دکتر سیدرسول موسوی
مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی
زیرذرهبین:
جنگ سرد بر دو مؤلفه غیرمادی و مادی استوار بود و به نظر میرسد اکنون عنصر مادی جنگ سرد در فضایی دیپلماتیک به شدت در جریان است. با این حال دیر یا زود منافع متضاد صنایع تسلیحاتی آمریکا و روسیه منازعه شدید رقابت تسلیحاتی دو کشور را آشکار خواهد کرد. به همین دلیل آمریکا و روسیه نمیتوانند به روشی سیاسی مانع از شکلگیری مرحله جدیدی از رقابت تسلیحاتی شوند. موضوع دیگری که به این رقابتها دامن خواهد زد استراتژیهای متفاوت نظامی میان این دو کشور است. آمریکا به دنبال آن است که تسلیحات آمریکایی رقیبی در دنیا نداشته باشد و روسیه نیز تامین امنیت کشور از طریق خودکفایی دفاعی را دنبال میکند. این موضوع مشاجره میان روسیه و آمریکا را پیچیدهتر میسازد.
">دکتر سیدرسول موسوی
مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی
زیرذرهبین:
جنگ سرد بر دو مؤلفه غیرمادی و مادی استوار بود و به نظر میرسد اکنون عنصر مادی جنگ سرد در فضایی دیپلماتیک به شدت در جریان است. با این حال دیر یا زود منافع متضاد صنایع تسلیحاتی آمریکا و روسیه منازعه شدید رقابت تسلیحاتی دو کشور را آشکار خواهد کرد. به همین دلیل آمریکا و روسیه نمیتوانند به روشی سیاسی مانع از شکلگیری مرحله جدیدی از رقابت تسلیحاتی شوند. موضوع دیگری که به این رقابتها دامن خواهد زد استراتژیهای متفاوت نظامی میان این دو کشور است. آمریکا به دنبال آن است که تسلیحات آمریکایی رقیبی در دنیا نداشته باشد و روسیه نیز تامین امنیت کشور از طریق خودکفایی دفاعی را دنبال میکند. این موضوع مشاجره میان روسیه و آمریکا را پیچیدهتر میسازد.
این روزها اخبار جدید و متفاوتی از روسیه شنیده میشود. از زمان سخنرانی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در چهلوسومین کنفرانس امنیتی مونیخ در 21 و 22 تا بهمنماه 85 موضعگیری آشکار روسیه در برابر استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک توسط سرگئی ایوانف ـ معاون اول نخستوزیر روسیه ـ که در تاریخ 31 فروردین 86 در مصاحبه با خبرگزاری نووستی اظهار داشت «هیچ دلیلی برای صحبت کردن دربارۀ امکان همکاری روسیه و آمریکا در زمینه سیستم استراتژیک دفاع ضدموشکی وجود ندارد» بیش از 2 ماه فاصله نیست، اما به نظر میرسد در این فاصله زمانی کوتاه به لحاظ استراتژیک، فاصله عمیقی بین آمریکا و روسیه به وجود آمده است.
تحلیلهای متفاوتی از وضع موجود به عمل میآید. عدهای وضعیت جدید را آغاز مجدد جنگ سرد آمریکا و روسیه میدانند و عدهای دیگر با اشاره به همکاریهای آمریکا و روسیه در عرصه بینالملل، شامل استراتژیکی جهانی (همانند موضوع هستهای ایران) منکر شکاف بین روسیه و آمریکا هستند. در میان این دو تحلیل متضاد، تحلیلهای میانی هم وجود دارد که ضمن اعتراف به وجود اختلاف بین آمریکا و روسیه، حد این اختلاف را آن اندازه نمیدانند که بتوان به آن عنوان جنگ سرد جدید داد.
اگر جنگ سرد را نه در عناوین بهکار رفته در واژگان مورد استفاده سیاستمداران بلکه در واقعیتهای عینی و عناصر مادی آن تحلیل کنیم شاید بهتر بتوانیم واقعیتهای موجود در عرصه روابط آمریکا و روسیه را تحلیل کنیم. آنچه مسلم است واژگان مورد استفاده در سخنان رهبران آمریکا و روسیه به گونهای نیست که تداعی کننده احیای ادبیات سیاسی جنگ سرد موجود بین آمریکا و شوروی باشد اما اگر به استراتژیها و ضد استراتژیهای دو طرف نگاه دقیقی داشته باشیم و مهمترین عنصر مادی جنگ سرد را رقابت تسلیحاتی بدانیم، آن موقع شاهد وضعیت جدیدی خواهیم بود.
مجموعه مسائل متعددی وجود دارد که مورد توجه خاص آمریکا و روسیه است. در این مجموعه مسائل میتوان به موضوعاتی چون مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی، مسئله هستهای ایران، صلح خاورمیانه، اوضاع افغانستان، شرایط عراق، الحاق روسیه به سازمان تجارت جهانی، لغو قانون جکسون ـ ونیک، الحاق روسیه و اوکراین به ناتو، استقرار سیستم ضدموشک آمریکا در لهستان و جمهوری چک، موضوع کارتل گازی، مسئله کوزوو و رقابت در صحنه تولید و صدور تسلیحات پیشرفته نظامی را اشاره کرد.
آمریکا و روسیه در برخی مسائل حساس فوق، نظری همسو دارند و در برخی دیگر از موارد یاد شده، نظرهایی کاملا متضاد با یکدیگر دارند؛ به گونهای که منافع یکی تهدید منافع دیگری محسوب میشود و در برخی موارد مسئله امنیت ملی و تهدید امنیت ملی دیگری مطرح میشود.
آمریکا در استراتژی سالهای 2007 تا 2012 خود زمینههای همکاری و زمینههای رقابت خود با روسیه را مشخص میکند. در این استراتژی مبارزه با تروریسم و مبارزه با گسترش سلاحهای کشتار جمعی از مهمترین زمینههای همکاری دو کشور محسوب میشود و حمایت آمریکا از جامعه مدنی روسیه، حقوق بشر و دموکراسی روسیه و حمایت از انقلابهای رنگی در کشورهای بازمانده از شوروی مهمترین زمینه تقابل به شمار میآید. در این استراتژی همچنین موضوعاتی مانند حضور روسیه در موضوعات حساس مانند مسئله هستهای ایران و مناطق ناآرام مانند خاورمیانه و ونزوئلا از مهمترین زمینههای رقابت دو کشور محسوب میشود.
در حالی که آمریکا تلاش دارد زمینههای همکاری، رقابت و تقابل خود با روسیه را مباحثی سیاسی جلوه دهد، تحلیلگران روسیه به زمینههای عینی رقابت و تقابل بیشتر توجه دارند. به عنوان مثال گلب پاولوفسکی ـ رئیس بنیاد سیاستهای موثر روسیه ـ در مصاحبه با خبرگزاری نووستی اظهار میدارد: «فشار نظامی آمریکا بر روسیه در حال افزایش است. این یک سیاست حساب شده از سوی واشنگتن است. معلوم شد که آمریکا بزرگترین رادار دریایی خود را برای تقویت سیستمهای دفاع ضدموشکی از جزایر هاوایی در اقیانوس آرام به جزایر آلوت در دریای برینگ در حوالی کامچاتکا منتقل کرده است. این موضوع بدون شک آغاز یک مسابقه تسلیحاتی مشخص است».
همچنین سرگئی مارکوف ـ کارشناس سیاسی روسیه ـ در مصاحبه با همین خبرگزاری میگوید: «آمریکا روسیه را به عنوان دشمن اصلی خود میبیند. ما شاهد آن هستیم که روسیه بیش از پیش به عنوان دشمن اصلی در نظر گرفته میشود که آنها (آمریکاییها) در نظر دارند با آن رقابت کنند.»
پوتین رئیسجمهور روسیه در کنفرانس امنیتی مونیخ و مصاحبههایی که با رسانههای مختلف بعد از کنفرانس دارد ضمن تأکید بر دوستی شخصی خود با بوش، رئیسجمهور آمریکا، به صراحت نوع تقابل استراتژیک و نظامی خود با آمریکا را مشخص میکند، وی با بیان این نکته که روسیه پاسخی نامتقارن به ایجاد سیستم آمریکایی ضدموشکی خواهد داد، آشکارا ورود مجدد روسیه به رقابت تسلیحاتی را تأیید میکند. پوتین خاطرنشان میکند که روسیه میتواند دو راه را در پاسخ به استقرار سیستم دفاع ضدموشکی آمریکا برگزیند؛ اول آنکه میتواند سیستم دفاع ضدموشکی بسازد و دوم آنکه موشکی بسازد که از سیستمهای دفاع موشکی بگذرد. پوتین آنگاه تأکید میکند که ما راه دوِّم را انتخاب میکنیم زیرا برای ما ارزانتر تمام میشود. ما موشکهایی میسازیم که از تمام سیستمهای ضدموشکی بگذرد.
پوتین اضافه میکند که اگر شما میگویید که سیستم دفاع ضدموشکی شما (آمریکا) علیه ما (روسیه) نیست پس سلاح جدید ما هم علیه شما نیست. ما میدانیم که در ایالات متحده سیستم دفاع موشکی فعالی طراحی شده و در حال ساخت است. امروز این سیستم موثر نیست و ما دقیقاً نمیدانیم که به طور کلی آیا زمانی موثر خواهد بود یا خیر اما به طور فرضی میتوان گفت که زمانی خواهد رسید که تهدید ممکن، از سوی نیروهای هستهای ما خنثی شود. این بدان معناست که تعادل، بر هم خورده است. یکی از طرفین احساس امنیت کامل خواهد کرد و طرف مقابل، دست بازی برای حل و فصل مناقشات منطقهای و حتی جهانی پیدا کرده و این خطری است که ما را تهدید میکند و ما در مقابل این تهدید، استراتژی جنگ متقارن را تعریف میکنیم. در همین راستا کنستانتین توتسکی ـ نماینده دائم روسیه در ناتو ـ استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا در چک و لهستان را بر هم زنندۀ تعادل استراتژیک نیروها در منطقه معرفی میکند و سرگئی لاوروف ـ وزیر خارجه روسیه ـ طی مقالهای با عنوان «دفاع ضدموشکی اروپا؛ پروژهای جمعی» که در روزنامه انگلیسی فاینانشیال تایمز منتشر میکند بر این نکته تأکید میکند که اجرای طرح یکسویه در زمینه دفاع ضدموشکی، به طور چشمگیری نمای جغرافیایی ـ استراتژیک اروپا را تغییر داده و منافع امنیتی قاره پیر را تحت تأثیر قرار میدهد. وی در این مقاله ضمن بیاساس دانستن تهدید موشکی ایران نسبت به اروپا تأکید میکند که تهران در چشماندازی قابل پیشبینی امکان تهدید کشورهای اروپا و آمریکا با موشک را ندارد.
و بالاخره ویتالی چورکین ـ نماینده دائم روسیه در سازمان ملل ـ در نشست کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل میگوید: استقرار تجهیزات استراتژیک نظامی آمریکا در کشورهای نزدیک به مرز روسیه نمیتواند سبب نگرانی شود. این اقدام تدابیری متعادل را مطالبه میکند. وی تاکید میکند که روسیه به اجرای برنامه استقرار سپر موشکی آمریکا به عنوان تدبیری مطلقاً دفاعی نگاه نمیکند و این برنامه، موازنۀ استراتژیک در جهان را بر هم زده و منجر به ایجاد پتانسیل اولین ضربۀ خلع سلاح کننده میشود.
از مجموع تمام سخنان و اظهارات استراتژیستها و سیاستمداران و مقامات نظامی روسیه در مورد استقرار سامانه ضدموشکی آمریکا در اروپا این نتیجه حاصل میشود که در روسیه در این خصوص یک اجماع نسبی وجود دارد که دلیل مطرح شده توسط آمریکا دربارۀ استقرار سامانه ضدموشکی در جمهوریچک و لهستان مبنی بر آنکه این سامانه موشکی جهت دفاع از اروپا در مقابل موشکهای احتمالی ایران است دلیل قانع کنندهای نیست، بلکه آمریکا در صدد آن است که با بهانه قرار دادن برنامه موشکی ایران، قدرت وارد آوردن ضربه اول را بدون ترس از دریافت ضربه دوّم به دست آورد و امکانی را که در طول جنگ سرد به دست نیاورده بود صاحب شود. روزنامه گاردین چاپ انگلیس با تحلیل شرایط کنونی نتیجهگیری میکند که روسیه در پاسخ به سیستم ضدموشکی تهدید جنگ سرد را مطرح میکند و به نقل از دیمیتری پسکوف ـ معاون دبیر مطبوعاتی ریاست جمهوری روسیه ـ مینویسد: هیچ گاه بیش از این دربارۀ چنین طرحهایی به ما (روسیه) چیزی نگفته نشده بود. ما خود را فریب خورده احساس میکنیم. ما بالقوه مجبور به ساخت جایگزینی برای آن اما با هزینه کمتر و تأثیر بیشتر میشویم.
فصل مشترک سخنان تمام سیاستمداران و نظامیان روسیه آن است که ادعای آمریکا در خصوص تهدید موشکی ایران نسبت به اروپا فقط بهانهای برای برتریجویی آمریکا در جهان است و آمریکا هدفی جز به دست آوردن برتری مطلق استراتژیک ندارد. روسیه خود را بر سر دو راهی انتخاب میبیند؛ یا باید وارد دور جدیدی از رقابت تسلیحاتی شود که احساس میکند چنین ظرفیتی را ندارد و نمیتواند جایگزین شوروی در مسابقه تسلیحاتی جدید شود یا آنکه استراتژی جدیدی را در مقابل استراتژی برتریجویانه آمریکا تعریف کند. روسیه این استراتژی جدید را استراتژی نامتقارن مینامد و عنصر اصلی این استراتژی را ضربه سهمگین غافلگیرانه میداند و البته این استراتژی را با ادبیاتی دیپلماتیک تحت عنوان «تقابل نامتقارن» بیان میکند.
نکته جالب در این است که روسیه هر چند اعلام میکند وارد رقابت تسلیحاتی با آمریکا نمیشود و فقط استراتژی جدیدی تعریف میکند اما در عمل وارد این رقابت تسلیحاتی شده و شروع به تولید نسل جدیدی از موشکهای فوق مدرن 51X میکند که از تور سامانه ضدموشکی آمریکا میگذرد و به اهداف تعیین شده ضربه سهمگینی وارد میکند.
روسیه با نسل جدید موشکهای خود عرصۀ جدیدی از مسابقه تسلیحاتی را گشوده و آمریکا تلاش دارد از طریق استقرار سامانههای ضدموشکی، برتری روسیه را در این عرصه خنثی کند و در مقابل، روسیه نیز با صدور نسل جدید سامانههای ضدموشکی خود مانند «تورام 1» که به جمهوری اسلامی ایران تحویل داده و مجموعه «300-c» تحویل شده به قبرس و مجموعه پدافندی تحویل شده به سوریه، در مقابل برتری یکجانبه آمریکا ایستادگی میکند.
جنگ سرد بر دو مؤلفه، یکی غیرمادی (یعنی جنگروانی ـ اطلاعاتی) و دیگری مادی (یعنی رقابت تسلیحاتی) استوار است و به نظر میرسد عنصر مادی جنگ سرد یعنی رقابت تسلیحاتی در فضایی دیپلماتیک به شدت در جریان است. طرفین منازعه تلاش دارند ضمن آنکه در عرصه تسلیحاتی برتری مطلق را به دست میآورند، وارد منازعه جنگروانی نشوند زیرا هر دو کشور شروع منازعه و جنگروانی را به زیان خود میدانند. البته معلوم نیست تا چه زمان دو کشور آمریکا و روسیه قادر خواهند بود در فضایی دیپلماتیک رقابت تسلیحاتی خود را ادامه دهند؛ دیر یا زود منافع متضاد صنایع تسلیحاتی آمریکا و روسیه منازعه شدید رقابت تسلیحاتی دو کشور را آشکار خواهد کرد.
رقابت تسلیحاتی، آشکار کننده استراتژیهای متضاد خواهد شد و این گونه نیست که آمریکا و روسیه بتوانند به روش سیاسی مانع از شکلگیری مرحله جدیدی از رقابت تسلیحاتی شوند. استراتژی یک جانبهگرایانه آمریکا بر این اصل استوار است که تسلیحات آمریکایی باید رقیبی در صحنه نداشته باشند و استراتژی روسیه بر آن استوار است که امنیت کشور را از طریق خودکفایی دفاعی تأمین کند و تقابل این دو استراتژی، رقابتی تسلیحاتی است که در مقاطعی پنهان و در مقاطعی آشکار خواهد بود.