مقدمه:
محمد سلامتی سالهاست که دبیرکل بلامنازعه سازمان مجاهدین انقلاب است؛ سازمانی که قبل از دوم خرداد - به قول سعید حجاریان ـ همه اعضایش در یک فولکس جا میشدند اما اکنون پس از پشتسر گذاشتن دوران اصلاحات و در دوره حاکمیت اصولگرایان، شاید چندین اتوبوس هم برای اعضایش کم است. سازمان مجاهدین در این سالها آرام آرام از تفکرات چپگرایانه و چریکی به سمت اصلاحطلبی غلتیده و اعضای آن دیگر نه از قانون کار و حقوق کارگر بلکه از دموکراسی و آزادی سخن به میان میآورند. در واژهنامه سیاسی اصولگرایان هر وقت از افراطیها سخن به میان میآید. به نحوی گوشه چشمی هم به آنان دارند تا جایی که جامعه مدرسین حوزه علمیه هم در برابر آنان موضع گرفت.
">مقدمه:
محمد سلامتی سالهاست که دبیرکل بلامنازعه سازمان مجاهدین انقلاب است؛ سازمانی که قبل از دوم خرداد - به قول سعید حجاریان ـ همه اعضایش در یک فولکس جا میشدند اما اکنون پس از پشتسر گذاشتن دوران اصلاحات و در دوره حاکمیت اصولگرایان، شاید چندین اتوبوس هم برای اعضایش کم است. سازمان مجاهدین در این سالها آرام آرام از تفکرات چپگرایانه و چریکی به سمت اصلاحطلبی غلتیده و اعضای آن دیگر نه از قانون کار و حقوق کارگر بلکه از دموکراسی و آزادی سخن به میان میآورند. در واژهنامه سیاسی اصولگرایان هر وقت از افراطیها سخن به میان میآید. به نحوی گوشه چشمی هم به آنان دارند تا جایی که جامعه مدرسین حوزه علمیه هم در برابر آنان موضع گرفت.
* اصلاحطلبان با توجه به تجربه انتخابات ریاست جمهوری، در انتخابات شورای سوم به ائتلاف رسیدند و نتیجه تقریبا خوبی نیز از این ائتلاف گرفتند و بنا شد که برای انتخابات مجلس هشتم، این ائتلاف و همکاری تداوم یابد. اکنون ائتلاف اصلاحطلبان برای انتخابات مجلس در چه مرحلهای قرار دارد؟
** در انتخابات شورای شهر و روستا، خوشبختانه جبهه اصلاحطلبان توانستند به ائتلاف حداکثری برسند و نتایج خوبی نیز از آن ائتلاف گرفتند. هم آن تجربه و هم تجربه تلخ انتخابات ریاست جمهوری دوره هشتم، موجب شد که ما برای انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی ـ در جهت رسیدن به ائتلاف حداکثری ـ تلاش کنیم. خوشبختانه مقدمات کار تاکنون خوب فراهم شده؛ بدین معنا که گروهها و شخصیتهای سیاسی در جبهه اصلاحطلبان با هم هماهنگ شده و زمینه تشکیل ستاد ائتلاف اصلاحطلبان را فراهم کردند. این ستاد کار خود را آغاز کرده است و میتوان گفت اکثریت گروههای اصلاحطلب در این ستاد فعالیت دارند (این ستاد، گروهها و شخصیتها را پوشش میدهد) و به احتمال زیاد بعضی از گروههای دیگر که هنوز به ما ملحق نشدهاند، به زودی به جمع ما خواهند پیوست. تا اینجا، مسئله ائتلاف جبهه اصلاحطلبان، خوب پیش رفته و من شخصا از روندی که داشته راضی هستم و انشاءالله میتواند زمینه مناسبی برای موفقیت اصلاحطلبان در انتخاب دوره هشتم باشد.
* آیا ستاد ائتلاف اصلاحطلبان فقط در تهران فعالیت دارد یا اینکه در شهرستانهای دیگر هم فعالیتهای ستاد آغاز شده؟
** ستاد مرکزی ائتلاف اصلاحطلبان وظیفه دارد در استانها ستاد استانی راهاندازی کند و ستادهای استانی ارتباط مرتب و منظمی با ستاد مرکزی خواهند داشت. بنابراین ستاد مرکزی فراگیر است و همه استانها را پوشش میدهد و ارتباط با استانها را نیز از طریق ستادهای استانی برقرار خواهد کرد.
* آیا تمامی گروههای جبهه دوم خرداد، فقط در ستاد مشترک کار میکنند یا هر کدام برای خود هم ستاد جداگانهای تشکیل میدهند؟
** هر کدام از گروهها برای امر انتخابات، تدارک ستاد جداگانه دیدهاند، منتها طبیعتا وقتی ستاد مرکزی و ستادهای استانی تشکیل میشود، گروهها و احزابی که ستاد تشکیل دادهاند، تمام تجارب، امکانات و نیروهای خود را در اختیار ائتلاف قرار خواهند داد. بنابراین ستادهای مختلفی که گروهها دارند، به منظور سازماندهی تشکیلات خود برای انتخابات است، نه بدین معنا که بخواهند به طور مستقل حرکتی انجام دهند.
* در انتخابات شوراها، حزب اعتماد ملی اگرچه اعلام کرده بود که به طور مستقل در انتخابات شرکت میکند ولی سرانجام با گروههای جبهه دوم خرداد به تفاهم رسید و از فهرست ائتلاف اصلاحطلبان حمایت کرد اما اعلام کردهاند که برای انتخابات مجلس هشتم دیگر به هیچوجه حاضر به ائتلاف با جبهه دوم خرداد نیستند و فهرست مستقلی خواهند داشت، با این توضیح ممکن است 90 درصد فهرستشان با فهرست اصلاحطلبان مشترک باشد. آیا تلاشی برای اینکه در انتخابات مجلس نیز، فهرست واحدی از سوی کلیه گروههای اصلاحطلب ارائه شود، آغاز شده یا خیر؟
** در انتخابات شوراها، این موضوع از سوی حزب اعتماد ملی مطرح شد و ما هم نسبت به آن احترام قائل بودیم. الان هم همین قضیه است، یعنی حزب اعتماد ملی قصد دارد در انتخابات مجلس با تابلوی اختصاصی خود فعالیت کند و قطعا تعداد زیادی از افراد فهرست آنها با فهرست بقیه گروههای جبهه اصلاحطلب مشترک خواهد بود. برای اینکه اعتماد ملی به مانند شوراها در ائتلاف حضور پیدا کند، رایزنیها شروع شده است. امیدواریم همانگونه که در مسئله شوراها پیش آمد و در مقطعی حزب اعتماد ملی حاضر به ائتلاف شد، اکنون نیز در مقاطعی که احساس میشود نیاز است، این ائتلاف صورت گیرد ولی اگر هم صورت نپذیرد، ما به این برداشت و نظر حزب اعتماد ملی احترام میگذاریم و برایمان قابل درک است. حزب اعتماد ملی، حزبی است در جبهه اصلاحطلبان و هر فعالیتی که داشته باشد به نفع اصلاحطلبان و در جهت ارتقای کار آنهاست.
* در شرایط کنونی در حالی که بسیاری از شخصیتهای اصلاحطلب و سران گروههای اصلاحطلب بر وحدت و ائتلاف تاکید دارند، بعضا از سوی برخی شخصیتها، صحبتهایی میشود که شاید باعث ایجاد اختلاف بیشتری شود. مخصوصا سخنان اخیر آقای کروبی در مورد جبهه دوم خرداد، گلایههای بسیاری در میان اصلاحطلبان ایجاد کرده. نظر شما در مورد صحبتهای اخیر آقای کروبی چیست؟
** اشخاص و گروهها در طیف اصلاحطلبان آزاد هستند که نظرات خود را مطرح کنند و این کار را هم انجام میدهند. ما نیازی نمیبینیم که در اینگونه موارد، جوابی بدهیم و چون در ائتلاف جبهه اصلاحطلبان تاثیر چندانی ندارد، ما این را یک امر عادی و طبیعی تلقی کرده و برایمان چندان غیرمنتظره نیست؛ چرا که اصل دموکراسی و اصلاحطلبی اقتضا میکند که هر کسی در ارائه نظریات شخصی خود، آزاد و مختار باشد.
* به نظر شما در چنین شرایطی، طرح این صحبتها نشانه انشقاق و عدم وحدت نخواهد بود؟
** نه. چرا که همین صحبتها و مسائل در انتخابات دوره سوم شوراها نیز مطرح بود اما در ائتلاف اصلاحطلبان تاثیری نگذاشت. گرچه ممکن است ما موافق چنین صحبتهایی نباشیم اما دیگران را هم از اظهارنظر منع نمیکنیم.
* اصلاحطلبان با چه مکانیسمی قصد رسیدن به فهرست مشترک را دارند؟ آیا قرار است برای رسیدن به فهرست مشترک هیأتی تشکیل شود و آنها فهرست را ببندند یا اینکه هر حزبی فهرست خود را ارائه داده و سرانجام از فهرستهای مختلف، یک فهرست مشترک بیرون خواهد آمد؟
** در شهرستانها کار را به خود گروهها واگذار کردهایم و آنها باید خودشان با هم به توافق برسند و زمینههای توافق و تفاهم نیز وجود دارد. مواردی هم که احیانا اختلافی هست به ستاد مرکزی فصلالخطاب باشد و اگر اختلافاتی در مورد برخی کاندیداها وجود داشته باشد، در مرکز از طریق ستاد، حکمیت شده و حل و فصل میشود. در تهران هم ستاد مرکزی ائتلافکار را به پیش خواهد برد.
* طی چند ماه اخیر، مطرح شده که آقای خاتمی یک گروه 23 نفره تشکیل داده و آنها را مسئول رسیدن به وحدت و تهیه فهرست کرده است این مسئله گاهی تایید و گاهی نیز تکذیب شد. بالاخره آیا این گروه 23 نفره تشکیل شده یا خیر؟ و چه وظایفی به آنها محول شده است؟
** گروه 23 نفره که برای پیگیری کارهای انتخاباتی تعیین شدند، اکنون 30 نفره شده است و به وسیله این30 نفر هم ستاد مرکزی تشکیل شد و آنها در حقیقت وظیفه سیاستگذاری ائتلاف را بر عهده دارند، اما به لحاظ پیگیری مسائل انتخابات، ستاد مرکزی کار را انجام میدهد.
* آقای خاتمی به عنوان کسی که پرچمدار اصلاحات بوده و تلاش فراوانی درجهت وحدت گروههای اصلاحطلب انجام داده، در ائتلاف اصلاحطلبان چه نقشی دارد؟
** گروهها و احزاب، نقش محوری آقای خاتمی را پذیرفتهاند و آقای خاتمی از شخصیتهای تاثیرگذار جبهه اصلاحات است و بنابراین ایشان به سهم خود پا پیش گذاشته و از گروهها و احزاب برای تشکیل گروه 23 نفره دعوت کرد و با هدایت وی ستاد مرکزی ائتلاف تشکیل شد.
* اصلاحطلبان ـ صرفنظر از رسیدن به فهرست مشترک ـ دغدغهای دیگر هم دارند؛ اینکه آیا کاندیداهایشان تایید صلاحیت میشوند و میتوانند در انتخابات مجلس با تمام توان شرکت کنند یا نه؟ برای اینکه در مرحله بررسی صلاحیتها به مشکل برنخورید و کاندیداهای اصلاحطلب تایید صلاحیت شوند، چه کارهایی را انجام دادهاید؟
** ما هنوز کاری انجام ندادهایم. این مسئولان هستند که وظیفه سنگینی برعهده دارند؛ مسئولان باید نشان بدهند که به دموکراسی معتقد هستند و به رأی مردم اعتماد دارند. از همه مهمتر اینکه باید به جناح مقابلشان اجازه دهند که حضور فعالی در انتخابات داشته باشد. معمولا وقتی مسئولان قوی و از اعتماد به نفس کافی برخوردار باشند، در چهارچوب قانون فعالیت کرده و در یک فضای باز، رقابت سالم و قانونی را غنیمت میشمرند اما متاسفانه در چندین دوره گذشته اینگونه نبوده و از این جهت ما نگران هستیم و تلاش کردهایم که با گفتوگو و تبیین و توضیح مسائل، این نگرانی را رفع کنیم. اینکه گفتوگوها و تذکرها چقدر مثمرثمر بوده، هنوز اطلاعی نداریم اما امیدواریم که در دوره هشتم ـ با توجه به منافع ملی، مصلحت ملی و امنیت ملی ـ انتخابات در این رابطه مشکل چندانی نداشته باشد تا بتوانیم در فضای آزاد و سالم و رقابت کامل، انتخابات را برگزار کنیم و دشمنان ما از اینکه چشم طمع دوخته و بخواهند مشکلی برای مملکت فراهم آورند، مأیوس شوند. زمانی که عدهای معدود قصد دارند همه کارها را قبضه کنند، دشمنان اسلام و انقلاب چشم طمع میدوزند و نقشههای شوم خود را پیاده میکنند و ما امیدواریم این فرصت به دشمن داده نشود.
* برخی معتقدند با توجه به شرایط حاضر، اصلاحطلبان برای اینکه از سد ردصلاحیتها بگذرند، بهتر است چهرههای معتدلتر و اشخاصی را که کمتر امکان ردصلاحیت داشته باشند کاندیدا کنند. این عده همچنین توصیه میکنند از چهرههایی که قبلا استفاده شده و ممکن است ردصلاحیت شوند، کمتر استفاده شود. آیا شما قصد دارید این استراتژی را پیش بگیرید یا خیر؟
** به نظر من طرح اینگونه سؤالات، انحرافی است و با دموکراسی و اسلام مغایرت دارد. این مردم هستند که تشخیص میدهند چه کسی صلاحیت نمایندگی را دارد یا ندارد؟ درست است که جناح مقابل رعایت نمیکند و شاید قلعوقمع کند، هم کار او اشتباه و خلاف شرع و دموکراسی و منافع ملی است و هم اینکه مبادا آنها کاری کنند و ما بگوییم عدهای را که عنوان شده افراطی هستند، کنار بگذاریم ـ در صورتی که ممکن است افراطی هم نباشند ـ اگر هم افراطی هم باشند، خب، مردم رأی نمیدهند. چرا باید کسی در ارتباط با دیدگاه تندش، ردصلاحیت شود؟ آیا بهتر نیست که اجازه شرکت داشته باشد و مردم به او رأی ندهند؟ مثل اول انقلاب که دوره اول و دوم انتخابات مجلس همه شرکت کردند و مردم به یکی رأی دادند، به یکی رأی ندادند؛ ترکیبی هم که به مجلس میآمد، برآیند کل جامعه بود. همه احساس میکردند نمایندگانشان آنجا هستند و حرفشان را میزنند. نه تنها به ضرر انقلاب و نظام نبود بلکه به نفع انقلاب و نظام هم بود. همه باید همین مسئله را مدنظر قرار دهیم ولو یکی دو نفر افراطیگر هم در مجلس باشند، تاثیرگذار نیستند. بنابراین طرح این سؤال بدان معناست که ما اسلام، ارزشها و آزادی را کنار بگذاریم و سیاسیکاری کنیم.
* با توجه به شرایط حاضر، برای اینکه اصلاحطلبان بتوانند در قدرت سهمی داشته باشند، شاید چارهای ندارند جز اینکه از چهرههایی استفاده کنند که حساسیت کمتری برانگیزد.
** ما که نمیتوانیم مانع از ثبتنام کسی شویم. بسیاری از کسانی که در جبهه اصلاحات هستند، ثبتنام میکنند و در نهایت فهرستی که تهیه میشود، برآیند نظر تمامی گروههاست که در آن فهرست ممکن است افراطی و تفریطی کمتری باشد یا نباشد. به نظر من مهم نیست که در آن فهرست چه کسی باشد یا نباشد بلکه مهم این است که معیارها، ارزشها و دیدگاههای مردم در آن لحاظ شود. در تهیه این فهرست، سیاسیکاریهایی که ناشی از شرایطی است که جناح مقابل به وجود آورده، نباید باشد. آنهایی که مدعی اصولگرایی هستند، باید اینگونه با قضیه برخورد کنند. کسانی که معیارها و ارزشهای اسلامی و دموکراسی اسلامی را رعایت کنند، اصولگرای واقعی هستند وگرنه اگر گروهی بخواهد رقیب خود را به هر شکلی که هست، محدود کند، دیگر نمیشود آن را اصولگرایی نامید.
* پس از انتخابات ریاست جمهوری، از سوی گروهی از اصلاحطلبان مطرح شد که برخی چهرههای افراطی باعث انحراف اصلاحات شدند و اکنون نیز مطرح میکنند که باید این افراطیون را به حاشیه برانیم و افراد معتدل، اصلاحات را در دست گیرند. آنها به صراحت از چهرههایی که جزو گروههای شاخص اصلاحطلب هستند، تحت عنوان افراطی یاد میکنند. برداشت شما از این نوع نگاه و تحلیل چیست؟
** در هر شرایطی متناسب با آن فضا و موقعیت برخی تصمیمات گرفته میشود که ممکن است به موفقیت یا شکست بینجامد؛ اگر با موفقیت توأم باشد، کسی در مورد اینکه آن تصمیمات درست بوده، حرفی نمیزند ولی اگر با شکست مواجه شود، بسیاری از کسانی که موافق نبودند، صدایشان در میآید. در شرایطی، عدهای توانستند نظر اکثریت را جلب کرده و حرکتی انجام دهند، آن حرکتها توأم با موفقیت نبود. کسانی که انتقاد میکنند باید برخورد فعالتری میداشتند تا میتوانستند دیدگاههای خودشان را حاکم کنند، آنها این توانایی را نداشتند و این عدم توانایی، اعتراضات بعدی را به دنبال داشت.
حال ممکن است کسانی که آن تصمیمات را گرفتند و با موفقیت توأم نبود، بگویند که با توجه به تجربههای ناموفقی که داشتیم راهمان را مناسبتر انتخاب خواهیم کرد که این طبیعی است؛ چرا که اقتضای هر فعالیتی این است که از تجربیات گذشته برای برنامهریزیها و گامهای بعدی بهره گرفته شود. انتقاداتی که وارد است بیش از آنکه به افراطیها وارد باشد، به خودشان وارد است، که از توانایی لازم برای طراحی و اجرای مسیر دیگری برخوردار نبودند. همیشه کارهایی که انجام شده باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نقاط قوت و ضعفشان بررسی و از آن پند گرفته شود؛ اما تاکید بر آن و تکرار برخی چیزها، کار درستی نیست و وقت تلف کردن و بیهوده درگیر شدن با آن مسائل و شرایط است. بنابراین منطقی و عاقلانه این است که هر تصمیمی که میخواهد اتخاذ شود، باید بسیار دقیق باشد و همه در اتخاذ و اجرای آن فعال باشند. به طور مثال در مورد همین انتخابات اخیر، همه ما باید فعال باشیم و بپذیریم که تصمیم جمعی که گرفته میشود را اجرا کنیم؛ حتی اگر با آن مخالف باشیم؛ ممکن است بعدها برنامه و تصمیماتمان با شکست یا موفقیت مواجه شود. اگر خدای ناخواسته با شکست مواجه شد، باید علت شکست و عدم موفقیت بررسی و از آن درس گرفته شده و سپس به فراموشی سپرده شود؛ چرا که تاکید بر آن جز اینکه روحیه را خراب کرده و تاثیر منفی بگذارد، چیزی از آن حاصل نمیشود.
* برای انتخابات مجلس، برخی اصلاحطلبان از تشکیل سازمان رأی سخن گفتهاند. این سازمان رأی به چه شکلی خواهد بود و کارکرد آن چیست؟ یعنی قرار است که چه کاری انجام دهد؟ مردم را سازماندهی کند یا اینکه بر مرحله شمارش آرا نظارت شود ؟
** قرار است که از آرای مردم پاسداری شود و در ضمن تضمینی باشد برای آرائی که اصلاحطلبان به دنبال آن هستند. اصلاحطلبان سعی خواهند کرد که آرای خود را از طریق سازمان رأی، سازماندهی کنند؛ یعنی کسانی که اصلاحطلب هستند در عرصه انتخابات حضور فعالی داشته باشند و بیتفاوتی نسبت به انتخابات را در میان بخشی از جامعه که مخاطب جبهه اصلاحطلب هستند، از میان ببرند. به عبارت دیگر، اصلاحطلبان از طریق سازمان رای تلاش خواهند کرد که به شکل سازمانمندی با مردم ارتباط برقرار کرده و آنها را آماده کنند برای اینکه سر صندوقهای رأی حاضر شوند و از این طریق، تضمینی برای سلامت انتخابات و صیانت از آرا به وجود آورند .
* با توجه به عملکرد جبهه دوم خرداد در زمان حاکمیت، بخش عمدهای از بدنه اجتماعی نسبت به عملکرد شما انتقادات شدید و اساسی دارند. برای اینکه در انتخابات مجلس هشتم بتوانید اعتماد مردم را جلب کند، با چه برنامهها و گفتمانی قرار است وارد صحنه انتخابات شوید؟
** مردم به تدریج راضی میشوند که به اصلاحطلبان رأی بدهند، چرا که برنامه اصلاحطلبان را با برنامه گروهی که الان در حاکمیت هستند، مقایسه کردهاند و عملکرد گروه حاکم به تدریج تاثیرات منفی خود را در سطح جامعه نشان داده و در نتیجه زمینههای ذهنی مناسبی را برای اصلاحطلبانه فراهم کردهاست. مردم در این مقایسه، متوجه میشوند که اصلاحطلبان در حوزههای اقتصاد و سیاست (اعم از داخلی و خارجی) کارهای بسیاری انجام دادهاند و در این مقایسه، مردم تاثیرات مثبت آن را بیشتر احساس میکنند و به این جمعبندی میرسند که برنامههای اصلاحطلبان خیلی بهتر بوده ضمنا اصلاحطلبان هم نقاط ضعف خود را بررسی و اصلاح کرده تا بهتر بتوانند برنامههای مورد توجه مردم را تدوین کنند.
* برای بسیاری ممکن است این سؤال پیش آید که اگر اصلاحطلبان باز هم بتوانند مجلس را در دست گیرند، چه تضمینی وجود دارد که بتوانند برنامهها و شعارهای خود را عملی کنند و مانند گذشته از چوب لای چرخ گذاشتنها و نگذاشتنها صحبت نکنند؟
** اصلاحطلبان در ارتباط با مجلس آینده، برنامههای خود را برای مردم ارائه خواهند داد و با تجربیات و درسی که از گذشته گرفتهاند، طبیعتا تلاش خواهند کرد به گونهای حرکت کنند که بهتر از گذشته برنامههایشان به مورد اجرا گذاشته شود.
* با توجه به قضایای کنونی، به نظر شما مجلس هشتم چگونه ترکیبی خواهد داشت؟ آیا اصلاحطلبان میتوانند نسبت به مجلس هفتم ترکیبی بهتر و کرسیهای بیشتری را به دست آورند؟
** به عقیده من روند کار مجلس هفتم و دولت نهم طوری بوده که اگر شرایط دموکراتیک، آزاد و سالمی برای انتخابات وجود داشته باشد، اصلاحطلبان اکثریت قوی را در مجلس هشتم کسب خواهند کرد.
* با توجه به اینکه در آخرین کنگره سازمان مجاهدین انقلاب از شخصیتهایی چون مهندس سحابی دعوت کردید، برخی این گونه مطرح کردهاند که سازمان نسبت به گذشته خود تجدیدنظر کرده؛ چرا که سازمان در گذشته نسبت به ملی ـ مذهبیها و اصلاحطلبان خارج از حاکمیت مرزبندی نسبتا شدیدی داشت و حتی در کنگرههای قبلی هم از اصلاحطلبان خارج از حاکمیت دعوت نمیکرد. دعوت از اصلاحطلبان خارج از حاکمیت و در پاسخ مثبت آنها این سؤال را به وجود آورده که آیا سازمان در بنیاندهی فکری و عملی خود تجدیدنظر کرده یا اینکه آن دعوت فقط یک تاکتیک انتخاباتی است؟
** نه تجدیدنظر کرده و نه تاکتیک انتخاباتی بوده است؛ ما همواره این تلقی را داشتهایم که در کنگره ـ که دارای بعد سیاسی و تبلیغاتی است ـ از همه مهم گروهها دعوت به عمل آوریم. منتها شرایط مکانی و امکاناتمان سبب میشد که کمتر همه گروهها را دعوت کنیم و حتی همین مسئله موجب شده بود که تا کنگره هفتم به شکل علنی و رسانهای کنگرههایمان برگزار نمیشد ولی کنگره هفتم، رسانهای شد و دیدیم که نتایج مثبتی برای جامعه دارد. در کنگره اخیر هم از لحاظ فیزیکی و شرایط مکانی آمادگی دعوت از همه گروهها به وجود آمد. چون در آستانه انتخابات چنین اقداماتی تبلیغ تحزب، آزادی اندیشه و... است، به همین جهت هم از ملی ـ مذهبیها و هم از مؤتلفه ـ به رغم اینکه با هر دوشان مرزبندی فکری و سیاسی داریم ـ دعوت کردیم که در کنگره حضور داشته باشند؛ بنابراین، این دعوتها از لحاظ خود ما کاری غیرمنتظره و عدول از موضع فکری نبوده بلکه با توجه به شرایط سیاسی و انتخاباتی، امری کاملا عادی و طبیعی بود.