تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۲  ، 
کد خبر : ۳۸۳۸۲
تقسیم قدرت بین دو ویکتور

نشانه‌ای خوب برای دموکراسی در اوکراین


یوری زاراکوویچ
به چشم بیشتر غربی‌ها بازگشت ویکتور یانوکوویچ نخست‌وزیر اسبق اوکراین به قدرت، شکستی برای انقلاب نارنجی در این کشور محسوب می‌شود؛ انقلابی که ویکتور یوشچنکو را در سال ۲۰۰۴ به عنوان رئیس‌جمهور بر مسند قدرت نشاند. در واقع این یانوکوویچ مورد حمایت روسیه و رهبر حزب مناطق اوکراین بود که در آن زمان با پیروزی پرحرف و حدیث در انتخابات ریاست جمهوری مورد اعتراض طرفداران یوشچنکو قرار گرفت و باعث شد انقلاب آرام و دموکراتیک در اوکراین شکل بگیرد. اما یانوکوویچ به لطف پشتکار و دوراندیشی سیاسی خود و دعواهای درونی رقبا در ائتلاف نارنجی یوشچنکو، روز جمعه توسط «رادا» مجلس قانونگذاری اوکراین به عنوان نخست‌وزیر این کشور انتخاب شد و با توجه به اصلاحات اخیر در قانون اساسی در جهت کاهش اختیارات رئیس‌جمهور، بسیاری از اختیارات رقیب را به دست گرفت. یولیا تیموشنکو سیاستمدار افراطی، نخست‌وزیر پیشین و متحد اصلی یوشچنکو در جریان اعتراضات مردمی، اکنون فریاد «خیانت به انقلاب نارنجی» برآورده و قول داده که حزبش به عنوان «اپوزیسیون سفت و سخت» در برابر ائتلاف اکثریت یانوکوویچ و بلوک «اوکراین ما» به رهبری یوشچنکو در پارلمان فعالیت کند. این موضع‌گیری و احساسات احتمالا مختص او نیست و بسیاری از طرفداران انقلاب نارنجی از سیر تحولات شگفت‌زده شده‌اند. اما برخی از ناظران سیاسی این اتفاقات را شاهدی بر بلوغ سیاسی در دموکراسی نوخاسته اوکراین می‌دانند. برای اولین بار در منطقه، اوکراین دارای رئیس‌جمهور و نخست‌وزیری است که در انتخابات عادلانه برگزیده شده‌اند و همچنین برای نخستین بار اوکراین تقسیم واقعی قدرت را تجربه می‌کند. برخلاف آنچه برخی قدرت گرفتن مجدد یانوکوویچ را یک توطئه سیاسی می‌دانند، این مسئله، یعنی تقسیم قدرت همانند یک انتخابات آزاد و عادلانه، بخشی از روند دموکراتیکی است که در اوکراین آغاز شده است. در انتخابات پارلمانی ماه مارس، یانوکوویچ ۳۲درصد آرا را در یک رای گیری عادلانه کسب کرد. نیروهای انقلاب نارنجی که از زمان برکناری تیموشنکو از پست نخست‌وزیری در ماه سپتامبر سال گذشته میلادی به شدت دچار دودستگی شده بودند، تلاش کردند که با همراهی حزب سوسیالیست ائتلاف پیروز را مجددا شکل دهند، اما پیش شرط تیموشنکو برای دستیابی مجدد به مسند نخست‌وزیری نقشه‌ها را نقش برآب کرد. حزب سوسیالیست در تغییر موضعی ناگهانی به ائتلاف حزب مناطق به رهبری یانوکوویچ و حزب کمونیست پیوست. این مسئله یوشچنکو را بر سر یک دوراهی قانونی قرار داد: نامزد کردن رهبر ائتلاف اکثریت و دشمن دیرین ویکتور یانوکوویچ به عنوان نخست‌وزیر یا انحلال پارلمان اوکراین که می‌توانست به ایجاد شکاف بیشتر بین مردم کشور بینجامد. در آخرین دقایق در حالی که تعلیق و انتظار به اوج رسیده بود، یوشچنکو از میان دو نوار ضبط شده تلویزیونی که اولی خبر از انحلال پارلمان می‌داد و دیگری فرمول آشتی جویانه «دو ویکتور برای یک کشور» را عرضه می‌کرد، دومی‌را برگزید. بندهای قرارداد «وحدت ملی» که یوشچنکو پیش از قبول نامزدی یانوکوویچ با او بر سر آن به توافق رسید، با وجود تاکید بر موضوع‌های خاص و مشخص کمی ‌مبهم و دو پهلو است. یانوکوویچ پذیرفت که روند نزدیک شدن اوکراین به اروپا را ادامه دهد و یوشچنکو با افزایش همکاری‌ها با روسیه، تا آنجا که به تسهیل روابط تجاری با اوکراین مربوط شود و مانعی بر سر راه پیوستن به سازمان تجارت جهانی و اتحادیه اروپا نباشد، موافقت کرد. درباره مسئله مورد اختلاف پیوستن به ناتو هر دو طرف در ضمن آشکار کردن مواضع متفاوت از خود نرمش نشان دادند: یانوکوویچ از موضع سرسخت خود در مخالفت با این مسئله کمی ‌کوتاه آمد و یوشچنکو نیز پذیرفت که موضوع را به همه‌پرسی بگذارد. از نظر سیاسی، یوشچنکو با زیرکی از یانوکوویچ برای خنثی کردن تیموشنکو محبوبیت پوپولیستی او، افراط‌گرایی‌اش و جاذبه‌هایی که نوعی تهدید محسوب می‌شود، استفاده کرد. از سوی دیگر یوشچنکو اکنون می‌تواند از موضع مخالف تیموشنکو در جهت تعدیل یانوکوویچ بهره ببرد. مسائلی همچون خیانت به انقلاب و شکل‌گیری ائتلاف‌های عجیب و غریب ممکن است چندان خوشایند به نظر نیاید، اما از جنگ‌های خیابانی یا حمله به پارلمان با تانک خیلی بهتر است. به همین دلیل می‌توان ادعا کرد مصالحه‌ای که باعث تقسیم قدرت میان دو ویکتور در اوکراین شد، برای انقلاب نارنجی نوعی پیروزی محسوب می‌شود، نه شکست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات