جلال ثناقربانی
مقدمه:
در پی به اسارت درآمدن الداد رگوا (Regova Eldad) و اهود گلدواسر (Ehud Goldwasser) دو نظامی صهیونیست، ارتش اشغالگر قدس، تهاجمی نظامی را که از حدود یک سال پیش به نظور نابودی حزبالله طراحی و آماده کرده بود به مرحله اجرا گذاشت.
«سیر دگرگونی» عنوانی بود که اسرائیل برای این عملیات گسترده برگزیده بود. در مقابل حزبالله لبنان مقاومت دلیرانه «الوعد الصادق» وعده صادقانه را به نمایش نهاد.
این جنگ از ابعاد و سطوح مختلف قابل بررسی است. هدف این مقاله بررسی این جنگ از زاویه شکست نیروهای ویژه ارتش رژیم صهیونیستی است. مقاومت دلیرانه و رزم عاشورایی فرزندان معنوی حضرت روحالله(س) و مردان نصرالله در جنوب لبنان بر این حقیقت قرآنی صحه نهاد که «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذنالله.» (بقره 249)
">جلال ثناقربانی
مقدمه:
در پی به اسارت درآمدن الداد رگوا (Regova Eldad) و اهود گلدواسر (Ehud Goldwasser) دو نظامی صهیونیست، ارتش اشغالگر قدس، تهاجمی نظامی را که از حدود یک سال پیش به نظور نابودی حزبالله طراحی و آماده کرده بود به مرحله اجرا گذاشت.
«سیر دگرگونی» عنوانی بود که اسرائیل برای این عملیات گسترده برگزیده بود. در مقابل حزبالله لبنان مقاومت دلیرانه «الوعد الصادق» وعده صادقانه را به نمایش نهاد.
این جنگ از ابعاد و سطوح مختلف قابل بررسی است. هدف این مقاله بررسی این جنگ از زاویه شکست نیروهای ویژه ارتش رژیم صهیونیستی است. مقاومت دلیرانه و رزم عاشورایی فرزندان معنوی حضرت روحالله(س) و مردان نصرالله در جنوب لبنان بر این حقیقت قرآنی صحه نهاد که «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذنالله.» (بقره 249)
اهمیت نیروهای ویژه در جنگهای مدرن و پست مدرن
در جنگهای معاصر و فرامدرن، نیروهای ویژه از جایگاه خاص و ممتازی برخوردارند. از آنجایی که در ارتش و جنگهای مدرن مسیر حرکت تحولات نظامی از کمیت به سوی کیفیت است تنها نیروهایی توان حضور و قدرتنمایی در عرصه نبردهای امروز را مییابند که «دانایی و دلیری» و «تخصص و رزمندگی» را با هم جمع کرده باشند. به قول «آلوین تافلر: جنگ مدرن نیاز به سربازان دانایی دارد.»
در ساختارهای نظامی مدرن، کمیت دیگر ملاک دقیقی نیست. این کیفیت است که تعیینکننده تلقی میشود. به طور عمده شعار «کوچک زیباست» در این سطح بیانکننده تلقیاتی است که به لحاظ نظری بر ساختارهای ارتشهای امروز تسلط یافته است. آنان رزمندگانی هستند که با اتکا به توان فیزیکی و مهمتر از آن توان ذهنی و فکری خود میجنگند؛ یعنی نگاهی قائم به خود دارند. این سربازان بیش از آنکه به ابزار و ادوات جنگی متکی باشند به «خود» متکی هستند. ناگفته پیداست که «ایمان و انگیزه» در این میان چه نقش تعیینکنندهای میتواند داشته باشد. با تحولات عمیق نظری و ساختاری در حوزه جنگ، نیروهای ویژه اهمیت بیشتری یافتهاند. از جمله این تحولات تبدیل شدن جنگ نامتقارن به یک گفتمان جهانی در حوزه نظامی و تاسیس نظریه «منازعات کم شدت» است. نیروهای ویژه با توجه به ویژگیهای خاص خود در این دو گفتمان نظری اهمیت خاصی یافتهاند. نیروهای ویژه قادرند بدون تمرکز فرماندهی، جنگ ویژه (عملیات نامنظم، پدافند داخلی و عملیات روانی) را در محیطهای مختلف جغرافیایی (کویر، بیابان، جنگل، کوهستان و شهر) به صورت آشکار، نیمه پنهان و پنهان و در زمان جنگ، صلح و نه جنگ و نه صلح به انجام رسانند.
واحدهای کوچک نیروهای ویژه در بسیاری از موارد (نه در همه) جای یگانهای رزمی بزرگ و حجیم را گرفتهاند.
نیروهای عملیات ویژه در تاریخ ارتش رژیم صهیونیستی به دلایل مختلف نقش خاص، بلکه ممتازی داشتهاند. از جمله این دلایل میتوان به «کمبود نیروی انسانی»، «احساس ترس دائمی»، «دکترین امنیتی بازدارندگی»، «استراتژی نظامی جنگ پیش دستانه»، «فقدان عمق استراتژیک» و «دکترین جنگ برقآسا» اشاره کرد.
نیروهای نظامی رژیم اسرائیل در چارچوب دکترین جنگ برقآسا و استراتژی «ضربه کوبنده» به نیروهای ویژه خود جایگاه خاص و ممتازی دادهاند.
این نیروها در تمام جنگهای اسرائیل و حتی عملیاتهای خاص (همانند عملیات انتبه و سپتامبر سیاه) که به آن اشاره خواهد شد در حکم پیشتازان نبرد و نخبهترین واحدهای مرزی این رژیم بودهاند. به همین جهت طراحی «دکترین عملیات ویژه» و یک استراتژی خاص نیروهای ویژه از اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 میلادی در دستور کار ارتش صهیونیستی قرار گرفت. تلاش بر این بود که این دکترین، یک شیوه منحصر به فرد جنگیدن را (براساس مختصات ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک نظامی و رزمی اسرائیلی و وضعیت دشمنان اسرائیل) طراحی و عملیاتی کند. این دکترین طراحی و برای نزدیک به چهار دهه در گونههای مختلف اجرا شد. دکترین «کیدون» ناظر بر این مسئله بود که نیروهای ویژه در حکم سرنیزه ارتش صهیونیستی هستند و همچون یک سرنیزه با رخنه و نفوذ در عمق قلمروی دشمن طی یک حمله سریع و غافلگیرکننده با وارد کردن ضربهای عمیق و کاری به قلب دشمن آن را از پای درآورند. یکی از دلایل پیروزی رژیم صهیونیستی در جنگهای خود با ارتشهای عربی و سازمان آزادیبخش فلسطین استفاده دقیق و هوشمندانه از نیروهای ویژه ارتش اسرائیل طی دهههای 60، 70 و 80 بوده است. نیروهای ویژه اسرائیل در جنگ با الفتح و سازمان آزادیبخش فلسطین حکم ستون فقرات استراتژی نبرد اسرائیل را یافت.
جوخههای متشکل از نیروهای ویژه که از جمله زبدهترین و بیرحمترین نیروهای عملیاتی هستند با کمک به تشکیلات امنیتی به ترور و قتل دشمنان اسرائیل میپردازند. از جمله این ترورها میتوان به ترور رهبران گروه سپتامبر سیاه پس از حادثه المپیک مونیخ در سال 1972 طی عملیاتی با نام «خشم خدا» اشاره کرد که استیون اسپیلبرگ بر مبنای آن، فیلم مونیخ را در سال 2005 ساخت.
همچنین ترور شهید فتحی شقاقی در مالت، ترور ناموفق خالد مشعل در اردن و ترور شهید مهندس یحیی عیاش از این سری عملیات هستند.
گروه اخیر در حکم نیروهای ویژه شاباک (سرویس امنیت داخلی اسرائیل) اخیراً ترور شهید شیخ یاسین (رهبر معنوی حماس) و شهید دکتر عبدالعزیز رنتیسی را برعهده داشتهاند.
فرماندهان ارتش صهیونیستی همواره به کارنامه درخشان نیروهای ویژه خود بالیدهاند واقعیت نیز این است نیروهای کیدون همواره کارنامه ممتازی از خود به جای گذاشتهاند. اما با این وجود نیروهای ویژه اسرائیل، در یک صحنه نبرد نتوانستهاند هیچ دستاورد شاخص نظامی کسب کنند و صدمات بزرگی نیز نوش جان کردهاند. آن صحنه، نبرد با حزبالله بوده است. فرماندهی نیروهای ویژه در جنگ 33 روزه برعهده سرتیپ دوم «یوسی هلمن» بود. او با شکست سنگین اسرائیل از چریکهای مقاومت اسلامی حزبالله از کار بر کنار شد و سرتیپ دوم «یوسی باخار» به جای وی فرماندهی نیروهای ویژه چترباز و پیاده را برعهده گرفت.
نیروهای کیدون1 در نبرد با حزبالله
نیروهای اسرائیلی برای اولین بار طی «عملیات لیطانی» به اشغال لبنان تا حاشیه رود لیطانی پرداختند. این حمله باعث کشته شدن هزار و آواره شدن 250 هزار لبنانی شد. اما هیچ مقاومت جدی و قابل ذکری در مقابل این حمله صورت نگرفت.
دومین حمله در سال 1382م صورت گرفت. ارتش رژیم صهیونیستی طی سه روز وارد پایتخت لبنان شد. ارتش لبنان، چریکهای فلسطینی و جنبش امل مقاومتی نکردند. اما اولین مقاومت ضداشغالگری در منطقه «خلده»، «دانشکده علوم» و «ضاحیه» صورت گرفت.
این مقاومت توانست طی 42 روز جلوی ورود ارتش اسرائیل به جنوب بیروت را بگیرد. این مقاومت را جوانان شیعهای هدایت میکردند که خود را پیرو امام خمینی(ره) رهبر انقلاب اسلامی ایران میدانستند.
در 23 سپتامبر 1983م، 241 تفنگدار آمریکایی در ساختمان مرکزی ارتش آمریکا در بیروت در یک حمله استشهادی، کشته شدند. در 4 نوامبر 1983، مقر اصلی نظامیان اسرائیلی توسط شهید احمد قصیر به طور کامل منهدم شد. این عملیاتها باعث خروج نیروهای آمریکایی و اروپایی از لبنان و عقبنشینی اسرائیل تا پشت کمربند امنیتی شد. جنوب لبنان در دهه نهم قرن گذشته شاهد دو حمله گسترده نظامی اسرائیل بود. رژیم صهیونیستی با هدف ایجاد زمین سوخته در مقابله با عملیاتهای پی در پی مقاومت اسلامی حزبالله در سال 1993م طی عملیاتی با نام «تسویه حساب» وارد جنوب لبنان شد. عملیات وحشیانه اسرائیل ضربههای سختی را برای خود این رژیم در پی داشت. 23 کشته و 67 زخمی.
آوریل 1996م با عملیات «خوشههای خشم» و کشتار قانا همراه بود. تمام کوششهای اسرائیل در این جنگ 16 روزه نتوانست جلوی پرتاب موشکهای کاتیوشا را بگیرد. توافقنامه آوریل با میانجیگری ایران، سوریه، فرانسه و آمریکا، باعث پایان جنگ شد. این توافقنامه برای اولین بار حق مقاومت را برای مبارزه با اشغالگری به رسمیت شناخت.
کیدون و دکترین عقاب و افعی (2000 ـ 1996م)
طی سالهای 1996م تا 2000م که نبرد میان مقاومت اسلامی و اسرائیل پیچیدهترین و دشوارترین صورت ممکن را به خود گرفته بود، اسرائیل طی یک باز تعریف از دکترین کیدون با استراتژی جدیدی از این دکترین با عنوان «استراتژی عقاب و افعی» نیروهای ویژه خود را در حکم بازوی استراتژیک نبرد با حزبالله قرار داد.
سید حسن نصرالله بارها پس از جنگ آوریل 1996م اعلام کرده بود درست است که اسرائیل مالک آسمان است اما حزبالله مالک زمین است. این استراتژی قرار بود با کمک نیروی هوایی برتر اسرائیل، برتری زمینی حزبالله را از بین ببرد. ریشه این استراتژی جدید به پروژه تحقیقاتی استراتژی جدید نبرد با حزبالله باز میگردد که توسط ارتش اسرائیل به «مرکز مطالعات استراتژیک بگین ـ سادات» در سال 1997م سفارش داده شده بود.
این پروژه توسط یکی از کارشناسان و افسران سابق نیروهای ویژه اسرائیل به نام «ساموئل گوردون» صورت گرفت و در نهایت «جنگ هوابرد ضدچریکی» را توصیه کرد.
این استراتژی به تاسیس یک نیروی ویژه هوابرد که صرفاً برای جنگهای ضدچریکی آموزش ببیند اشاره داشت. این نیروی هوابرد باید با حمایت تمام عیار نیروی هوایی و واحدهای هوانیروز به صورت ضربتی عملیاتهای خود را با استفاده از دست برتر اطلاعاتی به اجرا در آورد.
این استراتژی تحت تاثیر یک شکست بسیار مهم، خیلی زود به کما رفت. این شکست عملیات «انصاریه» در پنجم سپتامبر 1997م بود. ارتش اسرائیل در یک عملیات بسیار مهم و محرمانه یک واحد کماندویی از بهترین کماندوهای خود را که به واحد «ایگون» معروف است، مامور ربودن یکی از فرماندهان نظامی حزبالله در شهرک انصاریه در جنوب لبنان نمود. این واحد کماندویی از راه دریا وارد جنوب لبنان شد و با نفوذ در عمق خاک لبنان خود را به شهرک انصاریه رساند. اما در این محل در تله مینگذاری شده حزبالله افتاد. دوازده تن از نیروهای ویژه ارتش اسرائیل کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدند. عملیات انصاریه از لحاظ تاکتیکهای نظامی و اطلاعاتی حزبالله، ضربه بیسابقهای به ارتش اسرائیل بود. به لحاظ نظامی نیروهای ویژه اسرائیل هیچ گاه در یک عملیات کماندویی، چنین تلفاتی ندیده بودند و هرگز چنین دست خالی برنگشته بودند. نکته مهمتر شکست اطلاعاتی اسرائیل بود. زیرا این عملیات براساس اطلاعاتی که یکی از جاسوسان اسرائیلی مبنی بر حضور یکی از فرماندهان نظامی حزبالله در شهرک انصاریه داده بود، انجام شد.
پس از افتادن کماندوهای اسرائیلی در تله حزبالله مشخص شد که این جاسوس، در واقع مامور اطلاعاتی حزبالله بوده است!
با فرار اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000م، مشت آهنین اسرائیل در مقابل سندان مقاومت شکسته شد.
شکست نیروهای ویژه اسرائیل در جنگ سی و سه روزه
به بهانه اسارت دو سرباز اسرائیلی، در جولای 2006م، ارتش اسرائیل یک هجوم سراسری را به لبنان تحت عنوان «سیر دگرگونی» آغاز نمود. عملیاتی که قرار بود سرآغاز دومینوی تغییرات در خاورمیانه باشد. جنگی نیابتی که اسرائیل به نیابت از آمریکا برعلیه حزبالله آغاز کرد. جنگ قرار بود طی چند روز پایان یابد اما مسیر دگرگونی آن چنان به ضرر اسرائیل پیش رفت تا اینکه این رژیم را مجبور کرد مرکز ثقل استراتژی جنگی خود را برعهده نیروهای کیدون بگذارد.
در تمام جنگهای اسرائیل، سرّالاسرار توفیقات نظامی اسرائیل را «دست برتر اطلاعاتی» و «اشراف کامل خبری» دانستهاند. رژیم صهیونیستی به مدد سرویسهای اطلاعاتی خود بویژه واحد اطلاعات نظامی خود، «آمان» توانسته بود با اشراف کامل بر نقاط ضعف و قوت دشمن به خوبی از آنها بهره ببرد. اما این مقوله در جنگ سی و سه روزه صورت دیگری به خود گرفت.
ارتش اسرائیل با استفاده از گردانهای اطلاعات و شناسایی نیروی زمینی موسوم به «شاهان» استفاده از شبکههای جاسوسی گسترده خود در لبنان و استفاده از ماهوارههای نظامی افق 1 تا 6 تصور میکرد از حزبالله و توان نظامی آن همه چیز را میداند.
اسرائیل گمان میکرد با بمباران تمام نقاط استراتژیک و شناسایی شده حزبالله چون ستاد مرکزی آن، ساختمان المنار، خانه سیدحسن نصرالله و دیگر فرماندهان حزبالله، کار حزبالله تمام خواهد شد. غافل از اینکه حزبالله، پختهتر و ورزیدهتر از آن است که به راحتی به دام بیافتد. حزبالله در این جنگ به ارتش اسرائیل فهمانده که از حزبالله و توان نظامی مقاومت اسلامی چیزی نمیداند.
البته تاکتیکهای اسرائیل در جنگ سی و سه روزه بسیار خوب و حرفهای طراحی شده بودند. تاکتیک اسرائیل، ناظر بر پیادهسازی نیروهای ویژه اسرائیل به وسیله «هلیبرد» در پشت نیروهای مقاومت اسلامی به شکل تارهای عنکبوتی بود. این شیوه برای کشتن یا اسیر کردن نیروهای حزبالله بسیار دقیق و فنی طراحی شده بود. اما از یک مشکل بزرگ رنج میبرد. فقدان اطلاعات صحیح دربارۀ تعداد و ساختار تاکتیک جنگی، پشتیبانی، سیستم کنترل و فرماندهی و... چریکهای حزبالله.
این گونه بود که ورزیدهترین و زبدهترین نیروهای ویژه اسرائیل در واحدهای «گولانی» و «ایگوز» باید با چریکهایی میجنگیدند که از آنان هیچ نمیدانستند. در محافل رسانهای و نظامی، این جنگ به «جنگ اشباح» شهرت یافت.
در جنگ اشباح، حزبالله با استفاده از بدیعترین و پیچیدهترین شیوهها و تاکتیکهای جنگی در چارچوب استراتژی جنگ چریکی نیروهای کیدون و به طریق اولی، ارتش اسرائیل را به شکست کشاند. امروزه شیوههای جنگ حزبالله ناشناختهترین شیوههای جنگی چریکی است و شگفتی فرماندهان، استراتژیستها و متخصصین نظامی جهان را برانگیخته است.
به قول روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» یک لشکر زرهی و دو تیپ گولانی و هوابرد اسرائیل دو هفته تمام در بنت جبیل، اسیر دستان تنها 50 چریک حزبالله بودند و این از عجایب جنگهای تاریخ معاصر است.
چهارمین قدرت نظامی جهان و نیروهای ویژه آن اسیر دستان رزمندگان شبحوار حزبالله بودند. رزمندگان حزبالله، سایهوار چنان کردند که چهارمین قدرت نظامی جهان مجبور شد فرماندهی در صحنه خود را در حین جنگ برکنار کند و فرمانده جدید برگزیند. چیزی که در تاریخ اسرائیل بیسابقه بوده است. نیروهای ویژه اسرائیل در بنت جبیل، مادون الرس، عشرون، بعلبک، مرهبیون و... بارها شکست سنگینی از حزبالله خوردند.