امیرعلی وصال شیرازی
اشاره:
در پی انحلال حزب جمهوری اسلامی با خروج سه تن از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران (آقایان کروبی، جلالی خمینی سیدمحمود دعایی) در سال 1366 تشکلی سیاسی تحت عنوان «مجمع روحانیون مبارز» اعلام موجودیت کرد. اعضای شورای مرکزی مجمع را عمدتا روحانیون جوان و شهرستانی تشکیل میدادند که عبارتند از: سیدمحمد موسوی خوئینیها، محمدرضا توسلی، مهدی کروبی، حسن صانعی، امام جمارانی، جلالی خمینی، سیدمحمد خاتمی، صادق خلخالی، رسول منتجبنیا، اسدالله بیات، سیدمحمد هاشمی، محمدعلی انصاری، محمد صدوقی، محمدعلی رحمانی، سیدسراجالدین موسوی، عبدالواحد موسوی لاری، علیاکبر آشتیانی، محمدعلی نظامزاده، سیدمحمدعلی ابطحی، هادی غفاری، اسدالله کیان ارثی، سیدحمید روحانی، سیدمحمود دعایی، سیدتقی درچهای، مجید انصاری، عیسی ولایی و... این مجمع در سال 84 خود شاهد یک انشعاب دیگر بود و یکی از وزنههای اصلی خود یعنی مهدی کروبی را از دست داد. برخی بر این اعتقادند که مجمع پس از جدایی مهدی کروبی هنوز در بحران هویتی بهسر میبرد و نتوانسته جایگاه در خور خود را بین سایر گروههای دوم خردادی بیابد.
">امیرعلی وصال شیرازی
اشاره:
در پی انحلال حزب جمهوری اسلامی با خروج سه تن از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران (آقایان کروبی، جلالی خمینی سیدمحمود دعایی) در سال 1366 تشکلی سیاسی تحت عنوان «مجمع روحانیون مبارز» اعلام موجودیت کرد. اعضای شورای مرکزی مجمع را عمدتا روحانیون جوان و شهرستانی تشکیل میدادند که عبارتند از: سیدمحمد موسوی خوئینیها، محمدرضا توسلی، مهدی کروبی، حسن صانعی، امام جمارانی، جلالی خمینی، سیدمحمد خاتمی، صادق خلخالی، رسول منتجبنیا، اسدالله بیات، سیدمحمد هاشمی، محمدعلی انصاری، محمد صدوقی، محمدعلی رحمانی، سیدسراجالدین موسوی، عبدالواحد موسوی لاری، علیاکبر آشتیانی، محمدعلی نظامزاده، سیدمحمدعلی ابطحی، هادی غفاری، اسدالله کیان ارثی، سیدحمید روحانی، سیدمحمود دعایی، سیدتقی درچهای، مجید انصاری، عیسی ولایی و... این مجمع در سال 84 خود شاهد یک انشعاب دیگر بود و یکی از وزنههای اصلی خود یعنی مهدی کروبی را از دست داد. برخی بر این اعتقادند که مجمع پس از جدایی مهدی کروبی هنوز در بحران هویتی بهسر میبرد و نتوانسته جایگاه در خور خود را بین سایر گروههای دوم خردادی بیابد.
جایگاه مجمع روحانیون مبارز در مسیر ائتلاف گروههای دوم خردادی کجاست. آیا مسئولیت موسوی لاری در صدر ستاد ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم به معنای حضور پررنگ اعضای شورای مرکزی مجمع در لیست انتخاباتی گروههای دوم خردادی است؟
مجمع روحانیون مبارز پس از انشعاب از جامعه روحانیت مبارز در سال 1366 تاکنون فراز و نشیبهای فراوانی را پشتسر گذاشته و با جدا شدن حجتالاسلام کروبی در سال 85 از این مجمع عملا با یک بحران هویتی روبهرو شده است. وزن کروبی در مجمع روحانیون به گونهای بود که دیگر اعضا را تحتالشعاع قرار میداد. اما در آستانه انتخابات مجلس هشتم ریاست یکی از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بر ستاد ائتلاف اصلاحطلبان بار دیگر نگاهها را به نقش این مجمع در مسیر ائتلاف گروههای دوم خردادی برای انتخابات مجلس هشتم جلب کرده است. این در حالی است که مجید انصاری هفته گذشته این موضوع را به معنای پدرسالاری مجمع روحانیون در جبهه اصلاحطلبان ندانست. وی در خصوص عدم حضور حزب اعتماد ملی در لیست ائتلاف اصلاحطلبان برای انتخابات مجلس هشتم بیان داشت: سیاستی که از سوی آقای کروبی اعلام شده به عقیده آنان صحیح است آنها قصد دارند با پرچم و نام حزب خود فهرست انتخاباتی ارائه کنند و این اقدام به معنای درگیری با دیگران نیست.
اگرچه نمیتوان این اظهارات را به معنای رضایت قلبی مجمع روحانیون از مخالفتخوانیهای حزب اعتماد ملی و کروبی تعبیر کرد اما حداقل نسبت به سایر گروههای دوم خردادی رویکرد مجمع روحانیون عاقلانهتر است. محمدرضا خاتمی از حزب مشارکت پیش از این در اظهارنظری حزب اعتماد ملی را یک جریان فرعی اصلاحطلب قلمداد کرده بود. وی احتمال لیدر شدن سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران را بین سایر گروههای دوم خردادی بیش از سایر افراد میداند. با این تفاسیر به نظر میرسد که مجمع روحانیون سعی دارد در یک رویکرد نسبتا عاقلانه همزیستی مسالمتآمیزی با حزب اعتماد ملی به زعامت کروبی برقرار کند. اما در عین حال نمیتواند در چینش لیست انتخاباتی گروههای دوم خردادی این گرایش خود را به منصه ظهور برساند. به هر حال کروبی در مجمع حق آب و گل دارد و شاید همین موضوع به برخی انتظارات اعتماد ملی از ستاد ائتلاف دامن بزند هرچند کروبی و یارانش به صراحت اعلام کردهاند که با پرچم خود در انتخابات مجلس شرکت خواهند کرد. اما در اینکه مسئولیت موسوی لاری در ستاد ائتلاف اصلاحطلبان وسیلهای برای تقویت جایگاه اعضای مجمع در تدوین لیست انتخاباتی دوم خردادیهاست بحثها و گفتگوهای فراوانی وجود دارد. با توجه به سابقه اجرایی موسوی لاری در وزارت کشور و گرایشات ویژه وی به نظر نمیرسد بتواند از این قابلیت در پررنگ کردن وزن اعضای مجمع در لیست دوم خردادیها بهره ببرد. شاید حضور اعضای مجمع تنها به چند چهره خاص محدود شود.
تناقضات درونی جبهه دوم خرداد مهمترین عامل در توزین نامتناسب سیاسی بین گروههای مختلف دوم خردادی است. از آنجا که اعضای مجمع به نسبت سایر گروههای دوم خردادی التزام تئوریک و عملی خود را به چارچوبهای قانون اساسی بارها و به مراتب بیشتر اعلام کردهاند حضور موسوی لاری در راس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان گام شایستهای تلقی میشود اما همین موضوع افراطیون دوم خردادی را برآشفته است. اعضای مجمع روحانیون مبارز تاکنون نتوانستهاند خود را در جایگاه پدر روحانی گروههای دوم خردادی قرار دهند هرچند بخشی از این موضوع به قابلیتهای شخصیتی اعضای مجمع برمیگردد. اما به هر حال مجمع روحانیون نه تنها پدرسالار جریان اصلاحات نیست بلکه با انشعاب کروبی حتی نتوانسته جایگاه متناسبی در عرض سایر گروههای دوم خردادی برای خود دستوپا کند.
مجمع روحانیون خود را یک تشکل روحانی و در خدمت کشور و جریانهای سیاسی خط امام(ره) معرفی میکند اما تاکنون تعریف دقیقی از گروههای خط امام(ره) که این تشکل خود را حامی آنها معرفی میکند ارائه نداده است.
انشعاب کروبی از مجمع و اظهارات اخیر وی علیه برخی گروههای دوم خردادی که خود را همهکاره جریان اصلاحات میدانند عملا خط ممیزی بر سیاستهای وی و افراطیون دوم خردادی بود. کروبی مسیرش را از ملغمه سیاسی گروههای دوم خردادی جدا کرد.
اما امروز موضعگیریهای مجمع روحانیون مبارز در جمع با اظهارات و مواضع سایر گروههای دوم خردادی این جریان سنجیده میشود. جریانی که هنوز نتوانسته است مرز افراط و اعتدال را در درون خود مشخص کند.
اگر دو سوی افراط و اعتدال جریان دوم خرداد مورد واکاوی قرار گیرد در یک طرف زیر پا گذاشتن منافع ملی و در طرف دیگر احترام به چارچوبهای قانون اساسی و نگرش اصلاحطلبانه و دلسوزانه به موضوعات کشور مشهود است. مانیفست مجمع روحانیون مبارز در فعالیتهای سیاسی کشور مشخص است اما جریان عمومی اصلاحات هنوز بر هیچقدر متیقن و مشترکی ملتزم نشده است. در این بین مواضع اعضای مجمع نیز همسو با سایر گروههای دوم خردادی در افکار عمومی کشور مورد مداقه و مطالعه قرار میگیرد.
در نهایت باید گفت مجمع روحانیون مبارز یا باید با ارتقای جایگاه سیاسی خود در جریان دوم خرداد نقش پدر معنوی و راهنمایی این جریان را بازی کند و یا حداقل فصل ممیزی بین مواضع خود و افراطیون دوم خردادی ایجاد کند تا در افکار عمومی قضاوت منصفانهای درباره مجمع صورت بگیرد.
مضاف بر اینکه مجمع روحانیون میتواند با بهرهگیری از جایگاه موسوی لاری در صدر ستاد ائتلاف اصلاحطلبان موجبات ارائه یک لیست انتخاباتی معتدل را فراهم کند. اگر لیست دوم خردادیها عاری از چهرههای افراطی باشد مسلما این موفقیت به پای تلاشهای مجمع روحانیون در هدایت کلی این جریان نوشته خواهد شد. از سویی مجمع روحانیون میتواند در هدایت گروههای دوم خردادی مبنی بر تدوین و طراحی یک مانیفست قابل قبول که در جامعه نیز سمپاتی داشته باشد به طور موثر وارد عمل شود. این تلاش تئوریک شاید بهترین ارمغان عقبه روحانی جریان دوم خرداد برای پیشقراولان سیاسی باشد.