پروفسور حمید مولانا
«من رسماً اعلام میکنم که دوران مناسبات برخاسته از جنگ جهانی دوم و دوران اندیشههای مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطرهطلبی پایان یافته است.»
سومین سخنرانی دکتر احمدینژاد، رئیسجمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، چهارم مهر 1386.
دکتر احمدینژاد با این نوع جملات خود را با سایر سران کشورهای عضو سازمان ملل متحد متمایز میکند. او خواستار نواندیشی در روابط بینالملل است. آیا روابط انسانی و بشری، فردی، اجتماعی و غیره بین ملتها و فرهنگها و دولتها نباید چیزی بهتر و متفاوتتر و حتی بزرگتر و متعالیتر از الگوی کنونی روابط بینالملل باشد؟ آیا روابط بینالملل و دنیا را از دریچه قدرتهای بزرگ سیاسی، اقتصادی و حوادث سه قرن اخیر که در غرب ترسیم شده است باید در نظر گرفت، یا اینکه حداقل یک الگو و یک قرائت دیگر از روابط بینالملل فراسوی سیستم کنونی ملت ـ دولت داشته باشیم؟
از دیدگاه دکتر احمدینژاد «بشر از یک گردنه سنگین تاریخی عبور کرده است و دوران گرایش به توحید، پاکی، مهرورزی، احترام به دیگران، عدالت و صلحطلبی واقعی آغاز شده است.» عدالتخواهی، توحیدگرائی، تجدیدنظر بنیادین در سازمانهای بینالمللی، همبستگی برای صلح، و رابطه فرد و نهادهای انسانی، مانند خانواده، در روابط کنونی بینالمللی برخی از ابعاد اصلی تفکر و نواندیشی دکتر احمدینژاد را در این رشته تشکیل میدهد دیدار و گفتوگوی ایشان با بیش از 70 نفر از نخبگان دانشگاهی، علمی، سیاسی و رسانهای در سفر اخیر به نیویورک بسیار مهم و تاثیرگذار بود. دکتر احمدینژاد در این جلسه که بیش از سه ساعت طول کشید نظریات کنونی حاکم بر روابط بینالملل را زیر سؤال برد از نظر او «اشکال و ریشه برخی از مباحث به نوع نگاه به انسان، حقوق انسان، روابط بین انسانها، حقوق اجتماعی انسان و ارزشهای حاکم بر رفتار انسان و جامعه انسانی برمیگردد.»
به عبارت دیگر، جهان برای انسان خلق شده است وگرنه جهان معنی نداشت و خدا برای انسان نیز ماموریتی تعیین کرده است. یکی از آنها میل به کمال انسانی برای کشف دنیا، برای عدالت، برای صلحدوستی، و برای شناخت استعدادها و شکوفایی و بالندگی آنهاست. عقل، معیار سنجش است. پیامبران راه درست را برای انسان تعیین میکنند بین خداپرستان اختلافی نیست و انگیزه حقطلبی و کمالجوئی در ذات انسان است. از دیدگاه دکتر احمدینژاد «اگر نگاه ما عدالتمحور باشد؛ قانون و حق و عدالت برای همه، آن وقت ریشههای عصبانیت از بیخ کنده خواهد شد.» از اینکه دشمن عصبانی میشود ما نباید ناراحت شویم؛ فشارها را باید تحمل کنیم. از نظر او «دوران سلاح اتمی به پایان رسیده ولی انرژی هستهای لازم داریم.»
دههها است که نظریهها و سیاستگذاریهای روابط بینالمللی بر محور قدرت ملموس (مانند توپ و تفنگ، بمب اتمی، زر و ثروت و سرمایه و منافع شخصی و ملی هر کشور) میچرخد و این همان الگوی «رئالیسم» در کتابهای درسی و گفتمانهای روز است قرنها است که روابط بینالمللی نیز فقط بر روابط بین دولتها (نه ملتها و افراد و گروهها) و سازمانهای اقتصادی و سیاسی بینالمللی و بنگاههای بزرگ و غولآسای فراملیتی تکیه دارد گفتمان و سیاستگذاریهای بینالملل همچنین بر طبیعت و ذات بشری به عنوان حیوانی که تکامل پیدا کرده است مینگرد از متکفرانی مانند هابز گرفته تا داروین و فروید، اجتماع بشری یک صحنه مسابقه و کشمکش و یک جنگ پیشرفته برای بقا و تمایلات و شهوتهای گوناگون است. به طور دقیق در اینجاست که فقدان نواندیشی نه تنها به تعاریف ناقص امروزی مشروعیت میبخشد بلکه اینگونه مفاهیم، مبادی قدرتگرائی بازیگران روابط بینالملل شده است. دکتر احمدینژاد با بیانات خود عامل عدالت را جایگزین قدرت ملموس میکند، فرد را به روابط بینالملل متصل میسازد، و نظریات ذات و طبیعت بشری را در روابط بینالملل به چالش میطلبد.
شیوههای معمول نگرش به قدرت در چند دهه اخیر شدیداً به چالش طلبیده شده است و در واقع بیشتر ناکامیها و مشکلات ناشی از ناتوانی در پیشبینی رویدادهای گذشته و آینده، ریشه در این واقیعت دارد که قدرت عمدتاً در چارچوبهای قدیمی و معمولی مکتبهای رئالیسم غرب و یا اقتصاد سیاسی رادیکال مارکسیستی و غیره تعریف شده و این نظریات از سوی پدیده انقلاب اسلامی ایران بیش از هر رویداد دیگر مفاهیم قدرت موجود در ادبیات، سیستم بینالمللی را متزلزل کرده است. فروپاشی شوروی با داشتن هزارها بمب اتمی و شاخصهای قدرت ملموس یک شوک بزرگ به نظریهپردازان حاکم بر سیستم جهانی فرود آورده است. امروز براساس رویکردهائی که اتفاق افتاده و مشاهده میگردد میتوان به ابعاد قدرت در هر دو سیستم ملی و بینالمللی در دو مقوله مجزا اما متفق و به هم مرتبط منابع ملموس و ناملموس (سختافزاری و نرمافزاری) قابل دسترس برای عاملان نگریست.
ایمان، اعتقاد، باورها، دین، و ارتباطات انسانی برخی از نرمافزارهای قدرت هستند که حکمت و فضیلت در راس آنها قرار دارد. حضور قوای ناتو که در جنگ سرد با شورویها توسط آمریکا و اروپائیها به وجود آمده، در افغانستان و آسیا چه معنائی دارد؟ امروز نیروهای خارجی با استفاده از قدرت نظامی در باتلاقی که خود در عراق و سایر نقاط دنیا ایجاد کردهاند گرفتار شدهاند. از طرف دیگر، توسعه ارتباطات و اطلاعرسانی در دنیا تناقضات گفتاری و عملی بینالمللی را بیش از بیش برای افکار عمومی و مردم آشکار میکند.
در این چند هفته اخیر کتاب بسیار مفید و ارزندهای از مجموع سخنرانیها و بیانات دکتر احمدینژاد در سفر امسال ایشان به نیویورک و سازمان ملل متحد و نشستهایی که داشتهاند منتشر شده است. عنوان این کتاب «تجلی هویت ایرانی در نیویورک» است که تحت نظر مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری تهیه شده است. من مطالعه این کتاب را به همه علاقهمندان توصیه میکنم. اهمیت فراوان جریانات و تحولات دنیا بهویژه بیداری و نهضتهای مختلف در جهان اسلام ضرورت بازنگری در حوزه روابط بینالملل را در ساختار یک نواندیشی که دیدگاههای نظری و تئوریک را با جریانات و معادلات علمی و واقعی تطبیق دهد، ایجاب میکند. بر این اساس روابط بینالملل جدید، نواندیشی لازم داشته و لاجرم باید افق اندیشه را بهسوی وعده آینده نزدیک بگشاید. ما میتوانیم پیشگام این اندیشه و افق سیاسی و بینالمللی باشیم.