گروه سیاسی - محمدی:
ایران تهدید نیست. اسکات ریتر، تحلیلگر اطلاعاتی سابق یگان تفنگداران دریایی آمریکا و بازرس تسلیحاتی سازمان ملل، از مشهورترین منتقدان سیاست خارجی ایالاتمتحده محسوب میشود که پیش از حمله آمریکا به عراق در مارس سال 2003 بارها اعلام کرد، عراق هیچ سلاح کشتار جمعی در اختیار ندارد. فضای سیاسی حاکم بر ایالاتمتحده در آن زمان سبب شد، موضع اسکات ریتر در برابر سیاست خارجی این کشور بهصورت گستردهای محکوم شود.
اسکات ریتر در آگوست سال 1998 در اعتراض به عملکرد شورای امنیت استعفا داد و از تیم بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل کناره گرفت. او چند روز بعد در برابر کمیتههای خدمات نظامی و روابط خارجی سنای آمریکا حاضر شد تا توضیحاتی ارائه کند. هنگام اظهارات اسکات ریتر درباره روند بازرسیها در عراق، سناتور ژوزف بایدن گفت: شما در مقامی نیستید که در مورد ضرورت درگیر شدن یا نشدن آمریکا در جنگ تصمیمگیری کنید. اما مدتی بعد، سناتور جمهوریخواه جان مککین اینگونه بر گفتههای همقطار دموکراتش خط بطلان کشید: کاش !حکومت [آمریکا] هنگام جنگ با یکی از مقامهای همپایه «ریتر» مشورت کردهبود. امروز درستی انتقادات اسکات ریتر به سیاستهای ایالاتمتحده به اثبات رسیدهاست.
دانشنامه بلند آوازه «بریتانیکا» در پایگاه اطلاعاتی خود بر روی شبکه جهانی (اینترنت) اقدام به راه اندازی یک فرم تخصصی آنلاین ویژه مسائل ایران کرده که در آن صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی سرگرم بحث و تبادلنظر درباره ایران هستند.
اسکات ریتر با شرکت در گفتوشنودهای این انجمن آنلاین، نظراتش را در سه روز پیاپی با عناوین «دروغ بزرگ: ایران یک تهدید است»، «نفت، اسرائیل و آمریکا: دلایل ریشهای بحران» و «جنگ با ایران، توجیه قانونی ندارد» ارائه کردهاست. در ابتدای نخستین گفتار اسکات ریتر آمدهاست: ایران هرگز بهگونهای رفتار نکرده که تهدیدی جدی برای امنیت ملی ایالاتمتحده - یا در عرصهای گستردهتر- تهدیدی برای امنیت جهانی بهنظر آید.
وی پس از مرور فرازونشیبهای روابط ایران و آمریکا از هنگام سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی و ادعاهایی که علیه ایران مطرح بوده و هست، ادامه میدهد: از هر منظری که به ایران نگریسته شود، هنگامی که پای نگاه موشکافانه و دقیق به میان میآید، بر اتهامات وارده به ایران خط بطلان کشیده میشود. پس از بازرسی برنامههای هستهای ایران، آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد هیچ مدرکی که اثبات کند این کشور در پی تولید سلاح هستهای است، وجود ندارد. علاوهبر این، آژانس آمادگی خود را اعلام کرده تا برای اطمینان از منحرف نشدن برنامه هستهای ایران از چارچوب مجاز برنامه انرژی هستهای (که بنابر تأکید این کشور، یگانه هدف ایران است)، پیوسته بر آن نظارت داشتهباشد.
اگرچه پشتیبانی ایران از حزبالله لبنان مایه نگرانی دولت اسرائیل است، اما این مسأله تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا محسوب نمی شود؛ زیرا حمایت ایران از حزبالله به لحاظ ماهوی اساساً دفاعی است و برای بالا بردن قدرت بازدارندگی حزبالله در برابر اسرائیل و کمک به دفع حملات [این رژیم] به سرزمین لبنان برنامهریزی شدهاست. بخش عمده اطلاعات مورد استناد ایالاتمتحده برای اثبات ادعاهای ناظر بر حمایت ایران از «تروریسم» از همین موضوع سرچشمه می گیرد. استدلالهای دیگری که در این خصوص ارائه میشود یا بیاندازه کهنه و قدیمی است (مربوط به اوائل دهه 80 میلادی) و یا در عمل اثبات نشدهاست.
اسکات ریتر میافزاید: ایالاتمتحده درحالی ایران را به مداخله در امور عراق و افغانستان متهم میکند که از کنار یک حقیقت بیاعتنا میگذرد: هر دو کشور با ایران مرز مشترک دارند و آمریکا - نه ایران - به هر دو حمله کرده و آنها را به اشغال خود در آوردهاست. مناقشات تاریخی عراق و افغانستان با ایران سبب شده منافع این سه کشور به یکدیگر گره بخورد و در این شرایط طبیعی است که ایران نگران مسائل داخلی همسایگانش باشد. ایالاتمتحده که همچنان به گزافهگویی و مبالغه درباره ماهیت نقش ایران در عراق ادامه میدهد، افرادی را بهعنوان مأموران اطلاعاتی ایران در عراق دستگیر کرد، اما سپس روشن شد این افراد، مقامات اقتصادی و دیپلماتیک ایران بودهاند که به دعوت دولت عراق در این کشور به سر میبردهاند. بیشتر اتهامات ایالاتمتحده درباره دخالت نظامی ایران در عراق و افغانستان، تنها جنگ کلامی بوده که پس از مدتی به دلیل مستند نبودن از سوی مقامهای نظامی و دولتی آمریکا تکذیب شدهاست.
بیتردید ایران، منافع ملی ایالاتمتحده و متحدان منطقهای آن - حتی اسرائیل- را تهدید نمیکند.
افسانه تلاش ایران برای نابودی اسرائیل ریشه در هوچیگری رسانهای دارد که براساس گفتههای منتسب به رئیسجمهور احمدینژاد ساختهوپرداخته شده و همچنان پیگیری میشود. توجه به دو واقعیت، نادرستی این افسانه رسانهای را اثبات میکند: نخستین و مهمترین دلیل آن است که احمدینژاد هرگز با صراحت، رویکرد سیاسی ایران را نابودی اسرائیل معرفی نکرده و تنها یادآور شده که سیاستهای اسرائیل در نهایت منجر به محو آن از صحنه روزگار خواهد شد. دلیل بعدی - که احتمالاً اهمیت بیشتری نیز دارد معطوف به این حقیقت است که سیاست خارجی ایران را احمدینژاد به تنهایی تعیین نمی کند....
حقیقت آن است که ادعایی به نام «تهدید ایران» از حرفها و بازیهای کلامی کسانی نشأت می گیرد که در پی رودررو قرار دادن ایالاتمتحده و ایران هستند - و البته بیشتر آنان از واقعیت دور افتاده اند.
ایران در سفر اخیر رئیسجمهور احمدینژاد به نیویورک، درخواست کرد به او اجازه دادهشود تا تاج گلی بر روی «نقطه صفر» در منطقه منهتن قرار دهد، اما مقامهای نیویورک سیتی از پذیرش آن خودداری کردند. در پی این مسأله اعتراضهایی از گوشهوکنار به گوش رسید که خواسته ایران را توهین به آمریکاییها جلوه میداد. این واکنش بیمنطق و کورکورانه دلیلی نداشت جز نادیده گرفتن این واقعیت که ایران در تمامی سالهای دهه 90 میلادی، سرسختانه با حضور القاعده در افغانستان مخالفت میکرد و یکی از نخستین کشورهای مسلمان بود که حملات تروریستی را به ایالاتمتحده در 11 سپتامبر 2001 محکوم کرد.
ارزیابی دقیق و مبتنی برحقایق رفتارهای ایران آشکارا اثبات میکند که این کشور برای منافع مشروع امنیت ملی ایالاتمتحده تهدیدی بهشمار نمیآید. بههرحال اگر ایالاتمتحده ترجیح میدهد پیگیری اهداف یکجانبه خود را در حوزه امنیت ملی - که معطوف به تغییر رژیم در ایران است - ادامه دهد، هیچ بعید نیست که با واکنش شدید ایران و آثار زیانبار آن بر منافع امنیت ملی ایالات متحده روبهرو شود. از سویی احمقانه است که ایران را به سبب داشتن عزم و توانمندی لازم برای مقابله با تجاوز نظامی بیدلیل به مرزهایش، متهم کنیم که «تهدید امنیتی» است.
با وجود این، هنگامی که نوبت به متقاعد کردن افکار عمومی آمریکا میرسد، اتهامات پوچی که ایران را «تهدید» معرفی می کند، حقیقت را تحتالشعاع قرار میدهد.