*طرح تقسیم عراق و تصویب آن در سنای آمریکا را بهطور کلی چگونه ارزیابی میکنید؟
**دیدگاهی است که از سوی کنگره که در تسلط دموکراتها است مطرح شده و به طور کلی نشاندهنده آن است که در آمریکا برای خروج از بحران عراق با هر هزینهیی آمادگی وجود دارد. به علاوه آمریکا برای خروج از بحران به حاکمیت دولت عراق و دیدگاه ملت آن هیچ اهمیتی نمیدهد. من تصور میکنم طرح چنین دیدگاهی نشاندهنده کجفهمی است. آمریکاییها تصور میکنند که در عراق جنگی مبتنی بر تفاوت مذهبی و قومی در جریان است. در حالی که جنگ عراق میان نیروهای تروریستی و افراطی از یکسو و دولت عراق و اشغالگران از سوی دیگر است. با قبول این واقعیت، دیگر تقسیم عراق ضرورتی نخواهد داشت.
*پیشتر چنین طرحی از سوی اسرائیلیها هم مطرح شده بود.
**این طرح، خواست اسرائیلیها است که محدود به عراق هم نمیشود. تقسیم لبنان، سوریه، عربستان و دیگر کشورها را در بر میگیرد. اینها همه از ابتدای پیدایش رژیم صهیونیستی به عنوان ضرورت مطرح بوده است. تفکر خاص دینی- سیاسی این رژیم تجزیه همبستگیهای منطقهیی را ایجاب میکند.
اسرائیل تصور میکند که میتواند در لبنان با مسیحیان، در عراق با کردها و در سایر کشورها به همین ترتیب با بخشی از مردم روابط ویژه داشته باشد و امنیت ملی خودش را در واگرایی در منطقه و همپیمانیهای جدید جستوجو میکند. اما این تحلیل صهیونیستها هم پایهیی ندارد، چرا که تا اسرائیل دست از رفتار تجاوزگرانه برندارد هیچ کشوری در منطقه از دشمنی با آن دست برنمیدارد.
*طرح تقسیم عراق واجد چه منافعی برای آمریکا است؟
**آنها برای خروج از بحران به این فکر افتادهاند.
*اما طرحی خلقالساعه نیست که صرفاً ابزاری برای خروج از بحران باشد.
**البته بحران عراق ریشههای مختلفی دارد. آمریکا اگر بخواهد مشکل خود در عراق را حل کند باید در سیاست اشغال تجدیدنظر کند و سیاست آشتی با مردم را در پیش بگیرد. در حال حاضر روزی نیست که سربازان آمریکا یا شرکتهای حفاظتی- امنیتی آمریکا تعداد زیادی از مردم بیگناه را نکشند. این رفتار قطعاً به استمرار دشمنی میانجامد.
*در طرح سنای آمریکا گفته شده که الزامی نیست؟ در این صورت چرا سخن از چنین طرحی به میان میآید. آیا غرض انجام افکارسنجی در میان ملتها و دولتها است؟
**علت طرح موضوع، مساله بسیار مهمی است. اگر برگردیم به اوضاع جامعه آمریکا میبینیم که همه خواهان عقبنشینی بدون قید و شرط از عراق هستند. حزب دموکرات خواهان تغییر ماموریت ارتش آمریکا از دژبانی و میدانی به آموزش و پشتیبانی است. حزب جمهوریخواه و شخص بوش دنبال ادامه وضع فعلی هستند و مدعیاند که سیاستهای آنها تاکنون موفقیتهایی داشته است. در چنین شرایطی حزب دموکرات سعی میکند بر موج افکار عمومی سوار شود تا بتواند انتخابات آینده را ببرد.
حزب جمهوریخواه مسئولیت اجرایی دارد و مشکلش این است که باید رفتارش را عوض کند. اما حزب دموکرات مسئولیت اجرایی ندارد و تنها میتواند حرف بزند یا شعار بدهد. آنچه دموکراتها در مورد عراق تصویب کردند در چارچوب تغییر گفتمان و عنوان کردن برخی طرحها است تا گمان نشود که حزب دموکرات فقط از عملکرد حزب جمهوریخواه انتقاد میکند. بلکه طرحهایی برای اجرا نیز دارد.
*از زمان انتشار اولین خبرها درباره این طرح تاکنون واکنشهای مخالف متعددی به آن نشان داده شده. به نظر شما واکنشهای داخلی مردم عراق چه خواهد بود؟
**واکنش مردم در اوضاع فعلی عراق نمیتواند ملاک قرار بگیرد، چرا که مشکلات زیادی بین اقوام و مذاهب عراق هست که بذر آن را صدام کاشته و عملکرد آمریکاییها آن را بیشتر کرده است. اما حس همبستگی در عراق همچنان بالا است به جز منطقه شمالی که شرایط متفاوتی دارد.
*اجرای چنین طرحی چه آثاری بر اوضاع منطقه خواهد داشت؟
**تجزیه عراق مسالهیی کاملاً داخلی نیست، منطقهیی و بینالمللی است. در منطقه تداخل اجتماعی، قومی و مذهبی بسیار زیاد است. قطعاً کشورهای همجوار نمیتوانند در این حوادث ساکت بمانند، چون این تغییر مرزها امنیت ملی بسیاری از کشورها را به خطر میاندازد. یعنی هرگونه تغییر مرزها بدون توافق منطقهیی امکانپذیر نیست و عملی نخواهد بود.