* آیا شما فکر میکنید اصلاحطلبان طی ۹ـ 8 سال گذشته به حوزههای اقتصادی، کارگری و اجتماعی بیتوجه بودند؟
** بیتوجه نبودند اما عنایت ویژهای نداشتند. البته هر تشکیلات سیاسی در مقاطعی به اقتضای شرایط ممکن است حرکتهایی انجام دهد و محورهایی را برای تبلیغات در نظر بگیرد. سازمان و اصلاحطلبان نیز به همین شکل بودهاند. البته ناگفته نماند که اصلاحطلبان طیفهای گسترده به همراه دیدگاههای متفاوتی هستند اما سازمان از همان ابتدای امر کوشید سخنگوی قشر متوسط و محروم جامعه باشد و مواضع اقتصادی خود را بر همین اساس اعلام کرد و این روند هنوز هم ادامه دارد منتها سازمان هم با توجه به شرایط عینی جامعه و نیازهای ملموسی که وجود دارد ممکن است یک شعارش رنگ بیشتری نسبت به بقیه شعارهایش به خود بگیرد.
* میخواهید این رویه را تغییر دهید؟
** امیدوار هستیم از این به بعد همهجانبه با مسائل برخورد کنیم و حالتی پیش نیاید که ناگزیر شویم صرفاً مسائل اقتصادی یا سیاسی را مدنظر قرار دهیم بلکه اینها باید با هم در نظر گرفته شود.
* اگر یک بار دیگر به انتخابات نهم ریاست جمهوری برگردید، آیا باز هم همان شعارها را تکرار میکنید؟
** آن شعارها بخشی از شعارها خواهد بود و دیگر همه شعارها نیست و قطعاً شعارهایی که مربوط میشود به طبقه متوسط و محروم جامعه خواهیم داد.
* الان خود را نماینده کدام قشر از جامعه میدانید؟
** ما هنوز خود را نماینده قشر متوسط و محروم جامعه میدانیم. البته به این معنا نیست که معتقد نباشیم که باید با سرمایهگذاریها و توسعه اقتصادی زمینههای توسعه اقتصادی و اشتغال فراهم شود و به دنبال آن میتوانیم توسعه سیاسی را هم داشته باشیم. البته به قشر مرفه جامعه هم بیتوجه نیستیم و اتفاقاً الان به اقتضای شرایط باید میدان را برای کسانی که توانایی ریسک دارند و میتوانند سرمایهگذاری و خلأها را پر کنند باز گذاشت البته اقتضای هر مقطع یک چیز است. الان با توجه به وضعیت نامطلوب اقتصادی باید حتماً این توجه را داشته باشیم.
* پس از انتخابات برخی اصلاحطلبان تصمیم به تشکیل جبهه دموکراسیخواهی گرفتند. از سویی سازمان همواره اعلام کرده حاضر به پیوستن به این جبهه نیست. دلیل آن چیست؟
اختلاف ایدئولوژیک شما با برخی گروهها یا شخصیتهای حاضر در جبهه دموکراسیخواهی و حقوقبشر چیست؟
** در جبهه دموکراسیخواهی ممکن است طیفهایی باشند که اصلاً سنخیتی با دیدگاههای ما نداشته باشند. بعضیها ممکن است به چارچوبهای نظام معتقد نباشند و همین موجب میشود نتوانیم با هم جمعبندیهایی را داشته باشیم. یک محور مثل دموکراسی نمیتواند گروهها را دور هم جمع کند. در جبهه اصلاحات گروهها از لحاظ اعتقادی اشتراکات بسیار زیادی دارند، در مسائل سیاسی داخلی، خارجی و حتی اقتصادی نیز اشتراکات بسیار زیاد است. اما وقتی حقوقبشر محور باشد جمع شدن گروهها خیلی مشکل است.
* چه آیندهای برای جبهه دموکراسیخواهی متصورید؟
** ما امیدواریم آنها بتوانند به کار خود ادامه دهند. هر جبههای که بتواند به مطالبات بخشهایی از جامعه پاسخگو باشد غنیمت است. به هر حال اینها شهروندان جامعه هستند و حق دارند در سرنوشت جامعه دخالت کنند و هیچکس حق ندارد جلوی آنها را بگیرد. اینها نمایندگان اقشار خاصی از جامعه هستند. حتی مخالفین سرسخت نظام که دست به اسلحه نبردهاند هم حق دارند کار و زندگی کنند و کسی نباید جلوی آنها را بگیرد. اما اینکه در داخل جبهه دموکراسیخواهی افراد و گروهها میتوانند با هم همزیستی مسالمتآمیز داشته باشند بحث دیگری است.
به تجربه ثابت شده است وقتی یک محور مورد توجه است، این ائتلاف نمیتواند دوام داشته باشد. اما واقعیات اینها و تجربیات تاریخی نشان میدهد به راحتی نمیتوانند دوام پیدا کنند. در درازمدت اختلافات ایدئولوژیک آنها مسئلهساز خواهد شد. در جبهه دموکراسی هم اگر روزی نتوانستند با هم توافق کنند و در نهایت از هم جدا شدند چیز غیرمنتظرهای نیست و قابل پیشبینی است.
* در برخی شایعاتی که منتشر میشود عنوان شده علت عضویت نیافتن سازمان مجاهدین انقلاب در جبهه دموکراسیخواهی، عضویت گروههایی چون نهضت آزادی و ملی ـ مذهبیها در این جبهه است. واقعیت دارد؟
** مبنای این شایعات ممکن است از استحکام صددرصد برخوردار نباشد اما بیمبنا هم نیست. سازمان اشتراکات کمتری با گروههایی مثل نهضت آزادی و ملی ـ مذهبیها نسبت به گروههایی که در جبهه اصلاحات عضو هستند، دارد.