دکتر محمدعلی مهتدی
همه کارشناسانی که در سمینار بررسی دیدار یا کنفرانس پاییزی صلح آناپولیس، در دمشق گرد آمده بودند، متفقالقول، اعتقاد داشتند که هدف آمریکا از این دیدار، رسیدن به صلح نیست، چرا که اصولاً ایجاد صلح در خاورمیانه از دستور کار آمریکا در این منطقه خارج است و عملکرد دولت جورج بوش نشان داده که این دولت در جهت تغییر منطقه و تجزیه آن از طریق دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی و ایجاد آشوب ـ به اصطلاح ـ خلاق، حرکت میکند که این سیاست با استقرار صلح و ثبات مغایرت دارد، ضمن این که ایجاد صلح در شرایط کنونی و با توجه به موازنه قوا در منطقه و ضعفی که دامنگیر دولت جورج بوش و کابینه ایهود اولمرت و تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیمهای عربی شده، امکانناپذیر و دور از دسترس است. بر این اساس، تردیدی نیست که دولت بوش دستور کار دیگری دارد و هدف یا هدفهای اعلام نشدهای را دنبال میکند. این هدفها چیست؟ پژوهشگران در پاسخ به این پرسش، سه هدف را مشخص میکنند:
1ـ دولت بوش که در سیاست خارجیاش در همه جا به ویژه در خاورمیانه دچار شکستهای پی در پی چه در لبنان و چه در عراق و چه در موضوع هستهای ایران شده، میکوشد به هر قیمتی برای خود دستاوردی در زمینه سیاسی بتراشد و آن را در کشمکشها و رقابتهای حزبی و سیاسی در داخل ایالات متحده مصرف کند. در اینجا این سؤال پیش میآید که اگر دست یافتن به صلح امکانپذیر نباشد، آنها به چه چیز میتوانند دست یابند؟
در پاسخ این سؤال، دو احتمال مطرح میشود؛ نخست اینکه آمریکاییها به دلیل نداشتن حافظه تاریخی و عدم احاطه به زوایای تاریک و پیچیدگیهای منطقه خاورمیانه و به دلیل سطحینگری و سادهانگاری امور و به اصطلاح خودشان (naive) بودن که از غرور قدرت و خوی استکبار آنها ناشی میشود، نمیتوانند بفهمند که چه چیزی ممکن و چه چیز ناممکن است.
اعتراف خانم رایس به هزاران اشتباه در عراق و نیز شکست وی در همه مأموریتهای سیاسیاش در منطقه، مهمترین شاهد بر این مدعاست.
اما احتمال دوم این است که آنها متوجه عدم امکان ایجاد صلح هستند، اما با حیلهگری و با شکل دادن به روندهای درازمدت در آناپولیس خواهند کوشید فرایند شکست این دیدار را حداقل تا 6 ماه یا بیشتر به عقب اندازند تا در این فرصت بتوانند این دستاورد وهمی را در بازار سیاسی به فروش برسانند.
2ـ هدف دولت بوش از گردهمایی آناپولیس، گسترش روند عادیسازی روابط (normalization) بین اسرائیل و جهان عرب است، به ویژه آنها روی حضور عربستان سعودی در این گردهمایی تأکید فراوان دارند چرا که عربستان با توجه به موقعیت خاصی که در جهان اسلام دارد با پادشاهی که عنوان خادمالحرمین را به خود داده است، چنانچه آشکارا با اسرائیل زیر یک سقف بنشیند، سقف محرمات فرو میریزد و راه برای دیگر کشورهای عربی و اسلامی در جهت به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل باز میشود. با این حساب بحث صلح و تشکیل دولت فلسطین صرفاً برای پوشش دادن به این تحول است.
3ـ هدف بوش ایجاد یک تشکل با شرکت اسرائیل و رژیمهای ـ به اصطلاح ـ میانهروی عرب برای پوشش دادن به یک ماجراجویی جدید در منطقه خاورمیانه است. هدف این ماجراجویی جدید میتواند ایران یا سوریه و یا مقاومت اسلامی در لبنان و یا بطور کلی، زنجیره مقاومت در خاورمیانه باشد و دولت
جورج بوش با همان سادگی تصور میکند زیر چتر سیاسی این تشکل میتواند به هر اقدام احمقانهای، بیتوجه به آثار و نتایج آن، دست بزند.
به یاد آوریم که در سال 1991 نیز که جورج بوش پدر قصد لشکرکشی به منطقه برای آزاد کردن کویت از اشغال رژیم صدام حسین را داشت خود را ملزم به ایجاد چنین تشکلی یافت تا به عملیات نظامی آمریکا علیه عراق پوشش بدهد. در آنجا نیز کشورهای عربی به این شرط ورود در این ائتلاف را پذیرفتند که آمریکا مسأله فلسطین را حل کند تا آنها بهانهای برای توجیه اقدام خود در افکار عمومی منطقه داشته باشند. آمریکا نیز پذیرفت حتی تضمینهای کتبی به عربها داد که نتیجه آن کنفرانس صلح مادرید و مذاکرات طولانی و بیهوده بود که به هیچ نتیجهای نرسید و اکنون پس از گذشت 16 سال، رژیمهای میانهروی عرب در نقطه صفر و شاید هم زیر صفر قرار دارند و باز همان سناریو، این بار با کارگردانی جورج بوش پسر، تکرار میشود.
در واقع پس از شکستی که در جنگ تابستان 2006 در جنوب لبنان نصیب اسرائیل و آمریکا شد، خانم رایس بلافاصله نسبت به ایجاد این ائتلاف در قاهره اقدام کرد و مدتی بعد نیز با بردن این ائتلاف به اسلامآباد، کوشید علاوه بر پوشش عربی، یک پوشش اسلامی با شرکت پاکستان، مالزی و اندونزی نیز به این ائتلاف بدهد و اکنون آنچه قرار است در آناپولیس رخ دهد، پیوستن رسمی اسرائیل به این ائتلاف است. به هر حال، هدفهای اعلام نشده آمریکا از گردهمایی پاییزی آناپولیس نیز محکوم به شکست است و پافشاری در تحقق آن چیزی جز افزایش هرج و مرج و آشوب در این منطقه نخواهد داشت. دلایل علمی زیادی برای این نتیجهگیری وجود دارد که البته پرداختن به آن از حوصله این یادداشت خارج است.