مقدمه:

دنیس راس عضو ارشد "سیاست‌گذاری‌ شرق نزدیک" مؤسسه واشنگتن است. وی که از حامیان دولت بوش به شمار می‌رود دیدگاه‌های هیئت حاکمه ایالات متحده را در خصوص کنفرانس صلح پاییز بیان می‌کند. وی نیز مانند دیگر دوستان خود معتقد به حذف حماس است در حالی که حماس در انتخاباتی دموکراتیک توسط مردم فلسطین برگزیده شده است. دیدگاه‌های یک مدعی دموکراسی را در خصوص حماس، کنفرانس صلح و حکومت خودگردان می‌خوانیم.

"> کلیدهای رایس
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۸۵۴۱
تأملی در سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا

کلیدهای رایس

مقدمه:

دنیس راس عضو ارشد "سیاست‌گذاری‌ شرق نزدیک" مؤسسه واشنگتن است. وی که از حامیان دولت بوش به شمار می‌رود دیدگاه‌های هیئت حاکمه ایالات متحده را در خصوص کنفرانس صلح پاییز بیان می‌کند. وی نیز مانند دیگر دوستان خود معتقد به حذف حماس است در حالی که حماس در انتخاباتی دموکراتیک توسط مردم فلسطین برگزیده شده است. دیدگاه‌های یک مدعی دموکراسی را در خصوص حماس، کنفرانس صلح و حکومت خودگردان می‌خوانیم.


دنیس راس

علیرضا عبادتی

رایس وزیر خارجه آمریکا در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری نشستی بین‌المللی در آناپولیس در حدود زمانی ماه نوامبر است (حدوداً اوایل ماه آذر) در حالی که رئیس‌جمهور بوش زمان بسیار اندکی از دوره ریاست جمهوری خود را صرف ایجاد صلح عربی اسرائیلی کرده، اما اکنون قصد دارد به اندکی از بلندپروازی‌های رایس وزیر خارجه آمریکا در آناپولیس فرصت جولان داده و از اصول بیانیه‌ای که برای این نشست تدارک دیده شده و نیت آن ارائه راه حل برای بحران فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌هاست حمایت کند.

به نظر می‌رسد که وزیر خارجه آمریکا به این نتیجه رسیده می‌تواند بنیانی نو برای ایجاد صلح در آینده بنا نهد و حتی اگر در آینده نزدیک اجرایی نشود حداقل خط مبنایی اساسی برای ایجاد دو دولت و دو کشور فراهم آید. رایس که به تازگی از سفر اخیر خود به خاورمیانه بازگشته است گویی انرژی جدید گرفته طوری که با اشتیاق زیاد از گفت‌وگوهای جدی بین نخست‌وزیر اسرائیلی و رئیس‌جمهور فلسطینی درباره راه‌حل‌های دائمی سخن گفته است. او بر این باور است که بحث‌ها و گفت‌وگو‌های اخیر تأییدی بر تصمیم او و پیگیری مبحثی تحت عنوان "افق سیاسی" و پیش کشیدن بحث‌های اصلی از جمله تعیین تکلیف دارالسلام، آوارگان و مرز بین آنان است. شاید، این بحث و جدل‌های اولیه باید اول به مفاهیم مشترک و بعد توافق بدل شود. حتی در همین هفته گذشته که از دو طرف تیم‌های کوچکی تشکیل شده تا باب گفت‌وگو درباره مسائل جدی باز شود کاملاً روشن شده که اختلاف‌نظر تا چه حد عمیق و ایجاد تفاهم و توافق تا چه اندازه دشوار است.

معلوم نیست ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیلی چگونه می‌خواهد افکار عمومی مردم خود را متقاعد کند که نه تنها فلسطینی‌ها حاضر شده‌اند از حق بازگشت آوارگان فلسطینی صرف‌نظر کنند بلکه دلایلی وجود دارد که باور کنند فلسطینی‌ها قصد دارند به تعهدات خود مبنی بر توقف حملات راکتی جامعه عمل بپوشانند. این در حالی است که حماس قدرت خود را در غزه تحکیم بخشید و مردم اولمرت به سادگی و آن هم با حرف متقاعد نمی‌شوند.

برای محمود عباس هم متقاعد کردن مردمش کار آسانی نیست. اگر قرار باشد از مهم‌ترین خواسته مردم فلسطینی، حق بازگشت آوارگان به خانه‌هایشان، صرف‌نظر کند باید به فلسطینی‌ها نشان دهد که بابت توافق بر سردارالسلام و مرزها مردم فلسطینی چه چیزی به دست می‌آورند «و چه زمانی به آن وعده‌ها خواهند رسید عباس (و تیم گفت‌وگو کننده که از افراد کهنه‌کار و حاضر در روند صلح اسلو تشکیل شده‌اند) حتماً انتظار دارند که یک جدول زمان‌بندی مشخص تعیین شده و سر وقت بندهای آن به اجرا درآید (مثل برداشته شدن ایست‌های بازرسی و آزادی هزاران زندانی فلسطینی) تا معلوم شود وعده‌ها تو خالی نیست. از لحاظ ذهنی و در تصور همه، این گونه به نظر می‌آید که هر دو طرف به خوبی می‌دانند که در این معامله چه پیش‌نیازهایی برای پایان این بحران حداقل در اصول وجود دارد. اما بعد از گذشت تقریباً هفت سال و بدون هیچ پیشرفت و بروز خشونت‌های بی‌شمار به خصوص وجود افرادی در غزه که هرگونه معامله‌ای با اسرائیلی‌ها را رد می‌کنند قیمت مصالحه افزایش یافته و مهمترین عنصر در این معامله میزان حقیقی "صرف‌نظر کردن از حقوق" یا در حقیقت میزان "تسلیم واگذاری" است. آیا هیچ یک از این دو یعنی عباس و اولمرت از قدرت سیاسی کافی برای برداشتن گام‌های اولیه برخوردار است؟

در انتظار ناکامی

رایس وزیر خارجه ممکن است، به درستی، استدلال کند که آزمودن این پیشنهاد ارزشش را دارد، به خصوص در زمان کنونی که می‌توان نشان داد فلسطینی‌های ملی و سکولار می‌توانند آینده مردم فلسطینی را تضمین کنند اما حماس نمی‌تواند.

وزیر خارجه درست گفته که این نشست بین‌المللی نباید فقط به گرفتن عکس یادگاری بسنده کند. حقیقت هم همین است که اگر حاصل این نشست، مشتی عکس باشد، باید به حساب شکست و ناکامی آن نشست گذاشت. اگر حاصل آن کلی‌گویی و تئوری‌پردازی باشد و گامی ملموس و پیگیری معتبر و نظارت بر مکانیزم‌های اجرا نباشد، یک گام رو به عقب است. حتی "یک روز بعد از" تعیین استراتژی، برای اثبات به افکار عمومی شکاک هر دو طرف لازم است مشخص شود چه اقدام معتبر و ملموسی در شرف وقوع است پس چه کار باید کرد؟ اساساً وزیر خارجه قصد دارد 6 تا 8 هفته آینده را با هر دو طرف از نزدیک کار کند. او قصد دارد مشخص کند چه پلی می‌توان بین دو طرف ایجاد کرد و در چه مسائلی اصولاً نمی‌توان ارتباط برقرار کرد. این هم آسان نیست. هیچیک از دو طرف حاضر نیست به اندازه سرسوزن کوتاه بیاید مگر آن که در ثانیه آخر به این تشخیص برسد که گزینه دیگری پیش‌رو ندارد و وقت چانه‌زنی را از دست داده است. اما یک اشکال اساسی اینجا هست: مشخص نیست که کدام یک از طرفین واقعاً باور دارد که باید تا نوامبر به خاطر حیاتش دست به مصالحه و سازش بزند. یکی از دلایل که وزیر خارجه باید بین دو طرف در رفت و آمد باشد این است که تقریباً هیچیک قصد کنار آمدن ندارد و هر دو می‌خواهند ببینند تا کجا می‌توانند خواسته‌های خود را پیش ببرند و رایس باید تشخیص دهد طرفین چه خواسته‌هایی از یک دیگر (و از ما) دارند.

هزینه رایس

اما هزینه‌ای که او طاقت پرداختش را ندارد این است که فقط بنشیند و منتظر بماند و امیدوار باشد فشار ناشی از نزدیک شدن زمان نشست، خواسته‌هایش را بر آورده می‌کند. در حقیقت باید خیلی مراقب باشد این احساس به وجود نیاید که او تنها کسی است که به این نشست نیاز دارد.

در چنین شرایطی فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها طوری عمل می‌کنند که همه فشارها روی او متمرکز شود تا به این وسیله بتوانند پیش از هر پیشنهادی، از طرف مقابل چیزی به دست آورند.

جالب اینجاست، سعودی‌ها که رایس، اولمرت و عباس بی‌تابانه به حضورشان در این نشست علاقه نشان می‌دهند نیز همین رویه را در پیش گرفته (قصد دارد طوری عمل کند که فشار روی رایس متمرکز شود.) آنها هنوز اعلام آمادگی نکرده‌اند که در این نشست شرکت می‌کنند و حتی شروطی هم برای حضورشان وضع کرده‌اند. تعجبی هم ندارد که حضورشان مشروط به برآورده شدن تقاضاهایی است که روزبه‌روز افزایش می‌یابد، نه کاهش.

در چنین شرایطی، عاقلانه است که رایس وزیر خارجه همین که جایگاه هر دو طرف معین شد پیشنهادهایی برای ایجاد پل مطرح کند و نشان دهد که اگر واکنش‌ها نشان دهد فاصله‌ها قابل پر کردن نیست و امکان برقرار ارتباط فراهم نیست اهداف عقب‌نشینی وی چه شکلی پیدا خواهد کرد (یعنی چه عواقبی برای هر دو طرف دارد.)

یکی از ارزش‌های مشخص شدن نحوه عقب‌نشینی ایالات متحده این است که طرفین به دنبال راه‌های دیگر می‌گردند نشان دهند تا چه حد علاقه آنها به مصالحه و سازش اصالت دارد، به خصوص در زمینه توافق در اصول اصلی اختلافات بین دو طرف.

به علاوه اگر مشخص شود و به درستی در این نشست مطرح و تفهیم شود که در صورت نرسیدن به نتیجه، اهدافی برای عقب‌نشینی تعریف شده باز هم می‌توان گفت این نشست ارزش برگزاری را داشته است. بنابراین اگر وزیر خارجه نمی‌تواند متنی فراهم آورد که توافق طرفین را در معاملات اصلی بر سر دارالسلام، (بازگشت) آوارگان (فلسطینی به خانه و کاشانه خود) و مرزها داشته باشد حداقل می‌تواند به دنبال اهداف نسبتاً کوچکتر اما به هر حال بسیار مهمی باشد.

برای مثال توافق بر سر مسائلی مثل: حق حاکمیت و میزان آن، رابطه بین دو دولت (فلسطینی و اسرائیلی) و فرآیند بهبود چنین رابطه‌ای، عقب‌نشینی اسرائیلی‌ها از کرانه باختری به شرط اجرای توافق‌های مهم و تأمین امنیت، توقف کامل شهرک‌سازی اسرائیلی‌ها در دل سرزمین‌هایی که اکنون فلسطینی‌ها در آن زندگی می‌کنند، التزام و تعهد اسرائیلی‌ها به توقف ساخت و ساز در منطقه‌ای که به 1- Eمعروف شده، تسریع در فرآیند آزادسازی زندانیان فلسطینی بر اساس معیارهای توافق شده و‌ آزاد کردن حداقل تعدادی زندانی هر چند هفته یک بار، پیگیری یک مکانیزم جدی (با مداخله رهبران هر دو طرف) برای جلوگیری از دامن زدن به نفرت و کینه و در نهایت ایجاد گروه‌های کاری مشترک برای مطالعه بهترین راه حل و فصل مسائل اصلی مورد اختلاف خصوصاً وضعیت دارالسلام، بازگشت آوارگان و مرز نهایی بین آنها و ایجاد کمیته‌هایی برای بررسی تحقق تعهدات از سوی هر دو طرف. چنین دستاوردی شاید همه خواسته‌های رئیس‌جمهور و وزیر خارجه را برآورده نسازد اما همین مقدار می‌تواند موجب دگردیسی در حقایق کنونی بین اسرائیلی‌‌ها فلسطینی‌ها شود.

برای تعیین اهداف مشخص که بتواند با ابزارهای موجود بر آورده شود و ما و دیگران بتوانیم از این ابزار برای دستیابی به اهداف استفاده کنیم و همچنین این که بدانیم چه اهدافی را در چه زمانی دنبال کنیم نیاز به سیاست‌مداری دارد.

بگذارید امیدوار باشیم که رایس وزیر خارجه بداند چه زمانی باید فشار آورد، روی چه چیزهایی پافشاری کند و چه زمانی عقب بنشیند مخصوصاً اگر تنها گزینه باقیمانده غیر از این عقب‌نشینی، فقط نشست‌های ناکام و بی‌حاصل باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات