بین الملل >>  آمریکاواروپا >> گزارش بین الملل
تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۱  ، 
کد خبر : ۳۸۵۸۰۷
بصیرت بحران مشروعیت سران تروئیکای اروپایی را بررسی می‌کند

مدعیانی در آستانه فروپاشی

سیاست خارجی اروپا به دلیل ضعیف‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی چنان است که عملا بازیگری مستقلی نداشته و حتی ادعاهایشان مبنی بر مقابله با یک جانبه گرایی آمریکا در اوکراین نیز به جایی نرسیده و در نهایت عملکرد آن را تایید کرده‌اند.
پایگاه بصیرت / علی تتماج
سران تروئیکای اروپایی یعنی آلمان، فرانسه و انگلیس در حالی با ادعای نقش آفرینی برتر در صحنه جهانی در حالی رویه‌ای بحران ساز را در پیش گرفته‌اند که آمارها و نظر سنجی‌ها حکایت از وضعیت بحرانی آنها دارد که حتی می‌تواند سرنگونی و پایان زودهنگام حیات سیاسی آنها را رقم زند. به گزارش  نشریه دی سایت، نتایج جدیدترین نظرسنجی نشان می دهد که اعتماد مردم فرانسه به امانوئل ماکرون، رئیس جمهور کشورشان به پایین‌ترین حد خود رسیده است. طبق یک نظرسنجی اخیر، تنها 25 درصد از پاسخ‌دهندگان به ماکرون اعتماد دارند که سیاست‌های خوبی برای کشور اتخاذ کند. در همین حال  طبق نظرسنجی مشترک موسسه «یوگاو» و نشریه آلمانی «ولت آم زونتاگ»، ۳۷ درصد از پاسخ‌دهندگان «بسیار بعید» می‌دانند که ائتلاف اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان/اتحادیه سوسیال مسیحی (CDU/CSU) و حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) تا پایان دوره خود در بهار ۲۰۲۹ در قدرت باقی بماند.یک نظرسنجی دیگری که پیشتر توسط موسسه INSA برای روزنامه آلمانی «بیلد» نشان داد که تنها ۲۲ درصد از آلمانی‌ها عملکرد مرتس را به عنوان صدراعظم تایید می‌کنند. در انگلیس نیز گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی نمایندگان در حزب کارگر انگلیس در تدارک طرحی برای به زیر کشیدن «کر استامر» از مقام نخست‌وزیری و ریاست حزب هستند چرا که او عملا نتوانسته به وعده‌های اقتصادی عمل نماید و حزب کارگر جایگاه مردمی خود را از دست داده است.
اقتصادی که پاشنه آشیل شد 
یکی از مهمترین مباحث در عرصه سیاست خارجی این کشورها را بحران اقتصادی تشکیل می‌دهد. کشورهایی که با ادعای پیروزی زودهنگام و به خواست آمریکا وارد جنگ علیه روسیه شدند، اکنون از یک سو دیگر منابع اقتصادی ارزان گذشته همچون انرژی را ندارند و از سوی دیگر هزینه‌های جنگ آنها را به صرف منابع اقتصادی داخلی کرده است که نتیجه آن تشدید تورم و هزینه‌های زندگی مردم است در حالی که وابستگی شدیدی نیز به اقتصاد آمریکا ایجاد شده بگونه‌ای که در نهایت در رویکردی تحقیر آمیز اروپا مجبور شد تن به تعرفه‌های تجاری ترامپ دهد. البته در میانه این وضعیت کارتل‌های سرمایه دار کارخانه‌های اسلحه سازی درآمدهای کلانی را کسب کرده‌اند، چنانکه بر اساس آمار انگلیس 20 میلیارد پوند تسلیحات فروخته است. 
این نابسامانی اقتصادی در فرانسه در کنار اعتراضات خیابانی به عرصه پارلمان نیز رسیده است که وضعیت ابهام برانگیز بودجه و نیز سقوط نخست وزیر از پیامدهای ابتدایی آن است. با وجود ماه‌ها کشمکش بر سر بودجه، احزاب نتوانسته‌اند بر سر راه‌حلی برای این کشور به شدت بدهکار به توافق برسند. پارلمان فرانسه اخیراً تنها یک اقدام اضطراری موقت را برای گذر از بحران بودجه تصویب کرده است. دولت وقت فرانسه در ماه سپتامبر به دلیل مشکلات بودجه سقوط کرد. در دوران سباستین لکورنو، نخست وزیر فعلی فرانسه نیز دولت پس از مدت کوتاهی با خطر فروپاشی مواجه شد، اما در نهایت از این امر جلوگیری شد.در انگلیس نیز داده‌های رسمی دولت و گزارش‌های رسانه‌ای حتی در رسانه‌ای چون بی‌بی‌سی، تصویری نگران‌کننده از فقر، رکود و ناامنی معیشتی ارائه می‌دهد. قرار گرفتن بیش از ۱۴ میلیون نفر زیر خط فقر پس از پرداخت هزینه مسکن و زندگی ۳۱ درصد کودکان در خانوارهای کم‌درآمد، نشان‌دهنده فروپاشی تدریجی قرارداد اجتماعی در انگلیس است. در این میان در حالی که جامعه با فشارهای اقتصادی گسترده مواجه است، هزینه سالانه حدود ۱۰۰ میلیون پوندی خاندان سلطنتی و هزینه‌های صدها میلیون پوندی مراسم تاج‌گذاری، به نمادی از شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم تبدیل شده است.
کشورهایی که با ادعای پیروزی زودهنگام و به خواست آمریکا وارد جنگ علیه روسیه شدند اکنون از یک سو دیگر منابع اقتصادی ارزان گذشته همچون انرژی را ندارند و از سوی دیگر هزینه‌های جنگ آنها را به صرف منابع اقتصادی داخلی کرده است که نتیجه آن تشدید تورم و هزینه‌های زندگی مردم است
در آلمان نیز که خود را اقتصاد برتر می‌داند، در حالی صدها میلیارد یورو رویکردهای نظامی گرایانه به بهانه جنگ اوکراین فشارها بر مالیات دهندگان را افزایش داده است که در حوزه اقتصادی و اجتماعی شرایط مردم شکننده تر می‌شود چنانکه آندرئا نالس، رییس اداره کار آلمان می‌گوید پیدا کردن کار برای بیکاران هیچگاه در این کشور به اندازه حالا سخت نبوده است. این سیاستمدار حزب سوسیال دموکرات در مصاحبه با یک رسانه آلمانی گفته است: «ما یک شاخص داریم که نشان می‌دهد احتمال پیدا کردن کار برای بیکاران چقدر است. این شاخص معمولا حول و حوش عدد ۷ است، اما اکنون به ۵.۷ رسیده که پایین‌ترین رقم تا کنون است.» در همین حال در آلمان، یک‌سوم استفاده‌کنندگان از بانک‌های غذایی را کودکان تشکیل می‌دهند و تعداد آن‌ها نسبت به سال گذشته ۲۵٪ افزایش یافته است. در حال حاضر حدود ۲.۱ میلیون کودک به کمک‌های غذایی وابسته‌اند؛ وضعیتی که تحت تأثیر افزایش هزینه‌های زندگی و تشدید بحران‌های اقتصادی وخیم‌تر شده است. وضعیت نابسامان اقتصادی تشدید اعتراضات و قوت گرفتن راست افراطی در کشورهای اروپایی را به همراه داشته است.
سیاست‌خارجی بحران‌ساز به جای تعامل
سران تروئیکای اروپایی نه تنها در عرصه داخلی بلکه در سیاست خارجی نیز با وضعیت بحرانی مواجه هستند که نتیجه رویکردهای نادرست آنها به تقابل به جای تعامل است. اروپایی‌ها در حالی سایر کشورها را متهم به دوری از مذاکره و گفت و گو می کنند که رفتار عملی آنها مغایر با این ادعاست. به عنوان نمونه آنها چهار سال است که با نقض عهده‌های گذشته در لوای حمایت از اوکراین به جنگ افروزی علیه روسیه می‌پردازند. یا با ادعاهای واهی تکراری هسته‌ای اجرای اسنپ بک را در قبال جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته‌اند. و یا در قبال چین با وضع تعرفه‌ها، حمایت از تایوان و نیز تحریک نظامی ژاپن و فیلیپین عملا تعامل با این کشو را به تقابل سوق داده‌اند. این رفتارها در حالی است که اروپا عملا توان بازیگری جهانی را نداشته و این رویکردها در نهایت انزوای بیشتر غرب را رقم زده است. سیاست خارجی اروپا به دلیل ضعیف‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی چنان است که عملا بازیگری مستقلی نداشته و حتی ادعاهایشان مبنی بر مقابله با یک جانبه گرایی آمریکا در اوکراین نیز به جایی نرسیده و در نهایت عملکرد آن را تایید کرده‌اند. 
تاوان دل‌بستن‌ به سراب
کارنامه سران تروئیکا نشان می‌دهد که آنها همچنان گرفتار سرابی بزرگ هستند و آن همراهی و حمایت از رژیم صهیونیستی و آمریکا برای خروج از بن بست‌ها هستند حال آنکه آنها خود بن بست اصلی بوده که سران اروپا با رویکرد به آنها منافع جهانی و حمایت درونی خود را از دست داده‌اند. در یک سوی معادله حمایت از رژیم صهیونیستی در نسل کشی غزه و اشغالگری در منطقه اعتراضات داخلی و تخریب وجهه حقوق بشری اروپا در جهان را به همراه داشت و در سوی دیگر معادله نیز دل بستن به همراهی با آمریکا عملاً هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی اروپا را بالا برد، چنانکه اکنون این کشور رسماً وابسته اقتصادی به آمریکا شده‌اند و به خواست آن 5 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای بودجه ناتو باید اختصاص دهند که هزینه‌ای سنگینی خواهد بود. این رویکرد در کنار انزوای جهانی اروپایی ها، حقارت‌های سنگینی نیز به آنها تحمیل کرده که نشست کاخ سفید و شرم الشیخ نمودی از آن است. بورل مسئول سابق سیاست خارجی اروپا رسماً اذعان می‌کند که اروپا به ماشین تایید کننده خواسته‌های آمریکا مبدل شده است که واشنگتن هیچ ارزشی برای این وضعیت قائل نیست، چنانکه در راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا، رسماً اروپا به تهدیدات اضافه شده و رویکردی حقارت آمیز به آن دارد و در روند صلح اوکراین نیز هیچ نظری از آنها خواسته نشده است. سران تروئیکای اروپایی در حالی به آمریکا دل بسته اند که آمارها نشان می‌دهد او که در حوزه اقتصادی محبوبیت مثبت 12 داشت اکنون به منفی 17 رسیده است و جهان نیز پذیرنده سیاست‌های او نمی‌باشد. 
به هر تقدیر سران اروپا از جمله در فرانسه، آلمان و انگلیس با اشتباه محاسباتی همراهی با رژیم صهیونی و آمریکا عملا هزینه‌های سنگینی را به کشورهای خود تحمیل کرده‌اند در حالی که این وابستگی وضعیت داخلی آنها را متزلزل کرده که می‌تواند حذف آنها از عرصه سیاست را به همراه داشته باشد.  
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات