سرویس ترجمه: طبق اسناد محرمانهای که به تازگی از حالت طبقهبندی خارج شده است، ارتش آمریکا در قبل و بعد از جنگ سرد، از جنگافزارهای شیمیایی و بعضاً هستهای برای قتل شخصیتهای مخالف خود در جهان استفاده میکرد و همچنان به این روش ادامه میدهد. در سال 1948 فرماندهان عالیرتبه ارتش آمریکا بهطور محرمانه استفاده از مواد سمی و رادیواکتیو علیه مخالفان را تأیید و تصویب کردند و از این راه برای آلوده کردن سیستم ایمنی و از بین بردن مقاومت متابولیسم بدن تا بالاترین حد ممکن استفاده میکردند.
تاریخنگاران که جنگافزارهای بیولوژیکی و رادیولوژیکی ارتش آمریکا را به دقت مورد مطالعه قرار داده بودند، اظهار داشتند که تا به حال به شواهد و مدارک مستندی در خصوص عملیاتی شدن سلاحهای بیولوژیکی و رادیولوژیکی و تبدیل آن به مواد کشتار جمعی دست یافته، اما از افشای جزییات آن امتناع کردهاند بهطوری که پس از آنکه اسناد دولتی سلاحهای رادیولوژیکی و بیوتکنولوژیکی در اختیار خبرگزاری آسوشیتدپرس قرار گرفته بود، بخشهای عمده آن حذف گردید. در میان اسناد ارایه شده به آسوشیتدپرس سندی وجود دارد که به طرح ضربتی ارتش آمریکا برای ساخت انواع تسلیحات بیولوژیکی و رادیولوژیکی برای هدف قرار دادن افراد و شخصیتها در اولویت نخست قرار گرفته بود. علاوه بر آن اولویتهای دیگر ارتش آمریکا در این راستا عبارتند از:
1- ساخت تسلیحاتی که قادر به آلوده کردن مناطق پرجمعیت و یا بحرانی برای مدت زیاد بود.
2- تسلیحاتی که در آنها بهطور همزمان مواد منفجره با قدرت تخریب بالا با عناصر بیولوژیکی و رادیولوژیکی جهت وارد آوردن صدمات فیزیکی با آلودگی وسیع فوری به کار رفته است.
3- ساخت تسلیحات زمین به هوا و زمین به زمین که بتوان توسط آن آلودگی رادیولوژیکی و بیولوژیکی را بهگونهای گسترش دهد که منجر به تخلیه یک منطقه شود.
لذا براساس اهداف معین شده در ارتش آمریکا موارد 1و 2، بلافاصله در ابعاد وسیعی از سال 1950 به بعد، گسترش یافت و تولید آنها تا امروز آغاز شد و همچنان ادامه دارد. چهارمین اولویت نیز در استفاده از تسلیحات رادیولوژیکی و بیولوژیکی برای کشتن افراد به عنوان راهحل نهایی در نظر گرفته شده بود. البته مشخص شد که ساخت سلاحهای بیولوژیکی و رادیولوژیکی به سیا محول شده، زیرا آنچه مشخص است این است که پروژه ساخت این سلاحها همواره مورد تأیید سیا و پنتاگون بوده است. بهطوری که حتی تأسیس سازمان سیا در سال 1927 همزمان با تولید این سلاحهای مرگبار بود.
دردناکترین تسلیحات ایالات متحده که از اولویت برخوردار میباشد، استفاده از تسلیحات بیولوژیکی یا همان بیوتروریسم است که عبارتند از: ایجاد ترس و وحشت، با بهرهگیری از عوامل زیستشناختی گوناگون به منظور انتشار عمدی ارگانیسمهای مولد بیماری یا فرآوردههای آنها توسط غذا، آب، حشرات ناقل و یا به صورت افشانه (آئروسل)، به کار برده میشود؛ یعنی در عمل، واژه بیوتروریسم را هم به معنی ارعاب و هم به مفهوم جنگ بیولوژیک، مورد استفاده قرار میدهیم. برای مثال میکروب بیماری آبله که ظاهراً در سال 1980 ریشهکن اعلام شد، یکی از مظاهر بیوتروریسم محسوب میگردد که پس از ریشهکن شدن آن، بسیاری از دولتها با خطرناک دانستن نگهداری ذخایر این ویروس، به دنبال نابودی ذخایر باقیمانده آن در آزمایشگاههای آمریکا و روسیه هستند.
کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی توافق کردهاند که هرگونه تصمیمگیری در مورد نابودی باقیمانده ذخایر ویروس آبله تا سال 2011 به تعویق بیفتند به گزارش سازمان بهداشت جهانی، شصتمین مجمع سالیانه سازمان جهانی بهداشت از مارکارت چان مدیرکل این سازمان خواست با بازبینی این موضوع در سال 2010 زمینه را برای دستیابی به اجماع در یک سال بعد فراهم کند.
اما آمریکا و روسیه از نگهداری ذخایر آبله برای اهداف تحقیقاتی حمایت میکنند و استدلال آنها این است که دانشمندان باید یک گام از تهدیدات بالقوه تروریسم میکروبی یا همان بیوتروریسم جلوتر باشند. کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی از دهه 1990 تاکنون درباره اینکه با ذخایر آبله چه کنند، به رایزنی پرداختهاند. اما در مجمع سال گذشته نیز نابودی این ذخایر را که یک سلاح بالقوه بیولوژیکی تلقی میشود، به تعویق انداختند.
بیوتروریسم سابقه طولانی در تاریخ دارد و خیلی هم پدیده جدیدی نیست. در قرن چهاردهم میلادی نیروهای مهاجم تاتار با پرتاب اجساد قربانیون طاعون به داخل شهر کافا، باعث ابتلای تعداد زیادی از جمعیت این کشور به این بیماری شدند. طی سالهای 1767 ـ 1754، فرانسویها با حمله به سرخپوستان بومی آمریکا همراه با نیروهای انگلستان، با چهرهای ظاهراً بشردوستانه و به بهانه کمکهای امدادرسانی به سرخپوستان بومی، با اهدای ملحفه، دستمال و پارچههای آغشته به ویروس آبله به آنان، تعداد زیادی را به کام بیماری و مرگ کشاندند. علاوهبر آن ژاپن در سالهای 1945 ـ 1932 در شهر منچوری چین نیز اهداف مرتبط با جنگهای بیولوژیک خود را بر روی زندانیان این شهر به مورد آزمایش گذارد و زندانیان را پس از آلوده کردن به باسیل انتراکس، مننگو کوک، شیکلا، بور فولدرمالنی، سالمونلا، برسینیا، و ویروس آبله و سایر عوامل عفونت را مورد مطالعه قرار داد.
این کشور حتی، در حملات هوایی خود هربار حدود 15 میلیون کک آلوده به باسیل طاعون را بهسوی مردم چین رها کرد تا جایی که عواقب این آتشافروزی دامنگیر خودشان هم شد، بهطوری که در سال 1942 در اردوگاه چکیانگ حدود 10 هزار نفر از افراد ارتش ژاپن دچار وبا، اسهال خونی و طاعون شدند که حدود 1700 نفر از آنان را به کام مرگ کشاند و بعداً مشخص شد که منبع این همهگیریها جنگافزارهای بیولوژیکی بوده که از اهداف بیوتروریستی آمریکاییهاست.
تجهیز صدام به سلاحهای پیشرفته بیولوژیکی در جنگ علیه ایران توسط کارخانههای تولید سموم کشاورزی آمریکا بهترین و آشکارترین سند برای این ادعاست.