تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۸۶۹۶

لاف گزاف


حمید امیدی

- پایگاه خبری «ساندی تلگراف» روز یک­شنبه گذشته گزارش کرد: نیروی‌ هوایی آمریکا در حال آموزش فرماندهان نظامی کشورهای حاشیه خلیج‌ فارس برای حمله هوایی احتمالی به ایران است!

- به نوشته گاردین، سفیر انگلیس در سازمان ‌ملل گفت: برغم جنجال و هیاهوی بسیار کاخ ‌سفید آمریکا، همچنان معتقد به پیشرفت راه­حل دیپلماتیک برای حل مسأله هسته‌ای ایران است تا توسل به گزینه حمله ‌هوایی. او هم چنین متذکر شد؛ علیرغم زمزمه­هایی که درون دستگاه حکومت آمریکا در مورد حمله ‌نظامی به ایران شنیده می­شود، هیچ خبری درون هیات حاکمه این کشور دال بر قصد حمله نظامی علیه ایران نشنیده است.

- به گزارش مجله نیویورکر از واشنگتن، بوش در یک کنفرانس ویدئویی به «رایان کراکر» سفیر واشنگتن در عراق گفته است که وی حمله به اهداف ایران در امتداد مرز را مدنظر قرار داده است و انگلیسی­ها نیز برای این کار آماده­اند!

- به نوشته ساندی تلگراف؛ سرگلن تروپی، فرمانده نیروی‌ هوایی انگلیس از اینکه آمریکا در مسأله ایران توجه خود را بیشتر به گزینه نظامی معطوف کرده است، اظهار نگرانی کرد و گفت: در شرایط موجود شاید اقدام نظامی بتواند راه‌­گشای مسائل امنیتی و مشکلات سیاست خارجی باشد اما هرگز آنگونه که تجربه نشان داده، راهگشا نخواهد بود.

- خبرگزاری فرانسه: دولت آمریکا استراتژی خود را در مورد ایران تغییر داده و درصدد تهیه طرحهایی برای حملات ‌هوایی احتمالی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جای حمله به سایت­های هسته­ای این کشور است.

- بیل ریچاردسن، فرماندار ایالت نیومکزیکو و نامزد انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا در مصاحبه با شبکه خبری سی.بی.اس آمریکا: به نظر من اگر دولت بوش بخواهد جنگ دیگری را قبل از پایان دادن به جنگ تراژدیک کنونی آغاز کند، شدیداً غیرعاقلانه است. تروریست نامیدن سپاه پاسداران انقلاب ایران و مطرح کردن گزینه نظامی، اوضاع را مشکل­تر می­کند و جهان ‌اسلام را زمانی که ما در خلیج فارس، خاورمیانه و در عراق برای راه­حل سیاسی لازم داریم، علیه ما به جریان می­اندازد.

این اظهارات ضد و نقیض که طی چند روز اخیر از سوی منابع غربی و آمریکایی راجع به حمله احتمالی آمریکا علیه ایران منتشر شده، گوشه­ای از سناریوی جنگ روانی و تبلیغاتی علیه ایران و حکومت اسلامی است. مضافاً اینکه دولت آمریکا تلاش می­کند در راستای جنگ سردی که علیه ایران تدارک دیده است، اقداماتی چون تخصیص بودجه جدید برای گروه­های اپوزیسیون و مداخله در امور داخلی ایران و فراهم کردن زمینه صدور سومین قطعنامه تحریم علیه ایران را چاشنی این عملیات نماید.

سؤالی که در این میان مطرح می­شود آن است که با وجود آن که آمریکا گرفتار مشکلات ریز و کلان در امور داخلی خود بوده و همچنین درگیر حضور متجاوزانه خود در افغانستان و باتلاق عراق است، چرا جبهه جدیدی به نام «ایران» را فراروی خود می­گشاید؟ علت تدارک این جنگ روانی چند جانبه چیست؟ و چه دلایلی دال بر عدم بروز جنگ می­تواند وجود داشته باشد؟ این نوشته سعی دارد به این سوالات پاسخ گوید.

با نگاه به اوضاع داخلی آمریکا و مناسبات بین­المللی این کشور خصوصاً با اتحادیه اروپا و کشورهای هم­پیمان، به دلایلی که در‌ پی خواهد آمد، به نظر نمی­رسد آمریکا آمادگی یک حمله گسترده به جغرافیای ایران اسلامی داشته باشد:

1-‌ با توجه به موقعیت ژئوپلتیک و اقتدار جمهوری ‌اسلامی، آمریکا به شدت از حمله ایران به مواضع و منافع خود در منطقه و جهان هراسناک است. مقام‌ معظم‌ رهبری و فرماندهی کل‌قوا در دیدار اخیر خود با مسئولان و کارگزاران نظام می‌فرمایند: «این تهدیدات بیش از هر چیز باعث آمادگی بیشتر ملت و نظام می‌شود. البته کسانی که تهدید می­کنند، بدانند و بفهمند که حمله به ایران به صورت «ضربه زدن و گریختن» ممکن نیست و هرکس تعرض کند عواقب آن به شدت دامنش را خواهد گرفت». این تاکیدات به همراه هشدارهای مقامات ارشد نظامی ایران، تصمیم مقامات پنتاگون و هیئت حاکمه آمریکا را نسبت به حمله نظامی علیه ایران به شدت متزلزل ساخته است.

2-‌ آمریکا چند صدهزار نیروی نظامی خود را درگیر ماجراجویی‌های خود در عراق و افغانستان کرده و علاوه بر تضعیف و تحلیل قوای‌ نظامی خود، بخشی از ارتش آمریکا را در معرض حمله نظامی ایران در شرق و غرب کشور قرار داده است. این وضعیت ضریب ریسک تهاجم نظامی- آنهم به صورت گسترده- علیه ایران را شدیداً کاهش داده است.

3-‌ مردم آمریکا کشش شروع جنگ مجددی را که یک طرف مخاصمه آمریکا باشد، ندارند. نظرسنجی­های متعدد، فعالیت فعالان ضدجنگ و تظاهرات مردم این کشور علیه جنگ­طلبی دولت بوش، همگی نشانگر آن است که شرایط برای درگیری در جبهه جدید آماده نیست.

البته در این میان جریان نومحافظه‌­کار و تیم جنگ­طلب و ماجراجوی بوش و دیک ‌چنی همچنان بر طبل جنگ می­کوبند تا آنجا که «نوزمن پود هورتز» یکی از نظریه‌پردازان جریان روشنفکری نومحافظه‌کار آمریکا در ملاقات خصوصی خود با بوش وی را تشویق به حمله مستقیم نظامی علیه تاسیسات هسته­ای ایران کرده است. او خود می­گوید: «به بوش توضیح دادم که برای جلوگیری از مسلح شدن ایران به بمب‌ اتم چاره‌ای جز اجرای بدترین سناریوی ممکن نیست و مسئولیت خطیری بر عهده آمریکاست تا از بروز «هولوکاست» دیگر پیشگیری کند». البته وی اضافه می‌کند که بوش این پیشنهاد را بی‌پاسخ گذاشته است.

4-‌ طبق مصوبه اخیر کنگره آمریکا، کاخ سفید برای تهاجم به ایران بایستی مجوز کنگره را اخذ نماید. با توجه به اکثریت دموکرات در کنگره و مخالفت این گروه با جنگ‌طلبی­های بوش، شروع یک جنگ جدید از سوی آمریکا مورد تردید جدی است.

5-‌ گزارش فنی و نسبتاً منصفانه اخیر البرادعی در مورد پرونده هسته­ای ایران مبنی بر آنکه از فناوری صلح­آمیز هسته­ای عدولی صورت نپذیرفته و این پرونده از نظر حقوقی مشکل خاصی ندارد، جوامع بین­المللی و افکار عمومی جهان را قدری راجع به حل مسالمت­آمیز پرونده اتمی ایران متقاعد کرده است. بنابراین آمریکا برای حمله احتمالی خود بایستی بهانه دیگری دست­ و پا کند. مضافاً اینکه این کشور در آستانه انتخابات ریاست‌ جمهوری آتی خود نیاز به فضایی آرام دارد و بهانه­جویی­های جدید جایی در معادلات سیاسی آمریکا پیدا نخواهد کرد.

با این وجود آمریکا در زمینه حضور نظامی خود در منطقه دست به تحرکات جدیدی نیز زده است، از جمله؛ الحاق سومین ناو هواپیمابر آمریکا و افزایش کشتی­های جنگی به بیش از 170 فروند در منطقه، تشکیل مرکز جنگی از سوی پنتاگون در امارات ‌متحده ‌عربی برای آموزش خلبانان کشورهای حوزه خلیج فارس جهت حمله احتمالی به ایران و یا سفر اخیر رئیس سازمان سیا به یکی از کشورهای حوزه دریای خزر برای جلب حمایت و استفاده از آسمان این کشور برای حمله به ایران! و تدوین برنامه ویژه توسط  روسیه برای خارج کردن اتباع خود از ایران در صورت بروز جنگ احتمالی.

این تحرکات چه معنایی می­توانند داشته باشند؟ و اهداف جنگ سرد رسانه­ای و عملیات روانی آمریکا علیه ایران چیست؟

آمریکا سعی دارد با اهرم جنگ روانی، ایران را وادار نماید، جنایاتی که این کشور در عراق مرتکب شده را نادیده بگیرد تا قدری از فشار ایران به عنوان مقتدرترین کشور منطقه علیه آمریکا کاسته شود و از سوی دیگر از نفوذ ایران به نفع خود استفاده کرده تا به گونه­ای که منافعش بیش از این لطمه نبیند خود را از باتلاق عراق بیرون بکشد. این در حالی است که ایران تاکنون از نفوذ خود در منطقه به نفع مردم مظلوم عراق استفاده کرده است و هرگز فرجه­ای برای فرصت­طلبی آمریکا باقی نخواهد گذاشت.

هم­چنین آمریکا به دنبال آن است که روند مذاکرات اروپا و آژانس را در مورد پرونده هسته­ای ایران پیچیده­تر کند تا بتواند به هدف توقف و یا تعلیق فعالیت اتمی ایران دست پیدا کند. اما جمهوری اسلامی ایران که با تاکید بر راهبرد گفت­وگو و راه­های دیپلماتیک در جهت بهره‌برداری از «زمان» گام برمی‌دارد، مسیر فعالیت هسته­ای خود را هموارتر از گذشته کرده است.

ایران مقتدرترین و یکی از اثرگذارترین کشورهای منطقه بوده و نقش تعیین­کننده‌ای در روابط، مناسبات و معادلات سیاسی خاورمیانه دارد. یکی از اهداف آمریکا تضعیف نقش ایران در منطقه است که تاکنون در این مسیر نیز ناکام مانده است.

و نهایتا آنکه آمریکا با ترتیب ‌دادن جنگ رسانه­ای علیه ملت ایران و تدارک عملیات روانی در پی آن است تا با نشان دادن شرایط خاص، خطرناک و جنگی برای آینده کشور، به مردم ایران اینگونه القا کند که اصولگرایی و پیگیری اهداف و آرمانهای انقلاب هزینه بالایی به دنبال دارد. جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان‌ ملل، یکشنبه گذشته در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «اسکای نیوز» انگلیس به گونه­ای مشت سران کاخ سفید را باز کرده و با تاکید بر اینکه اولویت را تغییر حکومت ایران می­داند، می­گوید: «تغییر رژیم در تهران را به حمله نظامی ترجیح می­دهم.»

آمریکا و متحدانش بارها به تلویح و گاه به صراحت اعتراف کرده­اند که ملت ایران با حفظ اصول و ارزشهای اسلام و انقلاب، دست از «اصولگرایی» که نطفه و خاستگاه انقلاب اسلامی ایران بوده است نخواهند شست و در صورتی که آمریکا دست به حمله نظامی علیه ایران بزند، عواقب سخت این کار غیرعاقلانه دامنش را خواهد گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات