یکی از موضوعات مهم و البته سرنوشت ساز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی به ایران اسلامی، نقش تعیین کننده گروههای مقاومت ست، گروهی که غاصبان قدس شریف مدعی بودند با بمباران چند ساله و ترورهای گسترده فرماندهان عملا دیگر وجود ندارند! اما با آغاز حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با قدرتی غافلگیر کننده وارد میدان نبرد شدند.
این گروهها با اتخاد استراتژی فعال و استفاده از ظرفیتهای حداکثری به مقابله با دشمن پرداختند. حزب الله در این راستا حملات متعددی به شمال سرزمینهای اشغالی انجام داد و رژیم صهیونیستی را مجبور کرد که بخشی از توان و نیروهای خود را در مناطق شمالی به کار گیرد. حزب الله لبنان در این مرحله از جنگ از تجهیزات سنگینی و با اهداف خاصی استفاده کرده است که نوع حملات و مکانهای حمله نشان دهنده قدرت حزب الله است. در همین راستا شبکه کان اعلام کرد که فکر نمیکردیم بعد از دو سال حمله به حزب الله، این جنبش از چنان قدرتی برخوردار باشد. این مساله نشان میدهد که حزب الله مسیر بازسازی و تکوین خود را به خوبی انجام داده است.
گروههای مقاومت در عراق نیز حملات پهپادی متعددی علیه مواضع آمریکاییها در عراق انجام دادهاند که نوع حملات آنها نشاندهنده هدف قراردادن مراکز مهمی از پایگاههای آمریکایی است.
اما یکی از نکاتی شاید برای ناظران یک معادله پیچیده و سوال برانگیز شده است، سهم و نقش انصار الله یمن در این نبرد سرنوشت ساز است! به نظر میرسد در استراتژی طراحی شده برای جنگ نقش متفاوت برای مقاومت یمن طراحی کرده است و قرار است و آنها برای وضعیتهای مهمتر پیش رو دست برتر ماشه دارند. با اینکه یمنیها بارها اعلام کردهاند که منافع آمریکاییها در دریا را هدف قرار خواهند داد؛ به نظر میرسد آنها در حالت فعالی قرار دارند که در صورت هرگونه ورود سایر بازیگران عربی به جنگ با ایران، وارد جنگ شوند.
در واقع وضعیت فعلی یمن حالتی از ترس را برای سایر بازیگران درصورت ورود به درگیری ایجاد کرده است و این مساله یک اهرم فشار برای همراهی سایر بازیگران با آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
در مجموع میتوان گفت گروههای مقاومت تاکنون نقشی فعال و همراه با ایران داشتهاند و اقدامات مهمی نیز انجامدادهاند که توانسته معادلات را تغییر دهد.