حسین شریعتمداری
همزمان با نشست گروه 1+5 در لندن که به منظور رایزنی درباره صدور قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران برپا شده بود، سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان از پیشنهاد شورای همکاری خلیجفارس برای پایان بخشیدن به چالش هستهای ایران خبر داد. سعود الفیصل در مصاحبه با مجله انگلیسی «میدل ایست اکونومیک دایجست» گفت: «پیشنهاد ما تشکیل یک کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم است که اورانیوم غنی شده برای استفاده همه کشورهای خاورمیانه را تأمین خواهد کرد.» براساس پیشنهاد 6 کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس ـ عربستان، کویت، بحرین، عمان، قطر و امارات عربی متحده ـ این کنسرسیوم میتواند در یک کشور بیطرف و خارج از منطقه خاورمیانه تأسیس شود و خروجی آنکه اورانیوم غنی شده با درصد مورد نیاز برای مصرف در نیروگاههای تولید انرژی هستهای خواهد بود در اختیار تمامی کشورهای خاورمیانه قرار گیرد. سعود الفیصل در پاسخ به این سؤال که کدام کشور بیطرف موردنظر اوست، به سوئیس اشاره کرد.
پیشنهاد شورای همکاری خلیجفارس بلافاصله بعد از مصاحبه سعود الفیصل با استقبال گسترده رسانهها و محافل سیاسی غرب روبرو شد و در اجلاس روز جمعه 1+5 با نگاهی مثبت مورد ارزیابی قرار گرفت.
وزیر خارجه عربستان در مصاحبه خود بی آنکه از وی پیرامون نقش آمریکا در ارائه این پیشنهاد سؤال شود، گفت: «باید اضافه کنم که آمریکا هیچ نقش و دخالتی در این پیشنهاد نداشته است و البته گمان نمیکنم با این پیشنهاد که یکی از بزرگترین تنشهای موجود میان غرب و ایران را حل خواهد کرد، مخالفتی داشته باشد.»!
و اما درباره طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیجفارس باید گفت؛
1- این پیشنهاد ـ همانگونه که از کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس انتظار میرفت ـ نه فقط تأمینکننده نظر آمریکا در پرونده هستهای ایران است بلکه در همراهی با خواست غیرقانونی و باجخواهانه آمریکا و متحدانش چند گام نیز فراتر رفته است. زیرا اصلیترین درخواست غرب از ایران که با صدور یک بیانیه و دو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل آن را دنبال کرده و میکند تعلیق غنیسازی در کشورمان است و طرح شورای همکاری خلیجفارس، بهجای «تعلیق»، خواستار توقف کامل و همیشگی غنیسازی اورانیوم در تأسیسات هستهای ایران شده است! بنابراین به آسانی میتوان درک کرد که چرا آمریکا و متحدانش از طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیجفارس ـ بخوانید اقمار منطقهای خود ـ به شدت ذوقزده شدهاند و این نکته نیز قابل فهم است که چرا سعود الفیصل بی آنکه از وی سؤالی شده باشد در مصاحبه خود با «میدل ایست اکونومیک دایجست» تأکید میکند که «آمریکا در ارائه این طرح هیچ نقش و دخالتی نداشته است»!
گفتنی است 4 سال قبل، ملک عبدالله پادشاه کنونی عربستان سعودی که در آن هنگام ولیعهد این کشور بود، طرحی با عنوان «طرح صلح خاورمیانه»! ارائه کرد، که بارها از معاهده کمپ دیوید ننگینتر و خیانتآمیزتر بود.
2- گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اظهارات مدیر کل آژانس که برخاسته از بازرسیهای این سازمان از تأسیسات هستهای ایران است نیز در ارائه پیشنهاد شورای همکاری خلیجفارس بیتأثیر نبوده است، چرا که گزارش اخیر آژانس و اظهارات صریح البرادعی در مصاحبه با CNN، شورای امنیت سازمان ملل را ـ که باید در اقدامات خود به گزارش آژانس استناد کند ـ با دشواری روبرو کرد و تلاش آمریکا و متحدانش برای خطرناک جلوه دادن فعالیت هستهای کشورمان را مخدوش ساخت.
از این زاویه میتوان طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیجفارس را خوشخدمتی ناشیانهای به آمریکا و متحدانش تلقی کرد.
توضیح این نکته ضروری است که مطابق اصل سیزدهم اساسنامه آژانس، ارجاع پرونده یک کشور عضو NPT به شورای امنیت سازمان ملل تنها در دو حالت امکانپذیر است. اولاً، آنکه در فعالیت کشور عضو نمونههایی از قصور یا تقصیر ـ FAILUR & BREACH ـ دیده شده و کشور عضو به تذکرات آژانس برای اصلاح آن توجهی نکرده باشد. این حالت در پرونده هستهای ایران جایی ندارد، چرا که شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قطعنامه اجلاس نوامبر 2004 خود، تأکید کرده بود چنانچه مواردی از «قصور» یا «تقصیر» نیز در فعالیت هستهای ایران بوده است، این موارد برطرف شدهاند CORRECTIVE MEASURE.
و حالت دوم آنکه در فعالیت هستهای کشور عضو نشانههایی از انحراف به سوی تولید سلاح هستهای ـ DIVERSION ـ دیده شده باشد. از آنجا که در هیچیک از بازرسیهای آژانس نشانهای از انحراف در فعالیت هستهای ایران گزارش نشده است، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، اساساً غیرقانونی بوده است اما تاکنون اظهارات دو پهلوی مدیرکل آژانس ـ اگرچه با نتیجه بازرسیها همخوانی نداشت ـ برای کشورهای عضو گروه 1+5 فرصت سوءاستفاده تبلیغاتی و سرپوش نهادن بر این اقدام غیرقانونی را فراهم آورده بود. اظهارات صریح و مستند البرادعی در مصاحبه اخیر باCNN ـ شاید بیآنکه خود او بخواهد ـ غیرقانونی بودن ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل و به تبع آن، غیرقانونی بودن قطعنامههای این شورا علیه ایران را برملا کرد. ضربهای که از این طریق بر بافتههای تبلیغاتی 1+5 وارد آمد به اندازهای سنگین بود که بلافاصله حریف را به واکنش خصمانه علیه البرادعی واداشت. زیرا تأکید البرادعی ـ به عنوان مدیر کل آژانس ـ بر این واقعیت که در فعالیت هستهای ایران نشانهای از انحراف به سوی تولید سلاح دیده نمیشود به منزله، از جا کندن تیرک خیمه فریب غرب بود. مدیر کل آژانس در پاسخ به «پرینو» سخنگوی کاخ سفید که اظهارات وی را غیرقابل قبول دانسته بود گفت: «اگر ایالات متحده درباره فعالیت هستهای ایران اطلاعات بیشتری از آژانس دارد، در اختیار ما قرار دهد، آژانس از دریافت آن بسیار خشنود خواهد شد.»
در همان حال، «آویگدور لیبرمن» وزیر امور استراتژیک رژیم صهیونیستی که به نوشته خبرنگار فرانسپرس، عصبانی به نظر میرسید گفت؛ «احتمالاً مدرکی که البرادعی دنبال آن است، قارچ هستهای بعد از انفجار است که همه قادر به دیدن آن هستند»!
3- در طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیجفارس، اشاره به کشور سوئیس به عنوان یک «کشور بیطرف»! فقط خندهدار است، زیرا سوئیس بارها نشان داده است که در مناقشات میان آمریکا و کشورهای دیگر نه فقط بیطرف نیست بلکه در کنار آمریکا قرار میگیرد. به عنوان مثال، در اوایل سال جاری میلادی ـ فوریه 2007/بهمن 85 ـ بعد از تصمیم یک جانبه آمریکا برای تحریم و ایجاد محدودیت در مبادلات بانکی جمهوری اسلامی ایران، بلافاصله بانک U.B.S سوئیس تمامی مبادلات بانکی خود با ایران را متوقف کرد و بانکهای «کردیت» و H.S.B.C سوئیس نیز مراودات بانکی خود با ایران را کاهش داده و از صدور اعتبارات اسنادی برای ایران خودداری کردند! و...
4- تاکید طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیجفارس بر تأسیس کنسرسیوم غنیسازی در یک کشور غربی بیرون از منطقه خاورمیانه ضمن آنکه اهانت به تمامی مردم مسلمان خاورمیانه است، از وادادگی شرمآور این 6 دولت عربی حکایت میکند که هنوز برای ملتهای خود کمترین توانمندی و ارزشی قائل نیستند، تا آنجا که ترجیح میدهند کنسرسیوم پیشنهادی بیرون از منطقه خاورمیانه باشد!
5- و بالاخره، مطابق مفاد صریح NPT و پادمانهای مربوطه، غنیسازی اورانیوم با هدف بهرهگیری از آن به عنوان سوخت راکتورهای تولید برق اتمی حق مسلم تمامی کشورهای عضو این پیمان ـ و از جمله ایران ـ است و این حق قانونی با هیچ طرح و پیشنهادی که آن را به رسمیت نشناخته باشد قابل تعویض نیست.