سیدمحمود جوادی
اشاره:
در آستانه روز قدس برای شنیدن نقطهنظرات نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در تهران درباره قضیه فلسطین و تازهترین تحولات درباره طرح موردنظر آمریکا و رژیم صهیونیستی بهسراغ آقای عبدالناصر شریف (ابوشریف) نماینده این جنبش در تهران رفتیم. آقای ابوشریف که حدود دو ماه در سمت نمایندگی جنبش جهاد اسلامی در تهران منصوب شده است 13 سال از عمر خود را در زندانهای رژیم صهیونیستی سپری کرده و سپس از آنجا به اردن تبعید و مدت چهار سال در دوران رژیم صدام در عراق اقامت داشته است. آنچه در ذیل میخوانید ماحصل این گفتگو است.
">سیدمحمود جوادی
اشاره:
در آستانه روز قدس برای شنیدن نقطهنظرات نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در تهران درباره قضیه فلسطین و تازهترین تحولات درباره طرح موردنظر آمریکا و رژیم صهیونیستی بهسراغ آقای عبدالناصر شریف (ابوشریف) نماینده این جنبش در تهران رفتیم. آقای ابوشریف که حدود دو ماه در سمت نمایندگی جنبش جهاد اسلامی در تهران منصوب شده است 13 سال از عمر خود را در زندانهای رژیم صهیونیستی سپری کرده و سپس از آنجا به اردن تبعید و مدت چهار سال در دوران رژیم صدام در عراق اقامت داشته است. آنچه در ذیل میخوانید ماحصل این گفتگو است.
* جناب آقای ابوشریف، تاکنون دیدارهای متعددی میان ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی و محمود عباس صورت گرفته است. فحوا و محتوای این دیدارها و مذاکرات درباره چه مسائلی بوده است؟
** ما خیلی به تعداد این دیدارها و ماهیت آن اهمیتی نمیدهیم. ما بعنوان جنبش جهاد اسلامی در اصل با اینگونه دیدارها موافق نیستیم.
انتظار ما در شرایط بحرانی کنونی از ابومازن این بود که بجای گفتگو با سران رژیم صهیونیستی، با گروههای فلسطینی برای تقویت و خدمت به قضیه فلسطین گفتگو میکرد. دیدارهای میان اولمرت و ابومازن نوعی تجدید روابط بوده و آنچه میان آنها رد و بدل میشود چیز تازهای نیست چرا که در سالهای گذشته نیز صحبتهای مشابهی میان آنها مطرح شده است.
آنچه در مذاکرات میان رژیم صهیونیستی و فلسطین برنامهریزی شده است، پیشتر توسط رژیم صهیونیستی و برخی سران رسمی فلسطینی صورت گرفته که ما آن را بیهوده میدانیم و جا داشت بجای مذاکره با صهیونیستها، مذاکراتی با فلسطینیان برای مقابله با رژیم اشغالگر صورت میگرفت تا مشکلات قضیه فلسطین در خانه و نه نزد بیگانه حل شود.
* اختلافات میان فتح و حماس به کجا رسیده؟ و اگر خبر تازهای درباره اوضاع در غزه و کرانه باختری دارید برایمان بگوئید.
** خبر تازهای نیست، شاید به دلیل ماه مبارک رمضان حجم حملات تبلیغاتی نزد دو طرف کاسته شده است در عین حال هر کدام بر مواضع خود اصرار میورزد. با این حال حماس از گفتگو با فتح استقبال میکند اما طرف مقابل بر مواضع خود اصرار دارد و گفتگو با حماس را رد میکند. تصور من این است که خودداری فتح از هرگونه گفتگو با حماس بخاطر کنفرانس صلح بینالمللی میباشد چرا که ممکن است گفتگو با حماس خوشایند برگزارکنندگان این کنفرانس نباشد.
دولت سلام فیاض مقاومت را تحت فشار قرار داده و مؤسسههای خیریه را نیز تحت تعقیب قرار میدهد. آنچه از سوی دولت کنونی در فلسطین میگذرد خارج از عرفهای شناخته شده فلسطینی است. من تصور میکنم که ملت فلسطین پاسخ مناسبی پس از شکست کنفرانس صلح به آنها خواهد داد.
* وجود رژیم اشغالگر صهیونیستی در کنار فلسطین به یک واقعیت ملموس تبدیل شده است، شما چگونه به این قضیه نگاه میکنید و افق روابط رژیم صهیونیستی و دولت فلسطین را چگونه میبینید؟
** ما در اصول خود بعنوان جنبش جهاد اسلامی طرف مقابل خود را (رژیم صهیونیستی) به رسمیت نمیشناسیم، شاید در واقعیت موجود روابط میان این رژیم تحمیلی و طرف فلسطینی در جریان باشد، اما این دلیل نمیشود که ملت فلسطین این رژیم را به رسمیت شناخته است. مردم فلسطین دهها سال پیش راه مقاومت در برابر این رژیم اشغالگر را گرفته و آن را هرگز به رسمیت نمیشناسد.
شاید کسانی در فلسطین باشند که سودای به رسمیت شناختن طرف مقابل (اسرائیل) در سر بپرورانند و اسرائیل را در چارچوب قوانین بینالملل و قطعنامه 181 سازمان ملل بعنوان کشوری مستقل در کنار فلسطین بپذیرند، اما سالها و پس از آزمودن رژیم صهیونیستی دریافتند که اشتباه میکردند، چرا که درگیری میان ما و آن یک درگیری وجودی و عمیق است. ما اعتقاد داریم که آنها نباید باشند و آنها اعتقاد دارند که ما نباید باشیم. آنها تحت هیچ شرایطی نمیخواهند ما را بپذیرند.
برای مثال نقاط مهم و دستوپاگیری وجود دارد که مانع از هرگونه پیشرفتی میشود. آنها بازگشت به مرزهای سال 1347 را نمیپذیرند، از قدس چشمپوشی نمیکنند، به آوارگان فلسطینی اجازه بازگشت نمیدهند، به شهرکسازیها ادامه میدهند، همه معابر و مرزها را تحت کنترل خود قرار میدهند و آب را تحت کنترل درمیآورند که همه این مسائل به ما ثابت میکند که این رژیم هرگز قصد همزیستی مسالمتآمیز با فلسطینیان را ندارد خواه با هر دیدگاهی باشد.
این رژیم میخواهد بر تمامی مردم فلسطین و بر همه جغرافیای فلسطین تسلط یابد و حکمرانی کند. آنها نمیخواهند دین دیگری و قومی دیگری در کار باشد بلکه میخواهند سلطه خود را بر همه سرزمین فلسطین بگسترانند و از دست ملت فلسطین راحت شوند.
اسرائیلیها با ساخت دیوار حائل عملاً نشان دادند که چگونه بهطور خزنده در حال ابتلاع سرزمین فلسطینیان هستند، اگر این دیوار مانع آنها نمیشد، سرزمینهای بیشتری را به سرزمینهای اشغالی میافزودند. آنها هرگز به مرزهای خود قانع نبوده و نیستند و رویا نیل تا فرات در سر دارند.
* نظر شما راجع به طرح صلح آمریکا و اسرائیل در منطقه چیست؟ اهداف پشت پرده این طرح چیست و این طرح چه سرانجامی خواهد داشت؟
** ما رابطه میان طرحها و برنامههای آمریکا و رژیم صهیونیستی را خوب میشناسیم. طرح آنها یک طرح مشترک است. آنها در منطقه حضور یافتهاند تا بر منطقه چیره شوند و ثروت آن را چپاول کنند. هدف آنها تنها تسلط بر جغرافیای منطقه نیست بلکه نوعی تسلط بر منطقه است که ـ به دلیل حائز اهمیت بودن منطقه ـ به معنای تسلط بر همه جهان است.
منطقه ما مهمترین منطقه در جهان است لذا آنها با یک نقشه و توطئه حساب شده به سراغ ما آمدند، حملههای نظامی در این منطقه انجام دادند و سرزمین واحد عرب را تکهتکه کردند و به کشورهای کوچک تبدیل کردند و در زمینههای دیگر نیز ما را ضعیف کردند و سپس رژیم صهیونیستی را در دل منطقه قرار دادند تا در کنار کشورهای عربی و اسلامی باشد و در فرصت و زمان لازم این رژیم را به جان کشورهای عربی و اسلامی بیندازند. بسیار روشن است که طرح آنها منافع مشترکی را تامین میکند.
اسرائیل در منطقه ابزاری است در دست آمریکا، گرچه برخیها معتقدند که رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان شکست خورد اما هنوز نقش مهم خود را در منطقه برای منافع اسرائیل ایفا میکند. کما اینکه اشغال عراق در این راستا قرار دارد.
ایفای نقش تامین منافع دوسویه در منطقه توسط آمریکا و اسرائیل یک واقعیت است اما این حضور نامشروع در منطقه با یک خطر جدی نیز مواجه است و در حال تهدید از سوی نیروهای مقاومت است.
شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه لبنان به دست نیروهای مقاومت حزبالله و گرفتاری آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان که نتیجه افزایش نفرت جهانی نسبت به آمریکا بود ضربه مهلکی به دشمن است و سرآغاز فروپاشی آنهاست.
به عقیده من هرگونه ضربه جدیدی که به طرح و توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد شود، این طرح را فرو خواهد پاشید و دشمن را وادار به عقبنشینی خواهد کرد در نتیجه جایگاه سلطهگرانه خود را در جهان از دست خواهد داد.
* شما نسبت به موقعیت طرحهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه به دید تردید نگاه میکنید در حالیکه آنها نسبت به برنامههای خود خوشبین هستند. نظر شما چیست؟
** آنها خوشبین هستند چرا که عقیده استکباری آنها اینگونه شکل گرفته است و خود را هرگز برای شکست آماده نکرده و هرگز آن را نمیپذیرند و این آغازی برای نابودی آنهاست.
این سنت خداست برای نابودی آنها. خداوند در قرآن میفرماید: «و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا».
تصور من این است که آنها شیوهای را اتخاذ کردهاند که با دست خودشان خود را نابود میکنند. شما به عملکرد بوش در این دو دوره ریاست جمهوری نگاه کنید خواهی دید که چگونه مشکلات آمریکا را در جهان به دست خود افزود و مشکلات اجتماعی فراوانی در داخل کشور خود به وجود آورد.
اقدامهای آمریکا در جهان نتیجه معکوس برای آنها داشته و دارد. شما نگاه کنید به حجم سرمایهگذاریهای آمریکا در جنگ چگونه سر به فلک کشیده است. آمریکا اگر بجای این جنگافروزیها مقدار اندکی از هزینههای جنگی خود را صرف امور انسانی و زندگیهای مسالمتآمیز میکرد جایگاهش نزد افکار عمومی جهان بهتر از حالا بود، اما میبینیم که چگونه خداوند میخواهد مستکبرین را با دست خودشان نابود کند.
آنها با همه این هزینههای سنگین شکست خواهند خورد و معادلهها به زیان آنها تمام خواهد شد و همه اقدامات آنها نتیجه معکوس برایشان خواهد داشت. انشأالله.
* مساله عادیسازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی به یکی از مسائل مهم رسانهها تبدیل شده است. دیدار امیر قطر با وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل یکی دیگر از نمونههای اشتیاق برخی کشورهای عربی برای موضوع عادیسازی روابط با این رژیم است. نظر شما چیست؟
** مساله عادیسازی روابط میان کشورهای عربی و اسرائیل مساله تازهای نیست. برخی از کشورهای عربی در دهه هفتاد میلادی بطور مخفیانه روابط خود را با رژیم صهیونیستی برقرار کردند، اما امروز آنچه سران برخی کشورهای عربی بهطور آشکار در راستای عادیسازی روابط انجام میدهند گویای این جمله است که میگوید «اگر حیا نداری هر کاری را که میخواهی انجام بده».
چندی پیش عربستانیها نیز از طریق بندر بن سلطان با سیاستمداران اسرائیلی دیدار داشته، پیشتر نیز مصر این کار را بعنوان واسطه و دلال میان کشورهای عربی و اسرائیل انجام داده بود، کشوری که بجای این کار میبایست نقش سازندهای در حل و فصل مشکلات منطقه ایفا کند اکنون ماههاست که خود را اسیر قضیه آزادی اسیر اسرائیلی کرده است و این برای کشور مصر با تاریخ، مساحت و ملت بزرگ آن بسیار زشت است این است واقعیت کشورهای عرب.
* آیا اقدام این چند کشور، دیگر کشورهای عربی را برای عادیسازی روابط با اسرائیل تشویق نمیکند؟
** اغلب کشورهای عربی بهنوعی با رژیم صهیونیستی روابط دارند. شاه حسین مراکشی در دهه هفتاد میلادی با اسحاق رابین دیدار کرد.
الجزائر، لیبی و تونس نیز به گونهای دیگر با اسرائیل روابط دارند. مصر و موریتانی هم با این رژیم رابطه دارند. دیگر کسی نمانده که رابطه برقرار نکند.
برخی از این کشورها علنا رابطه دارند و برخی دیگر نیز در خفا، اما حقیقت این است که نظر ملتها برخلاف دولتهاست. آنها سیاست دولتهای خود را در این زمینه تأیید نمیکنند.
به عقیده من وقتی طرح و توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه شکست بخورد و آنها فرو بریزند، کشورهایی که با رژیم صهیونیستی روابط خود را عادی کردهاند نیز فروخواهند ریخت.
* سرنوشت آوارگان فلسطینی، بیتالمقدس، دیوار حائل و... در طرح مورد نظر آمریکا و اسرائیل چه خواهد شد؟
** اسرائیل هرگز با مسأله بازگشت آوارگان فلسطینی موافقت نخواهد کرد زیرا این به معنای پایان رژیم صهیونیستی است. اگر 7 میلیون آواره فلسطینی به فلسطین بازگردند شرایط و وضعیت و ساکنین در فلسطین عوض خواهد شد و این به ضرر اسرائیل خواهد بود.
مساله آوارگان فلسطینی یکی از مسائلی است که اسرائیل را مجبور به طرح صلح نمود، اسرائیل گرچه به صلح هیچگونه اعتقادی ندارد اما آنچه این رژیم را وادار به اندیشیدن به صلح نمود واقعیت مساله آوارگان فلسطینی بود.
اسرائیل برای تامین امنیت یهود در سرزمینهای اشغالی اقدام به آواره کردن ملت فلسطین نمود لذا چگونه میتواند بپذیرد که آوارگان فلسطینی به وطنشان بازگردند، در حالی که بازگشت آوارگان مساوی است با نابودی رژیم صهیونیستی.
از طرف دیگر بازگشت آوارگان حق غیرقابل تغییر نزد فلسطینیان است و هیچکس حق چشمپوشی از آن را ندارد.
آنچه درباره قدس باید بگویم این است که سیاست رژیم صهیونیستی در این زمینه سیاستی استعماری بود که بیتالمقدس را به وسیلهای برای کوچاندن یهودیان به فلسطین تبدیل کرد.
اگر جامعه اسرائیلی را جامعهای متدین فرض کنیم خواهیم دید که بیتالمقدس از جایگاه بسیار مهمی در قلب آنها برخوردار است.
یهودیهای تندرو اشتیاق بسیار زیادی برای ویران کردن مسجدالاقصی دارند و اینکه بجای آن یک معبد (کنیسه) بنا کنند.
دو هفته پیش نیز اعلام کردند که در حال ساخت یک کنیسه در فاصله 16 متری با مسجد «قبه الصخره» و در نزدیکی مسجدالاقصی میباشند. لذا میبینیم که «قدس» به یک مساله غیرقابل انکار نزد رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. از اینرو مساله قدس با تمام اهمیتی که نزد فلسطینیان و یهودیان دارد مسالهیی است که هرگز طرح صلح را محقق نخواهد کرد.
مساله مرزها، معابر، شهرکهای صهیونیستنشین، مساله آب، همه اینها مواردی هستند که مانع برقراری صلح میان فلسطین و اسرائیل است لذا هرگونه سخن و برنامه برای برقراری صلح نوعی اتلاف وقت به شمار میآید.
* با این وصف سیاست جنبشها و سازمانهای جهادی در قبال قضیه فلسطین چه باید باشد؟
** با توجه به اینکه مردم فلسطین دهها سال در حال جهاد علیه رژیم صهیونیستی است اما دیدیم که سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) راه دیگری را در قبال این رژیم اتخاذ نمود، در عین حال گروههای جهادی به راه خود ادامه دادند حتی جنبش فتح که ارتباط نزدیکی با دستگاه حاکم دارد دست از مقاومت نکشید و در مقابل اشغالگران ایستاد و آن را به رسمیت نشناخت.
ملت فلسطین در مسیر مقابله با اشغالگران قدم برمیدارد، چرا که معتقد است صلحی در کار نخواهد بود چرا که رژیم صهیونیستی به آنچه که ملت فلسطین اعتقاد دارد احترام نمیگذارد و مادامی که خوی این رژیم در قبال مردم فلسطین اینگونه است صلحی در کار نخواهد بود.
* انتظار شما از اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی در اینباره چیست؟
** ما و بقیه ملتهای عرب خود را به اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی دلخوش نمیکنیم. این سازمانها و اتحادیهها مرده به دنیا آمدهاند و ارزش واقعی ندارند. گاهی نسبت به آنها ارزش قائل میشویم آن هم بخاطر اینکه ممکن است اسباب وحدت شود، و این تنها دلیلی است که بخاطر آن ممکن است این سازمانها ارزش داشته باشند وگرنه تاکنون هیچ امیدی را نزد ملتهای عرب و اسلامی زنده نکرده است.
سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب باید منعکسکننده خواستههای ملت فلسطین باشد و نه رابط میان ملت فلسطین و اسرائیل و آمریکا باشد.
ایفای نقش واسطه و میانجی میان ملت فلسطین و اسرائیل و آمریکا توسط اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی از پستترین نقشهایی است که تاکنون ایفا کردهاند.