مترجم: علیرضا عبادتی
کشور من اکنون در آتش میسوزد. اکنون دیگر قانون اساسی حاکم نیست. قضات بر اساس بوالهوسی، دستگیر و یا از کار اخراج میشوند، رهبران سیاسی به زندان میافتند و کانالهای تلویزیونی از رفتن روی آنتن باز میمانند. فعالان حقوق بشر، قاضیها و سایر اعضای نهادهای مدنی طعم تلخ سرکوب یک رژیم ستمگر را تحمل میکنند. افراطیگری از امکانات و بسط و پیشرفت عظیم و قابل توجهی برخوردار شده است. همه اینها نتیجه کارهای یک مرد است: پرویز مشرف. او ابتدا مغز و هسته اصلی دموکراسی را در 12 اکتبر 1999 هدف قرار داد، زمانی که با نشانه رفتن اسلحه بر شقیقههایمان حکومت را از ما گرفت.
در حالی که دولت من با رأی مردم در انتخابات آزاد و منصفانه بر مسند قدرت نشسته بود. اما مشرف از محبوبیت من در پاکستان به قدری ترسید که مرا از کشورم تبعید کرد و اجازه بازگشت به من نداد. بعد از آن که امسال دیوان عالی پاکستان حق بازگشت مرا به کشورم اعطا کرد در ماه سپتامبر با هواپیما به سمت اسلامآباد پرواز کردم اما مشرف وقیحانه مانع ورودم به کشورم شد. مشرف سوم نوامبر امسال هم دوباره قلب دموکراسی را نشانه رفت. قانون اساسی را لغو و اعلان وضعیت اضطراری و حکومت نظامی کرد. برای مشرف قانون اساسی چیزی جز کاغذ پاره نیست و به راحتی میتوان آن را مچاله کرد و دور انداخت. وقتی که دیوان عالی پاکستان در مقابل مشرف ایستاد و قصد اعاده قوانین اساسی و بنیادین مردم را داشت؛ وی به تلافی، "افتخار محمد چودهری" رئیس دیوان عالی کشور را از مقامش عزل کرد. با این حال با جنبش موفق نهادهای مدنی، چودهری به مقام قبلی خود بازگشت اما مشرف باز هم به تلافی، حاکمیت قانون را به حالت تعلیق در آورد.
دیوان عالی کشور در حال تجدید نظر در مورد مشروعیت انتخاب رئیسجمهور با حفظ سمت ریاست ستاد مشترک ارتش بود اما پیش از آن که حکمی در این زمینه صادر شود مشرف کل قوه قضائیه را منحل اعلام کرد. اینها همه از آثار دیکتاتوری است. کلید حل مشکلات پاکستان در دستان دموکراسی است. مشرف امیدوار است که ملل دنیا تمامیتخواهی او را به هرج و مرجی ترجیح دهند که به ادعای او بعد از خروجش از قدرت بروز خواهد کرد. این دروغی است که آمریکا و سایر کشورهای غربی نباید قبول کنند. ستمگری هیچگاه جایگزین مناسبی برای آزادی نخواهد بود و برای دموکراسی هم جایگزینی متصور نیست. این عقیده مشرف که برگزاری انتخابات آزاد سبب به قدرت رسیدن افراطیها میشود به نفع هیچ کس جز خود او نیست و این عقیده را به این دلیل ابراز میکند که در دل غربیها رعب ایجاد کند.
اول، باید مردم فرصت پیدا کنند به فرد مورد اعتمادشان رأی دهند. حزب من، یعنی حزب "پاکستان مسلم لیگ" و حزب خلق پاکستان به رهبر بوتو از حمایت زیادی در سراسر کشور برخوردارند. هر دو حزب هم از نظام خودکامه و ناکارآمد ژنرال [مشرف] پویاتر و دوراندیشتر هستند.
دوم، اگر انتخابات آزاد و بدون جانبداری برگزار شود، دنیا خواهد دید که میانهروی در پاکستان پا خواهد گرفت. پاکستان کشوری میانهروست. این دیکتاتوری است که هیزم آتش افراطیگری را فراهم میکند. حق رأی را به مردم بازگردانید آن وقت نتیجه آن را خواهید دید. مشرف و مردانش به آزادی پشت کرده و تشنه قدرت هستند و حفظ قدرت را بر منافع مردم ترجیح دادهاند. آنها به این امید بستهاند که حکومت نظامی و اعلام وضعیت اضطراری موجب تداوم کنترل آنان بر قدرت شده و به همین دلیل چشمان خود را بر روی زیان ریشهای و بنیادی به پاکستان بستهاند.
آمریکا همیشه دوست پاکستان بوده است. این کشور دوست و همپیمان طبیعی و استراتژیک ماست. من هنوز روابط خوب خود با دولت بیل کلینتون در دورانی نخستوزیریام را به خاطر دارم. زمانی که تصمیم ناخوشایند سال 1999 مشرف در کارگیل، پاکستان را تا مرز رویارویی هستهای با هند پیش برد، من از طریق مشورت با کلینتون ورق را برگرداندم.
من به خاطر میآورم که کلینتون رئیسجمهور آمریکا گفت: "دنیا باید از نواز شریف تشکر کند که مانع رویارویی هستهای بین هند و پاکستان شد." کلینتون در سفر سال 2000 خود به پاکستان از دست دادن با مشرف و عکس گرفتن با او امتناع کرد. مردم هم این رفتار او را به حساب رفیقی گذاشتند که خیر و صلاح پاکستان را میخواهد. کلینتون با امتناع از معاشرت با دیکتاتور، دل مردم پاکستان را به دست آورد و آن سیاستی بود که باید ادامه مییافت. این سیاستی است که بهتر است امروز هم دنبال شود.
آمریکا نباید با حمایت از دیکتاتوری که تفنگ را به منطق ترجیح میدهد 160 میلیون پاکستانی را به حال خود رها کند. آمریکا باید ملت پاکستان را حمایت کند نه یک فرد را. آمریکا همچنین باید از فرآیند دموکراتیک در پاکستان حمایت کند. مردم پاکستان منتظر صدای بلند از آمریکا هستند که به وضوح به گوش دشمنان آزادی برسد. ژنرالها باید به پادگانها برگردند. قوه قضائیه نیز باید به همان وضعیت پیش از حکومت نظامی برگردد. راه دیگری پیش رو نیست. ما برای بازگشت دموکراسی اصیل در پاکستان تقلا میکنیم. زندانهای ما باید جای جانیان و قانونشکنان باشد نه سیاستمداران و قضات قانونمدار.
ارتش پاکستان باید مدافع آزادی مردم به رهبری افراد منتخب غیرنظامی باشد نه آن که در خدمت غاصبان قدرت و برای ایجاد حکومتی پلیسی قرار گیرد. مشکل اصلی مشرف است و او باید کنارهگیری کند- هم از ریاست ستاد مشترک ارتش و هم از ریاست جمهوری.
*نواز شریف دوبار نخستوزیر منتخب پاکستان بوده است. او اکنون در عربستان سعودی در تبعید به سر میبرد.