محمود کاشانی، فرزند آیتالله کاشانی در نشست ناگفتههای روابط مصدق و آیتالله کاشانی به بررسی روند ملی شدن صنعت نفت پرداخت.
به گزارش خبرنگار تاریخ ایسنا، محمود کاشانی در این نشست که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شده بود، با اشاره به اینکه نهضت ملی شدن صنعت ملی از اجزای تاریخ بزرگ کشور ماست، گفت: این حرکت ایستادگی در برابر بیگانگان و ابرقدرتهای جهان است که ملت ایران گرفتار آنها شده بود و آزادی خود را از دست داده بود؛ ملت نمیتوانست در برابر ارتشها ایستادگی کند و خواه ناخواه مبارزاتی علیه این ارتشها با هدف اخراج اشغالگران و کاهش نفوذ بیگانگان آغاز شد.
وی با بیان اینکه در طول تاریخ ایران، کشورهای خارجی و سلطهطلبان نفوذ غیرآشکار در امور داخلی ما داشتند، تصریح کرد: این سابقهی طولانی و دخالتها مردم و رهبران ایران را به این نتیجه رساند که باید نفوذ بیگانگان را از کشور قطع کنند و به آنها به مبارزه بپردازند؛ بنابراین نهضتی شکل گرفت تا انتخاباتی آزاد برگزار شود و نمایندگان مردم وارد مجلس شوند. از سوی دیگر رهبران این نهضت تلاش میکردند تا نفوذ اقتصادی که بر کشور ما چیره شده بود از بین ببرند.
کاشانی با تاکید بر اینکه انگلیسیها، اقتصاد کشور را به دلیل به دست گرفتن امتیاز نفت در دست داشتند، اظهار کرد: در حقیقت آنها دولت ایران را گروگان گرفته بودند و نخستوزیر مورد نظر خود را بر سر کار میآوردند. به همین جهت قطع نفوذ اقتصادی انگلستان در دستور کار رهبران نهضت قرار گرفت که از سال 1300 تا 1330 این مساله پیگیری میشد.
فرزند آیتالله کاشانی با بیان اینکه نامگذاری این نهضت ملی به عنوان ملی شدن صنعت نفت یک نامگذاری غلط بوده است، گفت: با این نامگذاری غلط، ابعاد سیاسی این نهضت فراموش شده، چون یک نهضت ملی شکل گرفته بود؛ اما سوال اساسی اینجاست این نهضت چگونه پیروز شد و چگونه شکست خورد؟ این سوال از مسایلی است که در تاریخ بر روی آن سرپوش گذاشته شده و تحریفات فراوانی نسبت به آن شده است.
کاشانی ادامه داد: پس از یک دوره 10 سال مبارزه، هنگامی که در بیست و نهم اسفند و در مجلس سنا، ملی شدن صنعت نفت تصویب شد، باب جدیدی از تاریخ ایران گشوده میشود؛ در این مقطع، رهبران نهضت میخواستند برنامههای خود را به اجرا دربیاورند زمانی که مصدق نخستوزیر شد دو هدف را در برنامه خود قرار داده بود ابتدا آنکه قانون ملی کردن صنعت نفت را به اجرا بگذارد و درآمدهای حاصله را در جهت رفاه جامعه استفاده کند و دوم این هدف او اصلاح قانون انتخابات مجلس و شهرداری بود تا نمایندگان واقعی مردم وارد مجلس شوند.
کاشانی با اشاره به اینکه همهی چشمها دوخته شده بود تا این دو هدف به اجرا درآید، خاطر نشان کرد: مردم به دنبال یک دگرگونی در زندگی خود بودند ولی بیگانگان اگر چه در سیاستهای خود در ایران شکل میخورند ولی هدفهای خود را رها نمیکنند؛ آنها همواره در امور داخلی ما مداخله میکردند و مانع شکوفایی استعدادها در کشور ما میشدند.
وی ادامه داد: سیاستی که انگلستان از قرن 19 دنبال کرده این است که ایران را ضعیف و ناتوان قرار دهد و نگذارد ایران پیشرفت کند، بنابراین توطئههای بسیاری را از همان مقطع آغاز کرد.
کاشانی افزود: انگلسییها در ابتدا میخواستند جلوی اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت را بگیرند و ایران را گرفتار بنبست مالی کنند. در آن مقطع که نفت ملی شد، تضادهایی بین آمریکا و انگلستان وجود داشت، آمریکاییها به شدت به دنبال آن بودند که با ایران قراردادهای نفتی ببندند به غیر از آمریکا، کشورهای دیگر نیز نیازمند فراوان به نفت ایران بودند؛ به همین جهت داوطلبانه به دنبال خرید این منبع انرژی بودند.
کاشانی تصریح کرد: پس از ملیشدن صنعت نفت، انگلیسیها به دیوان بینالمللی مراجع کردند ولی بهرغم دادخواستی که انجام داده بودند و تحت فشار آمریکاییها، به نتیجه نرسیدند چون دولت آمریکا پیشنهاد داده بود که اگر میخواهید سهمی از نفت ایران داشته باشید باید ملی شدن صنعت نفت را بپذیرید. به همین جهت هیچ مانعی بر سر ایران برای بستن قرادادها با سایر کشورها وجود نداشت به ویژه آنکه بانک جهانی پیشنهاد امضای یک قراداد با ایران را داده بود تا نفت ایران وارد بازارهای جهانی شود و ایران بتواند با کشورهای دیگر قرارداد ببندد.
وی با تاکید بر اینکه انگلیسیها به دنبال ادامه یافتن بنبست مالی در ایران بودند، اظهار کرد: آنها میخواستند نارضایتی عمومی از نهضت ایران تشدید شود و شرایطی به وجود آید تا مردم به چنین نهضتی تن ندهند؛ این سیاست از طریق عوامل داخلی آنها ادامه پیدا میکرد به همین جهت هیچ قراردادی برای فروش نفت امضا نشد و یکی از برنامههای دولت با شکست مواجه شد که بنده معتقدم کارگردانی این کار را دولت انگلستان انجام داده است.
کاشانی با تاکید بر اینکه در اصلاح قانون انتخابات نیز دولت مصدق به تعهدات خود عمل نکرد، خاطر نشان کرد: دولت مصدق با همان قانون انتخابات، انتخابات دورهی هفدهم مجلس را برگزار کرد و در آن مقطع 33 حوزه را از انتخابات محروم کرد و طرح انحلال همین مجلس در تیر 1332 ریخته شد و با رفراندومی که خلاف قانون بود، مجلس منحل شد.
فرزند آیتالله کاشانی در پاسخ به سوالی مبنی بر دلیل حضور آیتالله کاشانی در مجلس موسسان گفت: اگر رویدادهای اواخر حکومت احمدشاه که کار را به جایی رسانده بود که انگلیسیها درصدد آن بودند تا ایران را مستعمره خود کنند و ناامنی و اقتصاد نابسامان مشکلات فراوانی را در جامعه بهوجود آورده بود، بررسی کنیم، میبینیم که تغییر سلطنت خواست همه بوده است، آیتالله کاشانی نیز از کسانی بود که موافق تغییر سلطنت بود که به همین جهت در مجلس موسسان شرکت کرد.
وی در رابطه با اعلامیه تشکر آیتالله کاشانی از زاهدی برای انجام کودتای 28 مرداد اظهار کرد: چنین اعلامیهای وجود ندارد و اگر کسی مدعی چنین اعلامیهای است باید بگوید در کجا چاپ شده است.
کاشانی درباره انحلال مجلس توسط مصدق اظهار کرد: زمانی که مصدق در ششم تیرماه 1332، اندیشهی انحلال مجلس را مطرح کرد، خبر آن در روزنامهها منتشر شد، نمایندگان و رهبران نهضت که در مجلس حضور داشتند اعلامیهای صادر میکنند و میگویند منحل کردن مجلس قیام علیه مشروطه است، دو روز پس از آن آیتالله کاشانی نیز در اطلاعیهای تعطیلی مجلس را قیام علیه دولت ملی عنوان میکند. تعطیلی مجلس از مصدق آغاز شد و کاشانی و هوادارن او مخالف این مساله بودند؛ در 22 تیر، زمانی که مصدق بر برگزاری رفراندوم اصرار میکند حتی برخی از هواداران او مخالفت میکنند و میگویند اگر مجلس را منحل کنید، شاه فرمان برکناریات را صادر خواهد کرد.
کاشانی ادامه داد: در آن زمان، مصدق هیچ توضیحی برای این کار خود نمیدهد ولی بعدها در خاطرات خود میگوید چون یکی از نمایندگان، طرح استیضای مرا مطرح کرده بود و چون ممکن بود این طرح رای بیاورد، من مجلس را منحل کردم؛ سوال اساسی اینجاست انگیزهی این انحلال چه بوده است؟ زمانی که مصدق میخواهد رفراندوم برگزار کند اجتماعاتی در مخالفت آن شکل میگیرد، به همین جهت یک رفراندوم نمایشی راه میاندازد.
وی افزود: پس از اعلام نتیجهی رفراندوم از رادیو که اعلام شده بود، اکثریت، خواهان انحلال مجلس هستند در 23 مرداد 1332، شاه حکم زاهدی را به عنوان نخستوزیر ابلاغ میکند و این فرمان به مصدق نیز اعلام میشود. در 25 مرداد دولت اعلامیهای صادر میکند که البته این اعلامیه نه امضای نخستوزیر را داشته و نه امضای وزارت کشور و در آن اعلامیه میگویند شب گذشته کودتایی در دست انجام بود که خنثی شد.
کاشانی تصریح کرد: زمانیکه مصدق نامهای از برکناری خود را میبیند در پاسخ به این نامه در رسیدی که به نصیری که حامل این نامه بوده، مینویسد از ساعت یک نصف شب 25 مرداد دستخط مبارک به اینجانب رسید. این مساله نشان میدهد مصدق برکناری خود را پذیرفته چون در پاسخ به نامهی عزل خود، دیگر عنوان نخستوزیر را که کنار اسم خود مینوشت نمینویسد.
کاشانی افزود: این رسید در آن زمان منتشر نشد برای آنکه مردم را فریب دهند و بگویند کودتا شکل گرفته، صبح 25 مرداد، وزرای مصدق به خانهی او میآیند تا جلسهی هیات وزیران را تشکیل دهند ولی مصدق در این جلسه شرکت نمیکند چون خود را نخستوزیر نمیداند؛ وزرای دولت نیز از برکناری او و رسیدی که در جواب نامهی عزل داده بودند بیخبر بودند. تمام اینها سناریویی است که طراحی شده و هنوز ابعاد آن مطرح نشده است.
کاشانی ادامه داد: سوالی که برای ما مطرح است این است که اقداماتی که مصدق در دوران نخستوزیری انجام داده آیا برای قدرت طلبی بوده یا وی به اجرای سیاستهای بیگانگان پرداخته است. مصدق به دنبال قدرت طلبی نبوده اگر مصدق میخواست به حکومت خود ادامه دهد هیچ نیرویی مانند نیروی آیتالله کاشانی وجود نداشت که از او حمایت کند، مصدق نیز مجلس را در اختیار داشت به همین جهت تمام ابزار قدرت در اختیار او بود و اگر به دنبال قدرتطلبی میگشت این دو مرکز قدرت را از دست نمیداد.
وی با تاکید بر اینکه اسناد و مدارک میگوید که اجرای این برنامهها در راستای قدرتطلبی نبوده است اظهار کرد: منحل کردن مجلس طرح انگلیسیها بود؛ اگر منافع انگلیسیها ایجاب نمیکرد مجلس منحل نمیشد؛ حتی پس از کودتای 28 مرداد، آمریکا و انگلیس به دنبال انحلال مجلس بودند چون در مجلس هفدهم نمایندگانی وجود داشتند که نمیگذاشتند آنها به اهدافشان برسند، بعد از انحلال مجلس، یک مجلس فرمایشی شکل میگیرد.