«به کشورهایی که خارج از حوزه استراتژی ما هستند، هیچ نیروی نظامی نخواهیم فرستاد.» این گفته پرزیدنت بوش رئیسجمهور آمریکا که در سال 2000 عنوان شد 7 سال پس از آن با ورود چین به صحنه سیاسی و اقتصادی آفریقا به فراموشی سپرده شد و دولت آمریکا برای مقابله با نفوذ روزافزون چین در آفریقا در آن تجدیدنظر کرد.
آفریقا دوباره با ورود چین و سرمایهگذاریهای گسترده چین در بسیاری از کشورهایی که به نوعی میتوانند انرژی موردنیاز یک میلیارد چینی را تامین کنند، به موضوعی اصلی در پنتاگون تبدیل شد و دولت واشنگتن برخلاف رویهای که ادعای آن را کرده بود، تصمیم گرفت تا پاییز امسال نیرویی نظامی را به نام آفری کوم آماده دخالت در هر گوشه از قاره سیاه کند.
آفریقا هنوز از لحاظ نظامی بین حوزههای اروپایی و خاورمیانهای آمریکا قرار دارد و به وجود آوردن واحدی مجزا برای این قاره دست آمریکا را برای دخالت بیشتر در این منطقه که تا پیش از آن چندان مورد توجه نبود بازتر میکند.
آمریکا تاکنون فقط دارای یک پایگاه نظامی در کشور جیبوتی بود که از آن بیشتر برای نظارت بر رفتوآمد کشتیهایی که از خلیجفارس و اقیانوس هند به سوی اروپا و آمریکا در حرکت هستند استفاده میکرد.
نیروهایی از فرانسه و آلمان نیز در آن منطقه پایگاه دارند و نفوذ غرب را در شاخ آفریقا به نمایش گذاردهاند. آنچه در سومالی پیش آمد، آمریکا را به ایجاد پایگاه در آفریقا مصممتر کرد. آمریکا در ماههای اخیر با فرستادن هیأتهایی به چندین کشور آفریقایی از جمله کنیا، اتیوپی و کشورهای غرب آفریقایی گفتوگوهایی را برای ایجاد پایگاه در آن کشورها آغاز کرده است.
مرکز نیروهای آفریقایی آمریکا قرار است فعلا در پایگاه نظامی آمریکا در شهر اشتوتگارت آلمان باشد و پس از آن به یکی از کشورهای آفریقایی انتقال یابد. گفته میشود که تا سال 2008 این مرکز به آفریقا انتقال خواهد یافت و در همین مورد تاکنون توافقهایی با چند کشور آفریقایی صورت گرفته است.
پنتاگون در آخرین گزارش خود عنوان کرد که وظیفه این نیروها بازگرداندن امنیت به مناطقی است که با شورشهای داخلی و یا کودتا مواجه هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی در کشورهایی که افراطگرایان ممکن است زمام امور را در دست گیرند، آمریکا حضوری آشکار خواهد داشت.
آخرین تجربه این دخالت در حوادث اخیر سومالی مشاهده شد که دولت اتیوپی به ماموریت از آمریکا وارد کارزار در سومالی شد و آنچه پس از آن به وقوع پیوست نشان داد که آفریقا دیگر قارهای نیست که مورد توجه مقامهای آمریکایی نباشد.
در گزارشی که پس از دخالت آشکار و پنهان آمریکا در سومالی از سوی پنتاگون منتشر شد، آمده است که حمله به هتلی در کنیا در سال 2003 و حمله به هواپیمایی اسرائیلی یک سال پیش از آن، در سومالی طرحریزی شده بود و آمریکا به همین علت نمیتوانست نسبت به آنچه در سومالی میگذرد بیتفاوت باشد. در این گزارش که همانند بیشتر گزارشهای پنتاگون اشاره به منابعی که آن را تهیه کردهاند و یا شواهد مستدل نشده است و همچنین شواهدی که این ادعا را ثابت کند در آن دیده نمیشود، آمده است که نیروهای اسلامگرای سومالی علاوه بر این هدفها، اهداف دیگری را که البته پنتاگون به آنها اشارهای ندارد در نظر گرفته بودند.
پس از حمله آمریکا به عراق که با ادعای وجود سلاحهای کشتار دستهجمعی همراه بود و هرگز نیز به اثبات نرسید این ادعای آمریکا را نیز باید در همان سطح ارزیابی کرد.
کارشناسان سیاسی ولی توجه آمریکا به آفریقا را به دور از نفوذ روزافزون چین در این قاره نمیدانند و همه بر این باورند که آمریکا برای مقابله با نفوذ چین در آفریقا به اقدامهای درازمدتی متوسل شده است. حضور چین در آفریقا به خصوص برای به دستگیری منابع نفتی آن در سالهای اخیر ابعاد گستردهای یافته است و به عنوان نمونه در سال گذشته چین قراردادهایی به ارزش 5 میلیارد دلار با کشورهای این قاره به امضا رسانده است.
به موازات آن، آمریکا نیز سعی در واردات بیشتر نفت از آفریقا کرده و واردات نفت از آفریقا که اکنون 16 درصد از واردات نفت آمریکا را تشکیل میدهد، قرار است تا سال 2010 به 25 درصد برسد. به گفته مقامهای نفتی در هیچ منطقهای در جهان در سالهای اخیر جستوجو برای یافتن منابع تازه نفتی همانند مناطق غرب آفریقا به خصوص خلیج گینه نیست.
مهمترین کشورهایی که مدنظر آمریکا و کمپانیهای نفتی قرار گرفتهاند، کشورهای نیجریه، آنگولا، گابن و گینه استوایی هستند که گفته میشود منابع بزرگی را در اختیار دارند. هرچند این کشورها دارای منابع بزرگ زیرزمینی هستند ولی مردم این کشورها هنوز هیچ بهرهای از آن نبردهاند و نمونه آن وضع اسفناک مردم در دلتای رود نیجر است که دارای بیشترین منابع نفتی شناخته شده در آفریقا است.
در همین حال این منطقه یکی از آلودهترین مناطق آفریقا نیز هست و میزان وجود گازهای کربن در دلتای رود نیجر از همه نقاط جهان زیادتر است که دلیل آن بهرهبرداری بیرویه از منابع زیرزمینی بدون در نظر داشتن مسائل زیستمحیطی است.
بهرهبرداری از منابع زیرزمینی در آفریقا بدون حضور نظامی، به گفته مقامهای آمریکایی امکانپذیر نیست و همین موضوع آمریکا را مصمم کرده است که به حضور خود در آفریقا رنگ و بوی تازهای بدهد.
واشنگتن در نظر دارد برای کنترل مسیر کشتیهایی که نفت آفریقا را به دیگر نقاط جهان حمل میکنند و همچنین برای دخالت در آفریقا در کوتاهترین زمان، پایگاهی را در جزایر سانتومه و پرینسیپو در خلیج گینه ایجاد کند. این پایگاه در میانه راه بین کشور گابن و نیجریه است که هر دو از صادرکنندگان نفت آفریقا به شمار میروند. پیشآمدهای قاره سیاه در سال گذشته بهخصوص آنچه در سومالی رخ داد، پای سران آفریقایی را به نشست گروه هشت در هیلیگندام آلمان نیز کشاند و این دولتها که در نشست پیشین خود در روسیه قول داده بودند کمکهای خود را به آفریقا افزایش دهند، هرچند به این قول خود وفا نکردند ولی عنوان کردند که کمک به کشورهای فقیر آفریقایی از اولویتهای کاری آنان خواهد بود.
در نشست هیلیگندام پس از حضور رهبران آفریقایی، صدراعظم آلمان در گفتوگو با خبرنگاران پس از این نشست گفت که ما به وظیفه خود در قبال آفریقا آگاهی داریم و کمک به آفریقا را در اولویت کاری خود قرار دادهایم. در همان هنگام سازمانهای غیردولتی آفریقا در بیانیهای آنچه کشورهای غربی اعلام کرده بودند را عوامفریبی خواندند و ضمن انتقاد شدید از عملکرد آنان در آفریقا گفتند که کمکهایی که در نشست پیشین قول آن داده شده بود به آفریقا نرسیده است.
در پایان نشست هیلیگندام گفته شد که کشورهای گروه هشت کمکهای خود به آفریقا را به 25 میلیارد دلار خواهند رساند.
رئیسجمهور غنا، جان کوفور به کشورهای گروه هشت در آلمان هشدار داد که اگر به قول خود عمل نکنند باید منتظر پیامدهای بسیار منفی در آفریقا باشند.
در پاسخ به هشدار کوفور، صدراعظم آلمان گفت که دولتهای آفریقایی برای استفاده از کمکهای کشورهای صنعتی ابتدا باید فساد در کشورهای خود را ریشهکن کنند، عملی که با روی کار بودن سرانی در آفریقا که خود مشروعیت چندانی برای حکومت کردن ندارند و به ندرت با رأی مردم روی کار آمدهاند، کاری بس دشوار خواهد بود.
گروههای بیطرف دیگری که روند کمک به آفریقا را پیگیری میکنند ولی عقیده دارند که فاصله گفتار تا کردار غرب در مورد آفریقا بسیار زیاد است. به گفته سازمان حمایت از حقوق کودکان سازمان ملل آفریقا فقط برای مبارزه با بیماری ایدز در سالهای آتی احتیاج به بیش از 30 میلیارد دلار بودجه دارد.
در هنگامهای که ایدز و دیگر بیماریها، قاره سیاه را با خطر از دست دادن یک نسل مواجه کرده، آمریکا پیشاپیش دیگر کشورهای غربی فقط به جنبه استراتژیکی این قاره چشم دوخته است و حاضر است هر هزینهای را برای ایجاد پایگاه در این قاره بپردازد ولی چشم خود را به روی واقعیتهای این قاره بسته است.
سیاستی که دیر یا زود پیامدهای وخیمی نه فقط برای آفریقا بلکه برای جهان غرب نیز در پی خواهد داشت.
سومالی، نیجریه، زیمباوه، موزامبیک و حوادث چند سال اخیر در سودان و چاد فقط طلایههای ناآرامیهایی هستند که اگر اکنون ریشهیابی نشوند نظامهای آفریقایی را با دشواریهایی روبهرو خواهند کرد. آنچه اکنون در دارفور میگذرد در برابر پیشامدهایی که آفریقا را در سالهای آینده تهدید میکند فقط قطرهای از یک دریا خواهد بود. شرق و غرب آفریقا با خطر جنگهای قبیلهای، گرسنگی و کوچ اجباری روبهرو است.
هماکنون روزانه هزاران آفریقایی به امید رسیدن به زندگی بهتر جان خود و خانوادههایشان را به خطر میاندازند و سوار بر قایقهای کهنه و کوچک به سوی اروپا روانه میشوند.
آمریکا و به خصوص اروپا با در نظر داشت این خطر صحبت از کمک بیشتر به آفریقا را در نشست سران گروه هشت به میان آوردند.
دولت واشنگتن نیز با در نظر داشتن خطری که با پا گرفتن سیاستهای چین در آفریقا احساس کرده، به یکباره نگاه خود را به سوی آفریقا بیشتر معطوف کرده و پنتاگون به حضور تمام عیار در قاره سیاه چشم دوخته است. در این میان باید دیر یا زود شاهد اتهامهای آمریکا به کشورهایی بود که در صحنه سیاسی دنیا دشمن آمریکا محسوب میشوند. نمونه بارز آن را در سومالی شاهد بودیم.
هر اقدامی که علیه حضور آمریکا در آفریقا صورت پذیرد، پنتاگون آن را به دشمنان آمریکا نسبت خواهد داد و به افکار داخلی خود چنین القا میکند که مبارزه با ترور را در آفریقا نیز ادامه خواهد داد. ترفندی که در سالهای اخیر گیرایی خود را حتی برای افکار عمومی آمریکا نیز از دست داده است. نظم نوین آمریکایی هرچند بر آفریقا نیز سایه افکنده است، ولی نمیتواند پاسخی به خواستههای مشروع ملتهایی باشد که فقر و بیماری کشورشان را تهدید میکند.