مقدمه:

چهار سال پیش وقتی قدرتمندترین ارتش جهان با ساز و برگ فوق مدرن نظامی به عراق حمله‌ور شد و به قول خود یک به یک سنگرهای رژیم بعثی را در می‌نوردید، اگرچه همان موقع هم با آن سرعتی که گمان می‌کردند عراق تسخیر نشد ولی به هر حال طرفداران بوش و یا حتی مخالفان جنگ‌طلبی وی در سراسر دنیا نیز بر این باور بودند که رییس‌جمهور ایالات متحده پیروزمندانه وارد بغداد خواهد شد و پروژه خود را کلید خواهد زد. اگر چه همان موقع نیز عده‌ای از تحلیگران،‌ عراق را باتلاق و ویتنام دوم آمریکا دانستند ولی تفکر غالب پیروزی بدون مانع آمریکا در عراق و پیشرفت طرح آمریکا در این کشور بود ولی پس از گذشت زمان ماجرا کاملاً متفاوت شد. عدم توانایی در برقراری امنیت در عراق، ضدیت افکار عمومی جهان با جنگ عراق چه در داخل و چه در خارج آمریکا، افزایش کشته‌های سربازان اشغالگر و... شاخصه‌هایی بود که آمریکا را در عراق گرفتار ساخت به شکلی که اکنون «باتلاق عراق» به واژه‌ای فراگیر در گفتمان سیاسی تحلیلگران مسایل بین‌المللی تبدیل شده است.

رهبری معظم انقلاب از همان ابتدا عراق را باتلاقی برای آمریکا می‌دانستند و پروژه آمریکا در این کشور را از همان ابتدا شکست خورده عنوان می‌کردند. سخنان اخیر مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران و تحلیل ایشان در مورد شکست آمریکا در عراق، افزایش اقتدار ایران و خاورمیانه بزرگ، دستمایه تهیه گزارشی است که یالثارات سعی دارد با محوریت سخنان رهبر معظم انقلاب و استناد به گفته تحلیلگران غربی به آن پردازد.

"> باتلاق بزرگ
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۳۸۶۶۳
تبیین سخنان مقام معظم رهبری پیرامون شکست طرح آمریکا در منطقه خاورمیانه

باتلاق بزرگ

مقدمه:

چهار سال پیش وقتی قدرتمندترین ارتش جهان با ساز و برگ فوق مدرن نظامی به عراق حمله‌ور شد و به قول خود یک به یک سنگرهای رژیم بعثی را در می‌نوردید، اگرچه همان موقع هم با آن سرعتی که گمان می‌کردند عراق تسخیر نشد ولی به هر حال طرفداران بوش و یا حتی مخالفان جنگ‌طلبی وی در سراسر دنیا نیز بر این باور بودند که رییس‌جمهور ایالات متحده پیروزمندانه وارد بغداد خواهد شد و پروژه خود را کلید خواهد زد. اگر چه همان موقع نیز عده‌ای از تحلیگران،‌ عراق را باتلاق و ویتنام دوم آمریکا دانستند ولی تفکر غالب پیروزی بدون مانع آمریکا در عراق و پیشرفت طرح آمریکا در این کشور بود ولی پس از گذشت زمان ماجرا کاملاً متفاوت شد. عدم توانایی در برقراری امنیت در عراق، ضدیت افکار عمومی جهان با جنگ عراق چه در داخل و چه در خارج آمریکا، افزایش کشته‌های سربازان اشغالگر و... شاخصه‌هایی بود که آمریکا را در عراق گرفتار ساخت به شکلی که اکنون «باتلاق عراق» به واژه‌ای فراگیر در گفتمان سیاسی تحلیلگران مسایل بین‌المللی تبدیل شده است.

رهبری معظم انقلاب از همان ابتدا عراق را باتلاقی برای آمریکا می‌دانستند و پروژه آمریکا در این کشور را از همان ابتدا شکست خورده عنوان می‌کردند. سخنان اخیر مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران و تحلیل ایشان در مورد شکست آمریکا در عراق، افزایش اقتدار ایران و خاورمیانه بزرگ، دستمایه تهیه گزارشی است که یالثارات سعی دارد با محوریت سخنان رهبر معظم انقلاب و استناد به گفته تحلیلگران غربی به آن پردازد.


شکست پروژه خاورمیانه بزرگ و باتلاق عراق

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه بیست‌وسوم شهریورماه درباره پروژه آمریکایی خاورمیانه بزرگ فرمودند: «آمریکایی‌ها قضیه 20 شهریور، یعنی همان 11 سپتامبر چهار پنج سال قبل را بهانه‌ای قرار دادند برای اینکه مطامع خودشان را در خاورمیانه پیش ببرند. هدف اصلی آنها هم این بود که بتوانند خاورمیانه‌ای درست کنند بر محور منافع اسرائیل؛ به تعبیری که آن روز ما می‌کردیم، خاورمیانه‌ای با پایتختی اسرائیل؛ این طور چیزی مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله به عراق، جزئی از نقشه‌های این پروژه بود. عراق یکی از ثروتمندترین کشورهای این منطقه و کشورهای عربی است؛ کشوری که امروز متأسفانه مردمش این طور در فقر و حالت دردآوری زندگی می‌کنند. آمریکایی‌ها می‌خواستند این کشور را در مشت بگیرند ـ صدام کافی نبود، غیرقابل محاسبه بود ـ دولتی را در آنجا سر کار بیاورند که هم ظاهر مردمی داشته باشد، ‌هم توی مشت آنها باشد. این یکی از قدمهای مهم ایجاد خاورمیانه جدید بود که باید بر محور منافع اسرائیل به وجود بیاید. آن وقت چنین خاورمیانه‌ای می‌تواند ایران اسلامی را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان این بود.»

باید گفت که پروژه خاورمیانه بزرگ مدت‌هاست که در برنامه نومحافظه‌کاران قرار دارد. سفرهای پی‌درپی مقامات آمریکایی به منطقه، تهدید و تطمیع کشورهای منطقه، اصلاحات در حکومت‌های کشورهای خاورمیانه و... از جمله اقدامات مقامات آمریکایی در راستای خاورمیانه بزرگ است.

یک تحلیلگر مصری با بیان اینکه سفر «رایس» به خاورمیانه تلاشی برای همراه کردن کشورهای عربی پیرو آمریکا با سیاستهای این کشور بود، تاکید کرد: تاکنون همه طرح‌های آمریکا برای منطقه به شکست انجامیده و طرح‌های کنونی آن یعنی خاورمیانه بزرگ و جدید آمریکا نیز با شکست روبه‌رو خواهد شد.

«احمد الخمیسی» تحلیلگر مصری در گفتگو با مهر، در پاسخ به این سوال که هدف «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا از سفر اخیر به منطقه چیست؟ گفت: «رایس» نیاز دارد که مواضع کشورهای عربی دنباله‌رو آمریکا یعنی مصر، عربستان و اردن را برای اجرای نقشه راه خاورمیانه به نفع استعمار آمریکا هماهنگ کند.

وی افزود:‌ «رایس» و دولت آمریکا طی جنگ اخیر لبنان امیدوار بودند که اسرائیل در این جنگ در مقابله با مقاومت لبنان پیروزی چشمگیری را به دست بیاورد، به طوری که بعد از آن تولد خاورمیانه جدید ممکن باشد،‌ اما مقاومت لبنان این طرح آمریکایی اسرائیلی را به شکست کشاند.

وی همچنین تاکید کرد: آمریکا تاکنون نقشه‌های زیادی را برای خاورمیانه ریخته است که همه آنها با شکست روبه‌رو شده‌اند که از جمله می‌توان به طرح خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید اشاره کرد.

«احمد الخمیسی» در ادامه گفت: طرح‌ها و پروژه‌های آمریکا برای سیطره یافتن بر منطقه جدید نیست. واشنگتن در سال 1958 پروژه «پر کردن خلأ خاورمیانه» را با طرح «آیزنهاور» رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا ارائه کرد و همزمان اعلام نمود: پس از آنکه انگلیس منطقه را ترک کرد، خلئی در منطقه پیدا شد که ناچار باید آن را پر کرد و بعد از آن نیز طرح «پیمان بغداد» در زمان حکومت نوری السعید مطرح شد.

به گفته این روزنامه‌نگار مصری این پروژه‌ها و پیشنهادها قدیمی است و همه این مسائل حرص و طمع‌ورزی آمریکا را برای سیطره بر ملت‌های منطقه نشان می‌دهد.

«الخمیسی» در ادامه افزود: اما آمریکا نه تنها در طرح‌ها و پروژه‌های پیشین موفق نشده است، بلکه گمان نمی‌کنم در حال حاضر هم در این طرح‌ها و پروژه‌ها به موفقیت برسد.

وی تاکید کرد: نقشه‌ منطقه عربی با ظهور مقاومت در عراق و لبنان و قوت گرفتن مقاومت حماس در فلسطین کاملا تغییر کرد،‌ اما آمریکا تلاش می‌کند تا دست‌کم صف کشورهای عربی واپسگرا را به نفع طرح‌های آمریکایی منظم کند و همچنین به این کشورها به علت مواضع مخالف خود با مقاومت لبنان در خلال جنگ اخیر علیه لبنان پاداش دهد.

اغلب تحلیلگران هدف آمریکا از ارائه طرح خاورمیانه بزرگ را تسلط بر منطقه و از بین بردن مزاحمان منافع زیاده‌خواهان آمریکا در این منطقه مهم می‌دانند.

باید گفت که نخستین هدف طرح خاورمیانه جدید در آن زمان تغییر رژیم بعثی بود. طراحان برنامه جدید هیچ‌گاه پنهان نساختند که تغییر رژیم بعث تنها نخستین حلقه از زنجیره‌ای است که با دگرگون کردن رژیم‌های ایران، سوریه، لیبی در فاز نخست، و دگرگونی در عربستان سعودی، مصر و برخی از شیخ‌نشینهای خلیج، در فاز بعدی، تکمیل خواهد گشت. بر طبق نظریه آنها، سرانجام این دگرگونی‌ها راه را برای صلحی دلخواه بین فلسطینیان با اسرائیل فراهم کرده و «خاورمیانه بزرگ و نوین» پدید خواهد آمد.

عراق سنگ زیرین استراتژی نومحافظه‌کاران یورش نظامی به عراق و جایگزینی حکومتی دلخواه به جای حکومت صدام در کل منطقه خاورمیانه بود.

اما نتیجه چنان شد که عراق که بنا بود به سکوی پرش نومحافظه‌کاران برای دگرگونی همه خاورمیانه بدل شود به نماد شکست و نادرستی نظریه نومحافظه‌کاران و ناکارایی پروژه قرن جدید آنها تبدیل گشت. طراحان جنگ عراق چنان مسحور نظریه «پروژه قرن جدید» بودند که لزومی ندیدند تا تلاشی برای شناختن جامعه عراق و پیچیدگی‌های آن صورت دهند؛ چنانکه از تیم صدها نفره آنها برای اداره عراق، به گفته یکی از مقامات دولت موقت پیشین عراق، تنها پنج نفر با زبان عربی آشنایی داشتند و شمار کمتری از آنان دارای شناخت از جامعه عراق بودند.

صداقت آمریکا هویدا شد!

اما صداقت آمریکایی‌ها برای برقراری دموکراسی در منطقه پس از ماجرای روی کار آمدن «حماس» برای خوشبین‌ترین طرفداران آمریکا نیز مورد تردید قرار گرفت. آمریکایی که خود را مدافع آزادی و دموکراسی جلوه می‌داد یک مرتبه خود را مقابل پیروزی حماس خلع‌سلاح دید و به شکل شدیدی دست به تحریم حماس زد.

انتخابات فلسطین به نومحافظه‌کاران نشان داد که برخلاف نظر آنها، دفاع از انتخابات آزاد در کشورهای عربی و فشار دولت ایالات متحده برای فضای باز در آن کشورها، نه تنها نمی‌تواند ـ لزوما ـ به قدرت رسیدن گروههای دوست ایالات متحده یا گروههای طرفدار لیبرال دموکراسی را تضمین کند، بلکه اغلب ـ خاصه در سالهای نخستین ـ موجب به قدرت رسیدن گروههای اسلامی مخالف دولت ایالات متحده خواهد شد.

تمام حوادث اتفاق افتاده در عراق حاکی از ناتوانی و عجز آمریکا در عراق در استارت اجرای طرح خاورمیانه بزرگ است به شکلی که حتی زلمای خلیل‌زاد از افراد بسیار نزدیک به جورج بوش و از نومحافظه‌کاران آمریکا در مقاله‌ای در روزنامه نیویورک‌تایمز خواستار آن شد تا سازمان ملل رهبری عراق را برعهده گیرد.

خلیل‌زاد از جمله خواستار آن شد تا سازمان ملل رهبری تلاش‌ها برای آشتی ملی در عراق و جلوگیری از جنگ داخلی را به دست گیرد. مهم‌تر از همه، خلیل‌زاد با طرح این نکته که «سازمان ملل می‌تواند نقشی به مراتب مفید در حل و فصل مشکلات بازی کند، نقشی که از عهده هیچ کس دیگر بر نمی‌آید»، عملا دیدگاه قبلی نومحافظه‌کاران را ـ که خود نیز به آنان تعلق دارد ـ درباره نقش سازمانهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل رد می‌کند.

روزنامه لس‌آنجلس تایمز نیز روش آمریکا در افزایش نیرو در عراق برای بازگرداندن آرامش به عراق را شکست خورده دانسته و می‌نویسد: با گذشت شش ماه از اجرای استراتژی افزایش شمار نظامیان آمریکا در عراق شاهد شکست این استراتژی رییس‌جمهور آمریکا هستیم.

ضمن اینکه نتایج یک نظرسنجی که اخیراً از کارشناسان برجسته سیاست خارجی آمریکا انجام شده، نشان می‌دهد اکثر آنها جنگ عراق را عامل اصلی شکست آمریکا در جنگ علیه تروریسم می‌دانند و خواستار خروج نیروها از عراق هستند.

به گزارش مهر به نقل از رویترز، این تحقیق که توسط مجله «فارین پالیسی» و «مرکز پیشرفت آمریکا» انجام شده نشان می‌دهد 53 درصد از کارشناسان خبره در حوزه سیاست خارجی آمریکا با افزایش نیروها در عراق مخالفند. این رقم 22 درصد افزایش را نسبت به زمان آغاز استراتژی افزایش نیروها توسط بوش در اوایل سال جاری میلادی نشان می‌دهد.

در این نظرسنجی 108 کارشناس برجسته شامل جمهوریخواه و دموکرات مورد پرسش قرار گرفتند و اکثر آنها از هر دو طیف مخالفت خود را با افزایش نیروها ابراز داشتند. از طیف جمهوریخواهان دو سوم آنها این سیاست را بی‌فایده توصیف کردند که سبب وخامت بیشتر اوضاع در عراق شده است.

به نوشته مجله فارین پالیسی (سیاست خارجی) که از سوی مؤسسه مطالعاتی کارنگی آمریکا منتشر می‌شود، کارشناسانی که در این نظرسنجی از روز 23 می تا 26 ژوئن (2 خرداد تا 5 تیر) مورد پرسش قرار گرفتند شامل مقامهای دولتی بلند پایه از جمله در وزارت امور خارجه، مشاوران امنیت ملی کاخ سفید و فرماندهان ارشد ارتش بوده‌اند.

هیلاری کلینتون که اصلی‌ترین نامزد دموکرات‌ها در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا است نیز در این مورد می‌گوید: خروج نیروهای آمریکایی از عراق به برقراری ثبات در کل منطقه کمک خواهد کرد.

کلینتون افزود: استراتژی اشتباه بوش و شکست آن در عراق تأثیر منفی بر نقش آمریکا در جهان گذاشته و این امر به افزایش قربانیان و به هدر رفتن هزینه‌های چندین میلیارد دلاری آمریکا منجر شده است.

این نامزد انتخابات آتی ریاست ‌جمهوری آمریکا در ادامه افزود: وجهه سیاسی آمریکا به علت سیاستی که جرج‌بوش دنبال می‌کند در میان جهانیان بسیار منفی است و توانمندی‌های آمریکا را تضعیف ساخته و بسیاری از ائتلاف‌هایی را که واشنگتن طی سالهای گذشته با رهبران جهان داشته نابود کرده است.

کلینتون در پایان مصاحبه خود، دنباله روی از یک سیاست خارجی جدید را با هدف حل مشکلات جهان از سوی کاخ سفید خواستار شد.

این موارد و موارد دیگری از این دست از جمله سخنان مقامات و کارشناسان آمریکایی است که امروز پس از چهار سال خود به شکست خود اذعان می‌کنند.

ایران هر روز مقتدرتر از دیروز

رهبر معظم انقلاب در سخنانشان ایران اسلامی را نسبت به 4- 5 سال گذشته از جهات مختلف قدرتمندتر و مقتدرتر توصیف کردند و در مقابل محصول تلاش‌های آمریکا علیه ایران را شکست ارزیابی نمودند.

روزنامه اینترنشنال هرالد تریبون در این مورد می‌نویسد: نفوذ منطقه‌ای ایران قابل مهار یا قابل مقابله از لحاظ نظامی نیست و مسلح کردن هر چه بیشتر همسایگان عرب ایران با میلیاردها دلار تسلیحات پیشرفته که حتی نحوه استفاده از اکثر آنها را نمی‌دانند، هیچ تاثیری در حل مشکلات آمریکا نخواهد داشت.

یک هفته‌نامه دیگر آمریکایی در مورد قدرت ایران می‌نویسد: مشکل کنونی آمریکا این است که تهران هیچ فشاری را بر خود حس نمی‌کند و با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، ایران روزانه حدود دویست میلیون دلار درآمد دارد و با آن می‌تواند مشکلات اقتصادی و اجتماعی خود را مرتفع سازد.

نیوزویک ادامه می‌دهد: ایران موقعیتی مرکزی در جهان اسلام از آتلانتیک تا اقیانوس هند دارد و دارای قوی‌ترین قدرت نظامی و بزرگترین قدرت اقتصادی در جهان اسلام است. این کشور بر سرزمینی نفت‌خیز و ثروتمند آرمیده است و تنها کشور مسلمانی که قادر به رقابت با آن بود، ترکیه بود که تصمیم گرفت از جهان اسلام خارج شده و به اتحادیه اروپا بپیوندد.

صحنه سیاست اکنون آماده مقابله با آمریکاست و ایران اطمینان دارد که برنده خواهد شد و تاریخ هم دلیلی نشان نمی‌دهد که ایران غیر از این باور را داشته باشد. دانشجویانی مانند احمدی‌نژاد [رئیس‌جمهور کنونی] در سال 1980 شاهد این بودند که آمریکا در جریان تسخیر سفارت این کشور در ایران، هیچ کاری جز اعتراضات دیپلماتیک انجام نداد و دیدند که ریگان دقیقا همان‌طور عمل کرد که آیت‌الله خمینی گفته بود: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند!

حتی جنگ بوش علیه تروریسم هم هر چند ابتدا به ضرر حکومت ایران می‌نمود ولی سپس به نفع این کشور تغییر کرد و دو دشمن دیرین ایران یعنی رژیم بعثی عراق در غرب و طالبان در شرق اکنون از میان رفته‌اند. حتی عقب‌نشینی نیروهای سوریه از لبنان هم که تحت فشار آمریکا صورت گرفت، به نفع ایران تمام شد و این کشور را تبدیل به تنها نیروی خارجی موثر در داخل لبنان کرد. آمریکا در دفاع از دموکراسی، از متحدان قدیمی خود یعنی عربستان و مصر که از رقیبان ایران بودند غفلت کرد و با وجود طرح خاورمیانه بزرگی که در سرداشت با طرح ایران برای منطقه روبه‌رو شد.

اینها همه اعترافات غربی‌ها خصوصاً آمریکایی‌هاست که در مورد رویارویی جهان غرب در مقابل ایران، ایران را پیروز میدان می‌دانند. ایران امروز مقتدرتر از سال‌های گذشته خود در حال پیشروی به سوی هدفی متعالی است و علی‌رغم همه کاستی‌ها در حال رقم زدن آینده روشنی برای خود است؛ آینده‌ای که به مسلمانان راستین وعده داده شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات