مقدمه:
خط لوله صادرات گاز «ایران ـ پاکستان ـ هند» همواره نقش خبرساز خود را در سالهای اخیر حفظ کرده است. این پروژه چندین میلیارد دلاری که در ابتدا تنها ایدهای کلی برای وصل کردن سه کشور در جنوب آسیا بود و به اعتبار این هدف، خط لوله صلح نام گرفت، با آغاز مذاکرات رسمی ایران، پاکستان و هند برای بررسی چگونگی اجرای آن، به یکی از موضوعهای سیاسی مهم در عرصه بینالملل تبدیل شد و در ماههای اخیر به ابزاری برای فشار به سیاستمداران سه کشور و پیشگیری از شکل گرفتن همکاریهای بلندمدت اقتصادی در منطقه تغییر شکل داده است. دکتر «محمد سریر»، از اساتید موسیقی ایران که در زمان طرح ایده احداث خط لوله صلح، در هیات کارشناسان وزارت امور خارجه حضور داشت، در این گفتوگو درباره ابعاد اجرای پروژه و نظر طراحان اولیه آن توضیح داده است:
">مقدمه:
خط لوله صادرات گاز «ایران ـ پاکستان ـ هند» همواره نقش خبرساز خود را در سالهای اخیر حفظ کرده است. این پروژه چندین میلیارد دلاری که در ابتدا تنها ایدهای کلی برای وصل کردن سه کشور در جنوب آسیا بود و به اعتبار این هدف، خط لوله صلح نام گرفت، با آغاز مذاکرات رسمی ایران، پاکستان و هند برای بررسی چگونگی اجرای آن، به یکی از موضوعهای سیاسی مهم در عرصه بینالملل تبدیل شد و در ماههای اخیر به ابزاری برای فشار به سیاستمداران سه کشور و پیشگیری از شکل گرفتن همکاریهای بلندمدت اقتصادی در منطقه تغییر شکل داده است. دکتر «محمد سریر»، از اساتید موسیقی ایران که در زمان طرح ایده احداث خط لوله صلح، در هیات کارشناسان وزارت امور خارجه حضور داشت، در این گفتوگو درباره ابعاد اجرای پروژه و نظر طراحان اولیه آن توضیح داده است:
* ایده اجرای خط لوله صلح چگونه مطرح شد؟
** این ایده برای نخستینبار در گروه مطالعات انرژی دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه مطرح شد و کارشناسان این دفتر بررسیهای اولیه مربوط به آن را انجام دادند تا سرانجام در یکی از نشستهای موسسه بینالمللی منابع انرژی در هند، به عنوان پروژهای که هر سه کشور ایران، پاکستان و هند میتوانند اجرا کنند، در سطح بینالمللی ارائه شد. رئیس این موسسه در آن زمان، با ارتباطهایی که با وزارت نفت و انرژی هند داشت، توانست این موضوع را به آنها منتقل کند و نخستین بحثها در کنفرانسهای بینالمللی آغاز شد. این موضوع به اواخر دهه 80 میلادی بر میگردد که پس از پیگیری موضوع، ابعاد مختلف آن در کنفرانسهایی گوناگون و در قالب مقالههایی متنوع بررسی شد. در واقع ما به دنبال توجیه اقتصادی اجرای چنین پروژهای بودیم که کار دشواری هم بود.
* وزارت نفت هم در این بررسیها حضور داشت؟
** در آن زمان، وزارت نفت استقبال زیادی از نظر دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه نکرد و در جلسههای گوناگونی هم که دو طرف، پس از طرح موضوع تشکیل دادند، گفتند که چنین ایدهای قابل بررسی است و شاید آن را بررسی کنیم، چون در آغاز کار، برآورد شده بود که حدود 40 میلیارد دلار برای سرمایهگذاری به منظور اجرای هر دو بخش تولید و انتقال گاز در قالب این پروژه لازم است که رقم قابل توجهی بود و توجیه اقتصادی نداشت، ولی بعدها توانستیم با بحثهای فنی، این رقم را به 8 میلیارد دلار برسانیم، هر چند اجرای این پروژه و بحثهای مربوط به آن، در اوایل دهه 90 میلادی، باز هم مسکوت ماند و به بحثهایی محدود شد که کارشناسان دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در کنفرانسها و نشستهای مختلف مطرح کردند، البته این بحثها توجه و علاقهمندی برخی محققان و شرکتهای نفتی و تحقیقاتی حاضر در این کنفرانسها را به دنبال داشت و حتی شرکت «چیودا»ی ژاپن، مرحله جدیدتر و بلندپروازانهتری برای این پروژه تعریف و ایده احداث خط لولهای به مراتب طولانیتر را از چین تا شمال آفریقا مطرح و مطالعات مربوط به آن را آغاز کرد. سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) هم طرحی تحقیقاتی بر مبنای این پروژه تهیه و پیگیری کرد. در واقع این ایده، به موضوع روز برای بررسیهای تحقیقاتی تبدیل شده بود.
* چه دلیلی برای این توجههای بینالمللی وجود داشت؟
** موضوع انتقال گاز ایران به هند از چند جهت اهمیت دارد. نخست به دلیل دو مشخصه بارز گاز که نمیتوان آن را پس از تولید در حجمهای بزرگ نگهداری و ذخیرهسازی کرد و باید بیدرنگ مصرف شود و دیگر اینکه هزینههای تولید و بهرهبرداری از منابع آنکه مراحل حفر چاههای اولیه، تولید و انتقال گاز به مراکز مصرف را شامل میشود، بسیار زیاد است؛ بنابراین باید برنامههایی بلندمدت برای اجرای پروژههای توسعه میدانهای گازی داشت و دورههایی بلندمدت، یعنی حدود دستکم 50 سال را برای بهرهبرداری از این پروژهها در نظر گرفت. در مورد پروژه خط لوله صادرات گاز ایران به هند، هم منابع گازی عظیمی که بتوان حجم زیادی از گاز را که در این پروژه پیشبینی شده بود، تامین کرد و هم بازاری که بتواند چنین تقاضایی را در آینده داشته باشد، محدود بودند که سبب شد ابعاد مختلف این پروژه، مورد توجه محققان قرار گیرد. بررسیهایی هم که در این مورد انجام میشد، بعدها با آغاز فعالیتهای ایران برای برداشت از منبع گازی عظیم پارس جنوبی، قوت گرفت.
* پس در زمان طرح ایده اجرای این پروژه، میدان گازی پارس جنوبی شناخته شده بود؟
** پارس جنوبی در آن زمان کشف شده بود و قطر نیز از آن برداشت میکرد، ولی هنوز فعالیتهای ایران برای بهرهبرداری آغاز نشده بود و هرگز بحث توسعه بخش ایرانی این میدان گازی هم مطرح نبود، تنها میدانستیم که چنین منبعی وجود دارد.
* عنوان خط لوله صلح چگونه به این پروژه داده شد؟
** اختلافهای ریشهدار هند و پاکستان، پس از جدایی بخشهایی از این دو کشور، اصلیترین علت بود، هر چند آغاز مذاکرات مربوط به این پروژه، به بر طرف شدن اختلاف میان آنها منجر نشد، اما در زمان طرح ایده اجرای چنین پروژهای، اینگونه استدلال میکردیم که دو کشور با توجه به نیازهای اقتصادی خود، میتوانند بر سر اختلافها به تفاهم برسند و خط لوله صادرات گاز ایران به هند از مسیر پاکستان، میتواند ضمن در برداشتن منافع اقتصادی، زمینهساز آغاز مذاکرات دوستانه دو کشور برای برطرف کردن اختلافنظرها باشد؛ در نتیجه عنوان «خط لوله صلح» را به این پروژه دادیم، ولی متاسفانه روابط آنها اوج و فرودهایی داشت که مانع تحقق واقعی این عنوان در آن زمان شد، هر چند برخی محققان و موسسههای مطالعاتی، موضوع عبور خط لوله صادرات گاز ایران به هند را از مسیر فلات قاره و از داخل اقیانوس هند مطرح و بررسی کردند که نشان داد این مسیر هزینههای بالایی دارد، ضمن آنکه عبور خط لوله از داخل دریا خطر و ریسک بیشتری داشت، چون دیگر هیچکس مسئول تامین امنیت آن نبود. این بررسیها و مطالعات سرانجام سبب شد، احداث خط لولهای برای صادرات گاز ایران به پاکستان و هند، هنوز هم به عنوان پروژهای بزرگ و اقتصادی در عرصه جهانی مطرح باشد.
* در شرایط کنونی، احتمال توافق ایران و پاکستان برای نهایی کردن قرارداد صادرات گاز میان دو کشور قوت گرفته است. آیا چنین هدفی در بررسیهای اولیه اجرای این پروژه مورد توجه قرار داشت؟
** بله، ایران و پاکستان، در یک دورهای، تفاهمنامهای را برای صادرات گاز امضا کردند، هر چند چنین قراردادی، پاسخگوی برنامهریزیهای ایران برای صادرات حجمهای زیاد گاز نیست و نمیتواند بازار بزرگی را که ایران انتظار دارد، فراهم کند. پاکستان بازار خوبی برای گاز ایران به شمار میرود، ولی این کشور، خود منابع گاز دارد و گاز وارداتی از ایران را تنها برای تامین نیازهای مصرفی بخش غربی و استان بلوچستان خود استفاده خواهد کرد. به نظر میرسد در صورت سرمایهگذاری برای احداث خط لوله صادرات گاز ایران به پاکستان، جاذبه لازم برای امتداد آن تا هند، ایجاد شود و سیاستگذاران انرژی هند انگیزههای جدیدی برای نهایی کردن تصمیم خود در مورد اجرای این پروژه داشته باشند.
* آیا مسیر احتمالی خط لوله صادرات گاز و ساختار اجرایی آن در بررسیهای اولیه، مشخص شده بودند؟
** این موضوعها، هیچگاه در مورد خط لوله حل نشد. طبیعی است که کشورهایی با رشد جمعیتی و اقتصادی مانند هند و پاکستان، خواهان دریافت گاز برای تامین انرژی خود باشند، ولی این نوع پروژهها زمانی اجرایی میشوند که چگونگی سرمایهگذاری در آنها حل شده باشد، در حالی که هیچیک از کشورهایی که در این پروژه به طور مستقیم حضور دارند، نمیتوانند هزینههای برآورد شده را تامین کنند و برای اجرای آن، باید سرمایهگذاران دیگری هم حضور داشته باشند، البته برای حل این مشکل، در یک دوره زمانی، این موضوع مطرح شد که هر یک از کشورها، خط لوله را در خاک کشور خود احداث کند که با پروژه مشابهی که ایران برای واردات گاز از ترکمنستان اجرا کرد، قابل قیاس است، هر چند خط لولهای که به این منظور احداث شد، تنها 140 کیلومتر طول دارد و نمیتوان آن را با خط لوله صادرات گاز به هند که بیش از یک هزار کیلومتر طول دارد، مقایسه کرد. در واقع خط لوله صادرات گاز ایران به هند، به سرمایهگذاری زیادی نیاز دارد که افزون بر سرمایهگذاری برای احداث خط لوله، هزینههای ساخت، نصب و بهرهبرداری از دستگاههای تنظیم فشار و ارسال گاز در طول آن را نیز شامل میشود و به تاسیسات تخصصی و شیوههای نگهداری خاصی نیاز دارد، ضمن آنکه هماکنون برنامهریزیهای گستردهای برای سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی ایران انجام شده است و با توجه به اولویتهای تعیین شده برای توسعه کشور، بعید به نظر میرسد سرمایهای چندین میلیارد دلاری برای اجرای پروژهای به کار گرفته شود که دستکم 4 تا 5 سال پس از آغاز اجرا به بهرهبرداری خواهد رسید، ضمن آنکه هماکنون سرمایهگذاری در بخش گاز، از نظر قیمتی، سود خیلی زیادی در حوزه ما ندارد و اگر صادرات گاز ایران به اروپا امکانپذیر بود، شاید میشد به نرخ و قیمت اقتصادیتری دست یافت.
* اجازه دهید درباره احتمال تاثیر مخالفتهای داخلی با صادرات گاز ایران بر مذاکرات مربوط به خط لوله صلح، صحبت کنیم. آیا ممکن است چنین دیدگاههایی، ریسک اجرای این پروژه را افزایش دهند؟
** صادرات و نیز تزریق گاز به میدانهای نفتی، از گذشته، در کنار هم مطرح شدهاند و از موضوعهای مورد توجه برنامهریزان کشور بودهاند که در بررسی هر یک از آنها باید به چند نکته توجه داشت: نخست این که کشورهای در حال توسعه، همواره مانند کسانی هستند که میدانند قیمت زمین افزایش خواهد یافت، ولی پول خرید آن را ندارند. نباید تصور کنیم برنامهریزان و تصمیمگیران این کشورها، شرایط اقتصادی را که میتوانند از آن به نفع کشور خود استفاده کنند، نمیشناسند، بلکه آنها همیشه به درآمدهایی برای تامین روزمرههای خود نیاز داشتهاند که سبب شده هیچگاه نتوانند سرمایهها، تواناییها و ظرفیتهای خود را به اندازه لازم، فراهم و از آنها بهرهبرداری کنند؛ همانگونه که ایران در سالهای جنگ تحمیلی، به دلیل شرایط خاص ناچار بود بهرهبرداری وسیعی از منابع نفتی خود داشته باشد که به مخازن نفتی نیز آسیبهایی وارد کرد، ولی این رویداد به معنای غفلت تصمیمگیران نبود بلکه از سر ناچاری بوده است. در مورد صادرات گاز در شرایط کنونی هم باید توجه داشت، صرفنظر از درآمدهایی که چنین پروژههایی نصیب کشور میکنند، با امضای هر قرارداد صادرات گاز، یک شبکه ارتباطی اقتصادی میان ایران با کشورهای وارد کننده گاز به وجود میآید که نوعی حمایت سیاسی هم به همراه دارد و این حمایت سیاسی در بسیاری از تصمیمگیریهای سیاسی و امنیتی منطقه تاثیر میگذارد؛ بنابراین ارتباطهایی که ایران با واردکنندگان گاز خود برقرار میکند، تنها از نظر مالی و درآمدی اهمیت ندارد و به معنای ایجاد نوعی ارتباط امنیتی و سیاسی هم هست، در واقع صادرات گاز ایران، نوعی ابزار است که کشور را در صحنه تجارت جهانی و عرصه بینالمللی مطرح میکند، ضمن آنکه دومین دارنده ذخایر گاز دنیا، نباید تنها مصرف کننده منابع گاز خود باشد و هیچ نقشی در جهان انرژی به عهده نگیرد.
* ممکن است مخالفتهایی که با صادرات گاز میشود، سبب حذف ایران از فهرست عرضه کنندگان گاز جهان و توقف تدریجی مذاکرات شود؟
** چنین چیزی ممکن نیست. کشورهایی که مذاکره با ایران را برای واردات گاز آغاز کردهاند، ارزیابی بسیار دقیقی از شرایط اقتصادی ما دارند و الزامها و برنامهریزیهای بخشهای مختلف اقتصادی ایران را هم که چیز پوشیدهای نیست، میشناسند و با در نظر گرفتن هدفهایی که برای افزایش سهم ایران در بازار جهانی گاز در سالهای آینده تعیین شده است، برای استفاده از گاز صادراتی ایران حساب باز میکنند.
* پس خریداران گاز ایران، مذاکرات خود را با اطمینان خاطر لازم آغاز میکنند؟
** بله، چون از آغاز توسعه میدانهای گازی کشور، به ویژه میدان پارس جنوبی، بحث صادرات تولیدات آنها مطرح بوده و جانشینی گاز با دیگر انواع انرژی در داخل کشور، به میزان قابل توجهی انجام شده است و تمام ظرفیتهای لازم برای تزریق به میدانهای نفتی نیز به کار گرفته شدهاند؛ به گونهای که شرایط اقتصادی کشور و امکانات زیربنایی صنعت نفت، در شرایط کنونی، ظرفیت لازم را برای تزریق تمام گاز تولیدی کشور به میدانهای نفتی ندارد، ضمن آنکه ممکن است از نظر سیاستگذاران اقتصادی، تزریق گاز به میدانهای نفتی، از نظر فنی و در بلندمدت مطلوب باشد، ولی توجه داشته باشید، قیمت منابع طبیعی، هیچگاه ثابت و در سطوح مشخص، باقی نمیماند. باید به این موضوع هم اندیشید که ممکن است روزی ارزش نفت به اندازه زغالسنگ شود، به ویژه در شرایط کنونی که قیمتهای بالای نفت، احتمال افزایش سهم دیگر انواع انرژی را در بازار جهانی بیشتر کرده و استفاده از انرژیهای جانشین در حال اقتصادی شدن است، همانند دستیابی به شبکه اینترنت که در نوع خود، جهشی کوچک به شمار میرود، ولی در بسیاری از زمینهها بر فعالیت دنیا تاثیر گذاشته است. نوسان قیمتهای جهانی نفت نیز میتواند جهشهایی را در میزان و نوع انرژیهای مصرفی دنیا بگذارد و سهم این منبع انرژی را در بازارهای آینده کم کند، پس باید بیشترین استفاده را از موقعیتهای موجود، برای رساندن منافع ملی کشور به بیشترین میزان ممکن برد.
* در مورد پروژههایی که هماکنون به عنوان رقیب خط لوله صادرات گاز «ایران ـ پاکستان ـ هند» معرفی میشوند، هم صحبت کنیم. آیا در زمان طرح این پروژه، ایدههای دیگری هم برای تامین انرژی مورد نیاز هند و پاکستان وجود داشت؟
** نه، در آن زمان پروژههای دیگری مطرح نبودند، برای مثال در یک دوره زمانی، شرکت «یونوکال» طرحی را برای احداث خط لوله صادرات گاز از ترکمنستان به افغانستان و پاکستان و امتداد آن تا هند ارائه کرد که یک طرح تحقیقاتی بود و بیشتر برای فشار آوردن به ایران در یک دوره سیاسی خاص پیگیری شد، چون در آن زمان، هنوز یک حکومت مشخص در افغانستان شکل نگرفته بود و شرایط این کشور برای عبور بیش از یک هزار کیلومتر خط لوله از خاک آن، خیلی ناامن بود؛ در نتیجه این ایده به نتیجهای نرسید.
* بخشی از خط لوله صادرات گاز ایران به هند هم در مسیر خود، از ایالت بلوچستان پاکستان عبور میکند که هرازگاه ناامن و گاه یکی از علتهای انصراف هند از تداوم مذاکرات مربوط به این پروژه معرفی میشود. آیا این شرایط را میتوان با وضعیت افغانستان مقایسه کرد؟
** بله، درست است. ولی تفاوتهایی هم وجود دارد. پاکستان میخواهد گازی که قرار است به هند برسد، مصرف کند، ولی افغانستان تنها مسیر ترانزیت گاز صادراتی ترکمنستان به پاکستان و هند خواهد بود، البته درست است که امنیت در بلوچستان پاکستان، کمتر از استانهای دیگر این کشور است، ولی در نهایت یک حکومت مرکزی دائمی داخلی با قدرت لازم برای تامین امنیت مورد نیاز، در پاکستان وجود دارد.
* برخی منتقدان سیاست صادرات ایران این موضوع را مطرح میکنند که مذاکره کنندگان ایران، در شرایط کنونی بازار جهانی انرژی، قیمتهای ارزانی را به خریداران ارائه میکنند و قراردادهایی که امروز بسته میشوند، ایران را از سودهایی که در آینده میتوانند داشته باشد، محروم میکنند.
** من از جزئیات قراردادهایی که ممکن است برای صادرات گاز ایران امضا شوند، خبر ندارم، ولی برای آغاز حضور در عرصه جدیدی که رقیبهایی قدرتمند در آنها حضور دارند، باید امتیازهایی به طرف مقابل داد، ضمن آنکه وقتی قرارداد صادرات گاز برای یک دوره 20 تا 25 سال امضا میشود، حتما شرایط خاصی برای قیمتگذاری خواهد داشت مانند قرارداد دادرسی، تعرفه ثابتی برای آن تعیین نمیکنند، بلکه تاثیر عواملی مانند قیمتهای بینالمللی و دیگر عواملی که قیمتهای جهانی را تغییر میدهند، با درصدهایی مشخص، بر قیمت نهایی صادرات گاز در سالهای گوناگون، در نظر میگیرند.
* پرونده هستهای ایران و دیدگاه مقامهای رسمی آمریکا در مورد تعامل جامعه جهانی با ایران، هرازگاه، بر مذاکرات خط لوله صادرات گاز «ایران ـ پاکستان ـ هند» تاثیر میگذارد. با در نظر گرفتن روندی که مذاکرات مربوط به این پروژه در سالهای گذشته داشته است، آیا احتمالی برای توقف این گفتوگوها وجود دارد؟
** در نظر داشته باشید، مقامهای هر کشور الزامهای سیاسی خود را تا حدی که منافع ملی آنها اقتضا کند، حفظ میکنند و طبیعی است که با در نظر گرفتن ارتباطها و تعاملهایی که در عرصه بینالمللی دارند، ممکن است در برخی موقعیتها ناچار باشند از حضور در پروژههایی چشمپوشی کنند و به این فکر باشند که با این کار، چه امتیازهای دیگری میتوانند بگیرند. به نظر نمیرسد فشارهایی که تاکنون برای اجرا نشدن پروژه خط لوله صادرات گاز «ایران ـ پاکستان ـ هند» وارد شده است، مذاکرات مربوط به آن را متوقف کند، البته ممکن است روند این گفتوگوها کند شود؛ همانگونه که در دورههای زمانی مختلف، نوسانهایی داشته است، ولی به نفع سه طرف است که در نهایت، اجرای آن را نهایی کنند، به ویژه آنکه به نظر میرسد کشورهای هند و پاکستان، در برنامههای بلندمدت اقتصادی خود، روی منابع گازی ایران حساب باز کردهاند.