مجید عباسیاشلقی
درون روسیه 3 نگرش درباره علل فشارهای سیاسی آمریکا به همکاری هستهای روسیه و ایران وجود دارد. طرفداران نگرش نخست بر این اعتقادند که هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا محدود و منزوی کردن ایران و جلوگیری از حضور روسیه در بازار پر منفعت انرژی ایران است. این گروه معتقدند مخالفت آمریکا با این روابط، بیپایه و اساس است، زیرا ایران در چارچوب حقوق بینالملل، اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) قدم برمیدارد و روسیه نیز باید از این فرصت مناسب استفاده کند و ضمن تامین منافع سیاسی و اقتصادی خود، تسلیم فشارهای آمریکا نشود. آنها فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا را ناشی از اختلافات عمیق سیاسی ایران و ایالات متحده میدانند و معتقدند روسیه نباید با پا پس کشیدن از همکاری هستهای با ایران، پرستیژ سیاسی و بینالمللی خود را خدشهدار کند. بیشتر سیاستمداران کنونی روسیه و از جمله پوتین، طرفدار این نگرش هستند. گروه دوم که در راس آن پریماکف، وزیر خارجه اسبق روسیه قرار دارد، بر این اعتقادند که ریشه اصلی سیاست خصومتجویانه آمریکا درباره برنامه هستهای ایران به نفوذ لابی صهیونیستی در واشنگتن مربوط است و گروه سوم نیز معتقدند واشنگتن تلاش دارد تا از ظهور یک روسیه قدرتمند در نظام بینالملل جلوگیری کند. آمریکا درصدد محدود کردن روسیه و همکاریهایش در سطوح منطقهای و بینالمللی است، بنابراین نباید در برابر فشارهای واشنگتن به منظور قطع همکاری هستهای با ایران تسلیم شد.
در راستای چنین نگرشهایی این نکته قابل توجه است که علیرغم بدقولی روسها در تحویل بموقع نیروگاه بوشهر، آنها تاکنون در برابر فشارهای ایالات متحده مبنی بر قطع همکاری با ایران مقاومت و از تصویب قطعنامههای تنبیهی شدید در شورای امنیت سازمان ملل متحد جلوگیری کردهاند.
علاوه بر ایالات متحده، 3 کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه نیز در موضوع هستهای ایران و در ارتباط با رفتار هستهای روسیه متغیر مهمی محسوب میشوند. از آنجا که مرکز ثقل دیپلماسی هستهای اتحادیه اروپایی حل مسالمتآمیز این مساله بوده است، روسها نیز از آن حمایت کردهاند؛ ولی علیرغم اشتراکنظر 2 طرف در حل دیپلماتیک موضوع هستهای ایران، هر دو طرف رقیب یکدیگر در رسیدن به منافع سیاسی و اقتصادی خود در ایران هستند. بدین معنا که تلاش دارند با توجه به عدم ارتباط میان ایران و آمریکا، از ارتقای روابط اقتصادی، سیاسی، تجاری و الکترونیک و تکنولوژیک در بازار مناسب ایران نهایت بهره را ببرند، زیرا با توجه به خصومت تهران و واشنگتن، ایران تنها کشور خاورمیانه است که میتواند قلمروی مناسبی برای فعالیتهای اروپا در روسیه باشد.
وجود این عوامل در روابط میان روسیه با آمریکا و اتحادیه اروپایی موجب شده است تا روند مشارکت میان ایران و روسیه محفوظ بماند.
از دیدگاه روسها، بازار هستهای ایران، صحنه رقابت استراتژیک است و روسیه نمیتواند براحتی آن را واگذار کند. آنها خود را درگیر رقابتی تنگاتنگ با کشورهای اروپایی برای تصاحب بازارهای هستهای جهان میبینند که خالی کردن صحنه موجب پر کردن آن از سوی رقبا میشود.
آنها با توجه به برنامههای هستهای ایران در افزایش نیروگاههای اتمی، بازار هستهای جمهوری اسلامی ایران را حیاتی تلقی میکنند. در همین رابطه «الکساندر رومیانتسف» رئیس سازمان انرژی اتمی روسیه در 21 دسامبر سال 2004 و در مصاحبه با خبرگزاری روسی ریانووستی اعلام کرد که: «با توجه به برنامههای رو به پیشرفت ایران در زمینه انرژی هستهای، فدراسیون روسیه میتواند 7 نیروگاه اتمی به ارزش 10 میلیارد دلار در ایران احداث کند.»
این اظهارات نشانگر این است که تداوم حضور در بازار هستهای ایران که نقش مهمی در کسب درآمدهای ارزی روسیه در موضوع هستهای دارد و برای این کشور حائز اهمیت بوده و مقامات روسی به سختی حاضر به رها کردن آن در مقابل فشارهای سیاسی و مشوقهای اقتصادی آمریکا و اروپا خواهند بود. افزون بر این، روسها از طریق مشارکت فعال در پرونده هستهای ایران درصدد هستند تا وزن سیاسی خود را در نظام بینالملل ارتقا دهند. در کنار این عوامل باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که ایران از جمله بازارهای مناسب تسلیحاتی روسیه محسوب میشود. همچنین سرمایهگذاری در پروژههای نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران برای روسها بسیار مهم و جذاب است.
در اینباره موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه و نفوذ تهران در جهان اسلام برای روسها بسیار حائز اهمیت است و برخورداری از روابط حسنه با ایران به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای اسلامی و برخوردار از منافع غنی نفت و گاز و تاثیرگذار در سازمان اوپک برای سیاست خارجی روسیه بسیار مهم است. ضمن این که باید توجه داشت که حضور روسها در صنایع رو به رشد هوا ـ فضای ایران برای مسکو بسیار با اهمیت تلقی میشود. با توجه به این شرایط، زمینههای مناسبی برای ارتقای روابط دوجانبه، تامین منافع ملی متقابل و تداوم همکاری هستهای میان ایران و روسیه وجود دارد.
سفر اخیر ولادیمیر پوتین به تهران برای شرکت در دومین اجلاس سران کشورهای حاشیه دریای خزر و گفتگو با رهبر معظم انقلاب و ریاست محترم جمهوری در خصوص روابط فیمابین از جمله مساله هستهای، حاکی از عزم و اراده دو طرف در ارتقای روابط و تداوم همکاریهاست.