در هفتههای گذشته، ویژگیهای مختلف رهبر فقید انقلاب مورد توجه رسانهها، فعالان سیاسی و کارگزاران حکومتی قرار گرفت و هر یک از آنها، از دیدگاه خود به تشریح دیدگاهها و ویژگیهای ایشان پرداختند. در همین مدت همایشی نیز برگزار شد که «کرامت انسانی از دیدگاه امام» را بررسی میکرد. اما به نظر میرسد در تمام سخنرانیها، همایشها و اظهارنظرها یکی از مهمترین تاکیدات امام که خود نیز به آن پایبندی داشت، کمتر مورد توجه قرار گرفت. در حالی که به نظر میرسد این نکته، از ضروریترین ضروریات جامعه امروز ماست. این ویژگی اعتقاد قلبی و التزام عملی امام به انتقادپذیری بود. رهبر فقید انقلاب حساسیت ویژهای برای حفظ ارکان نظام داشت، اما هیچگاه، افراد را «الگوی کامل نظام» نمیدانست و به همین جهت برای حفظ کرامت آحاد ملت، خواهان آزادی انتقاد نسبت به همه مسئولان و کارگزاران حکومت بود.
او که با مطالعه در احوال گذشتگان، به خوبی خصلت مشترک «همه به حکومت رسیدگان» را میشناخت، برای آنکه هیچ یک از ارکان حکومت، کرامت شهروندان را زیر پا نگذارد، مسئولان را مخاطب قرار میداد که «ما باید تحمل انتقاد و لو ناحق را داشته باشیم». تاکید امام(ره) بر اینکه «اشکال بلکه تخطئه موجب پیشرفت است» کلامی بود که حربه را از برخی مسئولان کمتحمل میگرفت زیرا او مطمئن بود که هرگونه محدودسازی انتقاد با این بهانه که «این انتقاد نیست، تخطئه است» نهایتا به توسعه ناهنجاریها و گسترش مفاسد منجر خواهد شد از سوی دیگر او که میدانست طرح شعارهای زیبا، بسیار ساده است، برای آنکه تمایز خود را با دیگران آشکار سازد بیش از دیگران انتقاد، تخطئه، تخریب و حتی اهانت را تحمل میکرد تا جایی که به قول آقای کروبی وقتی یک تشکل سرشناس روحانی «نامه مزین به فحش*» برای امام ارسال کرد، او از هرگونه عکسالعمل در برابر آن خودداری کرد. سکوت در برابر چنین نامهای، دو درس برای کسانی داشت که مدعی پیروی از امام بوده و هستند. نخست، پایبندی عملی به انتقادپذیری و دوم، یکسان دانستن خود با سایر آحاد مردم در استفاده از تریبونهای عمومی و رسانهها، به طوری که او به خود اجازه نمیداد حتی برای پاسخگویی به نامههای همراه با اهانت که به صورت خصوصی برای او ارسال شده بود، از رسانههای عمومی استفاده کند. البته هرگاه از تریبون عمومی موضوعی مطرح میشد که اصل سخن مطرح شده و یا برداشت عمومی از آن را، واجد اشکالاتی میدانست با کنار گذاردن مصلحتسنجیهای رایج و نیز بدون توجه به علائق شخصی خود به سخنران، آن را در تریبون عمومی پاسخ میداد، که نمونه آن در سالهای آخر عمر ایشان به وقوع پیوست. در آن زمان، یکی از شخصیتهای برجسته و مورد علاقه امام، سخنانی در تریبون نماز جمعه مطرح کرد که امکان برداشتهای خاص از آن وجود داشت. امام، بدون هرگونه رودربایستی از طریق نامهای که در همه تریبونها قرائت شد با خودداری از حملات شدید به سخنران، اظهارات او را پاسخ دادند و پیشاپیش از هرگونه برداشت ناصواب جلوگیری کردند. البته در همین موضوع نیز، حرمتگذاری، به اشخاص و حفظ کرامت انسانها مورد توجه ایشان بود. به طوری که پس از مدتی، وقتی مشاهده کردند که نامه ایشان به بهانهای برای تخریب شخصیت موردنظر تبدیل شده است، بار دیگر نامهای نوشتند و با یادآوری شایستگیها و برجستگیهای آن شخصیت، به سیاستمداران دیندار، آموختند که «اختلافنظر، انتقاد و یا ابهام پیرامون بعضی از مواضع یک نفر، هیچگاه مجوزی برای نادیده گرفتن سایر امتیازات او نیست.»
رهبر فقید انقلاب، همچنین برای جلوگیری از قدسیسازیهای غیرضروری و زیانبار، اجازه نمیدادند که حتی جایگاه و شخصیت خود ایشان به مقدسات دینی و ارزشهای ملی پیوند زده شود. نقلقولهای مکرر از بعضی نزدیکان امام که «مگر من جزء اصول دین هستم که هیچکس حق مخالفت با مرا نداشته باشد؟» نشانهای از آن بود که به نظر ایشان، پیشرفت کشور جز با حفظ کرامت همه انسانها امکانپذیر نیست و «حرمت گذاردن به کرامت انسانها هم تنها با آزاد گذاردن آنها در نقد قدرتمندان، محقق خواهد شد.»
البته ایشان در تمامی موارد، در مقام یک معلم اخلاق منتقدان را نیز به انصاف و مروت دعوت میکردند، اما به نظر میرسد در مورد خویش، حتی رعایت انصاف و مروت را نیز توقع نداشتند. شاید همین ویژگی بود که به تعبیر آیةالله خامنهای باعث شد که «جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع ایشان به مراتب از استقبالکنندگان از آن رهبر بزرگ، بیشتر بود.»
امروز که همه ما به بهانه سالگرد فقدان امام«ره» بر پیگیری منش و روش او تاکید میکنیم، میتوانیم به ارزیابی عملکرد خود نیز بپردازیم که «در انتقادپذیری تا به چه حد به روش مورد سفارش امام التزام عملی داریم؟»