سیاسی >>  سیاسی >> نبض سیاست
تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۹  ، 
کد خبر : ۳۸۸۸۲۶

رقابت‌ حزبی وسط جنگ!

اکنون زمان صف‌آرایی در برابر دشمن است، نه صف‌بندی‌های سیاسی داخلی. جنگ، آزمون بلوغ ملی و تاریخی و بین المللی ایرانیان است؛ آزمونی که تنها با همدلی و اتحاد می‌توان از آن عبور کرد
پایگاه بصیرت / احمد رجایی
در میانه یک جنگ واقعی و تمام‌عیار، گاهی برخی اظهارنظرها بیش از آنکه به تقویت جبهه ملی کمک کند، بوی بازگشت زودهنگام به منازعات سیاسی و رقابت‌های جناحی می‌دهد. سخنان اخیر برخی چهره‌های سیاسی از جمله اظهارات سیدحسین مرعشی و محمود واعظی درباره آینده رهبری، شکاف دولت و ملت یا اولویت‌های اقتصادی کشور، در حالی مطرح می‌شود که ایران در یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های امنیتی تاریخ معاصر خود قرار دارد. در چنین شرایطی باید یک واقعیت بنیادین را یادآوری کرد: در زمان جنگ، اولویت نخست هر کشور جنگ است. نه رقابت حزبی، نه منازعات جناحی و نه حتی دعواهای معمول سیاسی. تاریخ ملت‌ها نشان می‌دهد هنگامی که پای موجودیت یک کشور در میان است، همه خطوط اختلافی موقتاً کنار گذاشته می‌شود و یک اولویت مطلق شکل می‌گیرد: شکست دادن دشمن و بازگرداندن بازدارندگی.
امروز نیز جمهوری اسلامی ایران دقیقاً در چنین موقعیتی قرار دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی با حملات مستقیم نظامی، ترور فرماندهان و هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، نشان داده‌اند که این نزاع تمدنی تلاشی برای تضعیف و بی‌ثبات‌سازی ایران است. در چنین وضعیتی طبیعی است که تمام تمرکز کشور بر مدیریت میدان نبرد و شکست دادن دشمن متجاوز قرار بگیرد. انتظار می‌رود نخبگان سیاسی و همه فعالین احزاب و گروه‌های سیاسی هم ضمن درک این موضوع توجه داشته باشند که الان وقت سهم خواهی نیست. الان وقت بهانه دادن به دشمن نیست. الان وقت آن نیست که بخواهیم از شرایط بحران به وجود آمده سوء استفاده کنیم تا آرزوها و آرمان‌های قبلی خودمان را به هر بهانه و هزینه‌ای بر کرسی عمل بنشانیم. امروز روز آزمون ملت و دولت و حاکمیت است و باید بتوانیم از آن با موفقیت و سربلندی خارج بشیم.
مردم ایران در طول تاریخ نشان داده‌اند که در لحظه‌های خطر، اختلافات را کنار می‌گذارند. امروز نیز وقتی صدای چکمه‌های دشمن شنیده می‌شود، جامعه به‌خوبی می‌داند چه باید بکند.
از این منظر، طرح برخی مباحث درباره آینده رهبری یا تحلیل‌های سیاسی که بوی رقابت‌های داخلی می‌دهد، هرچند ممکن است از منظر سیاسی قابل بحث باشد، اما در این مقطع زمانی نه‌تنها اولویت ندارد بلکه می‌تواند ناخواسته پیام غلطی به دشمن منتقل کند. دشمنی که دقیقاً به دنبال شکاف در داخل ایران است، هر نشانه‌ای از اختلاف را به‌عنوان یک فرصت تلقی می‌کند. صحبت‌ها و مواضعی که ترامپ رئیس جمهور بی شرف آمریکایی هم گرفته بود و ادعاهای ضد و نقیض با هدف جنگ روانی و رسانه‌ای مبنی بر تماس‌ها از سوی رهبر احتمالی ایران با او و یا موارد دیگر هم دقیقاً در این راستا است تا منطق و عقلانیت موجود در کشور مبنی بر کشف ولی فقیه در هاله‌ای از ابهام قرار گیرد و خطاهای محاسباتی و اختلافات و جنگ شناختی گسترده دشمنان باعث آشوب و بی نظمی در ایران شود حال آن که ملت بزرگ ایران تصمیم تاریخی خود برای پاسخ سخت به دشمنان و متجاوزان و تاریخ سازی و تمدن سازی را گرفته است و در این مسیر قطعاً و قطعاً با همه همراهی کنندگان با دشمنان را زیر پا له خواهد کرد.
مسأله یکه یکه یک امروز ایران دفاع از کشور در برابر یک تهاجم خارجی است. در چنین شرایطی آنچه باید در صدر قرار گیرد، انسجام ملی و همدلی عمومی است. تجربه تاریخی ملت‌ها نیز همین را نشان می‌دهد: هیچ کشوری با اختلافات داخلی در میانه جنگ پیروز نشده است و برعکس با شکست سخت و با پیامدهای چندین ساله مواجه شده است. البته سخن گفتن از مشکلات اقتصادی یا ضرورت اصلاحات ساختاری امر تازه‌ای نیست. این مسائل سال‌هاست در فضای عمومی کشور مطرح است و طبیعتاً باید درباره آن‌ها گفت‌وگو شود. اما تفاوت اساسی اینجاست که زمان و اولویت‌ها در سیاست اهمیت دارد. هنگامی که دشمن در حال شلیک است، بحث اصلی درباره برنامه‌های بلندمدت اقتصادی یا رقابت‌های سیاسی نمی‌تواند در مرکز توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر باید توجه داشت که در شرایط جنگی، تصمیمات راهبردی کشور در درجه نخست به اقتضائات میدان نبرد وابسته است. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از کشور و شکست دشمن، ممکن است اقداماتی انجام دهند که در شرایط عادی تصور آن‌ها نیز مطرح نباشد. این ماهیت جنگ است؛ جایی که حفظ امنیت ملی و دفع تجاوز، بر هر ملاحظه دیگری تقدم پیدا می‌کند. در چنین فضایی، مهم‌ترین سرمایه کشور اتحاد ملی است. دشمن دقیقاً تلاش می‌کند این سرمایه را هدف قرار دهد. پروژه جنگ ترکیبی علیه ایران همواره بر همین اصل استوار بوده است: فشار نظامی در بیرون و ایجاد شکاف در داخل. بنابراین طبیعی است که هر سخن یا موضعی که بوی اختلاف بدهد، ناخواسته می‌تواند در پازل دشمن قرار گیرد.
پروژه جنگ ترکیبی علیه ایران همواره بر همین اصل استوار بوده است: فشار نظامی در بیرون و ایجاد شکاف در داخل. بنابراین طبیعی است که هر سخن یا موضعی که بوی اختلاف بدهد، ناخواسته می‌تواند در پازل دشمن قرار گیرد
اما واقعیت جامعه ایران چیز دیگری است. مردم ایران در طول تاریخ نشان داده‌اند که در لحظه‌های خطر، اختلافات را کنار می‌گذارند. امروز نیز وقتی صدای چکمه‌های دشمن شنیده می‌شود، جامعه به‌خوبی می‌داند چه باید بکند. تجربه دفاع مقدس 8 ساله و جنگ تحمیلی دوازده روزه، تجربه مقابله با تروریسم و تجربه سال‌های طولانی فشار خارجی، این بلوغ سیاسی را در جامعه ایرانی ایجاد کرده است که دقیقاً بداند در کجای بازی قرار دارد و چه وظیفه‌ای بر عهده او می‌باشد.
طبیعتاً مردم ایران در چنین لحظاتی به‌دنبال دعواهای سیاسی نیستند؛ آن‌ها به‌دنبال حفظ کشور و شکست دشمن هستند. همین روحیه است که دشمنان ایران همواره در محاسبات خود دست‌کم گرفته‌اند. آنان تصور می‌کنند اختلافات سیاسی داخلی می‌تواند به فروپاشی اراده ملی منجر شود، در حالی که تجربه بارها خلاف آن را ثابت کرده است. بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است نخبگان سیاسی، فارغ از گرایش‌های حزبی، به یک اصل ساده اما حیاتی پایبند باشند: ایران مقدم بر همه رقابت‌های سیاسی است. هر بحثی که بوی رقابت جناحی بدهد، می‌تواند به بعد از عبور از این بحران موکول شود.
اکنون زمان صف‌آرایی در برابر دشمن است، نه صف‌بندی‌های سیاسی داخلی. جنگ، آزمون بلوغ ملی و تاریخی و بین المللی ایرانیان است؛ آزمونی که تنها با همدلی و اتحاد می‌توان از آن عبور کرد. ایران در طول تاریخ بارها چنین آزمون‌هایی را پشت سر گذاشته است و این بار نیز اگر وحدت ملی حفظ شود، نتیجه چیزی جز شکست متجاوزان نخواهد بود انشاالله ... و من نصر الا من عند الله العزیز الحکیم
 
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات