طرح «خاورمیانه بزرگ» که بعدها به «خاورمیانه جدید» تغییر نام داد، اساس سیاست آمریکا را در این منطقه تشکیل میدهد و واشنگتن برای اجرایی کردن این سیاست به هر شیوه ممکن اقدام میکند.
با توجه به نگاه دولتمردان آمریکایی در مورد تکقطبی بودن نظام بینالمللی در عصر جدید و تلاش آنها برای تثبیت این نظام یا هژمونی، کاخ سفید تلاش خواهد کرد از ظهور قدرتهای رقیب عمده در سطح جهانی یا منطقهای جلوگیری کند.
در میان کشورهای منطقه آثار مخرب سیاستهای دوگانه آمریکا بیش از همه گریبانگیر جمهوری اسلامی ایران شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر سیاستهای تهران نسبت به واشنگتن و دارا بودن موقعیت استراتژیک عالی در منطقه، کشورمان همواره تبدیل به مانعی در پیشبرد سیاستهای آمریکا در منطقه شده است.
کاخ سفید در این سالها از روشهای متعددی در زمینههای مختلف جهت تضعیف دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده است. در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب با استفاده از تحریک در زمینههای مختلف و تداوم آن تاکنون، استفاده و حمایت از گروهک تروریستی منافقین در عملیاتهای تروریستی و نیز پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و... از صدام رئیسجمهور مخلوع عراق در جنگ 8 ساله، سعی در براندازی دولت اسلامی ایران داشته است.
عدمکارایی این سیاستها دولتمردان واشنگتن را بر آن داشت که دستکم از پیشرفت ایران در زمینههای مختلف ممانعت به عمل آورند که در سالهای اخیر اعمال سیاست دوگانه در پرونده هستهای ایران نمونه بارز آن است.
موسسه مطالعاتی سیاست بینالملل واشنگتن نیز بتازگی در گزارشی اعلام کرده برنامه هستهای ایران در واقع دستاویز دولت آمریکا برای جلوگیری از پیشرفت اقتصادی این کشور است. این موسسه مطالعاتی موقعیت ممتاز ایران در عرصه انرژی، توانایی ایران در انتقال نفت خزر به خلیج فارس، مبادله نفت بر حسب یورو و احداث خط لوله گاز به هند و پاکستان را از دلایل اصلی مخالفت آمریکا با برنامه هستهای ایران بر شمرده است.
برخورد آمریکا با فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران را به جرات میتوان اوج سیاستهای دوگانه واشنگتن دانست. جمهوری اسلامی ایران با وجود احترام گذاشتن به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی)، همکاری همهجانبه با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و حتی مواردی فراتر از آن، انجام بیش از 2 هزار نفر روز بازرسی بازرسان آژانس از تاسیسات هستهای و نظامی و عدماثبات غیرصلحآمیز بودن فعالیتهای هستهایاش همواره از سوی آمریکا و متحدانش در مظان اتهام مبنیبر غیرصلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای خود قرار دارد.
معیارهای دوگانه آمریکا و کشورهای اروپایی در قبال برنامه غنیسازی ایران و سایر کشورهایی که در این زمینه فعالیت میکنند نشان میدهد تمکین در قبال خواستههای آنها مجوزی برای داشتن انرژی هستهای است.
ایران بیش از 2 قرن است که به هیچ کشوری تعرض نکرده و هیچ مستندی هم وجود ندارد که نشان دهد ایران در مسیر ساختن سلاح اتمی است و مهمتر آنکه گزارش تهیه شده توسط آکادمی ملی علوم آمریکا نشان میدهد ایران با پایان یافتن ذخایر نفت و گاز طبیعی خود نیازمند انرژی هستهای خواهد بود.
در حال حاضر بیش از 400 رآکتور هستهای در جهان وجود دارد که 17 درصد برق جهان از آن تولید میشود و آمار و ارقام نیز حاکی است تا سال 2014 جهان شاهد وجود 500 رآکتور هستهای خواهد بود که بیش از 400 هزار مگاوات برق تولید میکنند.
کشورهای آرژانتین، ارمنستان، بلژیک، برزیل، بلغارستان، کانادا، چین، جمهوری چک، فنلاند، فرانسه، آلمان، مجارستان، هند، ایتالیا، ژاپن، قزاقستان، کرهشمالی، کرهجنوبی، لیتوانی، مکزیک، هلند، پاکستان، رومانی، روسیه، آفریقای جنوبی، اسلواکی، اسلونی، اسپانیا، سوئد، سوئیس، تایوان، اوکراین، انگلیس و آمریکا در حال استفاده از نیروگاههای هستهای یا در حال ساخت آن هستند.
جمهوری اسلامی ایران در این سالها علاوه بر انجام هرگونه عملکرد داوطلبانه در چارچوب معاهدات بینالمللی و حتی فراتر از آن، همواره پیشنهادهای متعددی را ارائه کرده است تا تضمین کند برنامه هستهای غیرنظامی ایران کاملا و مطمئنا صلحآمیز باقی خواهد ماند. محمدجواد ظریف نماینده سابق ایران در سازمان ملل این پیشنهادها را در یادداشتی در روزنامه لسآنجلس تایمز چنین بر میشمارد:
ـ ایران در 23 مارس 2005 یک بسته پیشنهادی راهبردی و جامع به فرانسه، آلمان و بریتانیا ارائه کرد. این بسته شامل تصویب رسمی یک قانون بازدارنده در ایران در مقابل «ساخت تسلیحات اتمی، خروج از انپیتی یا اخلال در امر بازرسیهای شبانهروزی آژانس بینالمللی انرژی اتمی» و همچنین شکلگیری روابط براساس احترام متقابل بین طرفین در همکاریهای هستهای گسترده اقتصادی، سیاسی و ضدتروریسم در مقابل «به رسمیت شناختن حق ایران برای برخورداری از یک برنامه هستهای صلحآمیز» بود. اما با وجود اشتیاق اولیه، کشورهای اروپایی ظاهرا به دلیل مخالفت آمریکا از گفتگو بر سر این پیشنهاد خودداری کرده و دوباره بر ادامه تعلیق نامحدود پافشاری کردند.
ـ در 18 جولای 2005 ایران پیشنهاد کرد برای رفع نگرانیهای موجود، آژانس بینالمللی انرژی اتمی این اجازه را پیدا کند که تعداد بازرسیهای خود از تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را افزایش داده و مکانیسم مانیتورینگ این تاسیسات را توسعه دهد و در مقابل ایران فقط فعالیتهای غنیسازی را بهطور محدود در نظنز از سرگیرد، بهگونهای که نیازهای ما و هم نگرانیهای (غرب) برطرف شود. این پیشنهاد حتی مورد بررسی نیز قرار نگرفت.
ـ در 17 سپتامبر 2005 ایران آمادگی خود را برای حضور و مشارکت فعال نهادهای خصوصی و دولتی کشورهای دیگر در فعالیتهای غنیسازی اورانیوم خود مطرح کرد، این طرح بیشترین میزان شفافسازی در این حوزه را امکانپذیر میساخت اما این پیشنهاد نیز رد شد.
ـ در 30 مارس 2006 ایران پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای برای توسعه فعالیتهای مرتبط با چرخه سوخت بین کشورهای خاورمیانه و اطراف آن را مطرح کرد به گونهای که حق مالکیت دسته جمعی و تقسیم عواید ناشی از برنامه براساس میزان حضور شرکا بهطور کامل لحاظ شود. هیچکس (در غرب) توجهی به این پیشنهاد نکرد و به آن پاسخ نداد.
ـ در طول ماههای سپتامبر و اکتبر 2006 و در جریان گفتگوهای بین مذاکرهکنندگان اتمی ایران و اتحادیه اروپایی، تهران پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم بینالمللی در خصوص غنیسازی را مطرح کرد. این پیشنهاد هر چند با استقبال اولیه طرف اروپایی همراه و بسیار جدی گرفته شد، ولی اندکی بعد به شکلی نامناسب رد شد و در عوض اروپاییها و آمریکاییها یکبار دیگر بر تعلیق غنیسازی تاکید کردند.
بعد از آن در این مدت پیشنهادهای مختلف دیگری از سوی دولتها و یا شخصیتهای برجسته و تاثیرگذار بینالمللی مانند دولت سوئیس، محمد البرادعی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و... ارائه شده اما هر کدام به انحاء مختلف از سوی آمریکا و اروپا رد شده است که تمامی آنها را میتوان در چارچوب همین معیارهای دوگانه آنها مورد ارزیابی قرار داد.
آمریکا در حالی با ایران در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای برخورد میکند که از یکسو سوخت و فناوری اتمی در اختیار هند به عنوان یک کشور غیرعضو معاهده انپیتی قرار میدهد که تاکنون نیز مخفیانه چندین سلاح هستهای ساخته و آن را نیز آزمایش کرده است و از سوی دیگر در قبال غنیسازی اورانیوم و فعالیتهای هستهای برزیل که عضو معاهده انپیتی نبوده و مانع از بازرسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی از تاسیسات هستهای خود شده، سکوت کرده است.
حمایت آمریکا از اسرائیل به عنوان دارنده سلاح اتمی و پافشاری این رژیم بر نپیوستن به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای نمونه بارز سیاستهای دوگانه آمریکاست. نشریه هستهای بیولوژیکی و دفاعی شیمیایی «جین» در جدیدترین برآورد خود اعلام کرد که اسرائیل ششمین دارنده تسلیحات هستهای دنیا است که چیزی بین 200 تا 300 کلاهک هستهای دارد.
«جان الدریج» سردبیر نشریه «جین» گفت که این اطلاعات براساس ظرفیت تولیدی اسرائیل است و همچنین گفته میشود زرادخانه هستهای اسرائیل به لحاظ کمیت و کیفیت با آنچه در فرانسه و انگلیس وجود دارد قابل مقایسه است.
اسرائیل در بیش از نیم قرن گذشته همواره جنایات فراوانی را علیه مردم فلسطین و لبنان مرتکب شده که علاوهبر جنایات روزانه این رژیم در سرزمینهای اشغالی فلسطین جنگ 33 روزه لبنان و کشتار زنان و کودکان در قانا به وسیله بمبهای خوشهای ساخت آمریکا را میتوان یکی از جنایات ماندگار این رژیم برشمرد.
در این مدت دولت واشنگتن با سکوت خود و جلوگیری از صدور قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل علیه اسرائیل بر حمایت مادی و غیرمادی خود از اسرائیل سنگ تمام گذاشت و در پایان بر اثر فشارهای بینالمللی قطعنامهای به نفع اسرائیل صادر شد.
اسرائیل نه تنها هیچ مشکلی با سازمان ملل ندارد بلکه تبدیل به یک شریک بسیار مهم همهجانبه برای واشنگتن شده است و اگر یکی از اقدامات اسرائیل از سوی ایران انجام گرفته بود آیا شورای امنیت باز اینگونه سکوت میکرد؟
سیاستهای دوگانه آمریکا محدود به اسرائیل، هند و برزیل نیست بلکه پاکستان و مصر و کرهجنوبی نیز از حمایتهای واشنگتن در زمینه فعالیتهای هستهای خود برخوردارند. اواخر سال 85 بود که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد وانشگتن از ابتکار مصر برای آغاز برنامههای هستهای برای تولید انرژی هستهای استقبال و حمایت میکند.
وی در مواضعی آشکارا، متضاد و دوگانه با تاکید بر اینکه همه کشورهای عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای حق دارند برنامههای صلحآمیز هستهای داشته باشند، اظهار داشت: واشنگتن آماده است کمکهای فنی و تکنولوژی مورد نیاز مصر را در اختیار این کشور قرار دهد.
مصر به طور طبیعی از متحدان آمریکا محسوب میشود و سالانه از صدها میلیون دلار کمک بلاعوض نظامی واشنگتن همانند اسرائیل برخوردار میشود و امسال نیز آمریکا سخاوت بیشتری به خرج داده و 13 میلیارد دلار به مصر اختصاص داده است.
ناظران بینالمللی بر این عقیدهاند که سیاستهای دوگانه آمریکا دو درس مهم را به جمهوری اسلامی ایران میدهد. اول اینکه اگر به اندازه کافی در برابر آمریکا مقاومت کند، این کشور از موضع خود کوتاه خواهد آمد و دیگر اینکه معاهدات بینالمللی را که کشورهای استعمارگر تاسیس کردهاند نباید جدی گرفت زیرا آمریکا در تعامل با کشورهایی که برایش مهم هستند تعهدات خود را نادیده میگیرد.