محسن امینزاده
معاون وزارت خارجه دولت اصلاحات و عضو هیات علمی دانشگاه
هدف این مقاله بررسی تحریمهای اقتصادی ایران طی سالهای پس از انقلاب اسلامی و به خصوص در دوره دولت اصلاحات و توضیح درباره دو گزاره رایج در میان مسئولان کشور درباره تحریم ایران است. دو گزاره مهمی که به کرات توسط مسئولان دولتی تکرار میشود. گزاره اول حکایت از آن دارد که تحریمهای اقتصادی ایران در گذشته برای منافع ملی کشور هیچ مشکل مهمی ایجاد نکرده است، بلکه بر عکس باعث شده که متخصصان ایرانی تحریک شده و دست به تلاشهایی بزنند که در شرایط بدون تحریم عملی نبوده است. گزاره دوم حکایت از آن دارد که تحریم اقتصادی مساله جدیدی نیست بلکه از اولین روزهای پس از انقلاب همواره و بهرغم هر سیاستی که تهران اتخاذ کرده وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. تلاش خواهد شد که جنبههای این دو گزاره شکافته شده و همچنین توضیح داده شود که چرا هر چند ایران در تمامی سالهای پس از انقلاب گرفتار تحریمهایی بوده اما امروز کشور در معرض تحریمهای پیچیدهتری نسبت به گذشته قرار گرفته است. سالهای پیش در سمت معاون وزیر خارجه، در جمع مدیران شرکتهای مرتبط با تکنولوژی اطلاعات و اطلاعرسانی از ناتوانی آنان برای گرفتن بازاری در جهان گلایه کردم. گفتم هند در سال 1378 حدود 500 میلیون دلار صادرات نرمافزار داشت و شما گفتید که متخصصان ایرانی میتوانند موفقتر هم باشند. ظرف سه سال سهم هند در بازار جهانی نرمافزار به 5 میلیارد دلار رسید، حالا به 10 میلیارد دلار رسیده و قرار است تا سال 1390 (2010) به سالی 50 میلیارد دلار برسد، یعنی بیش از همه صادرات نفت و گاز ایران، اما شما همچنان کاری نکردهاید و ایران همچنان سهمی در بازار جهانی تکنولوژی ارتباطات و نرمافزار ندارد.
یکی از مدیران حاضر با تلخی پاسخ داد که مقصر سیاست خارجی است. شما در این دولت کارهای بزرگی کردهاید و موفق شدهاید بسیاری از راهها را به روی اقتصاد و توسعه ایران باز کنید اما همچنان درهای مهمی بسته مانده است. چرا باقی این راه را نمیروید؟ چرا مشکلات کشور با آمریکا را کم نمیکنید تا تحریمهای آمریکا کاهش یابد. شما اندکی دیگر از این موانع را برطرف کنید تا ما نشان دهیم که در این زمینه چقدر تواناتر هستیم. شما تحریمهای آمریکا را کاهش دهید، ما با کمک متخصصان ایرانی و ایرانیهای متخصص در کشورهای دیگر باقی راه را میرویم و بخش مهمی از بازار جهان و از جمله آمریکا را میگیریم و به پیشرفتهای مهمی میرسیم. به او گفتم عملاً ما توانستهایم با تدبیرهای سیاسی نقش تحریمهای آمریکا را خنثی کنیم. حداقل برای کار اقتصادی با کشورهای دیگر برخلاف گذشته هیچ مانع مهمی وجود ندارد. او گفت اشتباه میکنید. در تکنولوژیهای پیشرفته و به خصوص در تکنولوژی ارتباطات که آمریکا حرف اول را میزند و امکان ردیابی و کنترل فعالیت دیگران برای آمریکا وجود دارد تاثیر تحریمها شدید است. او گفت ما متخصصان ایرانی این حوزه عملاً برای صدور خدمات کامپیوتری تلاش میکنیم اما زندگی ما در بیرون ایران بسیار سخت و تحقیرآمیز است.
ما مثل کارگران غیرقانونی عملاً به صورت پنهانکار و زندگی میکنیم. به قیمتهایی گاه کمتر از یکسوم چینیها و هندیها خدماتی بهتر از آنان را میفروشیم، اما مجبوریم کارمان را به نام یک عده بیکاره در کشورهای عربی خلیج فارس و مالزی و جاهای مشابه بفروشیم که سود اصلی را میبرند. نه تنها نمیتوانیم تبلیغ کنیم و نام ایرانی را به شهرت جهانی برسانیم بلکه نام و ملیت خودمان را پناه کنیم. تازه هر روز هم دعا میکنیم همین وضع باقی بماند و کسی نفهمد که این کارهای بزرگ را ما ایرانیها انجام میدهیم چون در این صورت همین راه سخت زندگی ما هم سد خواهد شد. جز این تنها راه دیگر ما مهاجرت از ایران است که آن را نمیپسندیم. او اضافه کرد که البته تنها نتیجه تحریم این نیست که متخصصان این صنعت قادر نیستند کالای خود را در بازارهای جهان خوب بفروشند و به درآمد متناسب برسند و در نتیجه کارهایشان را توسعه بیشتر بدهند، بلکه واقعیت این است که متقابلاً محدودیتهای تحریم مانع دسترسی متخصصان ایرانی به بسیاری از پیشرفتهای علمی و صنعتی با درجه اهمیت بالاتر میشود.
این وضع باعث میشود متخصصان ایرانی که از هندیها و چینیها تواناترند در حوزه محدودی در جا بزنند و به حوزههای درجه یک راه پیدا نکنند. در پاسخ اظهار امیدواری کردم با کارهای موفقی که در این دوره انجام شده همه درک کرده باشند که میتوان ضمن حفظ اصول و ارزشها، منافع ملی خیلی بیشتری با اعتمادسازی با دیگر کشورهای جهان برای کشورمان تامین کرد و حتی خیلی وقتها کشورهای قدرتمند را به انعطاف و سازگاری با منافع ملی کشور واداشت. هر چند هرگز سخنان او فراموش نشد اما کار بیشتری نیز برای حل این مشکل تا پایان دوره ممکن نشد. گفتههای او به روشنی نشان میداد که تحریمهای دیگران علیه ایران تا چه حد روزنههای مشکلآفرین پیدا و پنهان دارد و چگونه هرچه ایران به سمت قلههای توسعه و پیشرفت گامهای بلندتری برمیدارد، ضرورت حل مشکلاتش با جهان افزایش بیشتری مییابد.
پیشرفتهای کنونی علمی و صنعتی کشور مدیون اعتمادسازی با جهان
پیشرفتهای ایران در حد تکنولوژیهای حساس کنونی که البته فاصله زیادی با تکنولوژیهای روزآمد و پیشرفته در جهان صنعتی دارد، تنها به قیمت اعتمادسازیهای نسبی دولت آقای خاتمی و در فضای گسترش همکاریهای جهانی محقق شده است. سادهلوحانه است اگر تصور شود که متخصصان و دانشمندان ایرانی در شرایط تحریم عزمشان جزمتر شده و ناگهان تصمیم گرفتهاند که همه چیز را دوباره در کشور اختراع و تولید کنند و این عزم جزم به طرز معجزهآسایی به پیشرفتهای صنایع هستهیی و نظامی و صنایع دیگر منجر شده است. تمامی پیشرفتهای نسبی ایران حتی در حوزههایی که از سوی آمریکا تحریم بوده صرفاً به دلیل موفقیت ایران در کاهش حساسیتها نسبت به ایران و نسبت به پیشرفتهای ایران در سطح جهان در دوره دولت آقای خاتمی بوده است. در این دوره کشور توانست با خنثی کردن تحریمهایی که از قبل اعمال شده بود تا حد زیادی موانع دسترسی متخصصان کشور را به علوم و ابزارهای پیشرفته در بازارهای رسمی و غیررسمی کاهش دهد. پیش از این به خاطر فضای تند علیه ایران نه تنها ایران در معرض تحریمهای بیشتر بود بلکه پیشرفتهای علمی و صنعتی به دلیل عدمامکان دسترسی به نیازهای اولیه آن پیشرفتها ناممکن به نظر میرسید. (در این مورد به خصوص در زمینه هستهیی قبلاً به تفصیل نوشتهام و در فرصتهای بعدی نیز بیشتر خواهم نوشت.)
سیاست خارجی ماجراجو و تحریمهای بینظیر اقتصادی در نتیجه آن
هرچند از فردای روز انقلاب اسلامی، موانعی مانند عدم همکاریهای گذشته با ایران در زمینههای صنعتی و دفاعی شکل گرفت و مشکلات بزرگی مانند جنگ تحمیلی نیز در قیاس باعظمت انقلاب اسلامی دور از انتظار نبود؛ اما ایران هرگز پس از انقلاب اسلامی، به اندازه امروز در معرض موانع بیشمار تحریمی قرار نگرفته است و آنچه امروز به عنوان تحریمهای تهدیدکننده منافع ملی و توسعه ایران مطرح میشود پدیده بیسابقهیی است که در اینجا برای روشن شدن موضوع، ویژگیهای تحریم کنونی، تفاوتهای آن با دو دوره شاخص دیگر تحریمها علیه ایران، علل بروز تحریمها و نتایج تحریمها در این سه دوره مرور میشود.
دوره اول تحریمهای اقتصادی ایران پس از انقلاب اسلامی؛ مداوم ولی کماثر
پس از انقلاب اسلامی ایران آمریکا و متحدان آمریکا بعضی همکاریهای اقتصادی مهم همچنین فروش تسلیحات به ایران را متوقف کردند. جالب آنکه توقف بسیاری از این همکاریها از جمله توقف خرید تسلیحات آمریکایی ابتدا به ابتکار رهبران انقلابی ایران از جمله دولت موقت آغاز شد. جنگ تحمیلی عراق نیز بخشهای زیادی از همکاریهای اقتصادی زیربنایی کشورهای دیگر در ایران را به دلیل عدمامنیت متوقف کرد.
در سالهای جنگ برای اولینبار ایران با عدم فروش لوازم یدکی و سلاحهای آمریکایی مواجه شد اما در عین حال توانست از طرق غیررسمی بخش قابل توجهی از نیازهای خود را تامین کند و بخشی از نیازهای خود را نیز با کمک متخصصان ایرانی کپیبرداری و تولید کند. هر چند ایران در زمینه تولیدهای دفاعی به موفقیت زیادی دست یافت و بهخصوص در طول جنگ توانست بخشی از نیازهای خود را تامین کند اما به هر حال این تحریمها باعث شد که روند پیشرفت علمی و صنعتی ایران بسیار کند شود و در زمینههایی مانند توسعه صنعت نفت و گاز و پتروشیمی یا ساخت نیروگاه هستهیی فعالیتها کاملاً متوقف شود. اشغال سفارت آمریکا در تهران نیز در بروز تحریمها بیتاثیر نبود اما عملاً با پایان گرفتن بحران گروگانگیری روند ارتباطات اقتصادی آمریکا با ایران تقریباً به سمت عادی شدن رفت و اقدامات دولت ریگان از جمله مذاکرات پنهان مکفارلین با ایران، خرید نفت از سوی آمریکا از ایران و فعال شدن بخشهایی از ارتباطات اقتصادی دیگر میان ایران و آمریکا حکایت از آن داشت که آمریکا بعد از بحران گروگانگیری نه تنها درصدد تشدید بحران نیست بلکه چنین واکنش تندی از سوی ایرانیهای انقلابی را قابل توجیه و قابل هضم تلقی کرده است. دوران جنگ تحمیلی باعث توقف سرمایهگذاریها و همکاریهای اقتصادی گسترده با ایران بود. به خصوص که تمامی کشورها از جمله اتحاد شوروی بهطور کامل با عراق و علیه ایران همکاری میکردند. با پایان گرفتن جنگ تحمیلی شرایط رو به بهبود نهاد و سیاستهای جدید دولت ایران زمینههای بهبود رابطه با کشورهای خارجی را فراهمتر کرد.
در چنین وضعیتی امکان کار با جامعه بینالملل در همه زمینهها به جز حوزههای حساس نظامی و صنعتی فراهم شده بود اما در همین زمان در صحنه اقتصاد نیاز ایران به ارتباط بیشتر با جامعه جهانی نیز محسوستر از قبل شده بود. بعضی از اقدامات اولیه ایران برای تغییر روند روابط اقتصادی با جهان از دوره پس از جنگ آغاز شد. تحریمهای آمریکا و اروپای غربی در مورد صنایع نظامی و تکنولوژیهای برتر تقریباً در تمام سالهای پس از انقلاب اسلامی تاکنون ادامه داشته است. ایران در این ایام توانسته بخشی از نیازهای خود را از کشورهای دیگر به عنوان تکنولوژی دست دوم تامین کند؛ نوع شرقی بخشی از تکنولوژیها را از کشورهای چین و شوروی بخرد و بخشی را نیز با مهندسی معکوس خود تولید کند. این تحریمها بهطور اصولی تاثیرات محدودی بر توسعه و پیشرفت متعارف ایران داشته است اما هزینههای دفاعی و صنایع دفاعی ایران را افزایش داده است.
دوره شاخص دوم تحریمهای اقتصادی ایران خطرناک ولی کوتاهمدت
دومین دوره شاخص تحریمهای آمریکا علیه ایران متعلق به دوره اول ریاست جمهوری کلینتون است. این دوره آغاز فراغت آمریکاییان از تحولات پس از جنگ سرد است و در استراتژی جدید برخورد و مهار ایران، با مطرح شدن مباحثی مانند اتهام کمک به عوامل انفجار مرکز آمریکاییان در عربستان سعودی و همچنین اتهامات دیگر اقامه شده علیه ایران در زمینه تروریسم، آمریکا تصمیم به تحریم توسعه صنایع نفتی ایران گرفت. چنین تصمیمی در نوع خود جدید بود و برای اولینبار تاثیر آن از قلمروی قضایی آمریکا خارج شده و با تصویب مجازات کشورهای دیگری که تمایل به همکاری با ایران داشتند به کشورهای دیگر تعمیم پیدا میکرد.
این شیوه تحریم مورد موافقت کمپانیهای آمریکایی نیز بود زیرا امکان جانشین شدن کمپانیهای کشورهای دیگر با کمپانیهای آمریکایی در صنعت نفت و گاز ایران را برای مدتی از بین میبرد. تحریم اعلام شده از سوی آمریکا به سرعت به یک معضل بزرگ برای ایران بدل شد. روند اندکی امیدبخش بهبود روابط اقتصادی ایران با سایر کشورها، با این مصوبه کنگره آمریکا متوقف شد و عملاً هزینههای هر نوع همکاری اقتصادی با ایران برای همه کشورها بسیار بالا رفت. آثار این تحریمها به حوزه نفت و گاز ایران محدود نشد و تقریباً تمامی حوزههای اقتصادی را تحت تاثیر خود قرار داد. هر چند در این دوره هیچ بانکی تحریم نشده بود اما اعطای اعتبار به ایران بسیار مشکل بود و شرکتهای بیمه از هر نوع همکاری برای کار اقتصادی در ایران خودداری میکردند. هنگامی که دولت آقای خاتمی شروع به کار کرد نه تنها این تحریمها باعث فاصله گرفتن همه کشورها از همکاری اقتصادی با ایران شده بود بلکه باعث بالا رفتن نرخ ریسک همکاری اقتصادی با ایران شده بود.
ایران در دستهبندی هفتگانه کشورهای صنعتی برای ریسک کار اقتصادی با سایر کشورها در دسته ششم قرار گرفته بود و زمزمه جابهجایی در جدول و رفتن به گروه 7 یعنی بدترین وضعیت جهانی نیز مطرح بود. جذب سرمایهگذاری از خارج از کشور در حد یک آرزو بود و بانک مرکزی به دست آوردن اعتبار مناسبی در حد 200 میلیون دلار را نیز در حد معجزه تلقی میکرد. واکنشهای ناشی از تصمیمات آمریکا میرفت که اقتصاد ایران را فلج کند. تحریمهای ایران در این دوره به اوج خود رسید اما در بحرانیترین شرایط دیری نپایید و با پیروزی خاتمی در سال 1376 به سرعت در مسیر عکس قرار گرفت و به زودی برخلاف این وضع خطرناک، مطلوبترین شرایط بعد از انقلاب اسلامی برای توسعه ایران فراهم شد. دولت آقای خاتمی موفق شد با کمک کشورهای دیگر تحریم اقتصادی تحمیل شده از سوی آمریکا را خنثی کند. این تدبیر که با مشارکت فعال کشورهای اروپایی به نتیجه رسیده بود موفقیت بزرگی برای ایران در برابر آمریکا محسوب میشد.
ایران اولین قرارداد خود علیه این تحریم را با توتال فرانسه، پتروناس مالزی و گازپروم روسیه، برای اجرای دو فاز مهم استخراج گاز منطقه پارس جنوبی به امضا رساند و با عملیاتی شدن این قرارداد مرحله اول توسعه بزرگترین مجتمع صنعتی ایران در عسلویه آغاز شد و ظرف مدت 7 سال بیابانهای خالی منطقه ناشناخته عسلویه با بیش از 30 میلیارد دلار اعتبارات خارجی و همکاری بهترین شرکتهای جهان به یکی از بزرگترین مناطق صنعتی ساحلی خلیج فارس بدل شد و تقریباً همه شرکتهای مهم نفتی و گازی غیرآمریکایی دنیا سهمی در توسعه این منطقه مهم اقتصادی گازی جهان به دست آوردند. مرحله بعدی این تلاش سرمایهگذاریهای خارجی در صنایع پتروشیمی ایران بود که آرزوی دیرینه توسعه این صنعت در ایران را تاحد چشمگیری محقق ساخت.
ایران با کشیدن خط لوله سراسری گاز برای صنایع پتروشیمی فرصت توسعه این صنعت را محدود به عسلویه و جنوب کشور نکرد و کلید مراحل آغازین چندین مجموعه پتروشیمی را در تمامی نقاط غرب کشور با هم زد. متقاضیان خارجی سرمایهگذاری در این پروژهها مشتاقانه به ایران روی آوردند و تنها با اوضاع جدید ایران از آن دل کندند. بسیاری هنوز هم به سرمایهگذاری در این پروژههای سودآور در شرایط بهتری در آینده امید دارند. با روی کار آمدن دولت بوش و شرایط پس از یازده سپتامبر نه تنها فشار به توسعه ایران افزایش نیافت بلکه بهبود چهره بینالمللی ایران در فضای پس از یازده سپتامبر باعث شد کشورهای بیشتری به کار اقتصادی با ایران روی بیاورند. در یک فرآیند مشکل، رهبران محتاط ژاپنی هم موفق شدند موافقت ضمنی آمریکاییها را جلب کرده و وارد سرمایهگذاری در پروژه عظیم توسعه منطقه نفتی آزادگان شوند. آنان که به دلیل نیاز به نفت و علاقه به کار با ایران کشور ما را شریک استراتژیک خود میخواندند اعلام کردند که مصمم هستند با ایران همکاری کنند و برای اثبات حسننیت خود همزمان با انعقاد قرارداد منطقه نفتی آزادگان، اولین وام نقدی غیرمشروط بعد از انقلاب اسلامی را به ایران به مبلغ 3 میلیارد دلار پرداخت کردند. طی سالهای بعد این مبلغ عملاً تا 7 میلیارد دلار افزایش یافت. ژاپنیها ظاهراً به آمریکاییها قول داده بودند که وقتی کارشان را در ایران عملیاتی خواهند کرد که مطمئن شوند که ایران مجدداً به سمت روابط بحرانی با جامعه جهانی نخواهد رفت. ژاپنیها که خود نیز یکبار بهخاطر بحران ناشی از جنگ ایران و عراق پروژه بزرگ پتروشیمی امام خمینی را رها کرده و با دادن خسارت از ایران رفته بودند، مصمم بودند که اینبار ریسک نکنند.
آنان تا سال گذشته هم گفتوگوهای خود را ادامه دادند اما نهایتاً سال گذشته رسماً از پروژه آزادگان خارج شدند و سرنوشت این پروژه مهم را مبهم گذاشتند. اما تجربه قرارداد با ژاپنیها در همان سال انعقاد قرارداد، باعث شد که متقاضیان سرمایهگذاری در حوزههای نفتی ایران یعنی همان حوزه مورد تحریم آمریکا، متعدد شوند و بعد از این تحول برای اولین و آخرین دوره پس از انقلاب اسلامی تاکنون، وزارت نفت ایران نه تنها به دنبال یافتن سرمایهگذار برای پروژههای نفتی نمیرفت بلکه برای مذاکره شرایط تعیین کرده و گفتوگوی جدی خود را با شرکتهای خارجی منوط به دریافت بهترین و بیشترین امتیازهای اولیه میکرد. شرکتهای آمریکایی که تصور میکردند فرصتهای اقتصادی خود در ایران را از دست دادهاند مکرراً به دولت آمریکا فشار میآوردند و تلاش میکردند که حداقل موافقت ضمنی دولت آمریکا برای کار با ایران در آینده را به دست آورند و براساس آن توافقی ضمنی با ایران امضا کنند.
آنان تصور میکردند که به زودی تمامی مشکلات ایران حل خواهد شد و آنها باید جای پایی در ایران داشته باشند. تلاشهای شرکتهایی مانند هالیبرتون، شل، شورون و غیره برای توافق مستقیم یا غیرمستقیم با ایران برای پروژههای بزرگ نفتی از جمله این موارد بود. بانکهای اروپایی و آسیایی و شرکتهای بیمه بزرگ بینالمللی کلیه موانع کار با ایران را به کناری نهاده و عملاً برای اعطای اعتبار به ایران وارد رقابت شدند. چنین رقابتی هزینه سرمایه را برای ایران به حداقل ممکن رساند. با کاهش ریسک کار اقتصاد در ایران، ایران از گروه بسیار پرریسک 6 در دستهبندی هفتگانه کشورهای صنعتی، به گروه متوسط و مناسب 4 ارتقا پیدا کرده و زمزمه ارتقای رتبه ایران به گروه مطلوب 3 نیز مطرح شد.
برای اهل اقتصاد از باور نکردنی بودن دریافت 200 میلیون دلار اعتبار در سال 1376 تنها خاطره طنز اما تلخی باقی مانده بود و آنان اعلام میکردند که ایران هیچ مشکلی با بازار سرمایه جهانی ندارد و اصلاً نیازی به جستوجو برای یافتن فرصت اعتبارات ارزی وجود ندارد. بازارهای سرمایه خود برای ارائه پیشنهادهای بهتر مراجعه میکنند. شرکت ملی نفت و شرکتهای وابسته به آن و تدریجاً سایر شرکتهای دولتی بزرگ برای اولینبار پس از انقلاب اسلامی توانستند بدون ضمانت دولت و بانک مرکزی ایران متکی به اعتبارات و تولیدات خود برای پروژههایشان وام بگیرند. این وضع نشان اقتدار اقتصاد کشور بود. تولیدات ایران در زمینه صنایع مختلف بسیار گسترش یافت. صنایع اتومبیلسازی و سایر صنایع بزرگ ایران به رکوردهای جدیدی از تولید و صادرات دست یافتند. رقابت برای مشارکت در صنایع ایران میان کشورهای اروپایی و آسیایی شکل گرفته بود.
اخیراً زمزمههایی از خروج شرکای سنتی صنایع بزرگ اتومبیلسازی ایران نیز به گوش میرسد. تولید انرژی برق در ایران با سرعتی شگرف توسعه یافت و از کمتر از 20 هزار مگاوات به بیش از 35 هزار مگاوات رسید و ایران در روند کارش بهخاطر ساخت مشترک نیروگاه و پالایشگاه با شرکتهای خارجی و فعال شدن پیمانکاریهای عمومی به مهمترین سازنده نیروگاه و پالایشگاه در منطقه بدل شد؛ سازندگانی که حالا قادر به پیشنهاد شریک فاینانسکننده پروژههایش نیز بودند. ایران با به دست آوردن نیازهای صنعت هستهیی از بازارهای جهانی بدون اینکه حساسیتی ایجاد شود و تحریمی در کار باشد به یک کشور دارای توان هستهیی صلحآمیز بدل شد. آمریکا تنها برای جلوگیری از همکاری چین با ایران در سال 1376 هزینه بسیار گزافی پرداخت کرد اما با وجود اصرار دائمی بر مشکوک بودن اقدامات هستهیی ایران، هرگز قادر نشد تحریم علیه ایران را حتی در زمینه هستهیی به پیش برد و نتوانست کشورهای دیگر را برای تحریم ایران قانع کند. ایران توانست پروژه اصفهان را بدون کمک چین عملی کند و پروژههای بزرگ دیگری را نیز با تلاش متخصصان داخلی تا مرحله تکمیل چرخه سوخت به اجرا گذارد.
تا پایان کار دولت آقای خاتمی هیچ تحریم جدیدی به ایران به خاطر توسعه هستهیی حتی از سوی آمریکا تحمیل نشد. و... و نشانههای خیلی بیشتری از نتایج آزاد شدن اقتصاد و صنایع ایران از بند عمده تحریمهای علیه ایران در دوره اصلاحات که در این مقاله نمیگنجد و بیش از من باید اهل اقتصاد و صنعت دربارهاش بنویسند و سخن بگویند. تنها مساله باقی مانده در این دوره سرمایهگذاریهای بزرگ درازمدتتر در ایران بود. هنوز سرمایهگذاران بزرگ حوزههای غیرنفتی ابهامات زیادی نسبت به قابل اعتماد بودن تداوم امنیت در بازار ایران داشتند و لذا با احتیاط بیشتری وارد حوزههای دیگر میشدند. آنان منتظر ماندند که دولت بعد از دولت اصلاحات را تجربه کنند.