مقامات ارشد آمریکایی و افغانستانی بر این باور هستند که این مرد روس مترصد انجام حملهای انتحاری بوده است. به عبارت سادهتر او یکی از صدها جنگجوی خارجیای است که به منطقه آمدهاند تا در کنار طالبان و در صفوف آنان بجنگند و اکثر آنها طی سال جاری میلادی به شبه نظامیان طالبان پیوستهاند.
این جنگجویان خارجی صرفا صفوف شبه نظامیان طالبان را تحکیم نمیبخشند. آنان به مراتب خشنتر، غیرقابل کنترلدار و افراطیتر از همتایان بومی خود هستند. علاوه بر این حضور این خارجیها چهره طالبان را از جنبش تندرویهای افغان به شبکهای وسیع که اکنون تعداد قابل توجهی شبه نظامی خارجی، افغانهای سرخورده و قاچاقچیان مواد مخدر را نیز در بر میگیرد، تغییر داده به گفته مقامات ارشد نظامی ارتش ایالات متحده در افغانستان جنگجویان خارجی از کشورهایی چون پاکستان، ازبکستان، چچن، برخی کشورهای عربی و گاهی ترکیه و غرب چین به عضویت این گروه درآمدهاند اگرچه گاه در بین آنان اتباع غربی نیز دیده میشوند.
رشد قابل توجه این جنگجویان خارجی در سال جاری میلادی نشانی از اشاعه بیقانونی در نقاط قبایلینشین پاکستان است که از سوی طالبان برای برپایی پایگاههای آموزشی و پنهان شدن واحدهایی که در داخل افغانستان اقدام به انجام عملیات علیه نیروهای خارجی و نظامیان افغان میزنند مورد استفاده قرار میگیرد.
سرتیپ برنارد چامپوکس، جانشین فرمانده واحد امنیتی نیروهای ناتو در افغانستان میگوید: طی ماههای اخیر گزارشهای مربوط به حضور جنگجویان خارجی در صفوف طالبان به شکل رو به تزایدی افزایش یافته است. میافزاید: این خارجیها که همراه طالبانیها هستند در برخورد با بومیهای غیرنظامی خشونت بیشتری نشان میدهند. خارجیها در افغانستان به عنوان فرماندهان میانی عمل میکنند و مسئولیت آموزش و تامین مالی جنگجویان بومی را برعهده دارند.
به گفته منابع اطلاعاتی غربی این جنگجویان در نواحی قبایل شمال شرق پاکستان در زمینه آموزش دادن بمبگذاری انتحاری، آمادهسازی واحدهای تولید بمبهای جادهای و تولید فیلمهای ویدئویی طالبان که هر از چند گاهی روی وبسایتهای نزدیک به این گروه قرار میگیرد، دست دارند.
تخمین تعداد دقیق جنگجوهای خارجی حاضر در صفوف طالبان و مجموع نیروهای این گروه کاری دشوار است اما گفته میشود طالبان قادر به بسیج حداکثر 10 هزار جنگجو است در حالی که در شرایط متعارف نیروهای فعال این گروه از 2 تا 3 هزار تن فراتر نمیرود. مابقی جنگجویان پاره وقت یا در واقع افغانهای جوانی هستند که به دلیل نارضایتی از فساد دولت کابل، مرگ غیرنظامیان در بمبارانهای هوایی ارتش آمریکا یا برای کسب پول هر از چندگاهی به طور موقت در صفوف طالبان قرار میگیرند. از این بین 10 تا 20 درصد جنگجویان ثابت طالبان یعنی بین 100 تا 300 نفر را خارجیها تشکیل میدهند.
پیشنهاد اخیر حامد کرزای، رئیسجمهور طالبان برای مذاکره با طالبان در واقع تلاش برای ایجاد شکاف بین صفوف طالبان و رو در رو قرار دادن اعضای بومی با جنگجویان خارجی است. با این حال افزایش تعداد جنگجویان خارجی و قرار گرفتن آنان در پستهای فرماندهی میانی طالبان و بهجای فرماندهان بومی که در جنگ با نیروهای ناتو کشته میشوند تحقق این هدف را بیش از پیش دشوار کرده است.
اگرچه برخی فرماندهان ارتش آمریکا در افغانستان بر این باور هستند که با کاهش تعداد فرماندهان نظامی میانی از جمعیت بومی امکان بروز اختلاف بین بومیها و خارجیها افزایش مییابد ست جونز، از تحلیلگران موسسه رند دیدگاهی کاملا متفاوت دارد و این تحول را خطرناک توصیف میکند. به اعتقاد او تاکتیکهایی که این خارجیها با خود میآورند موجبات افزایش تلفات نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را فراهم آورده است.
گمان میرود این خارجیها نقشی شایان توجه در تامین منابع مالی رهبران جوانتر طالبان در مناطق قبایلینشین پاکستان دارند که از حلقههای نزدیک به القاعده در طالبان تلقی میشوند. این حلقه کسانی چون سراجالدین حقانی و انورالحق مجاهد را در بر میگیرد. با قدرت گرفتن این رهبران جوانتر قدرت رهبران قبایلی در نواحی مرزی پاکستان و افغانستان اندکاندک رنگ میبازد.
به گفته حنیف اتمر، وزیر آموزش افغانستان تهدیدات طالبان در عمل تعطیلی 40 درصد از مدارس را در نواحی جنوبی کشور رقم زده است. آنچنان که او میگوید نیروهای بومی طالبان مخالف اینگونه اقدامات هستند اما جنگجویان خارجی با به کار گرفتن سلاح تهدید و تطمیع سایر نیروهای درون گروهی را با خود همراه میسازند.
باتالف، مرد روس جوانی که برقع پوشیده توسط نیروهای پلیس افغانستان دستگیر شد تاکید دارد از طلاب مدرسهای مذهبی در پاکستان است و برای آشنایی بیشتر با احکام اسلامی که دین جدید اوست در حال عزیمت از طریق افغانستان به پاکستان بوده است. ادعا دارد نمیتواند نام پاکستانیهایی که ترتیب سفر او از شمال به جنوب افغانستان را داده بودند یا حتی اسامی دو سرنشین افغان پیکآپی که او سوار بر آن بوده را به یاد آورد. ادعایی که قبولش چندان هم کار آسانی نیست.