نازخند صبحی
واقعیت این است که نیاز به وحدت در بین مسلمانان و ترسیم جهان یکپارچه اسلام نیازی اصیل بوده که در طول تاریخ اسلام از سوی مسلمانان آگاه مورد توجه قرار گرفته است. در این برهه از زمان باید علما و دانشمندان مسلمان با آگاهسازی جوامع اسلامی آنها را نسبت به این نیاز مطلع سازند که این آگاهسازی منجر به تدوین منشور اسلامی بر پایه و اساسی محکم خواهد شد. در هر صورت انسجام اسلامی در حال حاضر یک نیاز واقعی و فوری است. ترکیب وحدت ملی و انسجام اسلامی نیز بر مبنای آنچه گفته شده ترکیبی کارآمد و موثر محسوب میشود که راه رسیدن به نقطه عزت و پایهداری را به مسلمانان نشان میدهد.
اعلام اتحاد ملی و انسجام اسلامی به عنوان شعار سال 1386 از سوی رهبری متضمن دو محور و مقوله اساسی در مسیر حرکت تکاملی نظام جمهوری اسلامی به شمار میآید.
ـ رویکرد داخلی و مربوط به مرزهای جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران و اقوام و گروههای اجتماعی و سیاسی موجود در درون آن
ـ رویکرد برونمرزی و معطوف به اتحاد و انسجام ملل مسلمان و امت واحد اسلامی است. شناخت شرایط حاکم بر فضای داخلی و برونمرزی، ما را در مدیریت هرچه موفقتر و پویاتر این امر یاری کرده و مجوزی برای ترویج دستاوردهای انقلاب اسلامی خواهد بود. واضح است که معمار انقلاب براساس درایت و درک عمیق و درست از شرایط داخلی و خارجی بویژه داخلی هر ساله با اعلام نامی برنامه و الگو کاری را در طول سال برای دولت و آحاد مردم طرحریزی مینمایند.
رهبری با این نامگذاری خواستهاند خطکشیها و چارچوبهای خودساخته احزاب و گروههای مختلف سیاسی را از سر راه بردارند تا کشور بتواند از تمام ظرفیتهای فکری، مالی و... ایرانیان داخل و خارج کشور استفاده تمام و کمال برد. در این میان برخی افراد و گروهها مسئولیت بسیار سنگینتری دارند.
صدا و سیما، امامان جمعه، نمایندگیهای رهبری، شورای نگهبان و نیروهای مسلح در اهتمام عملی به اتحاد و انسجام مسئولیت ویژهای دارا میباشند بویژه روحانیت مخاطب خاص و یک نهاد کاملا ریشهدار دینی و گسترده تاریخی با رسالتهایی تعریف شده از متن دین و شریعت به مسئله اتحاد و انسجام به عنوان یک رسالت این نظر را داشته باشند. ارزیابی دقیق مبتنی بر عقل و خرد جمعی از میزان رضایتمندی یا عدمرضایت مردم از وضعیت موجود یکی از شرایط ترویج دستاوردهای انقلاب اسلامی است.
بیشک برآورده شدن انتظارات اکثریت اقوام یا گروهها و اقلیتهای مذهبی و دینی که در به ثمر نشستن نهال انقلاب اسلامی نقش داشتهاند پایههای امنیت و ثبات اقتدار ملی را از استحکام قویتری برخوردار خواهد کرد. اگر این مشارکت به هر دلیلی کاهش یابد راه نفوذ اجانب جهت دخالت در سرنوشت ملی این ملت گشوده میشود و تلاش آنها را به منظور ایجاد بحران به خود معطوف کرده و امنیت ملی ما را خدشهدار خواهد کرد. اما در فضای آرام اتحاد و همبستگی ملی مطالبات آحاد ملت از هر دسته و گروه و مرام و مکتب در چارچوب قانون اساسی که متضمن حقوق حقه همه ملت ایران است پاسخ داده میشود. جمهوریت این نظام با تامین خواستههای مشروع ملت که در چارچوب قانون اساسی طرح میشود برآورده خواهد گردید و اسلامیت آن نیز بر پایه اعتقادات ریشهدار مردم ایرانزمین استوار خواهد شد.
لذا این واژه مکمل یکدیگر بوده و در تکاپوی پاسخ به نیازهای اساسی ملت میباشند و نباید هیچیک از این دو عنصر به فراموشی سپرده شده و یا یکی بر دیگر ترجیح داشته باشد. دستاوردهای عظیم ملت ایران در طول تاریخ ورای تمامی هزینههای پرداخت شده (جان، مال و...) ارزشی فراتر از اندیشه و سلیقه فرد یا گروه و یا جریانهای سیاسی یافتهاند. فلذا به پاس صیانت از این همه جانفشانی شایسته است که اتحاد ملی را جدیتر و ملموستر از همیشه گرامی بداریم تا وحدت این واژه مقدس تجلی عینیتر و باشکوهتری پیدا کند.
در این صورت میتوان امیدوار بود که ملت انقلابی ایران با تحمل تمامی ناملایمات بعد از انقلاب همچنان در کسب مدارج ترقی، توسعه، رفاه، آزادی و جمهوری اسلامی تاکید دارد.
ملت آزادیخواه ایران با شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی علاقمندیاش را به رهایی از استعمار و استثمار به پشتوانه انقلابی عظیم به ثبت رساند و اثبات کرد که بدون وابستگی به قدرتهای استکباری و با تکیه بر اعتقادات اصیل اسلامی و با درایت خویشتن میتوان مبارزهای نفسگیر اما پیروزمندانه را به نمایش گذاشت و به تمام مردم مظلوم جهان بهویژه مسلمانان ابلاغ کرد که میتوان با تأسی به ملت ایران برعلیه حکومتهای جبار قیام کرده حکومت اسلامی مبتنی بر اراده آحاد ملت برپا کرد و تولید صنعتی سوخت هستهای حاصل چنین فرایندی است و از چکاد این افتخار ملی آزادیخواهی به عزتطلبی و صلحدوستی را در سرتاسر گیتی از عمق جان فریاد کرد. در این راستا رسانهها رسالتی سنگینتر بر دوش دارند وحدت و اتحاد ملی موضوعی نیست که براحتی و بیتفاوتی از کنار آن توان گذشت، به اعتقاد نخبگان کلیه اقشار مردم باید پایبند این شعار و لوازم آن باشند.
پایبندی به ضرورت اتحاد ملی و لوازم آن
گام نخست در تقویت پایهها و مظاهر اتحاد و انسجام ملی و اسلامی ایمان به ضرورت و پایبندی به لوازم آن میباشد.
اتحاد یک ملت در برابر مشکلات و خطرات، مسئولیتها و اهداف و انسجام جامعه و دولت و بلکه امت و برای دستیابی به برنامه و آرمانها نیازی فراگیر و ثابت است. این مهم رسالت ایجاد و تقویت وحدت و گسترش و تعمیق انسجام و هماهنگی را پدید آورده و روحانیون و عالمان این مخاطبان اصلی و ویژه این رسالت میباشند. ایمان به این رسالت شرط راه است چرا که اگر صیغه اصلی برخی شعارها بعد تبلیغی آن است و طرح آن موضوعیت دارد اما امری که رسالت یک جامعه یا قشر و گروه به شمار میرود نمیتواند امری شعاری و ظاهری باشد.
اگر قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) را که رسالت تبلیغ دین و نشر شریعت را بر عهده دارد مومن به آنچه بر او نازل شده میشمارد از اینرو است که چه کسی شایستهتر از خود پیامبر(ص) به ایمانی که دیگران را به آن فرامیخواند؟ و هم از آنرو که تا ایمان به رسالت خود نداشته باشد چگونه میتواند دیگران را به آن فراخواند و به لوازم آن پایبند باشد؟
اگر استعمارگران سیادت و ریاست خود را در تفرقه ملتها میجویند اما باید ایمان داشته باشیم که راهی جز این اصل اسلامی نداریم و عزت و کرامت و بقای ما و حتی هدایت «ناس» و تبلیغ درست دین از این مسیر روشن ولی دشوار میگذرد.
دعوت به وحدت و انسجام منوط به ایمان به آن و پایبندی به لوازم آن است.
تبیین درست و تفسیر جامع
گام دیگر ارائه درست و تفسیر جامع این شعار و راهبرد اساسی است. اگر اصل اتحاد ملی و انسجام اسلامی درست تبیین نشود و در مقام عمل بر زمینهها و لوازم آن تاکید نگردد، تا جایی که هر کس خود را محور آن بداند و بشمارد، میتواند خود عرصهای برای تضعیف اتحاد و کمرنگی انسجام گردد. برای پدیداری اتحاد ملی نیاز به تفاهم ملی است. تفاهم همواره براساس محوریت عناصر مشترکی است که مورد پذیرش طرفهای متفاهم باشد. اتخاذ عناصر و اصول مشترک جز با تنازل از برخی امور فرعی امکان ندارد. اگر بنابراین باشد که همه راهها به «من» ختم شود قهرا تنازل مفهومی در حد لفظ باقی خواهد ماند. روحانیت هم باید مبانی، زمینهها و عوامل اتحاد و انسجام را باز نماید و هم به لوازم آن توجه دهد. و هم در مقام آسیبشناسی به چالشها و آفتهای فکری و اخلاقی آن را یادآور شود.
یک وجه آشکار خودپسندی و استکبار و جهل این است که اصل همه با من جایگزین شعار «همه با هم» شود و به جای تنازل و «تفاهم» مومنانه، تنازع جاهلانه شنید. اینها را باید برای جامعه بویژه آنان که از نفوذ و قدرت بیشتری برخوردارند باز گفت و مظاهر و مصادیق آن راه به گونهای که خود منشاء کشمکش نباشد نشان داد.
برای مردم، نه در برابر مردم
روحانیت نهادی است که در اصل همراه مردم است و نه در مقابل و طرف با آنان، از متن جامعه برخاسته در میان آنان زندگی میکند و باید شریک غم و شادی آنان باشد.
روحانیت تنها با جهل و ستم، نفاق و فساد و گناه دشمنان اسلام و ایران و کسانی که به منافع ملت پشت میکنند مخالفت دارد و به هیچ چیز به اندازه منافع اسلام و مسلمین نمیتواند بها دهد و این تعبیر دیگر از وجهه مردمی روحانیت است. یک ویژگی آشکار حضرت امام خمینی(ره) همین بود که بهرغم آن جایگاه رفیع و قدرت نفوذ در عمل چنان رفتار کرد که باور و درک عمومی جامعه، همواره او را در کنار و در متن خود میدید و احساس میکرد. اینکه قرآن کریم در فراخوانی جامعه جاهلی به پذیرش رسالت پیامبر اکرم(ص) از جمله این ویژگی حضرت توجه میدهد که پیامبری از خود شما یا پیامبری از میان خودشان، از جمله ناظر به همین ویژگی است که در متن جامعه و با هویت عناصری از توده مردم شکل گیرد.
روحانیت برای کردار و گفتار خود هر چقدر بر گسترده و ژرفایی این باور عمومی بیفزاید بیشتر میتواند مایه اتحاد جامعه و عامل انسجام نیروها و دستگاهها باشد.
اتحاد، طرح ملی
در زندگی هر مسلمانی جاذبه و دافعه یک اصل به شمار میرود. نظام سیاسی و اجتماعی نیز چنین است روحانیت هم از این اصل مستثنا نیست. اما به عللی در شرایط فعلی هر چند عارضی و مقطعی، روحانیت بیش از عامل دفع نیازمند عامل جذب است. یک پایه مهم ایجاد اتحاد و همدلی انسجام و همکاری اسلامی و نیز داشتن روحیه و رفتار و اخلاق خوب است. خاستگاه اصلی این اصل در نظام هدایت و ارشاد خلق، همان سبقت «رحمت» خداوند بر «غضب» او میباشد. انبیاء مظهر سبقت رحمت خدای تعالی بر غضب او بودند. عالمان دین نیز که ورثه پیامبرانند باید چنین باشند.
روحانیت عامل تقویت اتحاد و انسجام است. بعضا محور آن چون دارای شرح صدر و بردباری فکری و اخلاقی و رفتاری میباشد، در غیر این صورت فرد روحانی نخواهد بود. اتحاد که از آن سخن میرود، در محدوده مرزهای کشور یک طرح ملی و در عرصه جوامع اسلامی یک طرح فراملی است. در طرحهای ملی و فراملی، بخشی اندیشیدن و سهمخوهی منطقهای امری بیمعناست. باید دید مجموع در سطح موردنظر چه دستاوردی خواهد داشت.
اصل اتحاد و انسجام میبایستی رسالت نخست باشد و راهبرد «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» مبتنیبر شرح صدر و جذب است.
بهوش باید بود که تازهواردان و خودمحوران با چنین راهبری سازگاری نخواهند داشت، حتی اگر شعار سال باشد.
سخن آخر
این موضوع (اتحاد ملی و انسجام اسلامی) از آغاز انقلاب و پیروزی آن در نگاه رهبرکبیر انقلاب و نظام یک راهبرد مهم و یک رسالت اسلامی و انقلابی به شمار میرفته است نمیتوان به آن در محدوده یک شعار برای یک سال نگریست، اما این اعلام نشان از ضرورت نخست آن در شرایط کنونی دارد و طبیعتا تمام نیروهای انقلابی و اسلامی در داخل و خارج باید به این راهبرد بیش از پیش توجه داشته و پایبندی خود را به لوازم آن نشان دهند و نیز از هرگونه تفسیر به رای و نگاههای خودمحورانه، همراه با تنگنظری و نگاه منفعتطلبانه درباره آن پرهیز کنند.
در سایه اتحاد و انسجام باید جریاناتی که مانع همدلی و اتحاد مسلمانان بوده و جز خودمحوری و حذف دیگران به طرح دیگری نمیاندیشند منزوی شده و فرصت ظهور و بروز از آنان گرفته شود.
راهبرد «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» مبتنیبر شرح صدر و جذب است. تنگنظری و حذف نیروها از جمله با میدان یافتن تازهواردان و خودمحوری و حذف دیگران با چنین راهبردی سازگاری ندارد، حتی اگر شعار سال باشد. سزاست که اتحاد ملی را نیز جدیتر و ملموستر از همیشه گرامی بداریم تا وحدت این واژه مقدس تجلی عینیتر و با شکوهتری پیدا کند. در این برهه حساس وظیفه علما و دانشمندان و روشنفکران اقتضا میکند که راهکارهای موثر در جهت ایجاد وحدت ملی و انسجام اسلامی را پیش روی مسلمانان آگاه قرار داده و سپس منشور وحدت اسلامی را با توجه به نیاز اصلی جهان اسلام یعنی وحدت و انسجام طراحی نمایند.