سیدمحمود میرلوحی
برخی رسانهها مطلبی را به رییسجمهور نسبت دادند و گفته شد که ایشان در یکی از دیدارهای سفر، مخالفان خود را با استهزاء و تخفیف خطاب کردند. در عرف سیاست معمول است که در چنین مواردی یا دفتر رییسجمهور که فرصت کافی برای ریزبینی و موشکافی گفتهها و نوشتههای غیرخودیها مصروف میکند و چیزی را از قلم نمیاندازد، اگر مطلبی را غیرواقعی ببیند پاسخ گوید و افکار عمومی را در جریان قرار دهد و یا شخص رییسجمهور بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم رفع شبهه کند. به عنوان مثال در این خصوص از منتقدان و مخالفان خود با احترام یاد کند و از حقوق شهروندی، آزادی نقد و حقوق اساسی مردم در دانستن دیدگاه و نظرات مختلف سخن بگوید تا نخبگان جامعه این گفته را پیامی در رد مطالب نسبت داده شده تلقی کنند و رفع دغدغه شود، اما با ملاحظه دو خبر و مصاحبه طی شمارههای 567 و 682 در سایت خبرگزاری فارس که مشاور مطبوعاتی رییسجمهور مدح بردباری دولت نهم را گفته و معاون اطلاعرسانی دفتر رییسجمهور شرح ماجرا و دیدار و سخنرانی رییسجمهور در جمع خانواده شهدا را اعلام کرده و از تکبیر خانواده شهدا برای اثبات صحت ادبیات به کار گرفته شده، مدد گرفتهاند که عذری بدتر از گناه است. بنابراین از آنجا که رییسجمهور و اطرافیان ایشان بهخاطر مشغله سفرهای استانی، به نظر میرسد فرصت مطالعه در احوال پیشینیان فرهنگ و ادب کشور، اسلام، شیعه و انقلاب را ندارند، توجه خوانندگان را به نکات زیر معطوف میدارم:
در قرآن کریم سب کفار منع شده و پیغمبر اکرم را بهترین شنونده (اذن) قلمداد کرده، در کلام امیر مومنان خلایق سه دسته خوانده شده و سومین و پایینترین جایگاه به کسانی که در خلقت شبیه مومنان هستند، داده شده. در وصف مالک اشتر در تاریخ آمده است که فردی آب دهان به او انداخت و چون متوجه شد که به چه کسی توهین کرده به مسجد برای عذرخواهی از او رفت و مالک را در حال دعا برای هدایت خود دید. مولوی گوید از خدا خواهیم توفیق ادب بیادب محروم ماند از لطف رب و در باب نقد نظر گفتهاند که دلایل قوی باید معنوی و امام خمینی، رییسجمهور آمریکا را آقای ریگان خطاب میکردند.
حال انصاف بدهید که ادبیاتی که دولت نهم رواج داده با کدام یک از این معیارها همخوانی دارد و آیا جامعه فرهیخته ایران حق دارد دولت نهم را به بیاعتنایی به ادب و فرهنگ ملی و مذهبی مورد پرسش قرار دهد یا نه؟ آیا مجاز هستید مفهوم تکبیر و جایگاه خانواده شهدا را که بهترین سرمایه زندگی خود را برای استقرار عدل و آزادی و ارزشهای دینی و ملی نثار کردند برای توجیه یک اشتباه به کار گیریم تا از عذرخواهی برهیم. حال که کار به اینجا کشیده و گفتمان رسمی کشور سیر قهقرایی به خود گرفته، بد نیست اهل فضل و قلم و به ویژه فرهنگستان ادب فارسی پژوهشی را در باب عملکرد دولتهای مختلف در زمینه ترویج فرهنگ و ادب فارسی سفارش دهند و نتیجه را به اطلاع عمومی برسانند. حمایت از ادب فارسی معرفی واژههای سنگین و نامأنوس نیست، بلکه ایجاد فضا و شرایط مناسب برای توسعه ادبیات مدنی سیاسی، مطبوعاتی، حقوقی و فناوری نیز هست در دولت نهم کلمه سفرهای استانی جایگزین چشمانداز 20 ساله، برنامه پنج ساله و گفتمان کارشناسی و توسعهای و مجلس و بودجه سالانه شده است.
گفتمان حقوقی جامعه تضعیف و واژههای کوچهبازاری و خواست و اراده و معیارهای فردی جایگزین شده و در مکاتبات رسمی کمتر به قوانین استناد میشود. در گفتمان علمی و دانشگاهی واژههای آزادی اندیشه و نظر، ضرورت نقد، تحمل مخالف، مدارا با دانشجوی اهل اندیشه، معرفت غریبه شده است و واژههای توطئه، امنیت و امثال آن غلبه دارد. گفتمان مدیریتی و اداری و رفتار سازمانی آسیبدیده از ثبات مدیریت، پژوهش و مطالعه و کار کارشناسی کمتر سخن به میان میآید و بعضاً مدیران با پیشوند سردار خطاب میشوند. گفتمان اقتصادی، اشتغال، تولید سرمایهگذاری شاخصهای بورس، تورم، بهرهوری و امثال آن دگرگون شده و کسانی که از تجارت جهانی، تئوریهای اقتصادی و اصول علمی حاکم بر این مقولات سخن گویند مورد بیمهری قرار میگیرند.
فضای عمومی جامعه با ادعا و اظهارات تبلیغاتی مرتبا دچار التهاب و تنش میشود ادعای معرفی مافیا، مفسدین اقتصادی، کاهش شهریه دانشگاه آزاد که معمولا سه ماه قبل از انتخابات مطرح میشود و قولهایی که برای معرفی دستهای پنهان و کارشکن داده میشود! اعتماد عمومی نسبت به خدمات پیشین را متزلزل میکند گفتمان تبلیغاتی بیش از سایر حوزهها شاهد رفتارهای غیرحرفهای است رسانه ملی و مطبوعات دولتی برای گشایش باند جنوبی پل جاجرود در مقایسه با افتتاح 1000 کیلومتر راهآهن مشهد بافق در دوره اصلاحات بیشتر تبلیغ کردند.
اظهارات رییسجمهور در خصوص کاهش نرخ بیکاری خراسان جنوبی تا 3 درصد را منتشر نمودند، رسانه ملی از توقف و فعالیت پروژههای عسلویه اگر خبری منتشر کرد در قالب صرفهجویی بنزین بود، اما کارگزاران دولت نهم همواره بر رسانهها و از جمله صدا و سیما خرده میگیرند. اینها بخش کوچکی از گفتمان رسمی دولت است البته این نوشتار قصد مخالفت با سادهگویی و اجتناب از بیان نقاط ثقیل را ندارد، اما لزوم رعایت نزاکت در گفتار و ارتقای سطح گفتمان و فرهنگ جامعه خصوصا توسط مسؤولان را یادآوری میکند.