایط پیچیده بینالمللی و توجه به رفتارهای دیپلماتیک بازیگران عرصه بینالمللی، به کارگیری ادبیات مناسب در تعاملات دیپلماتیک، دوری از ایجاد تنش کاذب و گشودن جبهههای گوناگون در عرصه سیاست خارجی همزمان با پرونده هستهای از شرایط مطلوب رفتار در عرصه سیاست خارجی بوده است. با این بیانات روشن انتقاد از سیاست خارجی دولت نهم از تعامل اولویتدار با کشورهایی نظیر ونزوئلا، نیکاراگوئه و کشورهای درجه چندم آفریقایی تا ادبیات ویژه رئیسجمهوری و تنگ کردن دایره استفاده از نخبگان عرصه سیاست خارجی تاکنون واکنشهای منفی و احساسی دولتمردان را در پی داشته است.
دولتمردان فعلی بدون توجه به تاثیرگذار بودن قطعنامههای شورای امنیت در روند توسعه کشور و تحقق سند چشمانداز 20 ساله این قطعنامه را به کاغذ پاره تشبیه کردهاند و در حالی که دکتر ولایتی به عنوان مشاور مقام معظم رهبری میگوید باید تلاش کنیم قطعنامه صادر نشود یا تا جایی که میتوانیم قطعنامه رقیق شود.
دیدگاه روشن ولایتی به طور قطع ناشی از شناخت علمی و تخصصی ایشان از شرایط بینالمللی و استفاده از این فضا برای تحقق آرمانهای انقلاب است که توسط برخی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پیشبرد ارزشهای ویژه انقلاب و منافع ملی از طریق شناخت فضای حاکم بر روابط بینالملل میتواند پیام ضمنی و با ارزش ولایتی به مسوولان عرصه سیاست خارجی باشد. به هر حال پس از استعفای لاریجانی جامعه سیاسی ایران در سطوح مختلف به این مساله واکنش نشان دادهاند که این خود گویای نفی تفکری در عرصه سیاست خارجی است که در نهایت باعث استعفای لاریجانی هم شد. چه خوب است در شرایطی که گروههای سیاسی کشور افراطیگری در عرصه سیاست داخلی را محکوم کرده و اعتدال را رمز پیشرفت و همای سعادت جامعه ایرانی میدانند با درسگیری از تجربه شکست خورده افراطیگری در عرصه سیاست داخلی این تجربه به سیاست خارجی هم تعمیم داده شود.