کرم محمدی
طی دو دهه اخیر دولتهای روی کار آمده در انگلیس با سیاستهای راهیافتگان به کاخ سفید هماهنگ و همراه بودهاند. این همراهی و دنبالهروی در مسائل خاورمیانه و جمهوری اسلامی ایران در دوران خانم تاچر و تونی بلر چنان بیچون و چرا صورت گرفت که تونی بلر نخستوزیر وقت انگلستان توسط مخالفانش سگ دستآموز بوش نام نهاده شد. اتفاقا پیرویهای کورکورانه بلر از منویات مقامات آمریکایی سرانجام موجب برکناری وی از اریکه قدرت شد و منصب نخستوزیری را از دست داد.
تاملی در موضعگیریهای مقامات فرانسوی که پس از طی شدن دوران ریاست جمهوری ژاک شیراک روی کار آمدهاند. چنین به ذهن متبادر میکند. که انجام آنچه تاچر و تونی بلر در انگلستان سالها بر عهده داشتهاند از لندن به پاریس محول شده است. فرانسویها که با ابراز مخالفتشان با حمله آمریکا و انگلیس به عراق همراهیشان را با افکار عمومی جهانیان نشان دادند. اینک با اعمال و رفتار حاکمان جدید همان راهی را طی میکنند که همتایان انگلیسیشان قبلا رفته و سرانجامی جز نارضایتی مردمی و افول قدرت در عرصه داخلی و افزایش نفرت در عرصه بینالمللی نصیبشان نشده است.
سخنان جدید برنارد کوشنر وزیر امور خارجه فرانسه در مصاحبه با شبکههای رادیو و تلویزیونی این کشور در رابطه با فعالیتهای صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران و مخصوصا آن جا که میگوید «جهان باید در رابطه با برنامههای هستهای ایران آماده بدترین حالت باشد و در ادامه بدترین حالت را جنگ مینامد» به خوبی نشان میدهد که مقامات فرانسوی نه تنها جای خالی انگلیسیها را پر کرده بلکه در دنبالهروی از آمریکائیها گوی سبقت را از آنان نیز ربوده است.
فرانسویها که روزگارانی نه چندان دور خود را مهد تمدن، آزادی، دفاع از حقوقبشر و... میدانستند و منتخبان آنان در قضایای جهانی و بالاخص مسائل خاورمیانه رویه و سیاستی مستقل در پیش گرفته بودند، هماکنون در کمال ناباوری شاهد افول روش مستقل پیشین و جایگزینی آن با پیروی کامل از سیاستهای واشنگتن هستند. بدیهی است تداوم این رویه دستآورد خاصی برای پاریس در منطقه اسلامی خاورمیانه در پی نخواهد داشت و آینده این موضع را اثبات خواهد کرد.
کوشنر باید بداند که ملت و به تبع آن دولت جمهوری اسلامی ایران از حق خویش که دستآورد فرزندان برومند و اندیشمندش در زمینه انرژی هستهای است با هیچ تهدیدی دست نخواهد کشید. اگر قرار بود تهدیدات و دستورات فراسوی مرزها سرنوشت ایرانیان را تعیین کند. ملت بزرگ این سرزمین دست به انقلاب نمیزدند و صدها هزار شهید و جانباز جاویدالاثر را برای پیروزی، حراست و تداوم جمهوری اسلامی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی مملکت تقدیم نمیکردند. رجزخوانیهایی از این دست قبلا توسط بزرگتر از آقای کوشنر نیز بر زبان جاری شده است که کمترین خللی در اراده ساکنان ایرانزمین نداشته است. قدرتهای غربی به خوبی میدانند که تهران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی نیست آنچه آنان را چنین نگران و دستپاچه کرده موضوع توان و لیاقت متخصصان متعهد ایران در دستیابی و کسب دانش و فنون و علوم پیشرفتهای است که تاکنون در اختیار چند کشور غربی بوده است.
به راستی آنانی که در ظاهر برای امنیت جهانی دل میسورانند و با ذرهبین به دنبال نحوه و غلظت غنیسازی اورانیوم در ایران هستند چرا حتی اجازه بازرسی از تاسیسات اتمی و زرادخانههای رژیم صهیونیستی که مقامات این رژیم بارها خود به نظامی بودن آنها اعتراف و اذعان نمودهاند نداده و کمتر از گل با اشغالگران صهیونیست سخن نمیگویید؟ در حالی که محمد البرادعی مدیر آژانس بینالمللی انرژی که منتخب قدرتهای جهانی است علیرغم فشارهای پیدا و پنهان بر صلحآمیز بودن و عدم انحراف در برنامههای هستهای تهران تاکید دارد؛ اینگونه سخن گفتن مقامات فرانسوی جای تامل جدی دارد به نظر میرسد حضور سارکوزی رئیسجمهور فرانسه در مزرعه شخصی و خانوادگی جورج بوش و پذیرائیهای به عمل آمده از وی کار خود را کرده و دستیاران و همکاران رئیسجمهور و از جمله کوشنر باید از خجالت میهماننوازی آمریکاییها در آیند و لذا در این راه حتی منافع آتی فرانسه را نیز نادیده گرفته و جملاتی بر زبان میرانند که آمریکاییها به این صراحت از بیان آنها ابا دارند.
هرچند که پس گرفتن این اظهارات تهدیدآمیز، نوعی عقبنشینی از سوی فرانسویها محسوب میشود که این تغییر مواضع ناگهانی، در نوع خود جالب توجه است.
به هر حال غربیها بدانند که تنها راه فائق آمدن بر مشکلی که خود به وجود آوردهاند ادامه مذاکره و تن دادن به منطق و پذیرش حقوق ملتها و از جمله ملت ایران بر اساس قواعد بینالمللی و مقررات آژانس انرژی اتمی است.