سارا معصومی
اشاره:
جنگی فراموش شده! جنگ کره یکی از خونبارترین وقایع قرن بیستم بود که در فاصله پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ ویتنام، سالهای 1953-1950، منطقه را به نبردی مرگبار کشاند. این درگیری که ریشه آن به نزاع میان دو دولت کرهای دست نشانده آمریکا و شوروی بر سر کسب حاکمیت کل شبه جزیره برمیگشت، در 25 ژوئن 1950 آغاز شد. آغازگر جنگ کره شمالی بود که نیروهایش را برای متحد کردن شبه جزیره به سمت نیمه دیگر فرستاده بود. با گسترش جنگ، سازمان ملل به سردمداری آمریکا به کمک جنوبیها شتافته و در برابر شمالیها صف کشید. مهمترین حامی کره شمالی در این جنگ چینیها بودند، چرا که شوروی ترجیح میداد کمکهای خود را به کمکهای اطلاعاتی و آموزش نظامی محدود کند. با ورود جمهوری خلق چین به عرصه نبرد، درگیری بار دیگر متعادل شده و شمالیها از شکست در برابر قشون سازمان ملل، آمریکا و جنوبیها نجات پیدا کردند. این تعادل در نهایت به امضای پیمان آتشبسی در 27 جولای 1953 انجامید. این جنگ در کره جنوبی به نامهایی چون «625» یا «جنگ 625» یا «جنگ کره» در کره شمالی به نام «جنگ آزادسازی سرزمین پدری» و در ایالات متحده به نام «نزاع کره» خوانده میشود. آمریکاییها ترجیح دادند این جنگ را نزاع بخوانند، چرا که در صورت تلقی جنگ از آن، مجبور میشدند برای کمک به جنوبیها از کنگره بخواهند که رسما علیه شمالیها اعلان جنگ کند. در چین هم این جنگ به «جنگ مقاومت در برابر آمریکا و کمک به کره» موسوم بود. هر چند امروزه اغلب از آن به جنگ کره یاد میشود. جنگ کره علی رغم گستردگی، صفبندیهای ایدئولوژیک، طول مدت و حتی تلفات خود چندان مورد توجه تاریخنگاران قرار نگرفته و به ندرت همردیف وقایع مهم قرن گذشته محسوب میشود. دلیل این امر را باید در موقعیت تاریخی آن یافت. وقوع جنگ بین جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام باعث شده تا محققان به طنز از آن به عنوان «جنگ فراموش شده» یاد کنند.
">سارا معصومی
اشاره:
جنگی فراموش شده! جنگ کره یکی از خونبارترین وقایع قرن بیستم بود که در فاصله پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ ویتنام، سالهای 1953-1950، منطقه را به نبردی مرگبار کشاند. این درگیری که ریشه آن به نزاع میان دو دولت کرهای دست نشانده آمریکا و شوروی بر سر کسب حاکمیت کل شبه جزیره برمیگشت، در 25 ژوئن 1950 آغاز شد. آغازگر جنگ کره شمالی بود که نیروهایش را برای متحد کردن شبه جزیره به سمت نیمه دیگر فرستاده بود. با گسترش جنگ، سازمان ملل به سردمداری آمریکا به کمک جنوبیها شتافته و در برابر شمالیها صف کشید. مهمترین حامی کره شمالی در این جنگ چینیها بودند، چرا که شوروی ترجیح میداد کمکهای خود را به کمکهای اطلاعاتی و آموزش نظامی محدود کند. با ورود جمهوری خلق چین به عرصه نبرد، درگیری بار دیگر متعادل شده و شمالیها از شکست در برابر قشون سازمان ملل، آمریکا و جنوبیها نجات پیدا کردند. این تعادل در نهایت به امضای پیمان آتشبسی در 27 جولای 1953 انجامید. این جنگ در کره جنوبی به نامهایی چون «625» یا «جنگ 625» یا «جنگ کره» در کره شمالی به نام «جنگ آزادسازی سرزمین پدری» و در ایالات متحده به نام «نزاع کره» خوانده میشود. آمریکاییها ترجیح دادند این جنگ را نزاع بخوانند، چرا که در صورت تلقی جنگ از آن، مجبور میشدند برای کمک به جنوبیها از کنگره بخواهند که رسما علیه شمالیها اعلان جنگ کند. در چین هم این جنگ به «جنگ مقاومت در برابر آمریکا و کمک به کره» موسوم بود. هر چند امروزه اغلب از آن به جنگ کره یاد میشود. جنگ کره علی رغم گستردگی، صفبندیهای ایدئولوژیک، طول مدت و حتی تلفات خود چندان مورد توجه تاریخنگاران قرار نگرفته و به ندرت همردیف وقایع مهم قرن گذشته محسوب میشود. دلیل این امر را باید در موقعیت تاریخی آن یافت. وقوع جنگ بین جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام باعث شده تا محققان به طنز از آن به عنوان «جنگ فراموش شده» یاد کنند.
رهبران دو کره پس از 50 سال تعصب و خصومتورزی سیاسی سرانجام دستان یکدیگر را به نشانه صلح فشردند. کیم جونگ ایل رهبر گوشهگیر اما مقتدر کره شمالی و رو مو هیون رهبری از نیمکره جنوبی شبه جزیره کره پس از نشستی نه چندان طولانی مقابل دوربین خبرنگاران قرار گرفته و از پایان طولانیترین جنگ سرد قرن حاضر در آیندهای نه چندان دور سخن گفتند.
پایان جنگ سرد تنها ثمره مذاکرات بیسابقه رهبران دو کره نبود، هموارسازی مسیر خلع سلاح کامل هستهای کره شمالی نیز از جمله مواردی بود که رهبران در پشت درهای بسته در خصوص آن با یکدیگر مذاکره کردند.
کیم جونگ ایل رهبر یکدنده کره شمالی در پایان این دیدار تاریخی به انتشار بیانیهای مشترک با رو مو هیون تن داده و اعلام کرد که هر دو کشور در مسیر عادی سازی روابط اقتصادی و سیاسی گام برمیدارند؛ روابطی که بیشک منجر به خروج کره شمالی از نیم قرن انزوا میشود؛ انزوایی که کره شمالی کمونیست را در آستانه فقر و فروپاشی اقتصادی قرار داده بود.
در آستانه سومین روز از این نشست تاریخی، رهبران دو کره متعهد شدند که با پایین دادن به تمامی خصومتها دوره تازهای از گفتوگوهای مسالمتآمیز را در پیش بگیرند. تلاش برای پایان دادن به دوران جنگ سرد نیز از جمله اولویتهای مورد نظر در نشستهای آتی اعلام شد. رهبران دو کره از زمان برقراری آتشبس در سال 1953 تاکنون تنها دو بار با یکدیگر ملاقات کردند. جایگزینی پیمان صلح به جای قرارداد صلح موقتی که منجر به پایان جنگ دو کره شد نیازمند دخالت چین و ایالات متحده است؛ دو کشوری که در آن زمان نقش میانجی میان دو کره را بازی کردند.
جورج بوش رئیس جمهوری ایالات متحده از زمان عقبنشینی کره شمالی از خصومتورزیهای بینالمللی حمایت خود از انعقاد هرگونه پیمان صلح میان دو کره را اعلام کرده است. توقف کامل تمامی فعالیتهای هستهای کره شمالی پیش شرط حمایت بیدریغ ایالات متحده اعلام شده است.
کره شمالی اواخر هفته گذشته به نشانه التزام به تعهدات بینالمللی داده شده اعلام کرد که تمامی فعالیتهای هستهای خود را تا سی و یک دسامبر سال جاری به حالت تعلیق درخواهد آورد. پیشرفت در مذاکرات میان دو کره فارغ از بحث فعالیتهای هستهای نیمکره شمالی میتواند منجر به موفقیت در عرصه مذاکرات شش جانبه نیز شود. ایالات متحده، چین، روسیه و ژاپن نیز در مذاکرات شش جانبه نقشی اساسی ایفا میکنند.
پائول بیجر که سابق بر این بود به عنوان سفیر سوئد در پیونگ یانگ روزگاری را گذرانده است در این خصوص میگوید: تعهد رهبران دو کره بر تلاش برای گسترش دامنه روابط دو جانبه دیواری دیگر از اعتماد را میان طرفین ایجاد میکند. در قرارداد هشت بندی که به امضای طرفین رسید دو طرف متعهد شدند که هر چه سریعتر به تمامی خصومتهای نظامی پایان داده و در راستای تنشزدایی از شبه جزیره کره گام بردارند. رهبران دو کره در بالاترین سطح نشست میان دو کشور اعلام کردند که از این پس مذاکرات در سطح وزرا و نخستوزیران دو کشور نیز برگزار خواهد شد.
در بخشی از این توافقنامه طرفین در راستای تنشزدایی کامل از روابط اعلام کردند که در آیندهای نه چندان دور منطقه ماهیگیری مشترک میان دو کشور تعیین خواهند کرد. ازسرگیری پروازهای مستقیم از سئول به کوه پائکتو و برعکس نیز از جمله موارد مورد توافق میان دو کشور بود. این کوه بلندترین کوه واقع در شمال شبه جزیره کره است که در نزدیکی مرز میان کره شمالی و چین واقع شده است. این کوه از نمادهای باستانی دو کره محسوب شده و از اهمیت فوقالعادهای نزد شهروندان دو کشور برخوردار است. برخی شایعات تاریخی حاکی از این است که کیم جونگ ایل در دامنه این کوه به دنیا آمده است. این در حالی است که بر مبنای مستندات تاریخی وی متولد سیبری است. جایی که پدر وی دوران تبعید را در آنجا میگذراند.
کیم جونگ ایل که در طول سالهای حکومت بر نیمکره شمالی نه میهمان رهبران بینالمللی بوده و نه میزبان هیچکدام از چهرههای سیاسی در دیدار با رهبر کره جنوبی از شایعه پراکنی مطبوعات این کشور در خصوص وضعیت سلامتی خود ابراز ناراحتی کرد.
روموهیون که نام خود را به عنوان منجی صلح در تاریخ کره جنوبی ثبت کرده است در داخل کشور با اقبال عمومی چندانی روبهرو شد. بسیاری از محافظهکاران بر این باورند که مفاد این قرارداد برای برقراری صلح کامل و قید التزام برای متعهد کردن کره شمالی برخوردار نیست.