نادر طالبزاده
موضوع سخنرانی احمدینژاد، رئیسجمهور کشورمان در دانشگاه کلمبیا و اظهارات توهینآمیز بولینگر، رئیس این دانشگاه از چند بعد قابل بررسی است.
اگر نگاهی به تاریخچه انقلاب اسلامی بیندازیم، میبینیم که نفرت و ادبیات کینهتوزانه صهیونیستها و مسئولان آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران چیزی نیست که مربوط به سالهای اخیر و دوره ریاست جمهوری احمدینژاد باشد، بلکه از همان ابتدای انقلاب همواره از هر تریبونی و موقعیتی برای این مساله بهره جستهاند، اما بروز آن همیشه به یک اندازه نبوده و با فراز و فرودهایی همراه بوده است.
به دنبال حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان و متعاقبا شکست مفتضحانه آنها در جریان جنگ 33 روزه، این نفرت از حزبالله لبنان و همچنین جمهوری اسلامی ایران فزونی یافت و مسئولان و دستاندرکاران آنها مترصد فرصتی بودند تا با ادبیات خاص خود به تلافی این موضوع بپردازند.
از اینرو، در مراسم سخنرانی ریاست جمهوری کشورمان در دانشگاه کلمبیا، بولینگر، رئیس این دانشگاه- که یکی از معتبرترین دانشگاههای جهان است- در اقدامی احمقانه با بیان کلماتی توهینآمیز که وقاحت برخی از آنها به حدی بود که حتی مترجم از ترجمه آنها منصرف میشد، مواضع استکباری صهیونیستها را بوضوح نمایان کرد.
این اظهارات که در بین جمع کثیری از مردم و با پوشش رسانههای مختلف و از سوی یک شخصیت علمی بیان میشد، بسان لگدهایی است که به گرده صهیونیستها زده میشد و از این بابت جای بسیار خوشحالی دارد که آنها چنین اقداماتی صورت میدهند. از بعد دیگر پذیرش سخنرانی در دانشگاه کلمبیا از سوی رئیسجمهور کشورمان بسیار حائز اهمیت است، چرا که ایشان واقف است که در رسانههای خارجی که به دنبال سوژه و ایجاد فضای جدید هستند، چنین جلسهای را به هیچ وجه از دست نخواهند داد، بنابراین رئیسجمهور تریبون دانشگاه بزرگ کلمبیا را برای بیان مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسائل مختلف انتخاب کرد و همانگونه که پیشبینی کرده بود، این جلسه با پوشش رسانهای و بازتاب بسیار وسیعی روبهرو شد و توانست تمامی صحبتهای خود را به گوش جهانیان برساند. از اینرو، چنین مصاحبهها و روابطی را میتوان به عنوان نکته مثبتی در عملکرد احمدینژاد عنوان کرد که معمولا بازتاب مثبتی را هم در پی دارد. سال گذشته نیز پیش از سفر احمدینژاد به سازمان ملل، مایک دالاس یکی از گزارشگران معروف آمریکایی با احمدینژاد مصاحبهای داشت که پس از آن در گفتگو با شبکه سی.ان.ان احمدینژاد را فردی فهیم، عاقل، متین و مهربان معرفی کرده بود.
در همین حال، مصاحبههای اخیر احمدینژاد بعد دیگری نیز دارد و آن ضرورت نگاه مقابله به مثل در روابط رسانهای مسئولان کشورمان با خبرنگاران آمریکایی است.
در حالی که مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ایران چنین ارتباطاتی با خبرنگاران و شبکههای رسانهای آمریکایی دارند و خبرنگاران خارجی نیز براحتی در کشورمان فعالیت و با مقامات کشورمان مصاحبه میکنند، اما تاکنون هیچ خبرنگاری از ایران نتوانسته با مسئولان آمریکایی گفتگو کند. بنابراین هر چند در حال حاضر استفاده از تریبون آمریکاییها و صهیونیستها برای ضربه زدن به خودشان بسیار مفید است، اما مناسب است مقابله به مثل در این موضوع به عنوان یکی از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در دستور کار قرار گیرد و در آینده در صورت امتناع مقامات آمریکایی از ارتباط با رسانههای کشورمان، مسئولان ما نیز چنین اقدامی را در قبال رسانهها و خبرنگاران آنها داشته باشند.
البته موضع مقامات آمریکایی قابل درک است، چرا که آنها همیشه میترسند مبادا در برنامهای سوالی از آنها شود که نتوانند پاسخ دهند.
در این خصوص چه مثالی بهتر از این که خود من برای ساخت برنامهای مستند از معاونان وزارت خارجه آمریکا نیکلاس برنز و جیمز جفری درخواست مصاحبه کردم، اما هیچ یک حاضر به این مصاحبه نشدند. بعدها یک روز در یک پارک توانستم با گری سیک، مشاور امنیتی سابق ایالات متحده در دولت کارتر مصاحبهای انجام دهم و از او دلیل امتناع مقامات آمریکایی از مصاحبه با خبرنگاران ایرانی را بپرسم. جالب این بود که وی در پاسخ جوابی نداشت جز اینکه آنها از این رویارویی و قرار گرفتن در موقعیتی که نتوانند پاسخ دهند، میترسند.