ابوالقاسم قاسمزاده
اگر بخواهیم فضای جنگ روانی در رسانههای غربی و از سوی محافل سیاسی آمریکا علیه ایران را در یک جمله ترسیم کنیم، آن جمله تکرار «حرف جنگ و جنگ حرف» است. در ده روز گذشته اغلب روزنامههای اروپایی و آمریکایی بر نزدیک شدن شرایط اضطراری و آمادگی جنگی آمریکا درباره ایران گزارشها و تحلیلهای بسیاری ارائه دادند. انجام مصاحبههای تلویزیونی، بخصوص در آمریکا بصورت برنامههای تکراری در آمده است و در اغلب گزارشهای خبری و سیاسی، بصورت مستقیم و در حاشیه، موضوع جنگ علیه ایران، عنوان اصلی شده است. این حالت از طراحی جنگ روانی که همه رسانههای تبلیغی در خط اسرائیل در غرب عهدهدار آن شدهاند، تا حد آمارگیری و نظرسنجی از مردم آمریکا در چند ایالت پیشرفته است و مانورهای تبلیغی از نتایج این آمارها برای داغ نگهداشتن تنور تبلیغات صورت پذیرفته است. این مرحله از جنگ روانی تا دیدار سارکوزی رئیسجمهور فرانسه و خانم مرکل صدراعظم آلمان با جورج بوش ادامه داشت و از دیروز منحنی حرف جنگ و جنگ حرف، حالت افول گرفته است. رایس وزیر خارجه جورج بوش دیروز گفت، فعلاً هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران رد میشود و اگر همتای ایرانی من (وزیر خارجه ایران) بپذیرد، حاضر به دیدار با او است و اکنون زمان آن رسیده که ایالات متحده آمریکا در سیاست بیست و هشت ساله خود در قبال ایران تغییراتی ایجاد کند. او در این مصاحبه به ادامه مسیر دیپلماتیک برای حل موضوع هستهای ایران تاکید کرد و گفت: «... آمریکا و متحدان آن، هماکنون مشوقهای سیاسی و تجاری را به ایران پیشنهاد کردهاند تا غنیسازی خود را متوقف کند و در اینصورت گفتگوهای رسمی با ایران برای حل همه اختلافها از سر گرفته خواهد شد...»
از سوی دیگر در بیست و چهار ساعت گذشته اغلب روزنامههای آمریکایی و اروپایی از عدم استقبال اتحادیه اروپا در تشدید تحریمها و یا پیروی از سیاست تهدید به جنگ از سوی آمریکا علیه ایران خبر دادند و بخصوص بر اختلافنظر انگلیس و آلمان با سیاستهای بوش درباره ایران تاکید کردهاند. مصاحبههای البرادعی در آستانه ارائه گزارش نهایی از مذاکرات مسئولین آژانس در تهران با مسئولین ایرانی و مخالفتهای شدید و علنی روسیه و چین با ادامه حالت جنگ روانی علیه ایران و فضاسازی برای جنگ دیگر، همه موجب شده است که موضوع محوریت دیپلماسی و مسیر دیپلماتیک برای حل اختلافها، بار دیگر در صدر اخبار قرار گیرد و منحنی «حرف جنگ و جنگ حرف» افول پیدا کند. ریسک ادامه سیاست تشدید جنگ روانی و درخواست از اروپاییها، روسیه و چین با آمریکا از سوی دولت بوش، آنچنان خطرناک به نظر رسیده که در فضای انتخاباتی آمریکا و رقابت شدید نمایندگان نامزد انتخاباتی از دو حزب جمهوریخواه و دمکرات، به سرعت تجدیدنظر در این سیاست را برای جورج بوش و همکاران او ضروری کرده است. اگرچه موضوع تنظیم قطعنامه جدید علیه ایران همچنان در دستور کار آمریکاییها است و وزیر خارجه آمریکا (رایس) گفته است قطعنامه جدید بر افزایش تحریمها تاکید خواهد داشت و نه جنگ. از سوی دیگر حالت انتظار در فضای سیاسی غرب درباره ایران ادامه دارد و هنوز ابرهای ابهام افزونتر از روزنههای امید برای اغلب غربیها درباره آینده روابط با ایران و چگونگی حل پرونده هستهای است. خبر سفر وزیر خارجه چین به تهران، تشدید فعالیت دولت پوتین در روسیه و فعالیتهای سیاسی دولتهای انگلیس و آلمان نشان میدهد که در هفتههای آینده، همچنان موضوع ایران و انرژی هستهای آن در صدر اخبار و گزارشها قرار خواهد داشت، اما این بار با علنی شدن گزارش رسمی البرادعی مدیرکل آژانس، جهتگیری به جای تشدید فضای تفاوتها، به سمت و سوی تفاهم روشنتر پیش خواهد رفت، بخصوص که دو دیدار اگرچه متفاوت، اما برای فضاسازی مثبت در هفتههای آینده انجام خواهد گرفت. یکی دیدار سفیر ایران و آمریکا در عراق برای ادامه مذاکره درباره عراق و دیگری، دیدار دکتر جلیلی دبیر شورای امنیت ملی با سولانا رئیس سیاسی اتحادیه اروپا و مسئول مذاکره دوجانبه اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی ایران، این دیدارها به خودی خود، فضای خبری و رسانهای را تلطیف خواهد کرد و سیاستمداران معتدل در هر دو طرف، فرصت مانور مناسبتری برای حل اختلافها از طریق مذاکره به دست خواهند آورد. مسیر افول حرف جنگ و جنگ حرف، با تعارفات و بکارگیری الفاظ دیپلماتیک جایگزین خواهد شد، اما گمان مبر که قصه هنوز پایان یافته باشد!!