ترجمه: نیلوفر قدیری
ژنرال پرویز مشرف رئیسجمهوری پاکستان که این روزها صفت محاصره شده برای او صفتی گزاف نیست، دیروز 2 نفر از فرماندهان ارتش را به درجه سرهنگ تمامی ارتقا داد. این 2 فرمانده یکی سرهنگ دوم اشفق کیانی و دیگری سرهنگ دوم طارق مجید هستند که قرار است از فردا به درجه سرهنگ تمامی ارتقا یابند. سرهنگ کیانی در داخل ارتش قرار است به عنوان نایب رئیس ارتش و نیروهای مسلح منصوب شود و بعد از انتخاب دوباره مشرف به سمت ریاست جمهوری، عنوان فرماندهی کل نیروهای ارتش را به عهده بگیرد. سرهنگ طارق مجید هم به فرماندهی مشترک نیروهای مسلح منصوب میشود.
این 2 انتصاب در شرایط کنونی اهمیت زیادی دارد. کیانی و مجید هر 2 از سرسختترین حامیان و وفاداران مشرف در سالهای اخیر و بعد از به قدرت رسیدن او بودهاند.
این 2 فرمانده از نیروهای باسابقه ارتش هستند و نشانهای افتخار زیادی دریافت کردهاند. اما هیچ کدام از این دلایل به اندازه دلیل سیاسی برای این انتصاب نیرومند نیستند. خود ژنرال مشرف هم به دلایل سیاسی توسط نواز شریف نخستوزیر پاکستان ارتقا یافت. مشرف معمولا سرنوشت طرفداران و دشمنانش را آنطور که خودش میخواهد رقم میزند.
از میان این 2، انتصاب فرمانده کل نیروهای مسلح و ارتش پاکستان اهمیت بیشتری دارد چرا که در این کشور ارتش سیاست را در اختیار دارد و کنترل همه امور را در دست دارد. انتصاب کیانی به این سمت در واقع به نوعی جمع شدن منافع مشرف، بینظیر بوتو و آمریکا در یک گزینه است. انتصاب کیانی همچنین در داخل پاکستان هم پیامدهایی به دنبال دارد.
سرهنگ کیانی در حالی به این سمت منصوب میشود که حکومت 8 ساله مشرف اکنون با اختلافات درونی و بحران سیاسی کلی روبهروست. جامعه مدنی پاکستان و جمعیت 160 میلیونی این کشور از وجود یک حاکم نظامی، بسیار سرخورده و ناامید شدهاند.
فضای کلی که اکنون در جامعه پاکستان حاکم است به نوعی انتظار برای تغییر رژیم و احیای دمکراسی است. تصویر ارتش هم در پاکستان به شدت مخدوش شده و روحیه خود ارتش هم دچار آسیب شده است. بنابراین با توجه به این توصیفها شرایط پاکستان بسیار بحرانی است و حکومت آن را میتوان یک حکومت تحمیلی نامید.
از سوی دیگر آنچه انتصاب سرهنگ کیانی را به این سمت ممکن کرده این است که این گزینه در واقع منافع مشرف، بوتو و آمریکا را یکجا تأمین میکند. انتصاب سرهنگ کیانی در واقع علاوه بر اینکه به دلیل سابقه طولانی کار او صورت گرفته، دلایل دیگری هم دارد که مهمترین آن نظر مثبت آمریکا نسبت به او به عنوان یکی از مهرههای برنامه جامع حفظ مشرف در قدرت است.
آمریکا میخواهد که مشرف با چهرهای غیرنظامی و با بیرون آوردن لباس نظامی به کار خود ادامه دهد. در این صورت او باید قدرت را در ارتش به کسی بسپارد که بیشترین اعتماد را به وی دارد. سرهنگ کیانی هم مورد اعتماد مشرف است و هم مورد اطمینان آمریکا. تا اینجا تنها تصور میشد که کیانی مورد حمایت و اطمینان مشرف و آمریکاست اما بینظیر بوتو هم دیروز در بیانیهای از انتصاب کیانی حمایت کرد.
اخبار رسیده از منابع مطلع در پاکستان حتی حاکی از آن است که بوتو در مذاکرات خود با ژنرال مشرف بر انتصاب کیانی به فرماندهی ارتش به عنوان یکی از شرطهایش در تحقق این معامله تأکید کرده است. بوتو تأکید کرده که فرمانده ارتش باید فرد مورد تأیید او باشد. مشخصات زندگینامه سرهنگ کیانی نشان میدهد که او در دهه 1980 و در دوره اول نخستوزیری بوتو، نایب دبیر ارتش بوده است.
سرهنگ کیانی همچنین از سوی مشرف در مذاکرات برای رسیدن به توافق با بوتو در دبی حضور داشته است. بنابراین او از مهرههای مهم در تعامل مشرف با بوتو به شمار میآید.
در 8 سال گذشته مشرف از نظر عموم مردم پاکستان نوعی دنبالهروی آمریکا تصویر شده است. فضای غالب در میان رسانهها و افکار عمومی پاکستان نوعی فضای ضدآمریکایی است. این مقاومت و مخالفت در برابر آمریکا رفتهرفته به رژیم دستنشانده آن در اسلامآباد منتقل شد. بنابراین یکی از دلایل عمده مخالفت مردم پاکستان با دولت مشرف، نزدیکی آن به آمریکاست.
با توجه به اینکه کیانی هم در محفل نیروهای بوتو و هم از نیروهای مشرف است و از سوی دیگر حمایت آمریکا را هم با خود دارد، به راحتی نمیتوان لقب و عنوان آمریکایی را از خود دور کند.
نشریه آمریکایی نیوزویک هفته گذشته در گزارشی از پاکستان نوشت سرهنگ کیانی فرمانده آینده ارتش پاکستان است. او به خاطر عنوان شغلیاش بارها به آمریکا سفر کرده و با مقامات پنتاگون و سیا دیدارهای متعددی داشته است.
در این دیدارها او تماسهای نزدیک و شخصی با مقامات آمریکایی داشته که این تماسها در نزدیک شدنش به آمریکا بسیار مؤثر بوده است. اما همین نزدیکی برای او در داخل پاکستان و در میان افکار عمومی دردسرساز خواهد شد و حتی ممکن است او را همچون یک پرویز مشرف دیگر به شخصیتی منفور در میان مردم پاکستان تبدیل کند.
انتصاب کیانی به عنوان فرماندهی ارتش با 3 پرسش جدی همراه است:
اول اینکه آیا او توانایی بازسازی ارتش پاکستان و تبدیل کردن آن به یک نیروی حرفهای را دارد؟ دوم اینکه آیا او میتواند بدون اینکه وارد بازیهای سیاسی و بحران همیشگی درگیری ارتش و سیاست در پاکستان شود به کار خود ادامه دهد؟
نکته سوم این است که آیا سرهنگ کیانی به عنوان گزینه مورد حمایت آمریکا میتواند هم انتظارات واشنگتن را در زمینه جنگ جهانی با تروریسم برآورده کند؟
همانطور که پیشتر هم گفته شد، انتخاب سرهنگ کیانی یک انتخاب کاملا سیاسی است. بنابراین او نمیتواند از پیامدهای سیاسی این انتخاب و بحران روزهای آینده این کشور به دور بماند. اما باید دید که او چطور با این بحران روبهرو خواهد شد.
حضور ژنرال مشرف با لباس غیرنظامی در راس قدرت در پاکستان مشکلات او را حل نخواهد کرد. او حتی بعد از به دوش کشیدن عنوان رئیسجمهوری غیرنظامی باز هم با مخالفان جدی روبهروست و در این رویارویی به کمک سرهنگ کیانی برای حفظ حاکمیت نیاز دارد.
در این میان رابطه سرهنگ کیانی با بوتو هم میتواند معادلات آینده ارتش و سیاست در پاکستان را پیچیده کند. مشرف و بوتو در حال حاضر همپیمان سیاسی هستند اما تا ابد اینطور باقی نمیماند. در صورت بروز اختلاف میان این 2 نفر نقش کیانی به عنوان فرمانده ارتش نقشی تعیینکننده است.
فرماندهان ارتش در پاکستان از یک الگوی واحد در تاریخ پیروی کردهاند. سرهنگ ایوب، اسکندر میرزا را برکنار کرد. یحییخان، ایوب را سرنگون کرد و ژنرال ضیاالحق، بوتو (پدر بینظیر بوتو) را اعدام کرد. بالاخره اینکه ژنرال مشرف نواز شریف را سرنگون کرد. آیا سرهنگ کیانی هم از همین الگو پیروی خواهد کرد؟ فرماندهان ارتش در پاکستان معمولا در پایان دوره کاری خود قدرت اجرایی را در دست گرفتهاند. باید دید این سرنوشت در انتظار سرهنگ کیانی هم هست یا نه.