تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۹  ، 
کد خبر : ۳۸۶۸۱

سرنوشت بلر در انتظار سارکوزی


مترجم: حسین رزمنده

این روزها سراسر فرانسه شاهد اعتصابات، تظاهرات و درگیریهای صنوف مختلف می‌باشد، اما سارکوزی فقط دلخوش کرده که به عنوان رئیس‌جمهور در کاخ الیزه فرمان سرکوب مخالفان را صادر می‌کند و تنها به حمایتهای آمریکا و لابی صهیونیستی آن پس از پاچه‌خواریهای افراطی در سفر اخیر خود به آمریکا دل بسته است.

اتحادیه‌های کارگری و احزاب چپگرای فرانسه در اعتراض به سیاستهای اصلاحات کاری سارکوزی، اعتصابات بدون پایانی را آغاز کرده‌اند که با حضور 8 میلیون نفر به عنوان بزرگترین بحران دوره ریاست جمهوری‌اش که هنوز به یک سالگی نرسیده محسوب می‌شود.

نیکولا سارکوزی که با گذشت شش ماه از آغاز ریاست جمهوری خود اعتصابات کارگری در بخشهای پلیس، خدمه و کادر پروازی، اتوبوسها و ناوگان حمل و نقل، برق و گاز و شهرداریها را شاهد است این اعتصابات و اقتصاد فرانسه را فلج و مختل نموده و اعتصاب‌کنندگان خبر از اعتراضات بی‌پایان داده‌اند.

قانون بازنشستگی به عنوان علت اصلی این اعتصابات، کمی دستمزدها و پایین بودن درآمدها، دولت سارکوزی را به تدوین قانونی به نام «رژیم ویژه» برای 500 هزار کارگر در شرکتهای دولتی وادار نموده است، که این طرح شامل کارگران شرکت خطوط راه‌آهن ملی فرانسه «اس.ان.سی.اف» شرکت برق «ای.دی.اف» و معدنچیان می‌شود. به موجب طرح «رژیم ویژه» تنها 6 درصد بازنشستگی‌ها تحت نظام ویژه قرار می‌گیرد که به مشمولان اجازه می‌دهد که پس از 5/37 سال کار بازنشسته شوند. اما کارمندان سایر بخشهای دولتی و خصوصی تنها می‌توانند پس از 40 سال کار بازنشسته شوند.

چنانچه سارکوزی نتواند بر این اعتراضها فایق آید، قطعاً جایگاه و وجهه خود را به‌عنوان یک چهره اصلاح‌طلب در نزد مردم فرانسه بیش از پیش از دست خواهد داد.

فرانسه تنها کشور اروپایی بود که در بعد سیاست خارجی نیز براحتی از آمریکا حتی در اوج جنگ سرد انتقاد می‌کرد و بر خط و مشی مستقل خود پای می‌فشرد. آنها در اعتراض به سلطه آمریکا بر اروپا و بی‌دفاع بودن اروپا در جنگ اتمی، بخش نظامی پیمان آتلانتیک شمالی ناتو را ترک کردند. این دوران حاصل تفکر شارل دوگل در سیاست خارجی فرانسه بود.

دوگل با هرگونه ردپای آمریکا در اروپا مقابله می‌کرد. او انگلستان را اسب تراوای آمریکا می‌دانست و بارها درخواست عضویت انگلستان برای پیوستن به شورای اروپا را وتو کرد و عضویت انگلستان در زمان وی هرگز محقق نشد و جانشینان دوگل نیز کم و بیش و با شدت و ضعف راه او را دنبال می‌کردند و تنها کمبود آنها نسبت به دوگل کاریزمای او بود. اما با پایان جنگ سرد و خلا ناشی از فروپاشی اردوگاه سوسیال امپریالیسم شرق، فرانسه با رهبری ژاک شیراک تلاش کرد که جایگاه جهانی خود را در چارچوب نظام چند قطبی ارتقا دهد. لذا با اقدام به آزمایشهای هسته‌ای طی 10 نوبت در جزیره گویان این برتری را که ناشی از سوءمدیریت سوسیالیستهای میترانی بود را ارتقا بخشید. پاریس در سال 2003 با تشکیل محور مسکو ـ برلین تلاش نمود مانع کلید خوردن پروژه هژمونی آمریکا در آغاز دنیای تک‌قطبی کاخ سفید تا جایی که شیراک، بوش را تهدید کرد که قطعنامه حمله به عراق را وتو خواهد کرد، اما جنگ با ورود آمریکا به خاک عراق و سرنگونی صدام و اشغال این کشور آغاز گردید.

بوش سه ماه پس از اشغال عراق در جولای 2003 بر روی عرشه ناو آمریکایی «کندی» ادعا کرد که جنگ در عراق به پایان رسیده است، اما شیراک در پاسخ به این پیام بوش اظهار داشت، ممکن است قدرتی بتواند جنگی را شروع کند، اما پایان آن را نمی‌تواند خود به تنهایی رقم بزند. رایس در واکنش به این پاسخ شیراک، اظهار داشت: روسیه را باید بخشید، آلمان را باید نادیده گرفت و فرانسه را باید ادب کرد. اکنون با گذشت 4 سال از آن زمان و سفر سارکوزی به واشنگتن، رایس گفته خود را مبنی بر ادب کردن پاریس به منصه ظهور رساند. در واقع، محور ضدآمریکایی داخل اتحادیه اروپا یعنی برلین ـ پاریس فروپاشید و فرانسه مخالف آمریکا، به کشوری دنباله‌رو کاخ سفید تبدیل شده است آن هم در شرایطی که نزدیکترین متحد اروپایی بوش یعنی بلر از قدرت کنار رفته است.

آنجلا مرکل جانشین گرهارد شرودر، همراه با سارکوزی در کورسی سیاسی به رقابت با یکدیگر برای نزدیکی هرچه بیشتر با آمریکا وارد شده‌اند. به‌ویژه که روابط پاریس ـ‌ برلین این روزها به سردی گراییده است. موضوع کوزوو را نیز باید از دیگر عواملی دانست که مرکل را به فاصله گرفتن از آمریکا وادار نمود. اما سارکوزی که خود را از رقابت با آمریکا در بالکان دور می‌بیند، تنها چشم به کمک آمریکا دارد تا اقتصاد ورشکسته خود را سروسامان بخشد و جهت‌گیری کمکهای آمریکا از لندن دوران بلر را به سمت پاریس دوران سارکوزی هدایت نماید.

خطاهای استراتژیک پاریس، آن‌هم در حالی که واشنگتن و قدرت جهانی آن در چالش جدی با جهان و جوامع بین‌المللی و بویژه جهان اسلام رو به افول و تضعیف گذاشته است، سارکوزی را به پرداخت هزینه‌ای سنگین در همراهی بی‌چون و چرا از سیاستهای کاخ سفید پیش می‌برد که تاوان آنرا باید مردم فرانسه آن هم در چنین لحظاتی از بحرانهای سیاسی، منطقه‌ای خود سوق می‌دهد.

در این میان، اکنون رأی منفی مردم فرانسه به قانون اساسی اتحادیه اروپا که شیراک را با چالشی جدی مواجه ساخت، می‌رود تا مسایل درون اتحادیه اروپا را با سارکوزی به مرحله‌ای جدید از چالش بکشاند.

از پیمان ماستریخت تاکنون روند همگرایی در درون اتحادیه اروپا اگرچه شدت یافته، اما هر کدام از قدرتهای تعیین‌کننده آن ساز خود را کوک می‌کنند.

آلمان با جدیت پیوستن کشورهای اروپای شرقی به اتحادیه اروپا را تعقیب کرده و باعث شد آنها به این اتحادیه ملحق شوند و نیز ایجاد پول واحد اروپایی را با جدیت دنبال کرد تا تحقق یابد، چیزی که در طول تاریخ بی‌سابقه بوده و سرانجام توانست مقر بانک مرکزی اروپا را نیز در هامبورگ قرار دهد. فرانسه به‌عنوان بزرگترین حامی ناتوی اروپایی، نه تنها از سوی آمریکا به تضعیف پیمان آتلانتیک شمالی متهم گردید، بلکه چرخش کنونی آن، اروپا را به موافقان و مخالفان آمریکا تبدیل کرده است.

اتحادیه اروپا اکنون دوران کما و رکود درونی خود را پشت‌سر می‌گذارد که از تأثیرات منفی سیاستهای سارکوزی بر اتحادیه اروپا به حساب می‌رود.

روسیه که با ورود به ائتلاف ضدجنگ عراق با فرانسه و آلمان، تلاش کرد نقش خود را در اروپا پررنگتر کرده و جای پایی در این وادی به دست آورد، با بستن لوله‌های گاز خود بر روی اوکراین، بحران انرژی را به عنوان زنگ خطری برای اروپا به صدا درآورد، تا اتحادیه اروپا را به سمت شرق سوق داد.

روسها با رفتن به سوی پیمان همکاریهای منطقه‌ای شانگهای، خود را پیشگام در ایجاد جبهه‌ای جدید همراه با چین در مقابله با آمریکا و اتحادیه اروپا وارد صحنه‌های سیاسی و تحولات جهانی و منطقه‌ای نموده‌اند.

اما در نهایت اکنون از سیاستهای دوران ژنرال شارل دوگل معروف به «گلیسم» نه تنها خبری نیست بلکه اقتدار دوران آن از ژرژ پمپیدوتا و ژیسکار دستن و میترال و شیراک از بین رفته و سارکوزی بر روی خرابه‌ای که خود ساخته با فرانسه بحران‌زده، برای گذر از این بحران به سرنوشت بلر دچار خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات