مترجم: مریم بداقی
اخبار شامگاهی شبکههای متعدد تلویزیونی بولیوی کشوری را به تصویر میکشند که در آستانه تکرار تجربه بالکان ایستادهاند. لاپاز و ساکره، 2 شهر بزرگ بولیوی در رقابت برای میزبانی پایتخت درگیر مناقشهای عمیق هستند که دامنه آن تا روابط بین مردم دو شهر نیز کشیده شده است. ایالت سانتاکروز در شرق به دنبال خودمختاری است و فرماندار شهر پرجمعیت کوچابامیا در منطقه مرکزی کوههای سر به فلک کشیده آند از دولت او و مورالس، رئیسجمهور خواسته استعفا دهد.
با این همه مورالس که اولین بومیای است که طی 5 سدهای که از ورود به اسپانیاییها به بولیوی میگذرد به ریاست جمهوری این کشور رسیده چنان نگران این تحولات نیست. او که سالها هدایت و سازماندهی اعتراضات زارعان کوکا و مخالفت سرسختانهشان با تلاش آمریکا برای امحای مزارع کوکا را برعهده داشت بخوبی با اصول و قواعد اعتراضهای مدنی آشنا است.
مورالس با توجه به عادتهای کاری هنوز هم به رسم زارعان کوکا سحرگاهان و پیش از طلوع خورشید از خواب برمیخیزد و این عادت حتی پس از راهیابی به کاخ ریاست جمهوری در سال 2006 میلادی هم تغییر نکرده است. به رغم همه مشکلات اقتصادی و سیاسی که رادیکالیسم مورالس برای بولیوی به وجود آورده دوران حاکمیت او برای مردم کشورش ارمغانی بزرگ به همراه داشته و آن ثبات و امنیت نسبی بوده است.
اختلاف طبقاتی شدید و فقر کماکان در کشور موج میزند اما مورالس با حفظ قدرت توانسته خیلیها را شگفتزده کند. وقتی از او در مورد مشکلات بولیوی سوال میشود با دقتی که فقط از یک اقتصاددان میتوان انتظار داشت، میگوید: یکی از بحث برانگیزترین مباحث در کابینه این است که آیا باید بخشی از ذخایر ارزی کشور را خرج کنیم یا نه. سپس با توضیح این که ذخایر ارزی بولیوی پس از روی کار آمدن او در سال 2006 میلادی دو برابر شده و به حدود 4 میلیارد دلار رسیده است، میافزاید: به گمان من هنوز زمان برداشت از این ذخایر فرا نرسیده است.
بولیوی هنوز هم فقیرترین کشور آمریکای جنوبی است و 60 درصد مردم این کشور 1/9 میلیون نفری زیر خط فقر زندگی میکنند. در حالی که لزوم مهار فقر به جدیترین موضوع مورد بحث در محافل سیاسی بولیوی تبدیل شده پارهای از تصمیمات مورالس از جمله اقدام اخیر او در ملی اعلام کردن صنعت نفت این کشور همه را غافلگیر کرد.
در حالی که بسیاری این اقدام را افراطی میدانستند ملیسازی صنعت نفت بولیوی در عمل چیزی جز بازبینی مفاد قراردادهای نفتی و گازی این کشور با شرکتهای فعال در صنعت انرژی این کشور نبود. با این حال این اقدام موجب شد سهم درآمدهای ناشی از بهرهبرداری از منابع نفت و گاز بولیوی از تولید ناخالص داخلی این کشور از 5 درصد در سال 2004 میلادی به 3/13 درصد در سال گذشته بالغ شود.
رشد درآمدهای بخش انرژی تسریع روند رشد اقتصادی بولیوی را رقم زده به گونهای که پیشبینی میشد رشد اقتصادی این کشور طی سال جاری به حدود 4 درصد برسد. علاوه بر این افزایش برداشت محصول کوکا و تشدید روند قاچاق این محصول به برزیل هم به تسریع روند رشد اقتصاد بولیوی دامن زده است.
نکته تناقضآمیز این که طبقه متوسط شهری که حداکثر بهره را از سیاستهای اقتصادی مورالس برده سرسختترین منتقد حاکمیت او است. با در صدر امور بودن یکی از اعضای برجسته سندیکای تولیدکنندگان کوکا، زارعان این محصول دیگر اقدام به مسدود کردن بزرگراهها نمیکنند و همین مساله موجب شده رفت و آمد مردم و مبادله کالا بین نقاط مختلف کشور تسهیل شود.
بهبود شرایط اقتصادی بولیوی موجب شده صنعت ساخت و ساز در نقاط مختلف کشور احیا شود و پروژههای مسکونی و ساختمانهای تجاری یکی پس از دیگری در نقاط مختلف کشور سربرآورند.
براساس فیلمی که قرار است ماه آینده میلادی در سراسر بولیوی به نمایش درآورد و «Evo Pueblo » نام دارد تونچی آنتزانا، از کارگردانان برجسته بولیوی زندگی مورالس را به تصویر کشیده است. در این فیلم زادگاه او در دهکدهای دورافتاده در ایمارا که مامن بومیان است، نشان داده میشود. او در دوران کودکی در کورههای آجرپزی مشغول فعالیت شد و در دستههای موسیقی بومی فلوت میزد. سالها بعد بود که در یک مزرعه کوکا مشغول به کار شد، با مشقت زیاد صاحب مزرعهای شد و بعدها به دلیل جدیت در کار به عضویت سندیکای زارعان کوکا درآمد و به ریاست آن رسید.
این فیلم بیانگر علاقهمندی بولیویاییهای فقیر به مورالس است. مردی که هیچگاه نتوانست تحصیلات دبیرستانی را به پایان ببرد و در 47 سالگی هنوز مجرد است و همسری اختیار نکرده است. گردهماییهایی به تصویر کشیده میشود که در آن حاضران پلاکاردهایی در دست دارند که روی آنها نوشتههایی در حمایت از نامزدی مورالس برای دریافت جایزه صلح نوبل درج شده است.
داروین نپیتو و روبرتو نادیا از روزنامهنگاران مشهور بولیوی اقدام به نگارش و چاپ کتابی تحت عنوان «یکی به نام ادو» کردهاند که در آن ماجراهای عشقی زندگی مورالس و چگونگی به قدرت رسیدن او با دقت و وسواس دنبال شده است. این کتاب از آنجا که بدون مجوز چاپ شده بود سر و صدای زیادی در بولیوی به پا کرد.
در صحنه سیاسی، مخالفان و منتقدان دولت به برخوردهای دولت با مخالفان و پیشنهاد حامیان مورالس برای انتخاب مجدد او به ریاست جمهوری بدون رایگیری اشاره میکنند. این گروه تاکید دارند مورالس در بسیاری از موارد از هوگو چاوز، رئیسجمهور ونزوئلا الگو میگیرد.
این موضوعی است که مورالس چندان هم از اقرار به آن ابا ندارد. میگوید: چاوز به دنبال احیای سرزمین آبا و اجدادی ما در آمریکایلاتین است و این دیدگاهی است که ما در آن شریک هستیم. او دریافت کمکهای مالی دولتش از ونزوئلا را قابل توجیه میداند در صورتی که رد کمکهایی که مشروط به امحاء مزارع کوکا شدهاند را اجتنابناپذیر توصیف میکند.
مورالس با ناخرسندی به اقلیت سفیدپوست و ثروتمند بولیوی اشاره میکند و ادعا دارد حتی به عنوان رئیسجمهور هدف اقدامات نژادپرستانه آنان است. او به اهانتها و تبلیغات منفی این گروه از سفیدپوستان که نبض اقتصاد بولیوی را در دست دارند و اکثر آنها ساکن سانتاکروز هستند، اشاره میکند. یادآوری میکند امید داشته با ورود به کاخ ریاست جمهوری بتواند به تبعیضها پایان دهد اما به ظاهر ریشههای اقلیت سفید عمیقتر از آن است که او بتواند در این راه به توفیق چندانی دست یابد.