تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۸  ، 
کد خبر : ۳۸۵۰۸
پشت‌پرده درگیری‌های فلسطین

نیروی سوم


نویسنده: عایشه عمر یوسف

ترجمه: زکیه عزتی

زمانی که از توافق حماس برای ایجاد یک دولت مشترک با فتح در ماه مارس اخیر استقبال نه چندان گرمی در محافل بین‌المللی به عمل آمد، برخی از ما به واسطه در کمین بودن مشکلات و دردسرهای بیشتری برای فلسطینیان دچار هراس شدیم. بحران‌های سیاسی اخیر که منجر به اخراج دولت منتخب اسماعیل هنیه از سوی محمود عباس شد، این حقیقت را بر ما ثابت کرد.

در واقع اظهارنظرهای نخستین ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل و مقامات وزارت امور خارجه آمریکا پس از تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین، حاکی از آن بود که برآنند تا هیچ‌گونه فرصتی برای موفقیت این دولت باقی نگذارند. ایهود اولمرت پیش از این گفته بود: «برنامه و خط‌مشی دولت جدید شامل سازه‌های مسئله‌سازی است». وی همچنین از جامعه بین‌المللی خواسته بود پذیرای این دولت نباشد.

به گفته نانسی‌بک (Nancy Beck) سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، این وزارتخانه ضمن اعتراض نسبت به سخنرانی اسماعیل هنیه در مراسم گشایش دولت وحدت ملی، اذعان داشته که اصرار این دولت بر حق مقاومت، دردسرساز بوده و با یکی از اصول کمیته چهارجانبه مبنی بر «چشم‌پوشی از خشونت»، مغایرت دارد. این در حالی است که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه این کشور نیز به سادگی بیان کرده بود که موضع کشورش مبنی بر اعمال تحریم‌های بین‌المللی علیه تشکیلات خودگردان فلسطین، همچنان پابرجا خواهد بود.

با پابرجا بودن تحریم‌های فلج‌کننده و اوضاع اسف‌بار اقتصادی، زندگی در سرزمین‌های اشغالی نابسامان‌تر شد، لذا بروز ناگهانی درگیری‌های فرقه‌ای چندان تعجب‌برانگیز نبود. شاید در ابتدای امر برخی از ما خیلی سریع این احزاب را به خاطر بسیج کردن نیرو علیه یکدیگر و انجام اقداماتی که به هیچ‌کس غیر از خودشان صدمه نمی‌زند، سرزنش کنیم اما باید به خاطر داشته باشیم که با وجود نوع دشمنانی که آنها دارند کاملا واضح است که حوادث به‌طور کاملا ساختگی دست به دست هم داده‌اند تا آنها را علیه دیگری برانگیزند.

مشابه این حادثه 13 سال پیش در درگیری‌های سیاه‌پوستان (black-on-black) علیه سیاه‌پوستان به وقوع پیوست که بسیاری از شهرهای اصلی آفریقای جنوبی را فراگرفته و منجر به تشکیل حکومت اکثریت در آنجا شد.

مردم جهان ناباورانه کشتار سیاهان آفریقای جنوبی به دست همدیگر را در روزهای پایانی آپارتاید می‌دیدند و از وقوع این آشفتگی در تعجب بودند. اگرچه کادر رهبری ارشد سیاستمداران سیاه‌پوست از مشارکت عاملان آپارتاید در درگیری‌های سیاهان علیه سیاهان آگاه بودند، اما سال‌ها طول کشید تا جهانیان، عاملان اصلی آن حکومت وحشتناک ترور را بشناسند. یک سازمان سری معروف به «نیروی سوم» (Third Force)، متشکل از افراطیون راست‌گرای سفید که بسیار سرسختانه قصد داشتند مانع از فروپاشی حکومت آپارتاید شوند، از جمله عاملان مهم این کشت و کشتار شوم بودند. اگرچه در پایان سیاهان فکر می‌کردند مشغول یک مبارزه ساده با یکدیگر بوده‌اند، اما به واقع آنها بازیچه یک دسته قرار گرفته بودند که به منظور مختل کردن پیشروی‌شان به سمت آزادی به مبارزه علیه یکدیگر تحریک شده بودند.

از همان روز اول، آمریکا و اسرائیل این مسئله را آشکار کرده بودند که به هیچ دولتی به رهبریت حماس اجازه موفقیت نخواهند داد. زمانی که اعمال تحریم‌های فلج‌کننده در رسیدن به هدف مذکور کارساز نشد، اسرائیل به کشتار و دستگیری هدفمند وزرای دولت حماس (حدود 20 نفر ربوده شده‌اند) و غیرنظامیان عادی این حزب، متوسل شده اما هیچ‌یک از این ترفندها نیز برای بدنام کردن رهبریت حماس مؤثر نبود تا اینکه کشمکش و جنگ داخلی احزاب آغاز شد.

فلسطینیان علیه حزبی از خودشان؟! بار دیگر جهانیان دچار ناباوری و شک و تردید شدند. برخی چنین اندیشیدند که پس با این اوضاع، حق با اسرائیل است؛ اگر این گروه‌ها علیه خودشان می‌جنگند بنابراین آنها تروریست‌اند.

این دقیقا همان چیزی بود که «نیروی سوم» نیز قصد رسیدن به آن را داشت. این گروه با تحریک و برانگیختن تفرقه (میان سیاهان) آرمان و انگیزه آنها را بی‌اعتبار کرده و چنان شهرت منفی‌ای به آنها بخشیدند که هیچ‌کس همدردی خود را برای آنها هدر نکرد.

برجا ماندن تلفات 110 نفری در هر دو طرف فتح و حماس در چند هفته پیش یک شکست شوم برای آرمان فلسطین بود. اما تحلیل‌گران بی‌طرف چیزی ندیده‌‍‌اند مگر دستان مداخله‌گر آمریکا در تحریک مستقیم این بحران‌ها. رابرت مالی (Robert Malley) یک کارشناس آمریکایی بررسی‌کننده مناقشه اسرائیل ـ فلسطین اخیرا در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست گفت: «مداخله آمریکا در امور فلسطینیان و طبقه‌بندی آنها میان افراطیون و اعتدالیون، عامل موثری در ناآرامی‌های غزه به شمار رفته و بسیار قابل سرزنش است. تقریبا هر تصمیم که ایالات متحده آمریکا به منظور مداخله در سیاست‌های فلسطین اتحاذ می‌کند همچون تف سر بالا بوده و ضرر آن به خودش برمی‌گردد.»

در سر مقاله اخیر «نیویورک تایمز» نیز آمده بود: «از همان زمانی که حماس در انتخابات قانون‌گذاری پیروز شد، بوش رئیس‌جمهور آمریکا و ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل از هرگونه تلاش ممکن برای منزوی کردن این حزب، دریغ نکردند.

اخیرا پایگاه اینترنتی «اسلام آن‌لاین» طی گزارشی اعلام کرد: «واشنگتن به منظور معرفی محمود عباس به عنوان یک میانه‌رو در ایفای نقش خود به عنوان رئیس‌جمهور، تحریم مالی دولت را سازماندهی کرد». علاوه بر این، منابع آگاه دیگری نیز به رویتر گفته‌اند که آمریکا و اتحادیه اروپا برای آموزش سربازان فتح در اردن به منظور تقویت عباس برای هرگونه رودررویی قاطع با حماس، اعلام حمایت کرده‌اند.

نتیجه تمامی این مداخله‌ها و راهنمایی‌های از راه دور به نفع فتح، در بحران‌های داخلی کنونی فلسطین خلاصه شد و در حال حاضر نیمی از مردم جهان به آرمان فلسطین به عنوان یک مسئله از دست رفته می‌نگرند. باور عمومی بر این است که آنها ـ فلسطینیان ـ دورنمای این تصویر بزرگ را گم کرده‌اند و به‌جای جست‌وجو برای آزادسازی فلسطین، در حال مبارزه بر سر استیلای حزبی‌اند.

و چه کسی برنده تمامی این تحولات خواهد بود؟ در یک کلمه «اسرائیل»، زیرا با وجود این کشتارها و پابرجا بودن دو دولت فعلی، باور پیدایش یک دولت فلسطینی دوام‌پذیر، تقریبا غیرممکن است.

اداورد جی اربینگتون (Edward G Arbington) یکی از مقامات سابق وزارت امور خارجه آمریکا که یک‌بار با محمود عباس رئیس‌جمهور تشکیلات خودگردان کار کرده بود گفت: «راه‌حل دو دولتی از بین رفته و مرده است». شاید گفته وی خطا نباشد. چرا که این مسئله، همواره رؤیای اسرائیل بوده است؛ از بین رفتن راه‌حل دو دولتی و به وجود آمدن یک راه‌حل یک دولتی که به واسطۀ آن، فلسطینیان در سرزمینشان همواره آواره باقی بمانند، بدون هیچ‌گونه خودمختاری یا حقوق سیاسی؛ مگر اینکه اسرائیل بخواهد!

 بنا به یکی دیگر از گزارش‌های «اسلام آن‌لاین»، «آلوادو سیتو» (Alvaro de soto) نماینده صلح خاورمیانه سازمان ملل (که در حال کناره‌گیری است) اخیرا اذعان داشته که تملق و چاپلوسی بی‌چون و چرای سازمان ملل و جامعه بین‌الملل برای پیشبرد منافع آمریکا و اسرائیل، مانع جدی بر سر راه تلاش‌های موجود برای رسیدن به صلح در خاورمیانه بوده و همچنین موجب افزایش اهانت نسبت به قربانیان فلسطینی شده است. این دیپلمات مجرب در گزارش 53 صفحه‌ای خود ابراز تأسف کرده که فعالیت سازمان ملل و بقیه اعضای کمیته چهارجانبه خاورمیانه‌ای ـ از جمله روسیه و اتحادیه اروپا ـ تبدیل به یک نمایش فرعی شده است.

اما در خلال ادامه این کشت و کشتار و پابرجایی دو دولت فلسطینی، دیگر رهبران عرب چه خواهند گفت؟ قابل پیش‌بینی است که آنها جملگی با محمود عباس و سلام فیاض (گزینه عباس به عنوان نخست‌وزیر) هماهنگ خواهند شد. سلام فیاض که یک اقتصاددان آموزش دیده آمریکاست، به تازگی با اطمینان گفت: به عنوان رئیس یک دولت فوق‌العاده فلسطینی بعد از آنکه حماس، نوار غزه را تحت کنترل گرفته، دولت وی در کرانه باختری مستقر است.

در این میان اسماعیل هنیه و کابینه حماس هنوز در نوار غزه حکومت می‌کنند. اما به گفته همسایگان عرب، وی اداره‌کننده یک دولت غیرقانونی است. این گروه از «جذامیان اخلاقی» ـ اعراب ـ که از واشنگتن دستور می‌گیرند هیچ توجهی به این مسئله ندارند که دولت به رهبریت حماس انتخاب فلسطینیان بوده و بنابراین باید فرصتی به این دولت داده شود تا فرمول تقسیم قدرت خود را برای رسیدن به هدف غایی دستیابی به یک ایالت ـ کشور ـ کامل بیازماید.

این همان علت ناکامی مشابه مردم آفریقای جنوبی بود، اگرچه آنها قادر به شکست «نیروی سوم» و دستیابی به آزادی بودند اما نیروهای اخلاقی که نظاره‌گر آنها بودند حمایت‌گر واقعی‌شان نبودند. به واقع در جهان عرب، چشم همگان به سوی آمریکا بوده و اجازه آزمایش هیچ حرکتی مگر بعد از تایید آن از سوی این کشور وجود ندارد.

اگرچه ما چنین نمی‌خواهیم، اما این احتمال وجود دارد که با عدم پذیرش کناز زده شدن دولت حماس و انتصاب یک دولت جدید، بحران‌های موجود وخیم‌تر نیز خواهد شد. در نهایت میان نیروهای سوم تل‌آویو و واشنگتن از یک‌طرف و جذامی‌های اخلاقی یعنی جهان عرب از طرف دیگر، دولت فلسطین به سرنوشت بدی دچار خواهد شد، مگر اینکه یک مداخله بی‌سابقه الهی و مقدس پا به عرصه بگذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات