اگرچه از دیرباز در دریای خزر، این پهنه آبی 700 مایلی استخراج و تولید نفت وجود داشته است، اما فروپاشی شوروی سابق و ظهور سه کشور جدید قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان تحول جدیدی را در عرصه اکتشاف و بهرهبرداری منابع انرژی این دریای به وجود آورد. قدیمیترین فعالیتهای اکتشاف و بهرهبرداری از نفت در حوزه دریای خزر مربوط به استخراج نفت در آذربایجان از سال 1872 میلادی است. نفت در جمهوری آذربایجان از سال 1869 در قسمت خشکی در حوالی باکو استخراج گردید ولی استخراج نفت از دریای خزر در سال 1945 در حوزه شبه جزیره آبشرون آذربایجان آغاز شد. جذابیت منابع انرژی در این منطقه در ادوار مختلف تاریخی نمود بارزی داشته است چه اینکه یکی از دلایل حمله هیتلر به شوروی سابق دستیابی به منابع سوخت حوزه دریای خزر و قفقاز و جبران کمبودهای انرژی آلمان نازی محسوب میشد. با فروپاشی شوروی سابق نوع نگاه تحلیلگران سیاسی و اقتصادی به منابع انرژی این دریا نیز دگرگون شد. بدینجهت ارزیابی موسسات و سازمانهای مختلف بینالمللی به واسطه ویژگیهای منحصر به فرد این دریا آمیخته با ملاحظات و منافع سیاسی توام شده است. انتشار آمار و ارقام اولیه از منابع انرژی در این منطقه از سوی کشورها و بازیگران مختلف حائز جنبههای سیاسی و اقتصادی متفاوت بود. بهطور نمونه انتشار آمار ذخایر 200 میلیارد بشکهای منطقه در مراحل اول ظهور جمهوریهای مستقل حاشیه خزر را میتوان به نوعی تقویت مواضع و حس برتریجویی برخی کشورها تعبیر نمود. بدین جهت همواره در تحلیل ارقام و اعداد منتشره در این رابطه میبایست با دقت و ظرافت برخورد کرد. دریای خزر را میبایست یکی از مناطق مهم عرضه نفت و گاز طبیعی به بازارهای انرژی دنیا محسوب کرد. بنابر محتملترین ارزیابیها میزان ذخایر نفت تایید شده منطقه دریای خزر بین 17 و 49 میلیارد بشکه است که حداقل شبیه به قطر و حداکثر مشابه لیبی است. در سال 2006 تولید نفت کل منطقه دریای خزر تقریبا 3/2 میلیون بشکه در روز بود. پیشبینی میشود سالانه میزان تولید نفت این منطقه 200 هزار بشکه افزایش یابد که سهم عمده آن مربوط با طرحهای توسعهای آذربایجان است. تا سال 2010 پیشبینی میشود که کشورهای ساحلی دریای خزر بین 9/2 و 8/3 میلیون بشکه تولید روزانه نفت داشته باشند. سه پروژه اصلی نفت که عمدتا در مناطق شمال دریای خزر واقع شده است عبارتند از: تنگیز و کلراچاگاناک (قزاقستان)، آذری چراغ (آذربایجان) و حوزه گوناشلی. سه میدان نفتی مذکور در مجموع قابلیت تولید روزانه 693 هزار بشکه (طی ژانویه تا سپتامبر 2006) را دارند. میدان آذری، چراغ و گونشلی آذربایجان حدود 5/4 میلیارد بشکه ذخیره نفت خام اثبات شده دارد و انتظار میرود تولید آن از سطح روزانه حدود 450 هزار بشکه در سال 2006 به روزانه 550 هزار بشکه در سال 2007 و یک میلیون بشکه بین سالهای 2009 و 2010 برسد. عایدات آذربایجان از رهگذر صادرات نفت از این حوزه در سال 2006، 150میلیون دلار بوده است.
میدان نفتی کاشاگان قزاقستان در آبهای کمعمق شمال دریای خزر بزرگترین میدان نفتی کشف شده طی سه دهه اخیر در جهان محسوب میشود که ذخیره اثبات شده آن بین 7 تا 13 میلیارد بشکه است. تاخیر پیمانکار ایتالیایی این پروژه در آغاز بهرهبرداری از این حوزه یکی از دلایل خلع ید دولت قزاقستان و از موانع شروع تولید در این پروژه است. فقدان زیرساختهای اصلی جهت انتقال نفت از منطقه دریای خزر یکی از عوامل کندی توسعه طرحهای توسعهای کشورهای ساحلی خزر در عرصه نفت و گاز طی دهه 90 و اوایل دهه اول 2000 بوده است. همین موضوع باعث شد تا در حال حاضر چندین طرح و پروژه برای احداث خط لوله توسط شرکتهای خارجی مطرح شود. 4 خط لوله باکو- تفلیس- جیهان، باکو- نووروسیسک، باکو- سوپسا و کنسرسیوم خط لوله خزر قسمت اعظمی از نفت و گاز منطقه را به ترکیه، اروپا و مدیترانه منتقل میکنند. خطوط ریلی باکو- باتومی، باکو- سوپسا و باکو نووروسیسک نیز نفت و گاز را منتقل میکنند ولی چنانچه ظرفیت خطوط لوله افزایش یابد این خطوط منتفی خواهند شد. جدای از خطوط لوله فوقالذکر مسیرهای دیگری نیز نفت تولیدی در دریای خزر را به بازارهای بینالمللی میرساند که عبارتند از خط لوله باکو- نووروسیسک (بندر فدراسیون روسیه در دریای سیاه)، خطوط لوله باکو- سوپسا (بندر گرجستان در دریای سیاه)، خط لوله آترائو (روسیه)- سامارا و خط لوله نکا. جمهوری اسلامی ایران به واسطه پروژه سواپ نفت که از طریق پایانه نفتی نکا نفت تولیدی کشورهای ترکمنستان و قزاقستان را دریافت و در خلیج فارس به مشتریان عرضه مینماید توانسته است موقعیت مستحکمی در مبادلات انرژی در منطقه ایجاد نماید.
سواپ نفت تولیدی قزاقستان که از سال 2002 از طریق پایانه نفتی نکا شروع شد در ابتدا تنها 1600 بشکه در روز بود، اما به تدریج با بالا رفتن تواناییهایی فنی و همچنین افزایش ظرفیت نفتکشهای فعال در خزر در سال 2005 به 1/4 میلیون تن و در سال 2006 به 2/4 میلیون تن رسید. در سال 2003 با بهرهبرداری از خط لوله نکا- تهران ظرفیت سواپ نفت ایران به 150 هزار بشکه در روز رسید. در حال حاضر میزان ظرفیت سواپ نفت روزانه بین 120 تا 150 هزار بشکه است. برخی صاحبنظران منابع گاز، حوزه دریای خزر را پراهمیتتر از نفت این حوزه میدانند. ذخایر تایید شده گاز 232 تریلیون فوت مکعب (6/6 تریلیون مترمکعب بدون محاسبه روسیه و ایران) تخمین زده میشود. این میزان قابل مقایسه با ذخایر نیجریه یا عربستان است. موضوع دیگر آنکه در این برآورد ذخایر گازی ازبکستان نیز محاسبه شده است. در میان کشورهای ساحلی، ترکمنستان بزرگترین صادرکننده گاز محسوب میشود. شرایط قزاقستان به دلیل فقدان زیرساختهای صادرات ضعیفتر است. حوزه گازی شاه دنیز آذربایجان که در نزدیکی باکو قرار دارد، جمهوری اسلامی ایران در این پروژه 10 درصد سهم دارد. میزان تولید حوزه گازی شاهدنیز در سال 2007، 72/5 میلیارد مترمکعب بوده است. میدان بزرگ گازی کاراچاگاناک قزاقستان با تولید روزانه حدود 6/15میلیارد مترمکعب گاز در سال 2006 یکی از منابع مهم گازی دریای خزر محسوب میشود. تولیدات میدان مذکور از طریق خاک روسیه صادر میشوند. میزان سرمایهگذاری جهت توسعه این میدان 8 میلیارد دلار است. اگرچه آمریکا و برخی دول اروپایی در تلاش هستند تا با ساخت خط لوله گاز طبیعی از شرق دریای خزر به غرب این دریا، گاز تولیدی این منطقه را به بازارهای جهان منتقل نمایند، یکی از دلایل توجه شرکتهای غربی به راههای جدید، دگرگون ساختن شرایط گذشته با توجه به ظرفیتهای تولیدی روبه افزایش جدید است. تمامی خطوط لوله گاز منطقه در مالکیت گازپروم روسیه بوده است به همین دلیل با فروپاشی شوروی سابق طرحهای توسعهای در بخش گاز منطقه با رکود مواجه بوده است. خطوط انتقال گاز منطقه دریای خزر عبارتند از: خط لوله قفقاز جنوبی، خط لوله مرکز آسیای مرکزی، خط لوله ترانس افغان. مزیت جغرافیایی و تواناییهای فنی و اقتصادی ایران توانسته است از طریق ابتکار سواپ نفت و گاز دریای خزر نه تنها مشکلات دسترسی کشورهایی همچون قزاقستان و ترکمنستان به دسترسی سریع به بازارهای بینالمللی انرژی را حل کند بلکه موقعیت ایران را در شرایط انحصاری سنتی انتقال انرژی منطقه مستحکم نماید. به طوری که مقامات سیاسی کشورهای ساحلی ایده احداث خط لولهای از خزر تا خلیج فارس را مطرح مینمایند. ضمن آن ایران طرحهایی برای احداث پالایشگاه در شمال کشور برای فرآوری نفت خزر دارد که چنین طرحهایی که مطالعات اجرایی آن به پایان رسیده و در مرحله مذاکرات با کشورهای حاشیه دریای خزر است بهرهوری فعالیتهای ایران به میزان زیادی ارتقا میبخشد.