حسین رهنورد جورج دبلیو بوش در طول حکومت دولتش با مسائل بسیاری روبهرو بوده که در نوع خود کمنظیر بوده است. عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر- که این روزها سالگرد آن است- بزرگترین و مخوفترین عملیات تروریستی در قلب آمریکا بود که هنوز هم به باور بسیاری در چگونگی، علت و گروه انجامدهنده آن شک و شبهههای فراوان وجود دارد. حمله به افغانستان هم یکی از اقدامات آمریکا بود که سالهاست این کشور را درگیر کرده است، بحرانسازی یا دخالت نیروهای آمریکایی در مناطق مختلفی از دنیا در این مدت اتفاق افتاده که هر کدام به نوبه خود علاوه بر تاثیرگذاری در سیاست خارجی دولت بوش، باعث مخالفتهای داخلی با دولت هم شده است، برنامه سپر دفاعی آمریکا هم مساله دیگری بوده که طی ماههای اخیر به اختلافات میان روسیه و آمریکا دامن زده است اما هیچ کدام از این مسائل به اندازه حمله به عراق و اشغال این کشور برای آمریکا و دولت بوش پرهزینه، مسالهساز و مشکلآفرین نبوده است. عملیات تروریستی مختلف در مناطق مختلف عراق، کشته و زخمی شدن غیرنظامیان عراقی و نظامیان آمریکایی، گروگانگیری و قتل اتباع خارجی، عدم ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و اختلافات اساسی باعث شده که از یک سو آمریکا در داخل عراق با مشکلات فراوانی روبهرو باشد و از سوی دیگر در داخل آمریکا، افکار عمومی و گروههای سیاسی با ادامه اشغال عراق مخالفت کرده و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از این کشور شوند. این موضوع بخصوص پس از تشکیل مجلس سنای جدید آمریکا که با اکثریت حزب رقیب جورج دبلیو بوش شکل گرفته، ابعاد تازهای یافته است. اصرار این مجلس بر کاهش نیروهای آمریکایی در عراق و مخالفت با افزایش بودجه حضور نظامی واشنگتن در آن کشور، موقعیت نامطمئن سیاسی بوش و حزب متبوعش را نشان میدهد. در طول سالهای گذشته، همواره خانوادههای سربازان آمریکایی قربانی در عراق توانستهاند علیه دولت بوش اعتراضات پردامنهای را تدارک ببینند. همچنین انتشار عکسهایی از اقدامات غیرانسانی سربازان آمریکایی با زندانیان عراقی به افزایش مخالفتها با حضور آمریکا در عراق و همچنین افزایش این باور که آمریکاییها فقط ادعای حقوق بشر و گسترش آن را دارند، انجامید. علیرغم همه اینها، جورج دبلیو بوش و همراهانش توانستهاند در برابر مخالفتها، مقاومت کنند و به حضور نیروهایشان در عراق ادامه دهند. در طول ماههای گذشته همواره بوش بر خلاف نظر کنگره، بر افزایش بودجه و سربازان آمریکایی در عراق پافشاری کرده و سعی نموده با حمایت از دولت نوری المالکی به استقرار ثبات در عراق کمک کند، اگرچه آخرین اظهارنظرهای وی، کمی شک و عدم پایمردی در حمایت از دولت ائتلافی را نشان میدهد اما به نظر میرسد دولتمردان آمریکایی به دلیل نبود هیچ آلترناتیو مناسبی برای نوری المالکی ترجیح میدهد از این دولت حمایت کند. هفته گذشته جورج دبلیو بوش برای سومین بار طی مدت اشغال عراق، به طور سر زده به این کشور وارد شد و با سربازان آمریکایی حاضر در این کشور ملاقات داشت. حضور بوش در عراق همزمان با اعلام خروج نیروهای انگلیسی از بصره بود و به همین دلیل حائز اهمیت بود. سفر قبلی بوش ماه ژوئن 2006 بود. بوش در این سفر که با همراهی کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا، انجام شد، برای اولین بار از احتمال کاهش نیروهای نظامی آمریکا در عراق سخن گفت. او که در برابر حدود 750 سرباز آمریکایی در مقر الاسد واقع در غرب عراق سخن میگفت، این خبر را بهگونهای اعلام کرد که روحیه سربازان عراقی را تقویت کند: «در صورت موفقیتهای مستمر، این امکان وجود دارد که امنیت عراق حتی با تعداد کمتری از سربازان آمریکایی تامین شود.» بوش در عین حال درباره تکرار درخواستهای مطرح شده برای خروج نیروهای آمریکا از عراق هشدار داد و تاکید کرد: چنین تصمیمی باید بر مبنای ارزیابی فرماندهانی که در محل حضور دارند، باشد و نه واکنشهای عصبی سیاستمداران واشنگتن و نظرسنجیها. کاهش نیروها باید از موضع قدرت و به واسطه موفقیتها انجام شود و نه به دلیل ترس و ناکامی. حضور غیرمنتظره بوش، 10 روز قبل از نشست 13 سپتامبر کنگره آمریکا اتفاق افتاد که قرار است با حضور سران گروههای مخالف دولت عراق با حضور عدنان الدلیمی رئیس جبهه التوافق، صالح المطلق رئیس جبهه گفتوگوی ملی عراق و ایاد علاوی رئیس فهرست العراقبه در واشنگتن برگزار شود. در حقیقت اعضای کنگره که از حزب دموکرات هستند میخواهند با تضعیف دولت مالکی در عراق حملات به بوش و حزب جمهوریخواه را افزایش دهند. افزایش اختلافات در مورد عراق و توجه بیش از پیش به این کشور، نشانگر اهمیت و تاثیرگذاری وضعیت آن در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آمریکا است. دموکراتها میخواهند با عمده کردن ناتوانی آمریکا در عراق و مانور روی بیثباتی و ناامنی در آن کشور، بار دیگر پس از هشت سال به کاخ سفید راه پیدا کنند و جورج دبلیو بوش اگر چه دیگر نمیتواند به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات شرکت کند اما عراق را مسالهای میداند که به آبرو و حیثیت او مرتبط است و شکست در آن میتواند از او چهرهای منفور در تاریخ آمریکا بسازد و حزب جمهوریخواه را تا مدتها دچار بحران کند. بر همین اساس است که دو حزب حاکم آمریکا این روزها متوجه وضعیت سیاسی عراق شدهاند و در پی توافق و ائتلاف یا حمایت از گروههای مختلف سیاسی در عراق افتادهاند. حضور بوش در عراق علاوه بر اینکه قسمتی از مانور انتخاباتی جمهوریخواهان است، اقدامی در راستای افزایش نیروهای آمریکایی در عراق هم تلقی میشود. سربازان دور از وطن آمریکایی همواره از مشکلات بسیار روحی روانی رنج میبرند که همانا باعث رفتارهای خشن، غیراخلاقی و انزجارآور آنها با زندانیان و آبروریزی پس از انتشار عکسهای این اقدامات شد. تضعیف روحیه این سربازان از سوی دیگر باعث افزایش ناتوانی آمریکا در کنترل اوضاع و بالطبع گسترش و رشد اقدامات تروریستی میشود. با این حال نمیتوان با قاطعیت گفت که حضور رئیسجمهور آمریکا الزاما به افزایش روحیه نیروهای آمریکایی میانجامد. خروج نیروهای انگلیسی از بصره پس از خروج نیروهای اسپانیا و ایتالیا از عراق، میتواند بار دیگر به گسترش اعتراضات مردمی در داخل آمریکا نسبت به حضور نظامی در عراق بینجامد و چنین امری در آستانه انتخابات قطعا حزب جمهوریخواه را با دردسرهای بسیاری مواجه سازد. تنها راه پیشگیری از چنین وضعی، سعی در تبلیغ و نمایش بهبود وضعیت امنیتی عراق است. بوش با اظهارات خود، در حقیقت خواسته کلید این پروژه را بزند و به سربازان و مردم آمریکا وعدهای مبنی بر کاهش نیروها در عراق بدهد تا به نوعی از تاثیر منفی خروج نیروهای انگلیسی بکاهد. باید منظر ماند و دید که تحولات عراق به کجا میانجامد. در هفته گذشته پارلمان این کشور پس از تعطیلات، دوباره بازگشایی شد. گزارش دولت آمریکا به کنگره درباره عراق هم طی چند روز آینده در اختیار نمایندگان آن قرار خواهد گرفت و باید دید که این گزارشها و واکنشهای در مقابل آن چگونه است. جورج دبلیو بوش شاید آخرین سفر سرزده خود به عراق را به عنوان رئیسجمهور انجام داده باشد و دیگر فرصت تکرار چنین مانورهایی را به دست نیاورد. بر همین اساس باید منتظر ماند و دید که آیا میتواند به حرف خود درباره افزایش امنیت در عراق و کاهش نیروهای آمریکایی در این کشور عمل کند؟ دست به دست شدن دولت در آمریکا از جمهوریخواهان به دمکراتها میتواند بیشتر تاثیر خود را در عراق نشان دهد و شاید فقط در آن صورت شاهد کاهش نیروهای آمریکایی در عراق خواهیم بود. این امری است که بیشتر احتمال وقوع آن میرود. تجربه نشان داده که خیلی نباید به حرفهای تبلیغاتی جورج دبلیو بوش اعتنا کرد.