سعید کوشافر Saeed /kooshafar@yahoo.com
گروه اقتصادی: رشد نقدینگی از جمله معضلاتی است که در دوره کنونی گریبانگیر جامعه شده و پیامدهای آن از جمله تورم دامنگیر بسیاری از اقشار به ویژه دهکهای پایین درآمدی جامعه شده است.
رشد نقدینگی که بنا بر آخرین آمار به 140 میلیارد تومان رسیده، باعث میشود تا بسیاری از سیاستهای اقتصادی عقیممانده یا در عمل با مشکل مواجه شود.
از طرفی با توجه به افزایش بهای جهانی نفت و رشد اجرای پروژهای عمرانی و البته افزایش حقوق و دستمزدها برای رسیدن به یک عدالت اجتماعی خود بهطور مستقیم و غیرمستقیم به افزایش نقدینگی در جامعه دامن میزند. این عوامل در جمع باعث شده برخی به این نتیجه برسند که کشور ما با بیماری هلندی دست به گریبان است.
بیماری هلندی به وضعیتی اطلاق میشود که در نتیجه افزایش ناگهانی درآمدهای ارزی کشور ارزش پول ملی نیز بالا میرود و تداوم این وضعیت، افزایش لجام گسیخته واردات و کاهش صادرات و افزایش وابستگی به خارج را به ارمغان میآورد.
اگر چه اکنون کشور ما برخی شاخصهای بیماری هلندی تغییر افزایش قدرت پول ملی را ندارد، اما بسیار از کارشناسان بر این باورند که دولت برای مقابله با نقدینگی دیر یا زود به سراغ واردات میرود تا هم دلارها را خرج کند و هم بتواند نقدینگی را در سطح جامعه کاهش دهد و این یعنی حرکت به سمت بیماری هلندی.
مشکلات هلندی
محمدقلی یوسفی، استاد دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی در خصوص مشکلاتی که بیماری هلندی برای یک کشور ایجاد میکند میگوید: وقتی درآمدهای فراوان از یک بخش اقتصادی مانند نفت یا گاز نصیب کشور میشود، این درآمدها سیاستمداران را وسوسه میکند که این منابع غنی را برای تدارم قدرت خود به کار گیرند و چون معمولاً دولتها صاحب این منابع هستند، با در اختیار گرفتن منابع، قدرت گرفته و بخش خصوصی را از هرگونه رقابت خارج میکنند. وی میافزاید: تداوم این وضعیت موجب گسترش بروکراسی عریض و طویل اداری میشود بهطوری که افراد برای گرفتن مجوز شروع فعالیتها صنعتی با مشکل مواجه میشوند، در نتیجه بخش خصوصی مستقل پا نمیگیرد.
از طرف دیگر تزریق بیحدوحساب درآمدهای ارزی به اقتصاد، تورم بهوجود میآورد، همچنین کسب درآمد بدون زحمت توسط دولت توجه به سیستم مالیاتی منظم را کاهش میدهد و چون منبع درآمدهای ارزی از طریق صادرات مواد خام است، از یک طرف باعث بیتوجهی به سایر صادرات و از طرف دیگر موجب افزایش واردات میشود.
اقتصاد هلندی
دکتر یوسفی در ادامه در مقابل این پرسش که آیا اقتصاد ما در شرایط فعلی به بیماری هلندی مبتلاست میگوید: اقتصاد ما قبل از انقلاب به این بیماری مبتلا بود و بعد از انقلاب نیز این وضعیت ادامه یافت، هر چند اوایل انقلاب تلاشهایی برای رهایی کشور از این بیماری انجام شد، اما ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور عملاً زنجیرههایی به دستوپای اقتصاد بسته که ترک آن را دشوار کرده، بهطوری که انتظار توسعه در این چارچوب نمیگنجد.
وی در ادامه میگوید: تا زمانی که سرمایهگذاری خارجی وارد کشور نشود، دسترسی به تکنولوژیهای جدید، ایجاد اشتغال، رشد صادرات غیرنفتی و کاهش وابستگی به نفت برای ما میسر نخواهد شد. این درحالی است که ما در قبال صادرات نفت به خارجیها میتوانیم به تکنولوژیهای جدید آنها دسترسی پیدا کرده و رابطه متقابل و سودمندی را برقرار کنیم.
دکتر یوسفی با بیان اینکه اصلاح سه نسل عقبماندگی اقتصاد کار بسیار دشواری است خاطرنشان میکند: برای اینکه نفت به سرمایه تبدیل شود، نخستین اقدام، اصلاحات حقوقی، قضایی، قانونی، ایجاد امنیت خصوصی و تأمین آزادیهای مدنی و اجتماعی افراد است. در غیراینصورت افراد ناسالم با اشغال پستهای کلیدی و تصمیمات نادرست موجب گسترش بیش از پیش رانتخواری و تداوم عقبماندگی اقتصاد خواهند شد.
بیماری هلندی نداریم
اما نظرات درباره وجود یا نبود بیماری هلندی در کشور ما متفاوت است و برخی از کسانی که در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای کشور نقش دارند، بر این باورند که اگرچه زمینههای ابتلا به بیماری هلندی وجود دارد، اما هماکنون اقتصاد کشور ما به این بیماری دچار نیست.
حمیدرضا حاجیبابایی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با اذعان به اینکه در حالحاضر نقدینگی در دست مردم بیش از آن چیزی است که در مصوبه مجلس و برنامه چهارم دیده شدهاست و همین عامل موجب افزایش قیمت برخی کالاها و خدمات شده تصریح میکند: بیماری هلندی یک حالت انفجار اقتصادی در جامعه است که مشکلات فراوانی را به دنبال خواهد داشت و ما قطعاً در چنین وضعیتی قرار نداریم.
وی ضمن قبول برخی ایرادها مثل افزایش لجام گسیخته قیمتشکن در سالهای اخیر میگوید: هر چند ما مشکلاتی را در برخی قسمتهای اقتصادی داریم، اما اگر بخواهیم این مسایل و مشکلات را به همه حوزههای اقتصادی جامعه سرایت دهیم، قطعاً کار صحیحی نبوده و نوعی جفا و بیانصافی نسبت به مدیران اقتصادی کشور است.
وی یادآور میشود: در اینکه اقتصاد با نواقصی مواجه است، شکی نیست، اما نگرانی همیشه وجود دارد و بنده با این نظر که زمینههایی برای ابتلای کشور به بیماری هلندی وجود دارد موافقم. حاجیبابایی راه جلوگیری از ابتلای کشور به این بیماری را قبول واقعیتهای اقتصادی میداند و تصریح میکند: واقعیتهای اقتصادی با تئوریهایی که در ذهن تدارک داده میشوند، متفاوت است، بنابراین باید مسایل اقتصادی را با توجه به واقعیتهای جامعه تحلیل کرد و دنبال کنیم. وی میافزاید: واقعیت اقتصاد ما این است که بین درآمدها و هزینهها، تولید و مصرف و واردات و صادرات توازن وجود ندارد و مجموعه این عوامل موجب تزریق بیش از حد پول به جامعه میشود، در نتیجه قیمتها افزایش پیدا کرده و تورم و سایر مشکلات مثل بیکاری، فقر و... گریبانگیر اقتصاد میشود. نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی هر چند تزریق بیش از حد درآمدهای نفتی به اقتصاد توسط دولت فعلی را قبول دارد، اما با این عقیده که عملکرد دولت زمینه ابتلای کشور به بیماری هلندی را فراهم کرده مخالف است، زیرا بهعقیده وی در کنار تزریق پول به جامعه، سرعت سازندگی و توسعه کشور هم چند برابر شدهاست.
وی با بیان اینکه در دو سال گذشته حرکتهای جدید و مثبتی در اقتصاد انجام شده خاطرنشان میکند: مسایل و مشکلات اقتصادی کشور ریشه در دهههای گذشته دارد و در کوتاهمدت برطرف نمیشود، بنابراین ساماندهی اقتصاد باید مطابق واقعیتهای بیرونی و عملیاتی کردن مسایل در جامعه باشد.
اقتصاد معاینه نشده است
اما دکتر مهدی تقوی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی براین باور است که تا بررسی دقیقی از وضع اقتصاد بهعمل نیاید، نمیتوان در مورد ابتلا به بیماری هلندی یا عدم ابتلا به آن سخن گفت.
این کارشناس اقتصادی میگوید: پاسخ به این پرسش که آیا اقتصاد ایران مبتلا به بیماری هلندی شده یا نه، مستلزم اندازهگیری ضریب همبستگی برای قیمت نفت و سایر تولیدات (مثلاً صنعتی) است، دراین صورت اگر درجه ضریب همبستگی معمولی یا بالا بود، کشور به بیماری هلندی شدید مبتلاست و اگر پایین بود ابتلا کمتر است. وی با بیان اینکه در سالهای اخیر مطالعه دقیقی در این مورد انجام نشده و یا وی از آن بیاطلاع است، خاطرنشان میکند: در این مورد نمیتوان اظهارنظر قطعی کرد، اما بعید میدانم بیماری هلندی در ایران به آن شدتی باشد که در هلند اتفاق افتاد، چون اقتصاد هلند صنعتی بود، اما اقتصاد ما اینطور نیست.
وی میافزاید: وقتی قیمت نفت در کشور ما افزایش مییابد، چون تقریباً 60 درصد اقتصاد دولتی است، پول زیادتری نصیب دولت میشود، در نتیجه دولت پول بیشتری را صرف هزینههای جاری خود میکند و تولید صنعتی و کشاورزی کاهش مییابد.
تقوی تأثیر شرکتهای اقتصادی و سیاسی را در کاهش صادرات کشور بیشتر از تأثیر افزایش قیمت نفت میداند و میافزاید: برای جلوگیری از ابتلای کشور به بیماری هلندی باید درآمدهای نفتی را صرف افزایش تولید کالاهای قابل مبادله کنیم، به عبارت دیگر اگر منابع مالی کشور را بهسمت تولید کالاهای صنعتی و قابل صدور سوق دهیم، از ابتلای کشور به بیماری هلندی جلوگیری کردهایم.
نقش بانک مرکزی
اما در این میان یک پرسش مطرح میشود که بانک مرکزی بهعنوان تنظیم کننده نهادهای پولی کشور چگونه میتواند در جلوگیری از ابتلا به بیماری هلندی نقش داشتهباشد یا چه نقشی داشتهباشد؟
طی سالهای گذشته دولت برای تبدیل ارزهای حاصل از نفت، آنها را به حساب بانک مرکزی واریز کرده تا این نهاد با فروش در بازار بتواند معادل ریالی آن را کسب کند، اما بانک مرکزی چون مشتری برای دلارها نیافته، با بلوکه کردن آن اقدام به چاپ اسکناس نموده که در افزایش نقدینگی نقش داشتهاست.
از طرفی حساب ذخیره ارزی که باید نقش فعالکننده بخش خصوصی را داشتهباشد و با ارایه تسهیلات ارزان به این بخش تولید و صادرات را رونق دهد، عملاً به حساب دولت تبدیل شده و بخش عمده برداشت از این حساب صرف پروژههای دولتی شدهاست که بهنوعی تزریق پول به جامعه بهشمار میرود.
این در شرایطی است که بانک مرکزی و بانکهای زیرنظر این بانک، در اختصاص تسهیلات به بخش خصوصی یا خست عمل کرده و عملاً امکان استفاده آنها از میلیاردها دلار ذخیره این حساب را فراهم نمیکند.