ایمان ابراهیمبایسلامی
یدالله سحابی آنگاه راه و نشان خود را یافت که از پس سالها درس و تحقیق و مبارزه در گوشه و کنار و اینجا و آنجا درباره خود میشنید و هرگز از خاطر نمیبرد که سالها پیش از این برای تحصیل رشته زمینشناسی از آیتالله حائری در قم طلب استخاره از قرآن کرد و آیهای که به دست ایشان ثبت شد شاه بیت چندین دهه از عمر دراز سحابی بود: و کفی بالله وکیلا...
راه درازی بود تا گذشت ایام و روزگار که سحابی جوان با مدرک دکترا از دیار غربت باز گردد و از پس تمامی این سالها، روزهایی را به یاد بیاورد پر تنش و سهمگین، سرشار از مردهباد و زندهباد... تا آن هنگام که میانه دهه 60 و دوران نمایندگی مجلس در کوچهها و پارکینگ مجلس شعار مرگ بر او و دوستانش سر داده شود و معنای استخاره آیتالله حائری نیز بالاخره نمود یابد.
کار کردن در وزارت راه و اهتمام به شغل راهسازی نیز که برای گذران زندگی برگزیده بود موجب شد که با لایهها و طبقات زمین و سنگوارهها آشنا شود. او در این میان با ظرافت و دقت بیشتری به این طبقات زمین نگاه میکرد و در آنجا که از هر کاری عمیق تصمیم میگرفت در این رشته (زمینشناسی) که در ایران آن روز هنوز شناخته شده نبود دنبال کرد و تا درجه لیسانس ادامه داد تا آنکه به مقام دبیری رسید و با حقوق اندکی بیشتر توانست مخارج زندگی خانواده را تامین کند. ولی به این امر قانع نبود و خیلی دوست داشت که تحصیلات خویش را در همین رشته ادامه دهد. در کنکور اولین گروه دانشجویان اعزامی به خارج شرکت کرد و قبول شد. اما به علت مشکلات خانوادگی در آن سال نتوانست برود. در سال بعد هم بیماری عمویش که سرپرست خانواده بود، بر مسئولیت نگهداری از مادر و همسر و دو فرزند خودش افزوده شد و تصمیمگیری برای سفر به خارج و ادامه تحصیل برایش مشکل شد لذا به علت اضطرار طی نامهای از مرحوم حاجشیخ عبدالکریم حائرییزدی در قم درخواست کرد که برای او استخارهای نماید. آیتالله حائری معمولا از کار استخاره خودداری میکردند، اما بنابر وضعیت خاص او که مساله تحصیل علم و دانش در آن مطرح بود پذیرفت و آیهای که آمد در آخر آن جمله: ... و کفی بالله وکیلا ـ نساء، 81 یا 132 و احزاب، 3 یا 48 بود. این جمله در مدت 5 سال سفر دکتر سحابی به اروپا خود را نشان داد زیرا در آن زمان روابط ایران و فرانسه خوب شده بود و ارزش ریال در برابر فرانک خیلی بالا بود.
سحابی پس از بازگشت از اروپا به مقام استادی در رشته زمینشناسی رسید و با کوشش خود تدریس این رشته را در دانشگاه تهران به کمال رسانید.
بعد از کودتای 28 مرداد 1332، دکتر سحابی به همراه مهندس مهدی بازرگان و چند نفر از دوستانش مبارزه علیه ـ دولت کودتایی شاه ـ زاهدی و مقاومت در برابر تهاجمات استبداد را از سر گرفتند و در شهریور همان سال با همت مهندس بازرگان، آیتالله طالقانی، علامه زنجانی و رحیم عطایی و چند تن از همفکرانش هسته مرکزی نهضت مقاومت ملی را تشکیل داد و در 23 تیر 1339 خود را به عنوان یکی از موسسات جبهه ملی دوم مطرح کرد. در اردیبهشت 1340 به اتفاق مهندس مهدی بازرگان، آیتالله طالقانی با تاسیس نهضت آزادی ایران از جبهه ملی، شاخه مذهبی جبهه ملی به نام نهضت آزادی را تشکیل دادند. او در بهمن 1341 به اتفاق دیگر اعضای نهضت آزادی به زندان رفت که در پی آن در تاریخ 30 مهر 42 به 6 سال زندان محکوم شد اما پس از پشت سر گذاشتن 4 سال زندان در سال 1346 آزاد شد. در جریان آن محاکمه او بسیار آرام و کمحرف بود اما در چند مورد که سخن گفت، سخنانش همراه با صلابت، صراحت و قاطعیت بود که نمونه آن سخنرانی در 29 اسفند به مناسبت سالروز تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت در دادگاه نظامی است.
3 ماه قبل از پیروزی انقلاب او به همراه چند نفر از اعضای نهضت آزادی از جمله آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان به دستور حضرت امام(ره) به شورای انقلاب ملحق شد و در شکلگیری پایههای انقلاب نقشی اساسی ایفا کرد.
در بهمن 1357 به عنوان وزیر مشاور در امور طرحهای انقلابی در کابینه مهندس مهدی بازرگان انتخاب شد و در مهر 1358 که تغییراتی در کابینه داده شد به عنوان وزیر مشاور در امور تعلیمات و تحقیقات منصوب شد. در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه پیدا کرد و به عنوان رئیس سنی مجلس انتخاب شد. (74 سن)
به دلیل آنکه در آن زمان بررسی اعتبارنامهها طولانی شد، سحابی بیش از یک ماه جلسات علنی مجلس را اداره کرد که از آن زمان تاکنون هیچ رئیس سنی بیشتر از یک هفته مجلس را اداره نکرده است. وقتی اعتبارنامه ایشان در مجلس مطرح شد و مخبر شعبه اعلام کرد «اعتبارنامه آقای یدالله سحابی تصویب شد» با آنکه هیچیک از نمایندگان مجلس در این مورد مخالفتی ابراز نکردند و همه با سکوت خود رای شعبه 5 را تایید کردند، سحابی به عنوان رئیس سنی مجلس از اینکه خود اعلامکننده تصویب اعتبارنامه خود باشد خودداری کرد. منشی جلسه مدام اعلام میکرد اعتبارنامه آقای سحابی مطرح است و هر بار هم که اعلام میشد نمایندگان با سکوت خود آن را تصویب میکردند ولی سحابی حاضر نمیشد تصویب آن را اعلام کند تا آنکه منشی جلسه این کار را کرد.
یکی از دغدغههای مهم او در طول دوران نمایندگی تشکیل جلسات رسمی غیرعلنی درباره جنگ بود. او در این زمینه بارها به رئیس مجلس تذکر میداد و در یکی از نطقهای قبل از دستورش که در تاریخ 5 خردادماه 62 قرائت شد، اهمیت این موضوع را اینگونه برشمرد «وقتی خدای متعال پیغمبر گرامی و برگزیدهاش را با آنکه به نص قرآن «نذیر مبین» و متصف به «خلق عظیم» است و اطاعت از او را تالی تلو اطاعت از خودش قرار داده و واجب شمرده است و معذالک به مصداق دستور «و شاورهم فیالامر» او را موظف و مقید به مشورت با اهل نظر و مجریان هر امر کرده؛ پس چگونه ممکن است که تصمیمگیرندگان راجع به جنگ خود را مصون از خطا و اشتباه دانسته و با تصوراتی مشورت با صاحبنظران بیغرض را غیرضرور بدانند و از همین جا نگرانی مومنان و علاقهمندان به دین و وطن و جمهوری را نسبت به حسن ختام جنگ برانگیزند.
نویسندگان قانون اساسی عنوان مجلس شورای ملی را تغییر نداده بودند به همین دلیل وقتی عدهای از نمایندگان در مجلس اول خواستار تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی شدند سحابی از معدود افرادی بود که به این موضوع به شدت معترض بود و تاکید میکرد که حرمت قانون اساسی باید حفظ شود و نمایندگان نباید برخلاف آن به تغییر نام رای دهند. عضویت سحابی در کمیسیون آموزش و پرورش و تحقیقات عالیه باعث شده بود که او از مخالفان غیردولتی شدن آموزش و پرورش باشد. او اعتقاد داشت که دولت توانایی نظام آموزشی در کشور را به تنهایی ندارد و در این مورد باید بخش خصوصی را شریک خود کند.
در مجلس وقتی بحث لایحه اراضی شهری مجلس مطرح شده بود، دفتر سیاسی نهضت آزادی این مساله را مورد بررسی قرار داد و بعد از بررسی فراوان در نهایت آن را به تصویب اعضای نهضت آزادی رساند. دکتر سحابی با تصویب این طرح به شدت مخالفت کرد و آن را مغایر با باورهای دینیاش دانست و تاکید کرد به عنوان یکی از اعضای نهضت آزادی هرگز حاضر نیست به این طرح رای بدهد.