محمدتقی کروبی
در آستانه سفر آقای احمدینژاد به نیویورک برنامهای کوتاه در یکی از شبکههای خبری دیدم که من را به یاد حضور چند روز پیش ایشان در برنامه زنده شبکه جهانی جامجم انداخت. در این گفتوگوی دوستانه ایشان به مباحث مختلفی از جمله حق ایران در دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای، روابط سیاسی با دولتهای منطقه و نیروهای اشغالگر در عراق پرداخت. ایشان برخلاف ادبیات غیرمتعارف و تحریککننده دو سال گذشته، این بار با تکیه بر همان مواضع، نظرات خود را در چارچوب عرف رایج بیان کردند.
اینجانب دو گفتوگوی دیگر وی را با شبکههای انگلیسی آیتیوی و شبکه چهار انگلیس در دو هفته گذشته دیدم که علیرغم اختلافنظر ماهوی با بخشی از نظرات ایشان، به لحاظ شکلی ارزیابی مثبتی از آن دارم. این رویکرد مثبت که ممکن است ناشی از سفرهای لاینقطع خارجی، تعامل با دیپلماتها و به کارگیری مشاورین قابل باشد، جای بسی تشکر دارد، اما با توجه به سفر سوم ایشان به نیویورک و حضور در محیط آکادمیک دانشگاه کلمبیا و شرایط بسیار حساس کشور لازم دیدم به دو نکته اشاره کنم.
اول آنکه شبکههای خبری نظیر بیبیسی و سیانان هوشمندانه به طرح سوالات تحریکآمیز اقدام خواهند کرد و بدونشک از پاسخهای افراطی جهت تهییج افکار عمومی بینالمللی برای برخورد با ایران استقبال میکنند. همگان میدانند که توسل یکجانبه به قوای قهریه از سوی هر کشوری مغایر حقوق بینالملل و ماده «2» چهار منشور ملل متحد میباشد، اما بخشی از سیستم تبلیغاتی غرب عالمانه میکوشد این نقض حقوقی را به ساختار حقوقی شورای امنیت ارتباط داده و آن را در شرایط استثنایی به عنوان امری واجب در جهت صلح و امنیت بینالمللی توجیه نماید. شرایط میهن عزیزمان خاص و پرونده اتمی کشور در شورای امنیت سازمان ملل متحد مفتوح است. همچنین بررسی اعمال تحریمهای وسیعتر علیه ایران به میزبانی آمریکا آغاز شده است. هر فعل و یا ترک فعل تحریکآمیز نه تنها میتواند دستاورد اخیر تهران و آژانس را تحتالشعاع قرار دهد بلکه توجیهی بر انحراف کار عمومی نسبت به رفتار زورمندانه و نامشروع دولت بوش خواهد بود.
دوم آنکه در نقل خاطرات توجه بیشتری شود زیرا در آن محیط نمیتوان به نقل خاطراتی پرداخت که دهها سوال پیرامون آن مطرح میشود. به طور مثال آقای احمدینژاد در شبکه جامجم و در ارتباط با جهل نیروهای نظامی آمریکایی و انگلیسی در عراق گفتند که سربازان کشورهای فوقالذکر اصلا نمیدانند در کجای این دنیا قرار دارند. ایشان گفتند که بعضی از آنان برای وی نامه با عنوان رئیسجمهور عراق ارسال کردند. ایشان معین نکردند آن سرباز چگونه ایشان را میشناسد، آدرس کاخ ریاست جمهوری تهران را میداند و به مکاتبه اعم از الکترونیکی و یا نامهای اقدام میکند اما نمیداند در کجا خدمت میکند و یا با چه مقامی مکاتبه میکند.
در بخش دیگری ایشان بر این نکته اشاره کردند که دستگاه تبلیغاتی غرب عامدا مردم را در جهل قرار میدهد و مردم آن دیار حتی از دستیابی به بسیاری از رسانههای خبری که در ایران قابل دریافتند، محروم هستند. ایشان همچنین به دانشآموزان آمریکایی علاقهمند به خود اشاره کردند و گفتند که به دلیل عدم دسترسی به اخبار و اطلاعات درست، آنان در نامههای ارسالی، ایشان را رئیسجمهور فلسطین خطاب میکنند. آیا رسانهای کردن شیطنت دانشآموزان آمریکایی از سوی رئیسجمهور امری پسندیده است؟ و آیا این قبیل سخنان در شأن رئیسجمهوری کشوری با این فرهنگ و تمدن میباشد؟ اگر به راستی شناخت دوستان از جامعه آزاد غرب اینچنین است و بر گفتن آن اصرار دارند، پس لطفا به رسانه ملی اکتفا شود، زیرا ذکر این دسته خاطرات و نظرات در محافل بینالمللی خاصیت مباحث دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد.
به نظر میرسد سفر نیویورک امسال فرصت بسیار مناسبی در جهت خنثی کردن امیال زورگویانه افراطیون آمریکایی است. رویکرد جدید رئیسجمهور مبارک است و امیدواریم ضمن حفظ اصول، پایبندی خود را به معاهدات بینالمللی از طریق مراجع ذیصلاح بینالمللی، نه چند کشور خاص اعلام و مسائلی را مطرح کنند که بستر مناسبی برای استیفای حقوق از دسترفته این کشور و این ملت دردمند به وجود آید. انشاءا...